روایت بازسازی مسجد جامع به دست دانشجویان جهادی
پس از حمله و تخریب مسجد جامع و مهدیه محلات و سوزاندن قرآنها و کتیبهها، دانشجویان جهادی با حضور میدانی و کار شبانهروزی، ویرانی را به صحنهای از ایمان و همبستگی تبدیل کردند؛ مساجدی که قرار بود خاموش شوند، پیش از میلاد امام حسین(ع) دوباره روشن شدند.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: گمان میکردند نور خدا آرامآرام خاموش میشود؛ غافل از آنکه این نور، نه در چراغها، که در دلهای مردم زنده است. وحوش اسرائیلی که دل به وعدههای نماینده شیطان بسته بودند، با وعده موساد به مسجد جامع و مهدیه محلات یورش آوردند؛ بی آنکه بدانند دستی بالاتر از همه دستها است.اما قصه اینجا تمام نشد. لشکر حق بار دیگر آستین بالا زد؛ برای ترمیم زخمهایی که دشمنان قدیمی بر تن ایران نشانده بودند. قاسم که تازه پشت لبش سبز شده با انگشتان کشیدهاش روی پنجره دود گرفته مسجد کشید «عهد خدمت میبندیم». این عهد، شبیه عهدهای قبلی نبود؛ عهدی بود با خدا. عهد ایستادن مقابل جنود تاریکی. حسن، با همان لباس جهادی که هنوز خاک جهادهای قبل را بر خود داشت، کنار نوشته قاسم تاریخ زد اول شعبان.
دانشجویان روی سیاهی را سفید کردندوارد مسجد که شدند، نگاهها میخکوب شد. تلی از خاکستر، برگههای سوخته، و قفسهای خالی. حدس همه درست بود. قرآنها و مفاتیح را وسط مسجد ریخته و سوزانده بودند. بعضی از بچهها نمیتوانستند اشکشان را پنهان کنند، بعضی بغض را قورت میدادند. چند تکه موکت که از آتش جان سالم به در برده بود، به حیاط مسجد منتقل شد. علی به یکی از اقوام زنگ زد تا موکتها را برای شستوشو ببرد. همه با هم عهد کردند تا سوم شعبان، مسجد باید برای میلاد ارباب بیکفن آماده شود.
مهدی با یک تیشرت در سرمای زمستان بیابانی اراک یک کلنگ به دست گرفته با تمام توان گچهای سیاه را به پایین میریزد. هر ضربهاش انگار یک مرگ بر اسرائیل مقدر دارد. وقتی سیاهیها ریخت، سفیدی دیوارها دوباره نفس کشید.
صحن امام رضاروی یکی از دیوارها، دستی خوشذوق نقشه ایران را حک کرد؛ قلبی بزرگ در مشهد کشید و پایینش نوشت؛ «ای میهن خدایی، صحن امام رضایی»انگار میخواست بگوید این خاک، صاحب دارد.
سعید کتری را آورد و کتیبهها را شست. رضا و حسین جارو به دست گرفتند. پرچم ایران بر در مسجد بالا رفت و همانجا نمایشگاهی شکل گرفت؛ نه از جنس نمایشگاههای معمول. سند جنایتها را به چشم مردم سپردند؛ صفحاتی سوخته از کلام خدا، تا تردیدی باقی نماند.
تولدی در مسجد شب میلاد نزدیک میشد. گل خریدند؛ مگر میشود در شهری که پایتخت گل است، مجلس بیگل باشد؟ محمد صندلیها را آورد. اهالی محل خوراکی آوردند، دانشجوها هم تدارکاتی دیده بودند. یاسر ریسهها را آویخت و مسجد را چراغانی کردند. مسجد، دوباره روشن شد.
بالاخره شب موعود رسید. مؤذن، دانشجویی خوشصدا بود. پیرزنی گفت؛ «اذانِ جوان، خیر دارد. خوش یمن است.» صدای اذان که در فضا پیچید، دلهای نگران آرام گرفت. مردم، یکییکی به مسجد آمدند. مهدی و علی کنار در ایستاده بودند و گل میدادند. نماز برپا شد و جشن ولی خدا، در خانه خدا، دوباره جان گرفت.
مردم چه میگویند؟این مسجد، اولین پایگاه بسیج در محلات بود و در طول انقلاب ۳۳ شهید تقدیم کرده است. بسیاری از اعزامهای دفاع مقدس نیز از همین پایگاه انجام میشد. اهالی محل خاطرات زیادی از این مسجد دارند؛ از کودکی شبهای احیا را به یاد میآورند که قرآن به دست میگرفتند و با شور و ایمان دعا میخواندند. مردم میگویند تقاضای محاکمه عوامل این ماجرا را دارند.
یکی از اهالی میگوید از بچههای جهادی بسیار سپاسگزاریم؛ آنها باید اکنون پشت میزهای دانشگاه باشند، اما در حال تعمیر مسجد هستند.
مسئول جهادی اراک از حال و هوای جهاد جدید دانشجویان میگویدمیرعباسی، مسئول جهادی استان اراک، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی فارس درباره نقش دانشجویان جهادی در بازسازی خسارات ناشی از اغتشاشات اخیر، گفت: هفته پیش همراه با گروهی تقریباً ۳۰ تا ۴۰ نفری از بسیج دانشجویی اراک راهی محلات شدیم تا در بازسازی دو مسجد آسیبدیده همکاری کنیم. مسجد جامع محلات و مسجد مهدیه به شدت آسیب دیده بودند. وضع مسجدها بسیار خراب بود؛ گچکاری سقف و دیوارها تقریباً کاملاً از بین رفته بود، سنگکاری داخلی آسیب دیده بود، تاسیسات سرمایش و گرمایش کار نمیکرد و نازککاری تقریباً نابود شده بود.وی افزود: به مسجد وارد شدیم و وسایل سالم و قابل استفاده را جدا کردیم. سپس طبق نظر استادکارها، بخشهای آسیبدیده را تخریب کردیم تا بتوانیم از نو گچکاری و سنگکاری را شروع کنیم. در برخی قسمتها لازم بود سازه بهطور کامل باز شود، آوارها جمعآوری و فضا برای مرمت آماده گردد.
مسئول جهادی استان اراک عنوان کرد: فضای مسجد در خرابه بود مردم ترس و دلهره داشتند؛ ما با برگزاری مراسم جشن ولادت امام حسین(ع) در همان محیط، فضا را به مراسم اجتماعی تبدیل کردیم و مردم محل استقبال خوبی داشتند. همچنین تیم رسانهای ما با مردم مصاحبه کردند و برای مردم اتفاقات رخ داده را روایت کردند.میرعباسی ضمن اشاره به واکنش مردم به تخریبهای صورت گرفته توسط اغتشاشگران، گفت: مرم بسیاری متاثر میشدند؛ وقتی قرآنها، کتیبهها و پرچمهای سوخته یا پاره را میدیدند، بغضشان میشکست و گریه میکردند. حتی برخی افرادی که با تیپهای متفاوت بودند وقتی با آن صحنهها مواجه میشدند، واکنشهای احساسی نشان میدادند.
وی ادامه داد: به اندازه یک نیسان قرآن و کتابهای دعا را آتش زده بودند، کتیبههای تخریبشده و قرآنهایی که آسیب دیدهاند، همه را در ورودی مسجد بهصورت نمایشگاه گذاشتیم تا همه شاهد اتفاقاتی که افتاده باشند. فعلاً ما آمادهسازی را انجام دادهایم. برای بهسازی و مرمت کامل، خیّرین و گروههای جهادی کمک کردهاند، مردم محلی پشتیبانی داشتهاند و تعدادی امکانات غذایی و میانوعده هم توسط خیرین تأمین شده است. مسئول جهادی استان اراک در خاتمه گفت: ترکیب گروه جهادی ما متنوع بود؛ برخی از اراک، محلات و خمینیشهر بودند و تعدادی هم دانشجوی غیربومی که در اراک تحصیل میکردند حضور داشتند.
14:31 - 5 بهمن 1404