جزئیاتی از ماموریت ۴۲۰ ساعته خنثی سازی موشک عمل نکرده
بزرگراه شهید زینالدین تهران در ۱۳ اسفند ۱۴۰۴، نه تنها با صدای انفجار، بلکه با سنگینی یک تهدید زیرزمینی روبرو شد؛ حادثهای که در آن، نبرد میان موشک ویرانگر و اراده انسانهای خستگیناپذیر، در عمق ۱۵ متری خاک شکل گرفت و به ماموریت ویژه ۴۲۰ ساعته رسید.
به گزارش خبرنگار شهر، آسمان تهران ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ حدود ساعت ۱۲:۱۵ ظهر، برخلاف روزهای معمول، رنگی دیگر داشت؛ رنگی سنگین و ناآرام. تنها پنج روز از آغاز جنگ میان آمریکا و اسرائیل با ایران میگذشت و سایه این جنگ، بر خانههای شهروندان سنگینی میکرد. درست در لحظهای که روز به اوج خود رسیده بود، سکوت نیمهروز را صدایی مهیب شکافت؛ اصابتی که لرزه بر تن شهر و خانههای مسکونی انداخت.موشکی از سوی آمریکا و اسرائیل علیه مردم ایران، با جریانی از آتش و غبار، مستقیماً به ساختمان اداره برق در منطقه ۴ شهرداری تهران در خیابان صاحبالزمان برخورد کرد.این موضوع سندی دیگر از جنایتهای دشمن بود البته داستان در همان برخورد تمام نشد. از مسیر رد شدن آتش و سنگینی ضربه، مشخص شد که این موشک، مسیر خود را از میان لاین کندرو بزرگراه شهید زینالدین، در جهت شرق به غرب، باز کرده است. موشک، گویی نه تنها از میان زمین عبور کرده، بلکه میخواست بخشی از هسته این شهر را با خود ببرد.آنچه در افکار عمومی به عنوان یک «موشک عملنکرده» ثبت شد، در واقع آغاز یک نبرد جانفرسا در اعماق خاک بود. موشکی با وزن خیرهکننده بیش از ۵ تن، مانند یک غول فلزی، در عمق ۱۵ متری زمین فرو رفته بود. این تنها یک عملیات خنثیسازی ساده نبود.
فرزاد هنرور، معاون شهردار منطقه ۴ تهران که از نزدیک در جریان این اصابت و عملیات خنثی سازی موشک بوده، جزئیات ماجرا را اینچنین روایت میکند:« انگار یک هفته تمام، زمان ایستاد. هفت شبانهروز که در آن، تیمهای تخصصی و ویژه خنثیسازی، در میان غبار و اضطراب، با دقت میلیمتری برای بیرون کشیدن این هیولای فلزی پیش میرفتند.تنها حفاری با عمق ۱۵ متری کافی نبود؛ باید شعاعی به وسعت ۴ متر از اطراف آن را نیز کنده میشد تا تعادل زمین حفظ شود و خطر انفجار لحظهای، شهر را به کام خود نکشد.
در این میان، قهرمانان واقعی، مردانی بودند که از لایههای مختلف شهر گرد هم آمدند. راننده لودر، دو راننده بیل مکانیکی که با دقت جراح، خاک را کنار میزدند، ۱۵ نیروی خستگیناپذیر خدمات شهری، راننده جرثقیل و دلاوران آتشنشانی؛ همگی در کنار نیروهای چک و خنثیسازی، در یک همافزایی بینظیر، با مرگ دستوپنجه نرم میکردند. آنها نه فقط برای خنثیسازی یک موشک، بلکه برای بازپسگیری آرامش از چنگال جنگ، در آن حفره عمیق میجنگیدند.
در حالی که تیمها در اعماق زمین مشغول کار بودند، در سطح شهر، تلاشهای بیوقفه برای مدیریت بحران جریان داشت. محورهای اصلی تردد با دقت مسدود شدند و مسیرهای جایگزین، با تمام احتیاط، برای حفظ جان رانندگان طراحی شد.
اما آمارهای پشت این واقعه، قلب هر انسانی را به درد میآورد. منطقه ۴ تهران به کانون اصلی اصابتها بدل شده بود. ثبت ۸۶ حمله و ۵۳ اصابت مستقیم موشک، پرتابه و پهپاد در این محدوده، نشان از شدت فشاری دارد که بر پیکره این منطقه وارد شده است. پشت هر عدد، قصهای از یک زندگی است. شهروندانی که نخواستند در مقابل دشمن خونخوار سر تعظیم فرود بیاورند، عزیز دادند؛ زخم خوردند اما از میان آوار برخاستند.آسیبدیدگی بیش از ۱۰ هزار و ۳۶۰ واحد مسکونی در منطقه ۴، این منطقه را به تابلویی از زخمهای جنگ و نشانههای ایستادگی مبدل کرده استدر نهایت، آنچه از آن هفته پر از اضطراب باقی ماند، فراتر از یک عملیات فنی برای خنثیسازی یک موشک عملنکرده بود. آنچه ماند، روایت ایستادگی بود؛ ایستادگی راننده بیل مکانیکی در میان غبار، ایستادگی نیروهای آـش نشانی در برابر جنگ و ایستادگی ساکنان منطقهای که با وجود ۵۳ اصابت مستقیم و هزاران واحد مسکونی آسیبدیده، همچنان به زندگی در تهران و مقاومت ادامه دادند.
09:43 - 27 تیر 1405