اینجا آوار بود؛ حالا امید قد میکشد
دانشجویان جهادی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی با تلاش و همت، از دل ساختمانهای تخریبشده جنگ، نهال امید و زندگی را میکارند و نشان میدهند که حتی سختترین روزها هم پایان راه نیست.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: یک ماه از آن شبهای سخت و حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به خانههای مردم بیدفاع میگذرد. محله نارمک تهران یکی از مناطق آسیب دیده است. این خانهها که روزی مملو از زندگی، علم و امید بودند، حالا زیر بار سنگین این تجاوزات در هم شکستهاند، اما در دل همین ویرانهها عزم و ارادهای غیرقابل شکست به چشم میخورد که نمایانگر مقاومت و پایداری مردمی است که هیچگاه تسلیم نخواهند شد.این خرابهها تنها نشانه تخریب نیستند؛ بلکه مظهر یک حرکت عظیم انسانی، شجاعانه و همبستهاند. جوانان دانشجو، فعالان جهادی و مردمی که دلشان برای وطن میتپد، دست به دست هم دادهاند تا از زیر آوارها زندگی را دوباره بسازند و نشان دهند که اراده ملت ایران پایدارتر از هر آسیبی است. این خاک، که امروز زخمهای جنگ را بر دوش دارد، گواه مردان و زنانی است که تا آخرین نفس از وطن دفاع کردهاند.
دانشجویانی که قلم سلاحشان است امروز بیل و کلنگ به دست گرفتهاند تا بگویند "میسازمت وطن". دانشجویان جهادی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی با روحیهای انقلابی و تلاش بیوقفه در حال بازسازی و احیای این سرزمیناند تا پیام ایستادگی و امید را به همه جهان برسانند؛ پیام زندگی که از دل ویرانیها جوانه میزند و نشان میدهد هیچ چیزی نمیتواند اراده مردم ایران را بشکند.
ایثار جهادگران از زبان آسیبدیدگانخانمی که در جریان جنگ ۱۲ روزه خانهاش آسیب دیده بود، گفت گروهی از جوانان جهادی به کمکشان آمدند. آنها با دلسوزی و احساس مسئولیتی عمیق، انگار که خانه خودشان یا خانه مادر و خواهرشان است، مشغول به کار شدند. ورود به اتاق پسرش بسیار خطرناک بود چون تمام آجرها فرو ریخته بود، اما این عزیزان با شجاعت آجرها را کنار زدند و همه اسباببازیهای پسرش را بیرون آوردند. محبت و کمک آنها چنان بزرگ و بینظیر بود که نمیتوان آن را به خوبی بیان کرد یا جبران نمود.
روایت مسئول بسیج خواجه نصیر از لحظات خدمت امیرعلی محمودی، مسئول بسیج دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس درباره آغاز فعالیتهای جهادی این دانشگاه در پی جنگ ۱۲ روزه توضیح داد: «تقریباً از اوایل محرم، گروهی محدود از دانشجویان جهادی دانشگاه، بهویژه در شهر تهران، شروع به شناسایی و سرکشی به مناطق آسیبدیده کردند. پس از این مرحله، مناطق نیازمندتر شناسایی شد و تمرکز ما بر روی محلههای نارمک و برجام قرار گرفت. در چند روز اخیر، حدود ۳۵ نفر از دانشجویان در قالب تیمهای جهادی به خدمترسانی مشغول بودهاند.»محمودی افزود: «کارهای انجام شده عمدتاً شامل آواربرداری، خارج کردن وسایل با ارزش و مدارک از زیر آوار، و اساسکشی خانهها بود. در برخی موارد، مهندسان شهرداری دستور تخریب صادر کرده بودند و ما با دقت و حوصله وسایل یخچال، ماشین لباسشویی و دیگر لوازم ضروری زندگی را از زیر آوار بیرون میآوردیم. پس از جمعآوری، با پیگیری از شهرداری و بنیاد مسکن، وسایل جمعآوری شده در انبارهایی در همان منطقه نگهداری میشد تا در صورت تأمین مسکن جدید، به ساکنان تحویل داده شود.»
وی درباره ترمیم خانهها گفت: «برخی منازل فقط دچار آسیبهای جزئی مانند شکستن شیشه یا ریزش اندک آوار بودند که دانشجویان در جمعآوری نخالهها و حتی تعویض شیشهها کمک میکردند. در این پروژهها، حضور و همکاری خانوادههای آسیبدیده نیز ملموس بود؛ هرچند برخی به دلیل درگیری با مراسم یا فقدان عزیزان کمتر حضور داشتند، اما اکثر خانوادهها با ما همراه بودند.»مسئول بسیج دانشگاه خواجه نصیر درباره فضای میان دانشجویان و خانوادههای آسیبدیده توضیح داد: «در روزهای اولیه حضور، فضای غم و اندوه غالب بود، زیرا بسیاری خانوادهها شهید داده یا خسارت جدی دیده بودند. با گذشت زمان و همراهی دانشجویان جهادی، ارتباط شکل گرفت و خانوادهها خاطرات و لحظات سخت آن شبها را با ما به اشتراک گذاشتند. آنها قدردان تلاش دانشجویان بودند و حتی در پروژههای بزرگتر، انجام کارهای سخت آواربرداری را به عنوان نشانهای از همبستگی و ایثار میدیدند.»
محمودی در پایان به همکاری مردم محله و حمایتهای آنها اشاره کرد: «مردم محل، فامیلها و همسایگان با حضور در محل، از نظر پذیرایی و حمایت معنوی ما را همراهی کردند. این حمایتها واقعاً انگیزهبخش بود و نشان داد که همکاری و همدلی مردم در چنین شرایطی چقدر ارزشمند است.»
پشتصحنههایی که دیده نشدامیرحسین ذبیحپور، خادم گروه جهادی شهید مومنی، درباره فعالیتهای گروهشان و خاطراتی که در مناطق آسیبدیده داشتند میگوید: «یکی از خاطرات خاص ما حضور در ساختمانی است که بر اثر انفجار آسیب شدید دیده بود. اول قصد نداشتیم آواربرداری کنیم، اما پسر شهیده اصرار داشت که مادرش در همان مکان به شهادت رسیده و اسناد مهمی در خانه بوده است. به همین دلیل همراه دوستانم شروع به جابجایی آوار کردیم.»او ادامه میدهد: «لحظهای در محل شهادت گوشواره، گردنبند و دستبند شهیده پیدا شد، حالوهوای خیلی خاص و سنگین بهوجود آمد؛ پسر شهید که خودش شاهد آن حادثه بود آنجا حضور داشت و فضای بسیار احساسی شکل گرفت. این خاطره هیچوقت از یادمان نمیرود.»
ذبیحپور درباره حمایت مردم محل میگوید: «مردم محل با روی خوش و محبت کنار ما بودند؛ همسایهها هر روز با آوردن شربت و پذیرایی، از ما حمایت میکردند. آواربرداری آن منطقه به اتمام رسیده و در حال پیدا کردن مکانهای جدید برای آواربرداری هستیم.»او درباره گستردگی فعالیتها توضیح داد: «گروه جهادی ما مسئولیت منطقه نارمک را دارد و هر درخواستی از سوی شهرداری به ما ارجاع داده میشود. کارهایی مثل آواربرداری، ترمیم منازل و اسبابکشی را انجام دادهایم. بیشتر اعضای تیم از دانشگاه خواجه نصیر هستند، اما برخی از دانشگاهها و مردم شهرهای دیگر هم با ما تماس داشتند تا کمک کنند.»ذبیحپور در پایان با اشاره به روحیه دانشجویان گفت: «روحیه بچهها خیلی خوب است و همه با انگیزهای بالا برای پیشرفت کشور کار میکنند. شعار بسیج دانشگاه ما تولید و پیشرفت است و این شعار به واقعیت تبدیل شده است.»
در دل ویرانی و آوار، جوانههایی از امید، ایثار و همدلی سر برآوردهاند؛ گویی از دل شب، سپیدهای آرامآرام متولد میشود. آنچه در محله نارمک رخ داده، تنها یک تلاش جهادی نیست، بلکه روایتی عمیق از عشق به وطن و انسانیت است؛ روایتی که در آن دانشجویان با دستان پینهبسته و قلبهایی لبریز از عشق، نهتنها خانهها، که دلهای شکسته را مرمت میکنند. اینجا جاییست که صدای خُرد شدن آجرها با زمزمههای ایمان درآمیخته و اشکها، نه از اندوه، بلکه از شوق دیدن این همبستگی جاری میشوند. مردم، جهادگران، مادران داغدار و کودکانِ بازیگمشده، همه با هم یک حقیقت را فریاد میزنند: «ما میمانیم، میسازیم، و از دل این خاک سوخته، دوباره وطن را میرویانیم.»
11:19 - 20 تیر 1404