از کوزه همان برون تراود که در اوست

اعتیاد به هر نوع وابستگی و عدم توانمندی ذهنی فرد نسبت به مقابله با تمایلات و خواسته‌های بیمار گونه‌ای است که ترک آن‌ها برایش مقدور نیست. به تعبیر بهتر هر چیزی که فرد را ناخواسته به خود وابسته کند اعتیادآور بوده و فرد در پی آن از شخصی سالم به بیماری معلوم تبدیل خواهد شد. از منظر علوم رفتاری و روانشناختی، احساس نقص، شرم، گناه و شکست‌های مکرر از بالاترین موارد و دلایل تمایل به مصرف سوءموادمخدر صنعتی و سنتی است. ناکامی و ناامیدی در مرتبه و جایگاه بعدی عوامل زمینه ساز یا اولیه اعتیاد هستند. رویکرد‌های رابطه محور و مهارت‌های زندگی، عدم اعتماد به نفس و وجود والد و معلم سختگیر را از دلایل و عوامل وابستگی به مواد افیونی تشخیص داده و سبک زندگی آمرانه و تأکیدی و ناهیانه را سبب تمایلات بعدی می‌دانند. از همین رو با دکتر داود اسماعیلی، روانشناس و مدرس دانشگاه گفت‌وگو کرده‌ام که ماحصل گفته‌های وی را در ادامه می‌خوانید.جهت هم‌افزایی و دانش افزایی عمومی و اجتماعی باید از سنین کودکی و در دوران دبستان که هنوز تأثیرات گروه همسالان مانند نوجوانی و جوانی مخرب و ناکارآمد نگردیده است، مشاوران و مربیان علوم رفتاری و انگیزشی ورودی مفید و مؤثر و کارآمد به مدارس و مرکز آموزشی داشته باشند. الگو‌های والدینی نیز نیازمند بازنگری‌های پیاپی بوده و فرد را تحت کنترل عوامل متعددی قرار می‌دهد. رفتار‌ها و چالش‌های روانی فرد معتاد خود آسیب‌رسان (مازوخیسم) و دیگر آسیب‌رسان (سادیسم) بوده و تاب و توان اطرافیان به سر آمده و قطعاً پس از مدتی فرد مطرود خانواده و اجتماع و محیط کار و تحصیل و دوستان و آشنایان می‌شود.
بحث دلایل و آسیب‌شناسی اعتیاد نیز نیازمند نگاه جامعه شناختی است و با تک محوری و نگاه تک بعدی صرفاً روانشناختی نمی‌توان راهکار و راهبرد مفید و مؤثری در نظر گرفت، اما مهم‌ترین راهکار مفید و مؤثر و کارآمد دیدگاه‌های راه حل محور روانشناسی اجتماعی بر مبنای رویکرد تعأمل با گروه یا همنوایی گروهی و خرد ورزی جمعی است. هرگاه ناتوانی و ناکامی و شکست بر فرد مستولی و چیره شد، آنگاه راه تمایل به سوء مصرف مواد مخدر بازگردیده و شخص با وابستگی به آن، توان مدیریت ذهن خویش را نداشته و انگل اجتماع می‌شود!.در کل معضل اعتیاد از منظر علم روانشناسی و جامعه شناسی عبارت است از: تغییر خلق‌و‌خو و عادت برخلاف تصور عامیانه، هرگونه وابستگی و چسبندگی عاطفی و احساسی و هیجانی به هر چیزی اعم از عنصر مادی، معنوی و انسانی، در فرد تغییر خلق و خو و فکر و انگیزه و کنش به وجود می‌آورد. این موضوع از دید نخست، یک پدیده دگردیسی و تغییر حالت و استحاله نامیده می‌شود. اعتیاد خود یک امر ثانویه و معلول یک علت است. ابتدا باید خود علت شناسایی و آسیب شناسی شود. به قول بزرگی، عادت کنیم به مواد عادت نکنیم! ترک عادت موجب مرض است و در حوزه علوم رفتاری وجود امراض اگر شامل شدت، مدت و فراوانی شود، اصطلاحاً فرد دچار اختلال شده و نیاز به درمان، تغییر، اصلاح و در نتیجه بهبود و رشد دارد.محیط یکی از مؤثرترین زمینه‌ها و علل ابتلا به انواع اعتیاد و عادات و سوء رفتار آدمی است. بر‌اساس تعریف علم روانشناسی که بررسی و مطالعه فرآیند‌های ذهنی و رفتاری فرد در تعامل با محیط است، اهمیت حوزه شناخت، ارتباط و ادراک، مشخص می‌شود. چنانچه ارتباط و ادراک صحیح صورت گیرد، عوامل و مداخلات پیشگیرانه و آگاهانه در فرآیند بلوغ عقلی و عاطفی رخ خواهد داد.
بی تردید احساس خلأ و پوچی، نقطه شروع گرایش به اعتیاد و آسیب‌های اجتماعی است. احساس خلأ و پوچی و تهی بودن در فرد، وی را به سوی سوء مصرف مواد سوق می‌دهد. اعتیاد به تفکر نادرست سر منشأ تمامی اعتیاد‌ها و ریشه مفاسد بشری است. انسان‌های سلیم النفس اعتقاد راسخ به این جمله معروف «عقل سالم در بدن سالم است»، دارند، چراکه از کوزه همان برون تراود که در اوست. اگر باور‌ها و نظامات ارزشی افراد تغییر کند، به هیچ عاملی اعتیاد پیدا نکرده، بلکه خود منشأ و اثر تغییرات و تحولات در جامعه می‌شود. علاج و راه برون رفت از هر نوع اعتیاد، تغییر افکار و در نتیجه تغییر رفتار است. این اصل رویکرد معرف حوزه روانشناسی یا همان رویکرد شناختی - رفتاری است. اگر افکار را تغییر دهیم، رفتار نیز تغییر می‌کند. ورزش، نشاط و سرگرمی سالم، شادکامی و تندرستی روح و جسم و فکر را به همراه دارد.
10:15 - 26 آبان 1404

1 واکنش
24٫1k بازدید