چه سند مظلومیت جاودانهای
خواستم بگویم: فاطمه دختر خدیجه بزرگ است؛ دیدم فاطمه نیست.خواستم بگویم که فاطمه دختر محمّد است؛ دیدم که فاطمه نیست.خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است؛ دیدم که فاطمه نیست.خواستم بگویم که فاطمه مادر حسین است؛ دیدم که فاطمه نیست.خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است؛ باز دیدم که فاطمه نیست.نه! اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.فاطمه، فاطمه است. (دکتر علی شریعتی)"امامعلی" علیهالسّلام، پیکرِ مجروحِ زهرایِ اطهر سلاماللهعلیها را "مخفیانه" و "مظلومانه" بهخاک سپرد... و آیا تاریخ، در برابر این رازِ سَر به مُهر، راهِ خموشی برگزید؟ پاسخ؛ "خیر" است، زیرا تاریخ در مواجهه با وصیّتِ افشاگرانهٔ فاطمةالزهرا(سلاماللهعلیها)، مسیری به جز شکستنِ روزهیِ سکوت، ندارد...مگر سیّده زنان عالَم، در وداع آخرین، به امیرالمؤمنین، چه وصیّت فرموده است؟ میخواهید اندکی از آثار ستمی که ظالمان بر آنحضرت روا داشتند را بدانید... پس در سطری از کتاب "کشتیِ پهلو گرفته" اثرِ ارزشمند "استاد سیّدمهدی شجاعی" درنگ کنید تا با جلوهای از گنج معانی مستتر در سفارش حقطلبانه اُمّابیها به شوهر مظلومش، آشنا شوید:«از علی خواستی –مظلومانه و متواضعانه– که تو را شبانه دفن کند و مقبرهات را از چشم همگان مخفی بدارد. میخواستی به دشمنانت بگویی دودِ این آتشِ ظلمی که شما برافروختهاید نه فقط به چشم شما که به چشم تاریخ میرود و انسانیت، تا روز حشر از مزار دُردانه خدا، محروم میماند. چه سند مظلومیت جاودانهای! و چه انتقام کریمانهای!»
مهمترین بخش از این وصیّتِ بلند، به منعِ حضور غاصبانِ خلافت رسولخدا صلّیاللهعلیهوآله و عاملان شهادتِ انسیّة الحورا علیهاالسلام، اختصاص دارد... آنجا که دُخت ستمدیده پیامبر خاتم(ص)، پرده از چهره تزویر ریاکاران بَر میکشد و دردمندانه به همسر جان بر لبش، میگوید:«اُوصِیکَ اَنْ لایشْهَدَ اَحَدٌ جِِنازَتِی مِنْ هؤلاءِ الَّذینَ ظَلَمونِی وَ اَخَذوا حَقِّی فَاِنَّهُمْ عَدُوِّی وَ عَدُوُّ رَسولِ اللهِ وَ لا تَتْرُکْ اَنْ یصَلِّی عَلَی اَحَدٌ مِنْهُمْ وَ لا مِنْ اَتْباعِهِمْ وَ ادْفِنِّی فِی الَّیلِ اِذا هَدَأت الْعُیونُ وَ نَامَتِ الاَبْصارُ؛ [ای علی] تو را وصیت میکنم هیچ یک از آنان که به من ظلم روا داشتند و حق مرا غصب کردند، نباید در تشییع جنازه من شرکت کنند؛ زیرا آنها دشمنان من و دشمنان رسول خدا هستند و اجازه نده که فردی از آنها و پیروانشان بر من نماز بگزارد. مرا شب دفن کن، آن هنگام که چشمها آرام گرفته و دیدهها به خواب فرو رفته باشند.» (دلائلالامامة طبری، صفحه ۴۴؛ بحارالانوار، جلد ۷۸، صفحه ۳۱۰)
علامّه شهید مرتضی مطهّری در صفحه ۲۲۵ کتابِ "سیری در سیره نبوی"، پیرامون چرایی توصیه محوریِ حضرت زهرا سلاماللهعلیها، برای تدفین شبانه ایشان توسط مولیالموالی امام علی علیهالسّلام، مینویسد:«تاریخ، كارش همیشه لوث است. افرادی جنایتی را مرتكب میشوند و بعد خودشان در قیافه یک دلسوز ظاهر میشوند برای اینكه تاریخ را لوث كنند، عین كاری كه مأمون كرد: امام رضا را شهید میكند، بعد خودش بیش از همه مشت به سرش میزند و فریاد میكند و مرثیهسرایی مینماید، و لهذا تاریخ را در ابهام باقی گذاشته كه عدهای نمیتوانند باور كنند كه مأمون بوده است كه امام رضا را شهید كرده است. این لوث تاریخ است. زهرا برای اینكه تاریخ لوث نشود، فرمود مرا شب دفن كن. لااقل این علامت استفهام در تاریخ بماند: پیغمبر یک دختر كه بیشتر نداشت؛ چرا باید این یک دختر شبانه دفن بشود و چرا باید قبرش مجهول بماند؟! این بزرگترین سیاستی است كه زهرای مرضیه اعمال كرد كه این در را به روی تاریخ باز بگذارد كه بعد از هزار سال هم كه شده بیایند و بگویند:وَ لِاَیِّ الْاُمورِ تُدْفَنُ لَیْلاًبِضْعَةُ الْمُصْطَفی وَ یُعْفی ثَراهاتاریخ بگوید: سبحاناللّه! چرا دختر پیغمبر را در شب دفن كنند؟! مگر تشییع جنازه یک امر مستحبی نیست، آنهم مستحب مؤكَّد، و آنهم تشییع جنازه دختر پیغمبر؟! چرا باید افرادی معدود به او نماز بخوانند؟! و چرا اصلاً محل قبرش مجهول بماند و كسی نداند زهرا را در كجا دفن كردهاند؟!»پرسشی که پاسخِ آن؛ واقعیّت جاری در ماجرایِ تلخ شهادت بهینبانوی دو سَرا که آزردنش، آزار خدا و ختم پیمبران اوست را بخوبی آشکار میسازد... حقیقتی که عارف بِالله مرحوم آیتالله بهجت رحمتاللهعلیه، در بیانِ اهمیّتش فرمود:
«فاطمهٔ زهرا علیهاالسلام با همان وصیتی که کرد شبانه دفن شود، پیروز شد و پیروز است.» (در محضر بهجت، جلد ۱، صفحه ۳۹)
23:39 - 11 آذر 1404