هنرِ فرماندهیِ تراز

جنگی که قرار بود «ظرف چند روز» تهران را فتح کند، نهایتاً، با «عقب‌نشینی دو ابرقدرت نظامی» به پایان رسید. آمریکا، با قوی‌ترین ارتش جهان و اسرائیل، با قوی‌ترین ارتش منطقه، در برابر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران زانو زدند. این یک «پیروزی نظامی» صرف نیست. یک «زلزله ژئوپلیتیک» است که نظم امنیتی خاورمیانه را بازنویسی کرد. اگر دشمن با تمام توان نظامی‌اش نتوانست ایران را بشکند، چه امیدی به «پیروزی» در جنگی دیگر دارد؟ و پاسخ، در یک کلمه خلاصه می‌شود: «هیچ». برای درک این پدیده، ابتدا باید به سراغ «داده‌های عینی» رفت. بر اساس گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های غربی، ارتش اسرائیل در جنگ ۴۰ روزه، متحمل ضرباتی شد که در تاریخ خود بی‌سابقه بود. شبکه «الجزیره» به نقل از منابع نظامی اسرائیلی گزارش داد که «حملات ایران، بزرگ‌ترین شکاف را در سامانه پدافندی اسرائیل ایجاد کرد.» «سی‌ان‌ان» نیز نوشت: «اسرائیل هرگز با چنین حجمی از شلیک دقیق موشکی مواجه نشده بود.» این یعنی نیروی نظامی ایران، نه با «اتکا به یارگیری»، که با «توان داخلی»، توانسته است «امنیت» را به دشمن تحمیل کند و این، یک «دستاورد تاریخی» است. در کنار این، باید «آمار خسارات» در خود اسرائیل را نیز دید. گزارش‌های اقتصادی نشان می‌دهد که جنگ ۴۰ روزه، بیش از ۳۰ میلیارد دلار خسارت به اقتصاد رژیم صهیونیستی وارد کرد. هزاران نفر آواره شدند، صدها واحد مسکونی ویران شد و خطوط هوایی تعطیل گردید. اما در سوی مقابل، ایران، با وجود چندین هزار واحد مسکونی آسیب‌دیده در تهران، توانست «صادرات نفت» را قطع نکند، «شبکه موشکی» را فعال نگه دارد و «اقتصاد مقاومتی» را به نمایش بگذارد.
این یعنی «تاب‌آوری» ایران، از «تاب‌آوری» دشمن پیشی گرفته است. یعنی «شکست دشمن» نه فقط در میدان نبرد، که در «میدان تحمل» نیز رقم خورد. نکته ظریف‌تر، در «روایت دشمن» از این شکست است. آنها که همیشه خود را «قدرت شکست‌ناپذیر» معرفی می‌کردند، حالا در برابر چشمان جهانیان، مجبور به «عقب‌نشینی» شدند و این عقب‌نشینی، نه یک «انتخاب»، که یک «اجبار» بود. اجبار ناشی از «مدیریت دقیق و حساب‌شده» نیروهای مسلح ایران. این مدیریت، از یک «فرماندهی قوی و با درایت» سرچشمه می‌گیرد که در سخت‌ترین شرایط، توانست «ضربات سنگینی» بر پیکر دو رژیم جنایتکار وارد کند. یعنی «هنر فرماندهی» در تراز یک «تمدن». تمدنی که در طول تاریخ، با «تدبیر» و «مقاومت»، دشمنان بزرگ‌تر از خود را شکست داده است. اما آیا دشمن در جنگ نظامی آینده پیروز خواهد شد؟ پاسخ، با توجه به «روند گذشته» و «واقعیت فعلی»، «خیر» است. چون ایران، پس از هر جنگ، «قوی‌تر» شده است. چون «شبکه موشکی» ایران، حالا «توزیع‌شده» و «غیرقابل هدف‌گیری» است. چون «بازدارندگی» ایران، حالا «چندلایه» و «بومی» است. چون «دشمن»، حالا «هزینه جنگ» را با «چشم خود» دیده است. آنها می‌دانند که هر «ماجراجویی» جدید، نه یک «پیروزی سریع»، که یک «باتلاق فرسایشی» خواهد بود. این، یعنی «بازدارندگی» ایران، کار خود را کرده است. دشمن، حالا در «حسرت شناختی» آن روزهایی به سر می‌برد که فکر می‌کرد با «بمب»، می‌تواند «اراده ملت» را بشکند. این، یعنی «پایان اسطوره شکست‌ناپذیری» ارتش‌های غربی و صهیونیستی و آغاز «عصر بازدارندگی ایرانی».
01:36 - 9 شهریور 1405

9640 بازدید