یوگای ورزشی و ریشههای معنوی آن
هرچند در دنیای امروز یوگا غالباً بهعنوان ورزشی برای جسم و ذهن معرفی میشود، نباید از این نکته غافل شد که یوگا دارای لایههای معنوی و آموزههایی فراتر از حرکات جسمانی است. برخی محققان نیز به این موضوع اشاره کردهاند که اگرچه در دورهای از عصر معاصر، بیشتر بر ابعاد جسمانی یوگا تأکید میشد، پس از آن، ابعاد معنوی و سنتی یوگا بار دیگر مورد توجه قرار گرفت. نگاهی به تاریخچه یوگا نیز نشان میدهد که این سنت، در دورههایی بهصورت طریقتی با آموزههای خاص مطرح بوده و بخشی از تعالیم آن بهصورت سینهبهسینه منتقل میشده است. بعدها پاتانجلی، که زمان زندگی او را چند قرن پیش از میلاد دانستهاند، مجموعهای از این تعالیم را در متنی با عنوان «یوگاسوتره» تدوین کرد. این اثر، متنی مختصر و فشرده و در مواردی رمزگونه دارد؛ بهگونهای که در طول تاریخ، شرحها و تفاسیر متعددی برای توضیح مقصود آن نوشته شده است.یوگا در بستر سنتهای هندی صرفاً مجموعهای از تمرینات جسمانی نبوده، بلکه بهعنوان طریقتی عملی برای رسیدن به رهایی معنوی نیز مطرح شده است. در برخی سنتهای یوگایی، مفاهیمی همچون رهایی از چرخه تناسخ، سامادهی و بیداری کندالینی جایگاهی اساسی دارند.بیداری کندالینی نیز حالتی خاص و پیچیده توصیف میشود که طرفداران آن معتقدند شناخت کاملش تنها از راه تجربه ممکن است. در برخی گزارشها، این تجربه با حالات جسمی و روانی غیرمعمول، مانند خندیدن یا گریستن بیاختیار، احساس گرما و سرما در بدن و حالات مشابه همراه دانسته شده است.
حتی در دوران معاصر نیز همه آموزههای معنوی و باطنی یوگا از ابتدا و بهصورت عمومی به هنرجویان ارائه نمیشود. در برخی شیوههای آموزشی، فرد پس از مدتی تمرین و آشنایی با یوگا، بهتدریج با آموزههای معنوی و لایههای عمیقتر آن آشنا میشود. همین مسئله پرسشی مهم را پیش میکشد: اگر یوگا صرفاً به چند حرکت ورزشی و تمرین تنفسی محدود است، چرا برخی از تعالیم معنوی آن بهتدریج و در مراحل بعدی به افراد ارائه میشود؟بررسی فضای برخی باشگاهها و مراکز آموزش یوگا و همچنین گفتوگو با افرادی که تجربهای طولانی در این زمینه دارند، میتواند ابعاد دیگری از این مسئله را روشن کند. حضور نمادها، تصاویر و مجسمههایی برگرفته از سنتهای دینی و معنوی هند در برخی از این فضاها، این پرسش را تقویت میکند که آیا میتوان یوگا را صرفاً به بعد جسمانی آن فروکاست؟وقتی انسان با چنین فضایی روبهرو میشود، طبیعی است که این سؤال برایش مطرح شود: حضور این نمادها و مجسمهها در محیط آموزش یوگا چه ضرورتی دارد؟ نمادهایی که برخی از آنها با خدایان و آیینهای هندو پیوند دارند، در فضایی که صرفاً «ورزشی» معرفی میشود چه جایگاهی دارند؟ همچنین نشانههایی همچون مار، آتش و برخی حرکات مرتبط با «درود بر خورشید» چه معنایی دارند و چرا در برخی شیوههای یوگا مورد استفاده قرار میگیرند؟پرسش درباره «مانتراها» نیز در همین چارچوب قابل طرح است. اگر یوگا تنها مجموعهای از حرکات جسمانی و چند نوع تمرین تنفسی برای دستیابی به آرامش است، پس مانتراها، نمادها و آموزههای معنوی موجود در برخی شاخههای آن چه جایگاهی دارند؟
با توجه به تاریخچه یوگا، اهدافی که در سنتهای مختلف آن مطرح شده و نیز نمادها و آموزههای معنوی همراه با برخی شیوههای آن، دشوار است یوگا را صرفاً یک ورزش جسمانی دانست. دستکم در صورت سنتی و تاریخی خود، یوگا طریقتی با مبانی و اهداف معنوی مشخص بوده است؛ هرچند امروزه ممکن است بسیاری از افراد تنها از برخی تمرینات جسمانی آن استفاده کنند و الزامی به پذیرش همه مبانی سنتی و معنوی آن نداشته باشند.نگارنده: علی شیرازی (پژوهشگر معنویتهای نوظهور)
11:16 - 9 شهریور 1405