خانم مدیرآچاربهدستِ مدرسه
خانم معلم میگوید که در اوایل سال مدرسه خدمتگزار نداشت اگر خودم بهتنهایی میخواستم همه کارها را انجام دهم هرگز موفق نمیشدم. این شد که خانواده من، خانواده مدرسه شکوه شدند و از دلوجان برایش کار کردند.
به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، فاطمه شاکری، مدیر دبستان شکوه ورزنه ۷ سال سابقه رسمی دارد. او زمانی مدیر مدرسه شکوه شد که به دلیل تخلیه یکی از مدارس تخریبی و تأمین فضای آموزشی، بین پنج مدرسه شهر ورزنه جابهجایی انجام شد؛ مدرسه دخترانه دوره دوم ابتدایی شکوه، یکی از این مدارس بود که تغییر مکان داد و به فضای دیگری نقلمکان کرد، اما این مدرسه فاصله زیادی تا رسیدن به شرایط مطلوب برای میزبانی از دانشآموزان داشت. همین شد که خانم مدیر تصمیم گرفت دستبهکار شود تا بچهها در فضای جدید اذیت نشوند. فاطمه شاکری، مدیر دبستان شکوه ورزنه در این باره میگوید: مدیریت آموزشگاه زمانی به من واگذار شد که فاصله زیادی تا شروع سال تحصیلی نداشتیم. در آن زمان، من معلم مدرسه شکوه بودم. من و همکارانم از تابستان درگیر آمادهسازی مدرسه بودیم. بخشی از اموال مدرسه مثل نیمکتها منتقل شده بود ولی بعضی وسایل دیگر باقیمانده بود. همسر من و همسران معلمان دیگر مدرسه شکوه برای جابهجایی و نصب وسایل مثل کولرها، پرده کلاسی، وسایل سیستمی و... و نظمدادن به اموال داخل مدرسه کمک زیادی کردند.وی افزود: تا اواخر شهریور مدیر ثابتی نداشتیم تا اینکه با پیشنهاد مدیر وقت آموزشوپرورش شهرستان ورزنه به سمت مدیریت مدرسه منصوب شدم و صبح روز اول مهر، ابلاغ مدیریت در دست در جمع همکارانم حضور پیدا کردم.مدیر دبستان شکوه ورزنه گفت: کار من تازه شروع شده بود. در اوایل آن سال مدرسه خدمتگزار نداشت و اگر خودم بهتنهایی میخواستم همه کارها را انجام دهم هرگز موفق نمیشدم. این شد که خانواده من، خانواده مدرسه شکوه شدند و از دلوجان برایش کار کردند.
تعطیلی مدرسه، تازه آغاز کار من و اعضای خانواده بودشاکری ادامه داد: وقتی مدرسه تعطیل میشد، تازه آغاز کار من و اعضای خانواده بود. با کمک همسر و دیگر خویشاوندان شبها مشغول آمادهسازی مدرسه و نصب چوبلباسی و پردهها، تعویض لامپها و کارهای جانبی میشدیم.وی گفت: همسرم تراکتور دارد و با تراکتورش آب میآورد و دیوارهای حیاط را با آب و وایتکس تمیز میکردیم. به کمک همان تراکتور هم سردر مدرسه را عوض کردیم. کمکم دیگر اعضای خانواده هم پای کار آمدند. پدرم، پسرم، پسر خواهرشوهرم در جوشکاریها، رنگآمیزیها، نصب حفاظها، نصب میلههای ورزشی و... کمک کردند.مدیر مدرسه شکوه ورزنه یادآور شد: در تابستان سال بعد رنگآمیزی دیوارها را به گروهی از دختران هنرستان واگذار کردم و خودم و دخترم رنگآمیزی کمدها و میزها را انجام دادیم. حتی یادم است برای زنگ استکبارستیزی مادرم کمک کرد تا پلاکاردهای مناسبی تهیه کنیم؛ همچنین رؤسای انجمن مدرسه شکوه در دو سال گذشته زحمات زیادی در خرید تجهیزات موردنیاز مدرسه کشیدند.پسر خانم مدیر، کنکوری است اما بااینوجود، در زمان استراحتش پابهپای مادر برای سرپا شدن مدرسه تلاش کرد. هرچند این کمکها، زمان زیادی از او گرفت، اما به برکت همین اقدامات بود که در نهایت توانست در رشته امور تربیتی دانشگاه فرهنگیان پذیرفته شود تا مسیر مادر را در جهان معلمی ادامه دهد.
ساخت سالن اجتماعات و چند کلاس درساز خانم شاکری پرسیدم آیا از شدت کار خسته نمیشدید او در جواب گفت: یقینا خیلی وقتها اعضای خانوادهام خسته میشدند. اینکه بعد از زمان مدرسه، درست جایی که باید بهعنوان یک همسر و یک مادر در اختیار خانواده باشی، باز هم مشغول امور مدرسهای کار آسانی نیست؛ ولی همه ما این سختیها را به جان خریدیم تا مدرسه برای بچهها محیطی راحتتر، ایمنتر، شادتر و زیباتر باشد. خانواده من، خانواده شکوه شدند و شبانهروزی برایش تلاش کردند تا دانشآموزان در آن احساس بهتری داشته باشند و البته باید در کنار اعضای خانوادهام از رؤسای انجمن مدرسه شکوه هم تشکر کنم.وی در پایان گفت: امیدوار است با کمک خیران و اداره کل نوسازی مدارس بتواند یک سالن اجتماعات و چند کلاس بسازد تا بهتر از قبل اهداف موردنظر مدرسه را پیاده کند. #معلم #روز_معلم #مدرسه #مدیر_مدرسه 08:36 - 12 اردیبهشت 1404