اظهارات جنجالی رضا صفا درباره کشورهای اسلامی؛ از «لعنت» تا بهره‌برداری تبلیغاتی از بحران‌های اجتماعی
انتشار کلیپی از رضا صفا، کشیش تبشیری و مجری شبکه مسیحی «نجات»، بار دیگر واکنش‌هایی را نسبت به ادبیات تند او درباره اسلام و کشورهای اسلامی برانگیخته است. او در این کلیپ، کشورهای اسلامی، به‌ویژه ایران، را «زیر لعنت» توصیف می‌کند و مدعی می‌شود که زمین، هوا و آنچه در این کشورها وجود دارد، به دلیل اسلام و قوانین اسلامی آلوده به «لعنت» و «شیطان» است.رضا صفا در این سخنان، مشکلاتی مانند مرگ‌ومیر، بیماری، خودکشی و نابسامانی‌های اجتماعی را به اسلام نسبت می‌دهد و ادعا می‌کند که ریشه اصلی این بحران‌ها در دین اسلام و اجرای قوانین اسلامی قرار دارد.این اظهارات از سوی منتقدان، نمونه‌ای از گفتار تبلیغاتی و اسلام‌ستیزانه ارزیابی شده است؛ گفتاری که به جای بررسی دقیق و چندعاملی مسائل اجتماعی، مجموعه‌ای از بحران‌های پیچیده را به یک علت واحد، یعنی اسلام، فرو می‌کاهد.فروکاست بحران‌های اجتماعی به یک علت واحداز منظر تحلیلی، یکی از محورهای اصلی سخنان رضا صفا، نسبت دادن مستقیم مشکلاتی مانند فقر، بیماری، مرگ‌ومیر و خودکشی به اسلام است. این در حالی است که چنین پدیده‌هایی معمولاً حاصل مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، سیاسی، تاریخی، فرهنگی، روانی و بین‌المللی هستند و نمی‌توان آن‌ها را به شکلی ساده‌انگارانه به یک عامل واحد نسبت داد.منتقدان این نوع بیان معتقدند که در این گفتار، مشکلات واقعی مردم به جای آنکه موضوع تحلیل دقیق قرار گیرند، به ابزاری برای تخریب یک دین و هویت فرهنگی تبدیل می‌شوند. در چنین رویکردی، رنج اجتماعی نه برای فهم و حل مسئله، بلکه برای القای یک نتیجه از پیش تعیین‌شده به کار گرفته می‌شود.
ساختن دوگانه «نجات» و «لعنت»در این کلیپ، اسلام و کشورهای اسلامی در جایگاه «لعنت»، «مرگ»، «تاریکی» و «تباهی» قرار می‌گیرند و در مقابل، راه‌حل ضمنی، خروج از این جهان دینی و پذیرش جهان‌بینی جایگزین معرفی می‌شود.این نوع روایت، مبتنی بر یک دوگانه‌سازی شدید است. در یک سو، جهانی تصویر می‌شود که با برکت، نجات و نور همراه است و در سوی دیگر، جهان اسلامی به عنوان قلمرو شر، لعنت و نابودی معرفی می‌شود. چنین الگویی، امکان گفت‌وگوی عقلانی، نقد منصفانه و تحلیل چندلایه را کاهش می‌دهد و جای آن را به تحریک هیجانی و تبلیغات هویتی می‌دهد.«مهندسی ناامیدی» در گفتار تبشیریتحلیلگران این نوع ادبیات را می‌توانند در چارچوب «مهندسی ناامیدی» بررسی کنند. در این روش، ابتدا جهان زندگی مخاطب، شامل دین، فرهنگ، تاریخ و جامعه او، به‌طور کامل بی‌اعتبار و تباه معرفی می‌شود. سپس همه مشکلات فردی و اجتماعی به همان هویت پیشین نسبت داده می‌شود. در مرحله بعد، یک راه‌حل انحصاری و نجات‌بخش عرضه می‌شود.بر این اساس، هدف چنین گفتاری صرفاً نقد یک دین نیست، بلکه بازسازی هویت مخاطب از مسیر تخریب هویت پیشین اوست. مخاطب ابتدا با احساس بحران و بن‌بست مواجه می‌شود و سپس به سمت پذیرش یک جهان‌بینی جدید هدایت می‌گردد.
سابقه جنجالی رضا صفارضا صفا از چهره‌های شناخته‌شده جریان تبشیری فارسی‌زبان و مجری شبکه مسیحی «نجات» است. او پیش‌تر نیز با مواضع تند علیه اسلام و مسلمانان مورد توجه و انتقاد قرار گرفته بود. منتقدانش او را از چهره‌های فعال در تولید محتوای ضداسلامی می‌دانند.در کنار مواضع تند دینی و سیاسی، برخی ادعاهای مطرح‌شده از سوی او یا درباره فعالیت‌های او، از جمله ادعاهای مربوط به تکلم به زبان‌ها، شفای بیماران و پیشگویی، از دیگر محورهای بحث‌برانگیز پیرامون این چهره تبشیری بوده است.جمع‌بندیاظهارات اخیر رضا صفا درباره کشورهای اسلامی را می‌توان بخشی از یک الگوی گسترده‌تر در ادبیات تبشیری ضداسلامی دانست؛ الگویی که در آن، بحران‌های اجتماعی و انسانی جوامع اسلامی به جای تحلیل واقع‌بینانه، به نشانه‌هایی از «لعنت دینی» تبدیل می‌شوند.این نوع گفتار، بیش از آنکه بر استدلال الهیاتی منسجم یا بررسی اجتماعی دقیق تکیه داشته باشد، بر تحریک احساسات، ساختن دوگانه‌های مطلق و تخریب هویت دینی مخاطب استوار است. نتیجه چنین رویکردی، تضعیف امکان گفت‌وگوی محترمانه میان ادیان و تبدیل رنج‌های واقعی مردم به ابزار تبلیغاتی است.
13:14 - 2 تیر 1405

14k بازدید