کاش دلتان برای جنوب ایران میسوخت
در روزهای اخیر موجی جدید در شبکههای اجتماعی به راه افتاده که در ظاهر حمایت از جنوب است اما باطنش چیز دیگری است.
«مردم مظلوم جنوب ایران دل ما پیش شماست». اگر در استوریهای اینستاگرامتان چشم بگردانید احتمالاً یکی در میان محتوایی شبیه به این را در صفحۀ سلبریتیها خواهید دید.
همدلی و اتحاد بین ایرانیان همواره زبانزد بوده. خصوصاً در دورههای سختی این «یک پیکری» بیشتر نمود پیدا میکند اما چرا همۀ این واکنشها در شبکههای اجتماعی لزوماً به معنای حمایت از «جنوب ایران» نیست؟بخشی از این واکنشها از سوی کسانی منتشر شده که در ۵ ماه اخیر در قبال بمباران نظامی و غیرنظامی، زیرساخت و مناطق مسکونی سکوت کردند. آنها نه شهادت کودکان دانشآموز میناب خم به ابرویشان آورد و نه دلشان برای کودکان ورزشکار شهید لامرد لرزید. اگر هم حرفی میزدند در مورد قطع اینترنت بود.
در برخورد اول، یک سؤال پیش میآید:چطور وقتی «تمام ایران» بمباران شد، سکوت کردند، حالا از «جنوب ایران» میگویند؟ یک استدلال پشیمانی و جبران است. اما چرا این فرضیه چندان مقبول نیست؟ چون در حرفهایشان خبری از مهاجم نیست. گویی در جنوب زلزله آمده یا جنگلی آتشگرفته.برخی همان زمان گمانهزنی کرده بودند که گروهی از سلبریتیها از ترس باطل شدن گرین کارت آمریکا یا مصادرۀ اموالشان در امارات تصمیم به سکوت گرفتهاند. تصوری که چندان دورازذهن هم نیست اگر بدانیم به طور مثال مربی تیم ملی از امارات که از کانونهای اصلی تهاجم به ایران است، استوری برای جنوب میگذارد.
در سالیان اخیر و با اقبال عمومی به اینستاگرام، سلبریتیها در بزنگاهها واکنشهای احساسی را به حوادث روز نشان دادهاند. برخی بیاطلاع از کلیت ماجرا سعی کردهاند فقط آنچه را که مخاطب خودشان دوست دارند ببینند، مانند آینه بازتاب بدهند. برخی دیگر نیز بهجای ارائۀ موضعی مستقل سوار بر موج غالب احساسات شدهاند.در اکانتهای ضدایرانی و طرفدار حمله به ایران نیز این خط دیده میشود. جایی که کاربرانی که در زمان جنگ هر آنکه را که مخالف جنگ بود «طرفدار جمهوری اسلامی» میخواندند و حالا میگویند «جنوب ایران» تنها مانده.
افرادی که تا دیروز با پرچم اسرائیل از «عموهایشان» طلب بمباران میکردند در چرخشی ۱۸۰ درجه حالا نگران پالایشگاه و نیروگاهها در جنوب ایران شدهاند. انگار شعار «زیر ساخت ما جان جوانان دیماه بود» و «بهترش را میسازیم» هیچوقت از دهانشان خارج نشده.
این در شرایطی است که قطبنمای اخلاقی انسان اگر درست کار کند در هر حالتی با قربانیان جنگ همدلی دارد. به همین خاطر است که واکنش محسن چاوشی صادقانه بر دل مینشیند چرا که او استاندارد دوگانه نداشته و از ابتدا خطقرمزش را کشیده است.
مصطفی راغب، خواننده در استوری اینستاگرامش در این مورد طعنهای زده و نوشته: مرد باشید و بگویید همان قدر که برای دی ناراحتید برای جنوب، میناب و بچههای پای لانچر هم ناراحتید.
بخش دیگر تلاش برای القای نادیدهگرفتن جنوب ایران توسط حاکمیت است. «کاش کاری از دست ما برمیآمد». «جنوب لبنان بیش از جنوب ایران اهمیت دارد». ازایندست است.
ایران در جنوب شهیدان زیادی داده. چه زمان جنگ عراق و چه حالا. جانهای زیادی فدا شده تا وجبی از خاک ایران کم نشود.در همین جنگ اخیر، سردار تنگسیری، مدافع خلیجفارس در همان مکان خدمتش به شهادت رسید که از قضا این هم از سوی برخی چهرهها واکنشی به همراه نداشت. ادعای بی عملی نیز رگهای از واقعیت ندارد. فرزندان ایران حتی در زمانۀ آتشبس به هر نقضی از سوی دشمن قاطعانه پاسخ دادند. این فقط یک ادعا نیست و تصاویر ماهوارهای نیز آن را تأیید میکند.
بااینحال نمیتوان تمام کسانی را که امروز از جنوب میگویند، در یک دسته قرار داد. حتماً اکثریت آنها دلشان برای ایران میتپد اما همزمان نمیتوان از الگوهای تکراری رفتاری که در بحرانهای پیشین نیز دیده شده بود، چشمپوشی کرد. حالا وقتی استوری «جنوب ایران» را دیدید قبل از لایک کمی تأمل کنید که او برای «همه ایران» چه کرده بود.#جنوب_ایران #ایران 14:00 - 25 تیر 1405