میزگرد| نقش جنبش دانشجویی در ترسیم ایران قوی
به مناسبت روز دانشجو، دفتر تحکیم وحدت میزگردی با عنوان «پیشرفت ایران در الگوی حکمرانی اسلامی و نقش جنبش دانشجویی در ترسیم ایران قوی» برگزار کرد.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: به مناسبت روز دانشجو، دفتر تحکیم وحدت میزگردی با عنوان «پیشرفت ایران در الگوی حکمرانی اسلامی و نقش جنبش دانشجویی در ترسیم ایران قوی» برگزار کرد. در این نشست، نمایندگان انجمنهای اسلامی دانشگاههای تهران دیدگاههای خود را درباره شاخصهای حکمرانی اسلامی، وظایف جریان دانشجویی و راهکارهای عملیاتی برای تشکلها بیان کردند.
اکرمی: دانشجو نماد بصیرت و آگاهی اجتماعی استهانیه اکرمی، نماینده انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی ایران، در این نشست با اشاره به ضرورت بازخوانی مفهوم حکمرانی اسلامی گفت: در آغاز بحث، تعریف کوتاهی از حکمرانی اسلامی ارائه شد و شاخصهای پیشرفت آن همراه با مثال بیان گردید. وی تأکید کرد که دانشجو به عنوان قشر تحصیلکرده و آیندهساز وظیفهای ویژه در تقویت این حکمرانی دارد؛ از جمله تعمیق فهم و تقویت مبانی فکری همچون عدالت، ولایت فقیه، مردمسالاری دینی و شریعتمداری، تقویت علم و فناوری و ایفای نقش نظارتی همراه با نقد سازنده. به گفته او، دانشجو نماد بصیرت و آگاهی اجتماعی است و در بیانیه گام دوم انقلاب نیز بر اهمیت این قشر تأکید شده است.
اکرمی در ادامه به پرسشی درباره منابع علوم انسانی پاسخ داد و گفت: منابع علوم انسانی موجود ایرادات بسیاری دارد؛ یکی از مشکلات اصلی، عدم بهروزسازی و اسلامیسازی آنهاست که در دانشگاههای علوم انسانی مشهود است. اگر این منابع کاملاً مطابق اسلام و نظریات آن تدوین شوند، بسیاری از چالشهای حکمرانی اسلامی حل خواهد شد. وی یادآور شد که رهبر انقلاب بارها از دانشگاهیان مطالبه کردهاند تا علوم انسانی مبتنی بر اسلام ناب را ارائه دهند. او همچنین درباره نقش دانشجو در اقتصاد کشور اظهار داشت: بر اساس منویات رهبر انقلاب در بیانیه گام دوم، دانشجویان باید انحرافات را شناسایی کنند، مسائل اقتصادی را حل نمایند، بر عملکرد نهادهای دولتی نظارت داشته باشند و راهحلهای علمی ارائه دهند. به گفته او، بهرهگیری از فرصتهای داخلی و اتکا به ظرفیتهای ملی از جمله وظایف مهم دانشجویان است. در این بخش دو نکته مورد تأکید قرار گرفت: نخست، رفع کاهلی تشکلها و دوم، ارائه راهکار برای تبدیل شدن به حلقه میانی میان مردم و دولت و خروج از فضای صرفاً نظری.
نماینده انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی ایران در بخش پایانی نشست راهکارهایی برای عملیاتی شدن فعالیت تشکلهای دانشجویی ارائه کرد. او همسوسازی رسانهها بر مبنای نرمافزار ولایت فقیه برای هدایت افکار عمومی، شناسایی و پرورش گروههای مستعد با الگوگیری از سرمایهگذاری کشورها بر نیروی انسانی از کودکی، و تعیین موضوعات پایاننامه در راستای نیازهای واقعی کشور را از جمله این راهکارها دانست. اکرمی در پایان کتاب «یک سه» را معرفی کرد و گفت این اثر بهخوبی شیوه عملیاتی کار کردن حلقههای میانی و نمونههای موفق آن را توضیح داده و میتواند الگویی برای تشکلهای دانشجویی باشد.
خطیب: دانشجویان توانایی انجام کارهایی فراتر از نظریهپردازی دارندنرگس خطیب، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه الزهرا، در این نشست با طرح پرسشهای بنیادین درباره مبانی حکمرانی اسلامی گفت: حقیقت این است که با طرح مسئله پیشرفت جمهوری اسلامی در حوزه حکمرانی و نقش جنبش دانشجویی، در وهله اول دو موضوع توجه مرا جلب کرد. نخستین پرسش این بود که در مسیر توسعه ایرانی-اسلامی، مبنا و نظریه ما چیست؟ حتی ذیل مفهوم مردمسالاری دینی نیز اگر بخواهیم مسئله را پیش ببریم، با یک کلیت از مردمسالاری روبرو هستیم، اما منشأ آن مبنا و نظریه را به درستی نمیشناسیم و درک روشنی از آن نداریم.
وی افزود: در حکمرانی میتوان دو اساس تعریف کرد؛ یکی معرفت ارزشمدار و دیگری بنیانهای حکمتآمیز. معرفت ارزشمدار بر شناختهایی استوار است که ریشه در ارزشهای الهی، اخلاقی، شرعی، دینی و عرفی دارد. بنیانهای حکمتآمیز نیز بر استدلالها و ترتیبهایی تکیه دارند که از حکمت الهی سرچشمه میگیرند. اصل پیدایش جمهوری اسلامی نیز از همین مبناست. اما الگویی که در اختیار داریم نیازمند قدرت تفسیری بالایی است و ممکن است در مواردی نتوانیم به درستی به آن دست یابیم. به گفته او، ما دقیقاً نمیدانیم نقش مردم در مردمسالاری دینی امروز چگونه تعریف شده است. خطیب با اشاره به ضرورت بازنگری در نگاه به حکمرانی گفت: اسلامیت را از این جهت انتخاب کردیم که حکمرانی ما را تضمین میکند، پیوند عمیقی بین عقل و نقل برقرار میسازد و میتواند تفسیری جامع و کامل، منطبق بر رخدادها و پدیدههای اجتماعی ارائه دهد. ضرورت عقلی حکم میکند که نظریههای مبنایی ما بر اساس آنچه مردم به آن تعهد و باور دارند، استوار باشد. حداقلِ این باور، اعتقاد به قرآن و خداست. بنابراین این نظریه مبنا میتواند از قرآن گرفته شود. اهمیت فطرت انسانی نیز در این است که وقتی رعایت شود و افراد نسبت به آن اهتمام داشته باشند، بسیاری از مشکلات ذیل گفتمان مردمسالاری مرتفع خواهد شد.
وی در ادامه به تفاوت حکمرانی اسلامی با الگوهای غربی اشاره کرد و گفت: ما برای حکمرانی اسلامی تعاریف تاریخی و عینی داریم که نمونه تاریخی آن، حکمرانی حضرت علی (ع) است. در نگاه غربی، حکمرانی با حاکمیت متفاوت است، زیرا زمامداران منافع شخصی یا اقلیتی را بر منافع اکثریت ترجیح میدهند. در حالی که در حکمرانی اسلامی دقیقاً عکس این امر صادق است. حضرت علی (ع) بارها به زمامداران تأکید کردند که مخاطب شما مردم هستند، باید به آنان خدمت کنید و به اصلاح امور بپردازید. خطیب سپس به نقش دانشجو پرداخت و گفت: محدود کردن نقش دانشجو به نظریهپردازی، توانمندیهای آنان را نادیده میگیرد. دانشجویان توانایی انجام کارهایی فراتر از نظریهپردازی دارند؛ مانند جلب اعتماد ملی و ایجاد وحدت. در سال ۵۷ مردم به دانشجو اعتماد داشتند و سخن دانشجویان برای آنان حجت بود؛ گویی یک حلقه ارتباطی و میانی ایجاد شده بود. امروز این نقش کمرنگتر شده و تأثیرگذاری گذشته را ندارد. این مسئله حتی از نظریهپردازی مهمتر است، زیرا ما نظریهپردازان بزرگی داریم، اما آن اعتماد و ارتباط، مسئله حیاتیتری است.
او در پایان با اشاره به تجربه پیش از انقلاب گفت: در دهه منتهی به انقلاب، دانشجویان ارتباط مستقیم با منابع اصلی نظریهپردازی داشتند و میتوانستند با بزرگانی چون شهید مطهری، دکتر شریعتی و شهید بهشتی گفتوگو کنند. امروز چنین ارتباطی کمتر وجود دارد. در بهترین حالت، شاید با نمایندگان مقام معظم رهبری در دانشگاهها ارتباط داشته باشیم. این فاصله عجیب است؛ ما از حوزه علمیه فاصله گرفتهایم. در آن زمان، دانشجوی انقلابی دوشادوش یک روحانی مبارزه میکرد، اما امروز حوزه و دانشگاه در دو جهان جداگانه قرار گرفتهاند و برای یکدیگر اهمیت چندانی قائل نیستند.
نرگس خطیب در ادامه سخنان خود به مسئله حلقه میانی پرداخت و گفت: حلقه میانی پل ارتباطی بین خواست مردم و آن حکمت و نظریهای است که پیشتر به آن اشاره کردم. این حلقه نقش واسط و انتقالدهنده خواست عمومی را ایفا میکند. ما آمدیم تا نظامی مبتنی بر عدالت، عقلانیت و مردمسالاری برپا کنیم و نقش این حلقه را ایفا کنیم. بخشی از مشکل امروز ما، نبودن همین حلقه میانی است که ناشی از عدم گفتوگوی واقعی با مردم است. انگار خود را در جایگاهی بالاتر از مردم میبینیم و نسبت به تصمیمها و مطالباتی که از حاکمیت داریم، خود را تصمیمگیرنده انحصاری میدانیم و به نظر کف جامعه توجه نمیکنیم. این مسئله حتی ناظر بر خود حاکمیت نیز هست؛ مثلاً مجلس ممکن است کاری را انجام دهد بدون آنکه به نظر مردم اهمیتی بدهد. وی افزود: راهحل این است که ما باید خود را به مجرایی تبدیل کنیم که خواست مردم را جمعآوری، تنظیم و به سران و مسئولان بالادستی اعلام کند. این ارتباط ناگسستنی میتواند به نظر من مسئله فعلی ما در مردمسالاری را حل کند و جایگاه حلقه میانی را دوباره زنده سازد.
سرآبادانی: در الگوی اسلامی ملاک ترکیبی از عدالت، معنویت، پیشرفت مادی و رشد اخلاقی استفائزه سرآبادانی، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شریعتی، در این نشست با اشاره به شرایط چهار دهه گذشته جمهوری اسلامی ایران گفت: واقعیت این است که ایران در شرایطی پیش رفته که برای بسیاری از کشورها فلجکننده بود؛ از تحریمهای سنگین گرفته تا جنگ اقتصادی و انواع فشارهای خارجی. با وجود این، کشور توانسته استقلال سیاسی خود را حفظ کند و همزمان در حوزههای علمی همچون نانو، هستهای، هوافضا، پزشکی و بیوتکنولوژی به جایگاههای مهمی برسد. این دستاوردها اتفاقی نیستند؛ بلکه نتیجه نوعی نگاه مدیریتی مبتنی بر کار جهادی، ظرفیت داخلی و اتکا به علم بومی است.
وی افزود: نکته مهم این است که مردم باید نتایج این پیشرفتها را در زندگی روزمره خود مشاهده کنند. امروز در جامعه احساس میشود که بین پیشرفت در حوزههای علمی و دفاعی و وضعیت معیشتی مردم فاصله وجود دارد. از یک سو در تولید علم، فناوری و قدرت ملی جلو رفتهایم، اما از سوی دیگر در عدالت اقتصادی، شفافیت و کیفیت مدیریت با چالشهایی روبهرو هستیم. همین فاصله نقطهای است که نسل دانشجو باید به آن بپردازد و برایش راهحل ارائه کند. سرآبادانی با اشاره به تفاوت حکمرانی اسلامی با مدلهای غربی گفت: در مدلهای غربی معمولاً رشد اقتصادی یا آزادی فردی ملاک موفقیت است، اما در الگوی اسلامی ملاک ترکیبی از عدالت، معنویت، پیشرفت مادی و رشد اخلاقی است. اگر رشد اقتصادی باشد اما تبعیض و فساد گسترش یابد، از نگاه اسلامی حکمرانی موفق نیست. عدالت یعنی فرصت برابر برای همه، از آموزش تا اشتغال و امکانات. وی ادامه داد: ایران در استقلال سیاسی و پیشرفت علمی موفق بوده، اما در بخشهایی مانند عدالت اقتصادی، مبارزه جدی با فساد و ایجاد شفافیت کامل نیاز به تحول جدی دارد. اینها نقاطی هستند که مردم نیز آنها را احساس میکنند و نسل جوان نسبت به آنها حساسیت دارد. یکی از چالشهای امروز کشور وجود مدیریتهای سنتی و محافظهکار در برخی بخشهاست که معمولاً با تغییر و نوآوری همراه نمیشود و همین باعث میشود با سرعت تحولات جهانی هماهنگ نشود. نتیجه آن ایجاد فاصله بین دانش دانشگاهی و تصمیمات اجرایی است.
او افزود: فساد و رانت همچنان یکی از مشکلات جدی کشور است و اعتماد مردم را به شدت کاهش میدهد. حتی اگر هزار کار خوب انجام شود، یک فساد بزرگ میتواند تصویر کل حاکمیت را نزد افکار عمومی زیر سؤال ببرد. بنابراین بدون شفافیت و برخورد قاطع و بدون استثناء نمیتوان انتظار داشت اعتماد عمومی ترمیم شود. سرآبادانی تأکید کرد: اگر بخواهیم وارد مرحله جدیدی از حکمرانی اسلامی شویم، باید نیازهای نسل جوان را جدی بگیریم. جوان امروز منتقد است، اهل تحلیل است و انتظار دارد اگر توانمند است، دیده شود. این نسل با فناوری، نوآوری و علم عجین شده و انتظار دارد حاکمیت نیز از همین مسیر حرکت کند. آینده حکمرانی بدون اتکا به اقتصاد دانشبنیان، فناوریهای نو و نخبگان جوان ممکن نیست. وی خاطرنشان کرد: جوانها باید مشاهده کنند که فرصت واقعی برایشان وجود دارد؛ یعنی مناصب تصمیمسازی فقط در اختیار مدیران سنتی و قدیمی نباشد. اگر جوانی متخصص و توانمند است، باید احساس کند که ساختار به او اعتماد میکند و به او میدان میدهد. این یکی از مهمترین عوامل امیدآفرینی در کشور است.
او در پایان نقش جنبش دانشجویی را حیاتی دانست و گفت: نقش دانشجو فقط انتقاد کردن و سخن گفتن نیست. امروز زمان آن رسیده که دانشجو حل مسئله کند، پیشنهاد عملی ارائه دهد و در تربیت مدیران آینده نقش ایفا کند. دانشگاه باید به مرکز طراحی راهحل تبدیل شود. تشکلهای دانشجویی باید بتوانند با تحلیل دقیق عملکرد دستگاهها را رصد کنند؛ هم فساد را ببینند و هشدار دهند و هم عملکرد درست را تقویت کنند. در کنار اینها لازم است ساختاری ایجاد شود که صدای جوانان و نخبگان در تصمیمسازی شنیده شود. سهم ما این است که کمک کنیم حکمرانی کشور هم کارآمدتر شود، هم عادلانهتر و هم پاسخگوتر. با ظرفیت علمی کشور و انرژی نسل جوان، این مسیر انشاءالله قابل تحقق است.
قربانی: یک فساد میتواند تصویر کل حاکمیت را نزد افکار عمومی زیر سؤال ببرد زهرا قربانی، مسئول خواهران انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی، در این نشست با اشاره به شرایط چهار دهه گذشته جمهوری اسلامی ایران گفت: واقعیت این است که ایران در شرایطی پیش رفته که برای بسیاری از کشورها فلجکننده بود؛ از تحریمهای سنگین گرفته تا جنگ اقتصادی و انواع فشارهای خارجی. با وجود این، کشور توانسته استقلال سیاسی خود را حفظ کند و همزمان در حوزههای علمی همچون نانو، هستهای، هوافضا، پزشکی و بیوتکنولوژی به جایگاههای مهمی برسد. این دستاوردها اتفاقی نیستند؛ بلکه نتیجه نوعی نگاه مدیریتی مبتنی بر کار جهادی، ظرفیت داخلی و اتکا به علم بومی است.
وی افزود: نکته مهم این است که مردم باید نتایج این پیشرفتها را در زندگی روزمره خود مشاهده کنند. امروز در جامعه احساس میشود که بین پیشرفت در حوزههای علمی و دفاعی و وضعیت معیشتی مردم فاصله وجود دارد. از یک سو در تولید علم، فناوری و قدرت ملی جلو رفتهایم، اما از سوی دیگر در عدالت اقتصادی، شفافیت و کیفیت مدیریت با چالشهایی روبهرو هستیم. همین فاصله نقطهای است که نسل دانشجو باید به آن بپردازد و برایش راهحل ارائه کند. قربانی با اشاره به تفاوت حکمرانی اسلامی با مدلهای غربی گفت: در مدلهای غربی معمولاً رشد اقتصادی یا آزادی فردی ملاک موفقیت است، اما در الگوی اسلامی ملاک ترکیبی از عدالت، معنویت، پیشرفت مادی و رشد اخلاقی است. اگر رشد اقتصادی باشد اما تبعیض و فساد گسترش یابد، از نگاه اسلامی حکمرانی موفق نیست. عدالت یعنی فرصت برابر برای همه، از آموزش تا اشتغال و امکانات. وی ادامه داد: اگر طبق همین معیارها وضعیت کشور را نگاه کنیم، میبینیم که ایران در استقلال سیاسی و پیشرفت علمی موفق بوده، اما در بخشهایی مانند عدالت اقتصادی، مبارزه جدی با فساد و ایجاد شفافیت کامل نیاز به تحول جدی داریم. اینها نقاطی هستند که مردم نیز آنها را احساس میکنند و نسل جوان نسبت به آنها حساسیت دارد. یکی از چالشهای امروز کشور وجود مدیریتهای سنتی و محافظهکار در برخی بخشهاست که معمولاً با تغییر و نوآوری همراه نمیشود و همین باعث میشود با سرعت تحولات جهانی هماهنگ نشود. نتیجه آن ایجاد فاصله بین دانش دانشگاهی و تصمیمات اجرایی است.
وی افزود: فساد و رانت همچنان یکی از مشکلات جدی کشور است و اعتماد مردم را به شدت کاهش میدهد. حتی اگر هزار کار خوب انجام شود، یک فساد بزرگ میتواند تصویر کل حاکمیت را نزد افکار عمومی زیر سؤال ببرد. بنابراین بدون شفافیت و برخورد قاطع و بدون استثناء نمیتوان انتظار داشت اعتماد عمومی ترمیم شود. قربانی تأکید کرد: اگر بخواهیم وارد مرحله جدیدی از حکمرانی اسلامی شویم، باید نیازهای نسل جوان را جدی بگیریم. جوان امروز منتقد است، اهل تحلیل است و انتظار دارد اگر توانمند است، دیده شود. این نسل با فناوری، نوآوری و علم عجین شده و انتظار دارد حاکمیت نیز از همین مسیر حرکت کند. آینده حکمرانی بدون اتکا به اقتصاد دانشبنیان، فناوریهای نو و نخبگان جوان ممکن نیست. وی خاطرنشان کرد: جوانها باید مشاهده کنند که فرصت واقعی برایشان وجود دارد؛ یعنی مناصب تصمیمسازی فقط در اختیار مدیران سنتی و قدیمی نباشد. اگر جوانی متخصص و توانمند است، باید احساس کند که ساختار به او اعتماد میکند و به او میدان میدهد. این یکی از مهمترین عوامل امیدآفرینی در کشور است.
وی در پایان نقش جنبش دانشجویی را حیاتی دانست و گفت: نقش دانشجو فقط انتقاد کردن و سخن گفتن نیست. امروز زمان آن رسیده که دانشجو حل مسئله کند، پیشنهاد عملی ارائه دهد و در تربیت مدیران آینده نقش ایفا کند. دانشگاه باید به مرکز طراحی راهحل تبدیل شود. تشکلهای دانشجویی باید بتوانند با تحلیل دقیق عملکرد دستگاهها را رصد کنند؛ هم فساد را ببینند و هشدار دهند و هم عملکرد درست را تقویت کنند. در کنار اینها لازم است ساختاری ایجاد شود که صدای جوانان و نخبگان در تصمیمسازی شنیده شود. سهم ما این است که کمک کنیم حکمرانی کشور هم کارآمدتر شود، هم عادلانهتر و هم پاسخگوتر. با ظرفیت علمی کشور و انرژی نسل جوان، این مسیر انشاءالله قابل تحقق است.
*در این نشست رجبی مسئول آموزش تحکیم وحدت با طرح سوالی عنوان کرد شما ناظر به بعد بینالملل صحبت کردید. آیا در فضای داخلی هم فکر میکنید که با شیوه فعلی حکمرانی به نقطه مورد نظر رسیدهایم؟ زهرا قربانی در پاسخ به این سؤال گفت: همچنان ایرادات، چالشها و نواقص وجود دارد. حتی در حوزه مسائل بینالمللی و جبهه مقاومت نیز با یکسری چالشها مواجه هستیم و در داخل کشور نیز وضعیت به همین شکل است. همانطور که اشاره شد، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد لازم است بحث مردمسالاری دینی احیا و تقویت شود تا بتوانیم به ساختار حکمرانی اسلامی مورد نظر برسیم. وی ادامه داد: در تمام بخشهای مختلف حکمرانی داخلی، چه در مباحث فرهنگی، چه در مباحث اقتصادی و سایر حوزهها، نقش مردم و مشارکت مردمی و موضوع مردمیسازی همچنان با چالشهایی روبهروست. مردمیسازی اقتصاد و تحقق اقتصاد مردمی برای ما چالش محسوب میشود. فرهنگ مشارکت و مشارکت سیاسی نیز در داخل کشور با دشواریهایی همراه است. قربانی در پایان تأکید کرد: وقتی درباره دانشجو و نقش دانشجو صحبت میکنیم، این موضوع بازمیگردد به وظیفه دانشجویان و بهویژه تشکلهای دانشجویی. آنها باید روی این مباحث کار کنند، راهحل ارائه دهند و دغدغهمند باشند تا بتوانند در این زمینه نقشآفرینی کنند.
زهرا قربانی در ادامه بحث خود درباره علوم انسانی توضیح داد که علوم انسانی به دلیل ماهیت نرمافزاری خود، تأثیرات عمیقی بر ذهن و رفتار افراد دارد؛ بهگونهای که بسیاری از دانشجویان حتی متوجه نمیشوند علومی که فرا میگیرند تا چه اندازه مطابق یا برخلاف مبانی اسلامی است. او تأکید کرد که دانشجویان معمولاً تسلط کافی بر مبانی اسلامی ندارند تا بتوانند این تفاوتها را تشخیص دهند و در بسیاری موارد مطالب غیرمستقیم را میپذیرند. خروجی این وضعیت بعدها در بخشهای مدیریتی و اجرایی کشور آشکار میشود؛ جایی که عملکردها بر اساس مبانی نادرست شکل گرفته و نتایج نامطلوبی به بار آورده است. وی سپس به نقش تشکلهای دانشجویی پرداخت و گفت دو مسئله اساسی در این زمینه وجود دارد. نخست دغدغهمند کردن دانشجویان مذهبی و حتی انقلابی است؛ چرا که بسیاری از آنان جدیت لازم را ندارند و جایگاه تشکلها در دانشگاه برایشان مسئله جدی محسوب نمیشود. باید این جایگاه برایشان روشن شود تا بدانند چقدر مهم و تأثیرگذار است. پس از آن، دانشجویانی که دغدغهمند شدهاند باید با تفکر عمیق و مهارتهای مورد نیاز تجهیز شوند تا بتوانند فعالیت مؤثر داشته باشند. قربانی در ادامه افزود مسئله دوم، چالش کنونی تشکلهای دانشجویی است. پس از گذشت سالها، این تشکلها همچنان در قالبهای مرسوم کنشگری باقی ماندهاند و نیاز دارند با مشاهده و شناسایی دقیقتر وضعیت جامعه و مشکلات موجود، قالبها و ایدههای جدیدتر و کارآمدتری برای کنشگری خلق کنند.
مظلومی: جنبش دانشجویی باید بتواند به جایگاه اثرگذاری گذشته بازگرددمهدی مظلومی، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت، در این نشست با اشاره به مسیر حرکت انقلاب اسلامی گفت: رهبر انقلاب از سال ۱۳۹۸ بهطور مستقیم و پیشتر با ادبیاتهای دیگر بر ضرورت حرکت به سمت حکمرانی اسلامی و دولت اسلامی تأکید کردهاند. ایشان در بیانیه گام دوم و در دیدار دانشجویی همان سال، این بحث را باز کردند و به نقش حلقههای میانی و پیشنیازهای تحقق دولت اسلامی اشاره نمودند. وی افزود: در دیدار دانشجویی سال ۱۴۰۳ نیز رهبر انقلاب بار دیگر بر این موضوع تأکید کردند و آرمان جمهوری اسلامی را در دو عنوان خلاصه کردند؛ نخست اداره کشور به شیوه اسلامی و دوم ارائه الگویی از حکمرانی برای جهان. ایشان خطاب به دانشجویان تأکید کردند که باید روی جزئیات این موضوع کار کنند و راهحلهای عملی ارائه دهند. مظلومی تصریح کرد: پس از گذشت پنج سال از طرح این مباحث، تغییر جدی در روند تشکلهای دانشجویی مشاهده نشده و این خود نشاندهنده فاصله میان طرح آرمانها و تحقق آنهاست.
او با اشاره به ترکیب مجلس انقلابی و دولت شهید رئیسی گفت: حتی با وجود چنین شرایطی، ما به دولت اسلامی نرسیدیم. این مسئله نشان میدهد که صرفاً وجود دستگاههای اجرایی و نظارتی کافی نیست و تحقق دولت اسلامی نیازمند رعایت ضوابط و پیشنیازهای دیگری است. مظلومی تأکید کرد: تا زمانی که این پیشنیازها فراهم نشود، مسیر حرکت به سمت دولت اسلامی ادامه پیدا نمیکند. نماینده انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت در پایان بخش نخست سخنان خود خاطرنشان کرد: نقش دانشجویان و تشکلهای دانشجویی در این روند حیاتی است. جنبش دانشجویی باید بتواند به جایگاه اثرگذاری گذشته بازگردد و با کار جدی و اندیشهورزی، مسیر تحقق دولت اسلامی و حکمرانی اسلامی را هموار کند.
مظلومی، در پاسخ به پرسشی درباره دو عنوان اصلی آرمان جمهوری اسلامی ـ اداره کشور به شیوه اسلامی و ارائه الگویی از حکمرانی به جهان ـ گفت: این دو عنوان از فرمایشات رهبر انقلاب است و ما در حال طی کردن مسیری هستیم که راهبری آن بر عهده ایشان است. برای رسیدن به مقصدی که اسلام برای ما تعیین کرده، باید مطابق خواسته راهبر حرکت کنیم. وی افزود: اداره کشور به شیوه اسلامی تنها با عملکرد صحیح دولت، مجلس و قوه قضائیه محقق نمیشود. یک عامل دیگر در این میان نقش دارد و آن حلقههای میانی است که رهبر انقلاب بارها بر آن تأکید کردهاند. این حلقهها وظیفه دارند مردم را به حاکمیت وصل کنند و بار اصلی حرکت به سمت دولت اسلامی بر دوش جوانان مؤمن و انقلابی است.
مظلومی تصریح کرد: حتی اگر دولت و مجلس در بهترین حالت آرمانی خود باشند، بدون تحقق آنچه رهبر انقلاب درباره حلقههای میانی فرمودهاند، به دولت اسلامی نخواهیم رسید. باید ساختارها تغییر کند و مسائل جدید جایگزین مسائل گذشته شود؛ این کار تنها با کمک نیروی جوان مؤمن و انقلابی امکانپذیر است. او در ادامه خاطرنشان کرد: در این مسیر دو نکته نباید فراموش شود؛ نخست آرمان تمدن اسلامی که نباید تقلیل یابد و همه مسائل باید ذیل آن تعریف شوند. دوم شیوه طی کردن مسیر که رهبر انقلاب آن را در اختیار ما گذاشتهاند. تربیت نیروی انقلابی الزام این مسیر است، نه هدف آن؛ تربیت باید برای تحقق آرمان باشد. نماینده انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت در پایان گفت: یکی از دلایل کاهش کارکرد تشکلهای دانشجویی گرفتار شدن در روزمرگیهاست. اگر آرمان بزرگ تمدن اسلامی در نظر گرفته شود، تشکلها از سطحینگری فاصله میگیرند و نقش واقعی خود را ایفا خواهند کرد. وظیفه دانشجو و تشکل دانشجویی این است که حلقه میانی میان مردم و حاکمیت باشند و مسیر تحقق دولت اسلامی را هموار کنند.
مظلومی، با اشاره به کاهش اثرگذاری تشکلهای دانشجویی نسبت به دهههای گذشته گفت: در دهه شصت، هفتاد و هشتاد تشکلهای دانشجویی توانستند گفتمانهایی چون عدالت را مطرح کنند و بدنه عمومی جامعه را با خود همراه سازند. اما از اواسط دهه نود تاکنون این توانایی کاهش یافته و گفتمان جدیدی شکل نگرفته است. وی افزود: علت اصلی این ضعف آن است که تشکلها نتوانستهاند نقش حلقه میانی را ایفا کنند؛ نقشی که باید میان مردم و حاکمیت برقرار شود. مظلومی تأکید کرد: امروز گفتمان حکمرانی اسلامی میتواند همان نقشی را ایفا کند که گفتمان عدالت در دهههای گذشته داشت و تشکلها را دوباره به جایگاه اثرگذاری گذشته بازگرداند. او خاطرنشان کرد: اگر تشکلها به سمت این گفتمان حرکت کنند، میتوانند بدنه عمومی جامعه را با خود همراه کنند و نقش حلقه میانی را دوباره زنده سازند. همه دغدغههای تشکلها ـ از عدالت و ایمان گرفته تا مسائل اقتصادی و اجتماعی ـ باید ذیل گفتمان حکمرانی اسلامی تعریف شوند. مظلومی تأکید کرد: تنها در این صورت است که میتوان مسیر رسیدن به تمدن اسلامی را هموار کرد و نقش تاریخی جنبش دانشجویی را احیا نمود.
مظلومی، به ضرورت بازتعریف نقش تشکلهای دانشجویی پرداخت و گفت: نخستین گام برای ایجاد حلقههای میانی، خودِ تشکیلات است. بسیاری از تشکلهای امروز تنها نام «تشکل» را یدک میکشند و زیست تشکیلاتی ندارند؛ در حالی که فعالان دهههای گذشته با جلسات منظم، مطالعه عمیق و کار جمعی توانسته بودند خروجیهای جدی ارائه دهند. به گفته او، تمرین زیست تشکیلاتی و متشکل شدن، نخستین قدم برای بازگشت به اثرگذاری گذشته است. وی افزود: مشکل دیگر آن است که برخی فعالیتهای تشکلها قدیمی و تقلیدی است و گاه به موضوعاتی میپردازند که اساساً دغدغه جامعه نیست. مظلومی تأکید کرد: اگر تشکلها نتوانند با مردم ارتباط برقرار کنند و مسائل اصلی آنان را محور قرار دهند، نمیتوانند نقش حلقه میانی را ایفا کنند. بنابراین باید بر دغدغههای واقعی ملت تمرکز شود و از ورود به مسائل فرعی و حاشیهای پرهیز گردد.
او راهکار عملی را چنین بیان کرد: اتحادیههای دانشجویی میتوانند یک حوزه مشخص از حکمرانی، مانند تولید و رشد اقتصادی، را انتخاب کنند و برای آن نظریهپردازی و راهکار عملی ارائه دهند. به گفته مظلومی، اگر نوزده انجمن عضو اتحادیه در طول یک سال بر مسئله تولید کار کنند و طرحی مشخص به رهبر انقلاب ارائه دهند، این میتواند بخشی از کشور را اصلاح کند و نقش حلقه میانی را محقق سازد. مظلومی در ادامه خاطرنشان کرد: تمرکز بیش از حد تشکلها بر موضوعاتی مانند بانک آینده نشاندهنده دور شدن از مسائل اصلی جامعه است. هرچند برخورد با فساد و تخلفات لازم است، اما این موضوع نمیتواند محور اصلی فعالیت تشکلها باشد. او تأکید کرد: تشکلها باید آنقدر قدرتمند و متشکل شوند که در کنار پرداختن به مسائل فرعی، بتوانند مسائل اصلی جامعه را نیز پیش ببرند. نماینده انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت در پایان گفت: راهکار عملی برای بازگشت تشکلها به جایگاه اثرگذاری گذشته، تمرکز بر زیست تشکیلاتی، پرهیز از روزمرگی و پرداختن به مسائل اصلی جامعه است. تنها در این صورت است که میتوان حلقه میانی را ایجاد کرد و نقش تاریخی جنبش دانشجویی را در مسیر تحقق تمدن اسلامی احیا نمود.
نصرتی: وظیفهٔ جنبش دانشجویی تربیت انسان مسئلهمحور، مولد و متفکر استمهدی نصرتی، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شهید بهشتی، در ابتدای سخنان خود با تسلیت به مناسبت سالروز وفات حضرت امالبنین گفت مسئلهٔ حکمرانی اسلامی و الگوی حکمرانی اسلامی نهتنها یک موضوع ملی بلکه فراملی است. این مسئلهٔ فراملی عناصر مختلفی دارد که یکی از مهمترین آنها توحیدی بودن حکمرانی و مبنای توحید داشتن است؛ مهمترین عنصر این حکمرانی که تفاوتی عمیق میان حکمرانی اسلامی و سایر روشهای حکمرانی ایجاد میکند. وی افزود جمهوری اسلامی بهعنوان نمادی از این حکمرانی اسلامی باید نقشهای مشخصی ایفا کند؛ نقشی که باید از ابتدای انقلاب اتفاق میافتاد. او این وظایف را در چهار دسته طبقهبندی کرد: نخست تعیین مبانی حکمرانی صحیح اسلامی که از اوایل انقلاب آغاز شد و تا امروز ادامه دارد؛ دوم تولید قدرت، چرا که حکمرانی بدون قدرت نمیتواند اهداف خود را محقق کند و این تولید قدرت باید متناسب با زمان و مکان فعلی باشد؛ سوم تعیین مسیر برای رسیدن به مقصدی که جمهوری اسلامی ترسیم کرده بود؛ و چهارم اماممحوری بهعنوان تفاوت بنیادین حکمرانی اسلامی با سایر حکومتها.
نصرتی تأکید کرد که میزان تحقق این موارد جای بحث دارد و مقام معظم رهبری بارها دربارهٔ این مسیر حرکت سخن گفتهاند و همان مراحل پنجگانه را مطرح کردهاند. مرحلهٔ نخست با انقلاب اسلامی محقق شد. در مرحلهٔ دوم نیاز به نظریهپردازانی بود که امثال شهید بهشتی و آیتالله مطهری این وظیفه را بر عهده گرفتند و پایههای حکمرانی اسلامی را بنا کردند. اما ادامهٔ این روند به مرور کمتر شد تا جایی که امروز این موضوع به یک چالش تبدیل شده است. او مسئولیت این کمکاری را متوجه حوزههای علمیه، دانشگاهها و مدارس دانست و نقش دانشگاه را بهعنوان حلقهٔ میانی پررنگتر از سایر نهادها معرفی کرد. وی وظیفهٔ جنبش دانشجویی را تربیت انسان مسئلهمحور، مولد و متفکر دانست؛ انسانی که بتواند مباحث حکمرانی اسلامی را به کف جامعه منتقل کند و نقش حلقهٔ میانی را ایفا کند. به نظر او جنبش دانشجویی هرجا غیر از این بایستد، راه اشتباه رفته است. او سپس ادامه داد و گفت پروژهٔ انسانی ما اینهاست. بنده دو سؤال مطرح میکنم: نخست اینکه این مسیری که شما ترسیم کردید، چرا به آن نرسیدیم؟ و دوم، آن حرکت عمومی که اشاره کردید را توضیح دهید.
نصرتی در پاسخ به پرسش نخست گفت یکی از دلایلی که ما به این مسیر نرسیدیم ـ همانگونه که در بخش قبل هم عرض کردم ـ کاهلی جنبش دانشجویی بود. در اوایل انقلاب نظریهپردازان قوی و متعددی داشتیم که میتوانستند حکمرانی اسلامی را روی کاغذ بیاورند و مسیر را ترسیم کنند؛ اما اکنون این اتفاق نیفتاده است و همین باعث شد نتوانیم خود را با روند رشد جهانی منطبق کنیم و حکمرانی اسلامی را بهروز کنیم. علاوهبر جنبش دانشجویی، نقش آموزش مدارس و حوزههای علمیه نیز در این کمکاری مؤثر بوده است. او دربارهٔ پرسش دوم توضیح داد که حرکت عمومی همان حرکتی است که رهبری مطرح میکنند؛ حرکتی که از ابتدای انقلاب آغاز شده و همان مراحل پنجگانه را شامل میشود. منتها ما باید در این حرکت عمومی، حرکت فعال داشته باشیم. نصرتی افزود این بحث را دقیقاً از صحبتهای ایشان بیان میکنم تا اشتباهی پیش نیاید. ایشان میفرمایند یک تصور غلط دربارهٔ «آتش به اختیار» وجود دارد؛ اینکه اوضاع کشور خراب است و هر کاری بکنیم خوب است. این تصور کاملاً غلط است. آتش به اختیار ذیل یک چارچوب کلی معنا پیدا میکند و جامعهٔ ما جامعهای اماممحور است.
نصرتی در ادامه سخنان خود با اشاره به مفهوم «آتش به اختیار» گفت این موضوع مربوط به مجموعههای فعال فرهنگی است که میتوانند تأثیر عمیق داشته باشند و بخشی از این مجموعهها تشکلهای دانشجویی هستند. او توضیح داد که دانشجو باید تأثیر بگذارد، حرکت و عزم ایجاد کند و بینش و بینایی به جامعه بدهد. این دقیقاً نقش دانشگاه و تشکل دانشجویی در حرکت عمومی است و تشکل دانشجویی باید در این نقطه بایستد و این مرحله را پیش ببرد. تربیت انسان نیز در کنار این اهمیت دارد. یکی از مشکلات این است که بسیاری از تشکلها از این مأموریت غفلت کردهاند و به مسائل دیگری پرداختهاند. وی افزود رهبر انقلاب راهبرد بلندمدت نظام را پیشرفت علمی و شکستن خطوط کنونی علم معرفی کردهاند. اینجا بحث جدیدی شکل میگیرد که حرکت عمومی چگونه باید با این راهبرد تلفیق شود تا به ایران قوی برسیم. نصرتی تأکید کرد برخی تصور میکنند علم و فناوری فقط به دانش هستهای یا علوم فنی محدود میشود، در حالی که علوم انسانی نیز نقش اساسی در رسیدن به قلههای علمی دارند و دربارهٔ آن باید مفصل صحبت شود.
او مصداق این مسئله را ارتباط میان دانشگاه و نیازهای جامعه دانست که همان تعریف حلقهٔ میانی است. به گفتهٔ نصرتی، مصداق پیدا کردن برای اینگونه مسائل دقیقاً همان تعریف حلقهٔ میانی است که باید جمعی شکل گیرد تا برای این مسائل راهکار پیدا کند. او ادامه داد که بحث تطبیق جایگاه علم با حرکت عمومی مطرح است و این میتواند به این منجر شود که جنبش دانشجویی جهتدهی علمی داشته باشد. این جهتدهی باید در سطح دانشگاه باشد و صرفاً به تولید مقالات علمی مانند Q1 یا ISI محدود نشود، زیرا این کار به طور خاص فایدهای ندارد. جنبش دانشجویی باید مسائل واقعی کشور را پیدا کند و هر کس در هر جایگاهی که هست میتواند این مسائل را شناسایی کند. نصرتی برای این جهتدهی علمی دو پیشنهاد مشخص ارائه داد: هدفمندی پایاننامهها و هدفمندی دروس عمومی. او توضیح داد این دو مورد میتوانند توسط تشکلها بررسی شوند و برایشان راهکار ارائه شود. در حال حاضر دانشگاهها نیز به دنبال طرحهایی برای این مسائل هستند، زیرا خود دانشگاه در اینکه چه اتفاقی در حال رخ دادن است مستأصل شده است. او افزود در برخی رشتهها، بهویژه علوم انسانی، پایاننامهها صرفاً تبدیل به کاغذهایی میشوند که رد میشوند. حتی قانونی تصویب شد که پایاننامهها الکترونیکی شوند تا کاغذ اسراف نشود، در حالی که این همه کار انجام میشود. یکی از راهحلها میتواند این باشد که نیازهای دولت مشخص شود و دانشجویان بدانند قرار است به کدام سمت حرکت کنند.
وی سپس به بحث مسئلهمحوری پرداخت و گفت شکل دیگر جهتدهی علمی این است که افراد به جایگاههایی فرستاده شوند که خودشان مسائل را پیدا کنند. فرد مسئلهمحور کسی است که موضوع را پیدا میکند، برای آن گزارش و تحلیل مینویسد و مهمتر از همه خودش آن نقطه را جلو میبرد و اجرا میکند. انسان مسئلهمحور فقط به ارائهٔ راهحل بسنده نمیکند، بلکه باید آن را عملیاتی کند. نصرتی دربارهٔ علت کاهلی تشکلها گفت دلیل اصلی این بوده که خوراک محتوایی تغییر کرده است. این مسئله صرفاً مربوط به دولت یا عوامل دیگر نیست، بلکه به دلیل فضای رسانهای جدید، محتوای مورد نیاز تغییر کرده و تشکلها نتوانستهاند خود را با این شرایط مطابقت دهند و بهروز شوند. همین امر شکاف و فاصلهای میان نسل قبلی و نسل جدید ایجاد کرده است. او در پایان ضعف رسانه را یکی از مسائل مهم دانست و گفت این موضوع میتواند چندین جلسه کامل مورد بحث قرار گیرد. نصرتی تأکید کرد مسئله فقط فنی نیست، بلکه رسانهها نتوانستهاند افکار عمومی را با خود همراه کنند. حتی اگر از نظر فرمی و ظاهری قوی باشند، در همراهسازی جامعه با اهداف حکمرانی اسلامی موفق عمل نکردهاند.
10:25 - 21 آذر 1404