نگاهی به «رستم و سهراب»؛ شکوهی از افسانه‌های ایرانی به روایت تئاتر

نمایش رستم و سهراب به کارگردانی حسین پارسایی تلاش است برای روایتی ملی از افسانه‌ مشهور شاهنامه فردوسی که توانسته با ویژگی‌هایش تجربه جدیدی ایجاد کند.
خبرگزاری فارس ـ گروه تئاتر ـ سجاد رضایی مقدم: نمایش «رستم و سهراب» شاید برای هر کسی که علاقه به نمایش داشته باشد،‌ جذاب شده باشد،‌ هرچند ترکیب بازیگران، شمایل نقش‌ها و البته تصاویری که از نمایش منتشر شده باعث می‌شد تا اگر حتی نسبتی تئاتر ندارید هم برای دیدن این نمایش اشتیاق داشته باشید،‌ هرچند که باید بودجه زیادی را هم برای تهیه بلیطش کنار گذاشته باشید.همه این موارد باعث شد تا تصمیم بگیرم و نمایش را ببینم؛ اجرا در زمین تنیس؟! کنجکاوی‌ام بیش از هر زمان دیگری برانگیخته شده بود.نمایش «رستم و سهراب» که در یکی از غیرمعمول‌ترین فضاها، یعنی یک زمین تنیس، به اجرا درآمد، یکی از جذاب‌ها و چالش‌برانگیزهای آثار تئاتری سال‌های اخیر به شمار می‌رود که البته می‌تواند مخالف‌های خودش را هم داشته باشد، مخالفینی با شعار،‌صحنه مقدس است.این نمایش با ترکیب المان‌های مدرن و سنتی و با استفاده از ظرفیت‌های بزرگ‌ترین داستان حماسی ایران، یعنی شاهنامه فردوسی، توانست تجربه‌ای منحصربه‌فرد از تئاتر را به تماشاگران ارائه دهد.انتخاب مکان اجرا، بازیگران برجسته، دکور متحرک و نورپردازی خلاقانه، همگی عواملی بودند که در شکل‌گیری این نمایش نقش داشتند.ترکیب نور،‌ صدا، حرکت و دکور در برخی از صحنه‌های سورئال نمایش خودنمایی می‌کند.
۴ MB
با این حال، این اثر نیز همچون هر کار هنری دیگری از نقاط ضعف و قوتی برخوردار بود که در ادامه به بررسی آن‌ها می‌پردازیم.مکان اجرا؛ زمین تنیس به عنوان صحنه نمایشیکی از بحث‌برانگیزترین جنبه‌های این نمایش، انتخاب مکان اجرا بود. اجرای تئاتر در یک زمین تنیس، رویکردی نوآورانه و در عین حال چالش‌برانگیز است. زمین تنیس به عنوان یک فضای باز و وسیع، به کارگردان و تیم تولید اجازه داد تا از المان‌های بصری بزرگ و دکورهای متحرک استفاده کنند،‌ هرچند همین فضای باز می‌تواند در چینش و دکوپاژ چالش‌های بسیاری ایجاد کند.این فضا به شکلی طراحی شده بود که بتواند مخاطبان را درگیر و مجذوب خود کند. استفاده از زمین تنیس به عنوان صحنه نمایش، به نوعی یک تجربه سینمایی را به تماشاگران منتقل می‌کرد که در آن همه چیز بزرگ‌تر، واقعی‌تر و در دسترس‌تر به نظر می‌رسید.
با این حال، این انتخاب نیز چالش‌های خاص خود را داشت. زمین تنیس، به دلیل ساختار و معماری‌اش، از نظر صوتی و دیداری ممکن است برای اجرای یک نمایش حماسی که نیاز به تمرکز بالا دارد، ایده‌آل نباشد. صدای بازیگران گاهی اوقات در این فضای باز و گسترده گم می‌شد و تماشاگران به سختی می‌توانستند جزئیات بیانات و دیالوگ‌ها را بشنوند؛‌ هرچند سیستم صوتی نمایش کیفیت قابل قبولی داشت اما رسیدن صدای بازیگری چون الناز شاکردوست را که از باقی بازیگران بیان ضعیف‌تری داشت را سخت می‌کرد.این مسئله به خصوص در صحنه‌هایی که نیاز به بیان عمیق احساسات داشتند، به نقطه ضعفی جدی تبدیل شد. همچنین، دیدن تمام جزئیات حرکات بازیگران و تغییرات دکور برای تماشاگرانی که در نقاط دورتر نشسته بودند، دشوار بود.
دکوراسیون و طراحی صحنه: تلفیق عظمت و حرکتدکوراسیون نمایش «رستم و سهراب» یکی از برجسته‌ترین جنبه‌های آن بود. این دکور عظیم و پیچیده که قابلیت تغییر و حرکت داشت، به عنوان یکی از المان‌های اصلی روایت داستان به کار گرفته شد. طراحی دقیق و حرفه‌ای دکورها به گونه‌ای بود که هر بار با تغییر صحنه، تماشاگران به یک فضای جدید منتقل می‌شدند.تغییر ناگهانی از فضای بیرونی سپید دژ به فضای داخلی کاخ کیکاووس شاه به روایت داستان کمک می‌کرد.این تغییرات سریع و ناگهانی دکور، حسی از پویایی و زندگی به نمایش بخشید و به روایت داستان کمک کرد. دکورهای متحرک به کارگردان اجازه داد تا از فضاهای مختلف زمین به شکلی خلاقانه استفاده کند و تصاویری متفاوت و متنوع را به تماشاگران ارائه دهد.
با این حال، این دکورهای عظیم و متحرک نیز در برخی مواقع چالش‌هایی را به وجود آوردند. سرعت و ناگهانی بودن تغییرات دکور، در بعضی لحظات باعث شد که تمرکز تماشاگران از داستان اصلی منحرف شود،‌ جزئیات بسیار و حرکات پرفورمر‌های نمایش در دکور گم می‌شد.اما در کل باید جرئیات دکور را تحسین کرد، حرکت بر محور سناریو و البته درخدمت بودن جزئیات از نقاط قوت این نمایش بود.در کل حسین پارسایی به‌عنوان کارگردان ید طولایی در کار با حرکت و البته استفاده از فضای دکور دارد.
بازیگری؛ از درخشش تا سطحی‌نگریبازیگری یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت یا ناکامی هر نمایشی است. در «رستم و سهراب»، بازیگران از جمله امیر آقایی، سینا مهراد، الناز شاکردوست، بانیپال شومون، امیررضا دلاوری، سیامک صفری، امیرکاوه آهنین جان و دیگران نقش‌آفرینی‌های متنوعی داشتند.امیر آقایی در نقش رستم، توانست تصویری قوی و تاثیرگذار از این پهلوان بزرگ ایرانی ارائه دهد.حرکات دقیق و بیان قوی او، باعث شد که شخصیت رستم به یکی از نقاط برجسته نمایش تبدیل شود. هر صحنه‌ای که امیر آقایی در آن حضور داشت، با صلابتی خاص و حضور قدرتمند او، تماشاگران را تحت تأثیر قرار می‌داد.نقش امیر آقایی در قامت رستم در این نمایش با لحظاتی احساسی همراه است، رستم سرگردان می‌شود، ناراحت است، پسر کشته و عذاب وجدان دارد،‌ در چند صحنه هم می‌جنگد و با رخش می‌تازد.امیر آقایی به خوبی موفق شده این دوگانه را ایجاد کند، سوگ قهرمان را نشان دهد و مردانه بجنگد.
سینا مهراد در نقش سهراب نیز توانست به خوبی از پس این نقش پیچیده برآید. او با جوانی و انرژی که در نقش خود به کار برد، توانست نبرد درونی و احساسی سهراب را به شکل باورپذیری به نمایش بگذارد.بازی او در صحنه‌های نبرد و لحظات بحرانی، بسیار تاثیرگذار بود و توانست به خوبی نقش سهراب را با تمام احساسات و تناقضاتش به تصویر بکشد. صحنه‌های مشترک بین امیر آقایی و سینا مهراد، به ویژه صحنه نبرد رستم و سهراب، از اوج‌های نمایش بودند و توانستند تماشاگران را به شدت تحت تاثیر قرار دهند.
اما در مقابل، الناز شاکردوست در نقش تهمینه نتوانست به همان اندازه موفق باشد. بازی او در این نقش، سطحی و کم‌عمق به نظر می‌رسید و نتوانست عواطف پیچیده و درونی شخصیت تهمینه را به خوبی به تماشاگران منتقل کند.با وجود تلاش‌هایش، بازی او نتوانست به اندازه دیگر بازیگران تاثیرگذار باشد و در نهایت به یکی از نقاط ضعف نمایش تبدیل شد. به نظر می‌رسید که الناز شاکردوست نتوانست به طور کامل با نقش تهمینه ارتباط برقرار کند و این مسئله باعث شد که شخصیت تهمینه در این نمایش کمتر از آنچه باید برجسته شود.
در کنار این بازیگران، پردیس احمدیه در نقش گردآفرید ظاهر شد. اگرچه بازی او از نظر تکنیکی قابل قبول بود، اما نتوانست آن چنان که انتظار می‌رفت، برجسته شود. شخصیت گردآفرید، که مطابق با داستان اصلی باید با جسارت و شجاعت خاص خود در داستان به چشم بیاید و البته نقش مهمی داشته باشد، در این نمایش به گونه‌ای سطحی و معمولی به تصویر کشیده شد و حضوری کوتاه مدت در داستان داشت،‌حتی علاقه میان او و سهراب به تصویر کشیده نشد.بازی پردیس احمدیه استاندارد ظاهر شد اما در نهایت نتوانست شور و حرارتی که از این شخصیت انتظار می‌رفت را به تماشاگران منتقل کند و در نهایت این نقش به یکی از بخش‌های کم‌اثر نمایش تبدیل شد.
در مقابل، بانیپال شومون در نقش یکی از شخصیت‌های ذهنی رستم، توانست به یکی از نقاط درخشان نمایش تبدیل شود. بازی او پر از انرژی و احساس بود و توانست به خوبی با نقش خود ارتباط برقرار کند و آن را به تماشاگران منتقل کند. هر صحنه‌ای که او در آن حضور داشت، به واسطه بازی قوی و حضور پررنگش، تاثیرگذاری خاصی پیدا می‌کرد. بانیپال شومون با بهره‌گیری از توانایی‌های بازیگری خود، توانست به یکی از نقاط قوت نمایش تبدیل شود و حتی در لحظاتی که دیگر بخش‌های نمایش دچار ضعف بودند، او توانست نمایش را زنده نگه دارد.بیان قوی او همراه با مرموز بودن شخصیتش توانست به خوبی مخاطب را همراه کند.
علی زندوکیلی هم در نقش «سیرنگ» ظاهر شد،‌ خواننده‌ای که بازی قابل قبولی از خود نشان داد و البته در لحظاتی درست و بجا خواند و نمایش را پیش برد.حضور زندوکیلی در «رستم و سهراب» این نمایش را به کنسرت نمایش تبدیل نکرد،‌اما قطعا مخاطبی را با کنسرتی قابل قبول همراه می‌کرد،‌ هرچند برخی از مخاطبان تعداد محدودی از قطعات خوانده شده را پلی بک می‌دانستند.
نورپردازی؛ تقویت حس و حال یا ایجاد پیچیدگی؟نورپردازی نمایش «رستم و سهراب» نیز به عنوان یکی از عناصر کلیدی موفقیت آن مورد توجه قرار گرفت. استفاده خلاقانه از نورهای رنگی و تغییرات سریع آن‌ها برای ایجاد حس و حال متفاوت در هر صحنه، از نقاط قوت این بخش بود. نورپردازی در این نمایش به گونه‌ای طراحی شده بود که بتواند با تغییرات صحنه‌ها هماهنگ شود و به تماشاگران حسی متفاوت از هر صحنه ارائه دهد.در بسیاری از لحظات، این نورپردازی توانست به تقویت احساسات و عواطف داستان کمک کند و صحنه‌هایی را خلق کند که به شدت تاثیرگذار بودند.ویدئو مپینگ نمایش هم البته کمک بسیاری به طراحی صحنه کرد.
اما در برخی لحظات، تغییرات شدید و ناگهانی نورپردازی، به جای آنکه به داستان کمک کند، آن را پیچیده و مبهم می‌کرد. به عنوان مثال، در صحنه‌ای که رستم و سهراب به هم نزدیک می‌شوند، نورپردازی به گونه‌ای انجام شد که به جای تقویت احساسات، فضا را سرد و پیچیده کرد.این در حالی بود که می‌توانست با انتخاب نورهای نرم‌تر و تغییرات تدریجی‌تر، عمق بیشتری به این صحنه اضافه شود. همچنین، در برخی صحنه‌های دیگر، تغییرات ناگهانی نور باعث شد که تمرکز تماشاگران از داستان اصلی منحرف شود و این مسئله به تاثیرگذاری نمایش لطمه زد.کارگردانی؛ انسجام در روایت با چالش‌های بصریکارگردانی نمایش «رستم و سهراب» در کل تلاش داشت تا انسجام و هماهنگی را در روایت داستان برقرار کند. کارگردان با بهره‌گیری از دکور متحرک و نورپردازی خلاقانه، تلاش کرد تا فضای نمایش را به گونه‌ای طراحی کند که به تقویت روایت و احساسات داستان کمک کند.میزانسن‌های دقیق و حرفه‌ای، به نمایش هویت و انسجام بخشید و تلاش‌های کارگردان برای ایجاد تصاویری جذاب و پویا به وضوح قابل مشاهده بود.
با این حال، این تلاش‌ها با چالش‌هایی همراه بود. استفاده از دکور متحرک و نورپردازی خلاقانه، اگرچه در بسیاری از مواقع به تقویت داستان و ایجاد حس و حال متفاوت کمک کرد، اما در برخی صحنه‌ها به دلیل پیچیدگی و تغییرات سریع، به نظر می‌رسید که از واقعیت داستانی فاصله گرفته و به پیچیدگی غیرضروری منجر شده است. اتفاقی که باعث شد تا برخی جزئیات در فضای بزرگ گم شود.
نتیجه‌گیری؛ تئاتری نوآورانه با کاستی‌ها و قوت‌هادر نهایت، نمایش «رستم و سهراب» با ترکیبی از نقاط قوت و ضعف، تجربه‌ای متفاوت از هنر تئاتر ارائه داد. این نمایش با انتخاب مکان اجرایی غیرمعمول، دکورهای متحرک، و استفاده از نورپردازی خلاقانه، توانست تجربه‌ای منحصر به فرد از داستان حماسی شاهنامه را به تماشاگران ارائه دهد.انتخاب بازیگران برجسته مانند امیر آقایی و سینا مهراد، با اجرای تاثیرگذار خود، توانستند نقش‌های کلیدی را با قدرت و دقت به تصویر بکشند. اما در کنار این نقاط قوت، نمایش با چالش‌هایی نیز مواجه بود که شامل عدم موفقیت برخی بازیگران در ارائه نقش‌های خود و پیچیدگی‌های ناشی از دکور و نورپردازی می‌شد.کارگردانی نمایش، با تلاش برای ایجاد انسجام و تاثیرگذاری، با چالش‌های خود مواجه شد و نتوانست به طور کامل به هدف خود در خلق یک تجربه هنری بی‌نقص دست یابد. با این حال، «رستم و سهراب» توانست به رغم کاستی‌ها و نقاط ضعف خود، در عرصه تئاتر ایران به عنوان یک تجربه نوآورانه و خلاقانه شناخته شود و توجه بسیاری از علاقه‌مندان به هنر تئاتر را جلب کند.این نمایش، با تمام ویژگی‌های منحصر به فرد و چالش‌های خود، نشان‌دهنده قدرت و شکوه ادبیات کهن ایرانی است و به تماشاگران فرصتی برای تجربه‌ای جدید از روایت‌های حماسی ارائه می‌دهد.#تئاتر#رستم_و_سهراب#نمایش#امیر_آقایی#سینا_مهراداخبار هنر و رسانه خبرگزاری فارس را می‌توانید از طریق صفحه ‌‎‎@ArtsandMedia دنبال کنید.
12:08 - 6 شهریور 1403





1 پاسخ