پیشگویی به وقت بحران؛ نقدی بر ترویج آسترولوژی در فضای عمومی
آسترولوژی یا ستارهبینی پدیدهای است که چند صباحی است بر سر زبانها افتاده و به برکت فضای مجازیِ بیسامان، بسیاری از افراد با این پدیده که بهاصطلاح به پیشگویی و بیان آینده میپردازد، آشنا شده و حتی آن را مبنای تصمیمگیری خود قرار دادهاند. هرچند آسترولوژی از سوی برخی بهعنوان یک علم معرفی میشود، بسیاری از قواعد و ادعاهای آن درباره تحلیل حوادث، هنوز بهصورت علمی و دقیق اثبات و واکاوی نشده است. از همین رو، بسیاری آن را در دسته «شبهعلم» قرار میدهند. تجربه نیز تا حد زیادی مؤید این مسئله است؛ چراکه در موارد متعددی، پیشگوییهای مطرحشده اساساً محقق نشدهاند.با تمام این اوصاف، این روزها که کشور عزیزمان مورد هجمه دشمنان قرار گرفته است، بازار آسترولوژیستها نیز بسیار داغ شده است. این افراد با پیشگوییهای کلی و مبهم، از قبیل اینکه در فلان ماه اتفاق خاصی خواهد افتاد یا حادثهای بزرگ رخ خواهد داد، هر رخدادی را به تحقق پیشگویی خود منتسب میکنند.در یادداشتی که اخیراً در کانال جناب آقای رائفیپور منتشر شده است نیز به همین مسائل پرداخته شده است. البته ایشان متذکر شدهاند که این پیشگوییها و تحلیلها مبنای تصمیمگیری غربیها و بهویژه یهودیان است، نه ما.در این زمینه، چند نکته را لازم میدانم متذکر شوم:۱. بر فرض اینکه این مباحث واقعاً مبنای قطعی تصمیمگیری باشند و هیچ عامل دیگری در تصمیمسازی دشمنان دخیل نباشد، دانستن این مطالب چه ارتباطی با عموم مردم دارد؟
آگاهی از این دست مباحث، در صورت ضرورت، باید در حوزه مشاوران، تصمیمگیران و تصمیمسازان باقی بماند تا آنان بتوانند برای حوادث پیشِ رو آمادگی لازم را کسب کرده و تصمیم مناسب اتخاذ کنند. انتشار چنین مطالبی در میان عموم مردم، آن هم از سوی شخص شناختهشدهای مانند شما، ممکن است دستاوردی جز ایجاد آشفتگی برای شمار زیادی از مخاطبان نداشته باشد.۲. دامن زدن به اینگونه مباحث میتواند بذر شک و تردید را در دل جامعه بکارد و محصول آن چیزی جز تضعیف عقلانیت و تغییر سبک دینداری مردم نباشد.تردید از این جهت شکل میگیرد که مخاطب با خود میاندیشد: «نکند این مطالب واقعیت داشته باشد و ما به سبب بیاطلاعی از آن دچار خسران شویم؟»تضعیف عقلانیت نیز از آنجا آغاز میشود که فرد، وقتی خود را خسارتدیده میبیند، به امید جبران خسارتهای گذشته، به این روشها و نمونههای مشابه آن متوسل میشود. این مسئله میتواند زنگ خطری برای تغییر سبک دینداری مردم باشد؛ دینداریای آمیخته با حق و باطل، خرافات و واقعیات.۳. ایجاد اضطراب فراگیر و احساس ناامنی کاذب، از دیگر پیامدهای انتشار اینگونه مطالب است.پیشبینی اتفاقات فاجعهبار، بحرانهای بزرگ یا فجایع جهانی بر اساس تقویمها و نشانههای نجومی، میتواند سطح اضطراب عمومی را افزایش دهد. این نوع محتواها حس ناامنی روانی را در مخاطب تشدید کرده و او را دائماً در وضعیت انتظار برای وقوع فاجعه یا تهدیدهای ناشناخته قرار میدهد؛ آن هم در شرایطی که مخاطب، خود را در جلوگیری از این حوادث فردی ناتوان و ناکارآمد میبیند.
در مجموع، به نظر میرسد دامن زدن به این مطالب در سطح عمومی، آن هم از سوی افراد شناختهشدهای مانند آقای رائفیپور، توجیه مناسبی نداشته باشد. حتی اگر هدف از بیان چنین مطالبی صرفاً آگاهیبخشی باشد، همانگونه که گفته شد، این آگاهیبخشی باید در جایگاه مناسب و برای مخاطبان مرتبط با آن صورت گیرد.را فردی ناکارآمد در جلوگیری از حوادث می بیند.در مجموع به نظر می رسد، دامن زدن به این مطالب در سطح عموم، آن هم توسط افراد شناخته شده ای مثل آقای رائفی پور توجیه مناسبی نداشته باشد و اگر هم برای آگاهی این مطلب بیان شده است همانطور که بیان شد این آگاهی بخشی باید در جایگاه مناسب خود صورت پذیرد.
10:32 - 9 شهریور 1405