احیای قدرت تاریخی ایران با جاده ابریشم مدرن چین
ایران با برخورداری از موقعیت راهبردی در چهارراه آسیای مرکزی، قفقاز، خاورمیانه و جنوب آسیا، به عنوان یکی از حلقههای کلیدی ابتکار «کمربند و جاده» چین مطرح است؛ مسیری که میتواند جایگاه تاریخی ایران در ترانزیت جهانی و تجارت بینقارهای را احیا کند.
گروه اقتصادی خبرگزاری فارس؛ بیش از یک دهه از اعلام رسمی «ابتکار کمربند و جاده» (BRI) توسط چین میگذرد؛ طرحی که هدف آن ایجاد شبکهای گسترده از زیرساختها و مسیرهای تجاری در سراسر آسیا، اروپا و آفریقا است. در این مدت، این اَبَرپروژه که به نوعی نسخه مدرن، سازمانیافته و ژئوپلتیکی جاده ابریشم قدیم است به شکلی چشمگیر در حال دگرگونسازی زنجیرههای تامین جهانی و مسیرهای تجارت بینالمللی بوده است. در این میان، ایران که از آغاز بهعنوان یکی از کشورهای کلیدی در این ابتکار معرفی شده بود، هنوز جایگاه و نقش مشخص و جامعی در چارچوب BRI نیافته است. آنچه بیش از هر چیز مشکلساز است، تمرکز عمده تحلیلها و روایتها از نقش ایران در BRI بر جنبههای صرفا ژئوپولیتیکی است؛ نگاهی که اگرچه بیاهمیت نیست اما واقعیتهای عمیقتری را که از انگیزههای داخلی و اهداف توسعهمحور ایران و چین سرچشمه میگیرند، نادیده میگیرد.
ایران؛ کانون مرکزی اتصال اوراسیاییاز نگاه مقامات ایرانی، مشارکت در «ابتکار کمربند و جاده» فرصتی راهبردی برای تحقق آرمان تبدیلشدن ایران به یک کانون مرکزی در راهبردهای اتصال اوراسیایی است. جایگاه جغرافیایی منحصربهفرد ایران که در مجاورت قفقاز، آسیای مرکزی، آسیای غربی، خاورمیانه و آسیای جنوبی قرار دارد، همواره آن را بهعنوان یک پل زمینی طبیعی در مسیرهای تاریخی تجارت جهانی مطرح کرده است. جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر این ظرفیت جغرافیایی و تاریخچه تمدنی خود، از سال ۱۳۸۴ (۲۰۰۵) سیاست «نگاه به شرق» را بهعنوان یکی از ستونهای اصلی سیاست خارجی خود پیریزی کرده و بهتدریج بر تقویت روابط اقتصادی، تجاری و سیاسی با کشورهای آسیایی، بهویژه چین، تمرکز کرده است.
ایران؛ قلب «بیضی انرژی» جهاندر همین راستا، ایران نهتنها از BRI حمایت کرده، بلکه بهطور فعال در دیگر ابتکارات ترانزیتی و اقتصادی منطقه مانند مسیر حملونقل بینالمللی فراکاسپینی موسوم به «کریدور میانی» و همچنین کریدور بینالمللی شمال-جنوب مشارکت داشته است.این کریدورها با عبور از خاک ایران، مدتزمان حملونقل کالا از شرق به غرب و از شمال به جنوب را به میزان چشمگیری فراهم میسازند و رقیبی جدی برای مسیرهای دریایی سنتی مانند کانال سوئز به شمار میروند. افزون بر آن، ایران با قرارگیری در قلب منطقهای که به «بیضی انرژی» جهان شهرت یافته و بیش از ۷۵ درصد ذخایر انرژی جهان را در خود جای داده، از قابلیت بالایی برای تبدیلشدن به محور ترانزیت زمینی انرژی برخوردار است. این ویژگی برای کشورهایی مانند چین و جمهوریهای محصور در خشکی آسیای مرکزی، که بهدنبال متنوعسازی منابع تامین انرژی خود هستند، بسیار جذاب است.
همکاریهای بلندمدت ایران و چیناز منظر تهران، توافق «مشارکت جامع راهبردی» که در سال ۲۰۱۶ با چین امضا شد، چارچوبی اساسی برای توسعه همکاریهای اقتصادی و زیرساختی بلندمدت با پکن فراهم کرده است. پروژههایی که در چارچوب این توافق طراحی شدهاند، بهگونهای تنظیم شدهاند که همسو با اهداف دو کشور در زمینه ایجاد زنجیرههای تامین جدید و سرمایهگذاری در مسیرهای اتصال منطقهای باشند. در این میان، «ابتکار کمربند و جاده»، نهتنها بستر اصلی تحقق این مشارکت را فراهم میکند، بلکه بهعنوان نمادی از همگرایی استراتژیک و توسعهمحور دو کشور نیز تلقی میشود.ایران تلاش کرده تا از این مشارکت برای تثبیت نقش خود در نهادهای بینالمللی و منطقهای همراستا با BRI بهره گیرد. عضویت فعال در بانک سرمایهگذاری زیرساختی آسیا (AIIB)، سازمان همکاری شانگهای (SCO) و بهتازگی پیوستن به گروه بریکس (BRICS) بخشی از این رویکرد بلندمدت تهران است.
از سوی دیگر، توسعه روابط اقتصادی دوجانبه با چین طی سالهای اخیر با رشد چشمگیری همراه بوده است.اگرچه صادرات نفت همچنان بخش مهمی از تجارت ایران با چین را تشکیل میدهد اما تجارت غیرنفتی میان دو کشور نیز در دهه گذشته افزایش قابلتوجهی داشته است. در حال حاضر، چین اصلیترین مقصد صادراتی کالاهای ایرانی است و دومین منبع واردات ایران نیز محسوب میشود. چین همچنین در سال ۲۰۲۴ با راهاندازی مسیر ریلی قم – ییوو – اروپا نشان داد که اتصال بازارهای خود به اروپا از طریق ایران کاملا عملی و قابل اجراست. پایداری این مسیر میتواند تحقق عملی اهداف مشترک ایران و چین در زمینه ایجاد کریدورهای اقتصادی و زنجیرههای تامین جایگزین را ممکن سازد.
راهکارهایی برای دور زدن تحریمهابا این وجود، ایران همچنان با موانع و چالشهای جدی در مسیر اجرای کامل BRI مواجه است. مهمترین این موانع، تحریمهای ثانویه آمریکا، در قانون «سیسادا» است که باعث شده شرکتها و بانکهای بزرگ دولتی چین در سرمایهگذاری مستقیم در پروژههای بزرگ ایران با احتیاط عمل کنند. در نتیجه، بسیاری از سرمایهگذاریهای چین در بخشهای سرمایهبر ایران بهجای سرمایهگذاری مستقیم، از طریق سازوکارهایی چون تهاتر یا پرداخت به واحد پول چین (یوان) انجام میشود. ایران در این روشها، در قبال دریافت تجهیزات، فناوری و خدمات فنی از چین، با صادرات نفت یا پرداختهای غیر دلاری تعهدات خود را ایفا میکند. این مدل همکاری، راهی برای دورزدن تحریمها و کاهش وابستگی به نظام مالی غرب فراهم کرده است.
بازگشت ایران به نقش تاریخی تجارت منطقهایاز منظر جمهوری اسلامی ایران، مشارکت در BRI نهتنها راهی برای برونرفت از انزوای تحریمی و فشارهای اقتصادی است بلکه ابزاری راهبردی برای بازتعریف نقش بینالمللی کشور در چهارراه اوراسیا و بهرهگیری از ظرفیتهای داخلی در مسیر توسعه است. آنچه همکاری ایران و چین را متمایز میسازد، همراستایی دیدگاهها و منافع اقتصادی-اجتماعی داخلی دو کشور است. برای چین، ایران حلقهای حیاتی برای تامین انرژی، دسترسی به بازارهای نوظهور و توسعه متوازن مناطق داخلی خود محسوب میشود. برای ایران، چین منبعی برای سرمایهگذاری، فناوری، و بازگشت به نقش تاریخی خود در تجارت و ترانزیت منطقهای است.در نهایت، گرچه محدودیتها و فشارهای خارجی همچنان پابرجا هستند اما تجربه سالهای اخیر نشان داده است که همکاری تهران و پکن بر پایه منافع متقابل و انگیزههای داخلی، توانسته راهکارهایی جایگزین برای توسعه زیرساختی و تقویت تجارت منطقهای بیابد. بنابراین، مشارکت ایران در «ابتکار کمربند و جاده» را نمیتوان فقط از دریچه ژئوپولیتیک تحلیل کرد؛ بلکه لازم است آن را در بستر اهداف توسعهمحور داخلی و راهبردهای کلان اقتصادی جمهوری اسلامی ایران تحت بررسی قرار داد.#ایران #چین#اقتصاد #جاده_ابریشم#کمربند_جاده 22:54 - 18 خرداد 1404