چهارفصل عمر یقیناً بهار نیست
گویا برای آدمی به دنیـا قرار نیست رسیده سیل و دگر قابل مهار نیستگاهی خزان و گاه زمستان شود امورچهار فصل عـمـر یقیـنـا بهار نیستگاهی شود شب یـلدای مـشکلات شبـهـا بـلنـد ولـیـکـن اَنــار نیستدشمن بروی لبانش شکوفه هست!لبخندِ طعمه هس بدان او برآر نیستشاید که سیلی محکم چشیده ایمدر شأن و غیرت ما که فَرار نیست !!!در جنگ پشت به دشمن نمیکنیماین رسم زشت در ایـل و تبار نیستبا صبر مشکلات بزرگ چاره میکنیمکم طاقتی به قاموس این دیار نیستآتش بُود حفظ عقیده در این زمانآتش کف دست گرفتن به جار نیستبرخی به نرخ روز اهل دین و دیانتندماندن سرعقیده محکم که عار نیست !راهی برای چاره این سیل مشکلاتترک گناه به نیت ظهـور نـگار نیست؟!!✍️ سید محسن نصرالهی
15:06 - 31 شهریور 1404