فرزندی که پدر و مادرش را پس از ۲۳ سال مستأجری، صاحبخانه کرد

مادری در یکی از روستاهای اطراف قم که در ۴۳ سالگی و در اوج تنگنای اقتصادی با بارداری ناخواسته روبه‌رو شده بود، در آستانه تصمیم به سقط قرار گرفت؛ اما سقط به زندگی تبدیل شد، فرزندی که به گفته خانواده بهانه گشایش‌های پیاپی در زندگی شد؛ تا جایی که پس از ۲۳ سال مستأجری، توانستند صاحب خانه شوند.
خبرگزاری فارس ـ قم: در یکی از روستاهای اطراف قم، خانه‌ای کوچک و اجاره‌ای سال‌ها مأمن خانواده‌ای بود که با درآمدی محدود، اما دلی سرشار از امید، روزگار می‌گذراندند. خانه‌ای که دیوارهایش شاهد سختی‌ها، نگرانی‌ها و دعاهای نیمه‌شب مادری بود که در ۴۳ سالگی، در اوج تنگنای اقتصادی، با خبری غیرمنتظره روبه‌رو شد؛ خبری که ابتدا او را تا مرز یک تصمیم تلخ برد، اما در نهایت به روایتی از برکت و گشایش تبدیل شد.تردید مادری در میانه فشار زندگیناهید، زن ۴۳ ساله روستایی، زمانی که متوجه بارداری‌اش شد که دو فرزند بزرگ داشت؛ پسری که به‌تازگی دیپلم گرفته بود و در آستانه سربازی قرار داشت و دختری که ازدواج کرده و خود صاحب فرزندی یک‌ساله بود. زندگی‌شان ساده بود و درآمد همسرش که سال‌ها در مغازه شیشه‌بری کار می‌کرد کفاف هزینه‌های ضروری را به سختی می‌داد. مدتی هم بود که او کار ثابتش را از دست داده و برای گذران زندگی به کارگری در زمین‌های کشاورزی روی آورده بود.ناهید می‌گوید: «بیشتر از همه از حرف مردم می‌ترسیدم. در روستای کوچک، همه از همه خبر دارند. اینکه با دو فرزند بزرگ، حالا دوباره باردار شده‌ام، برایم سنگین بود.»نگاه‌ها و قضاوت‌ها، فشار اقتصادی، نگرانی از آینده و هزینه‌های سربازی و جهیزیه، همه دست به دست هم داده بودند تا ذهن این مادر پر از تردید شود. گاه اطرافیان نیز توصیه می‌کردند که «در این شرایط سخت، ادامه بارداری منطقی نیست».
لحظه‌ای که مسیر زندگی تغییر کردچند هفته بعد، برای معاینه به پزشک مراجعه کرد. در اتاق سونوگرافی، برای نخستین‌بار صدای تپش قلب جنین را شنید.ناهید می‌گوید: «وقتی صدای قلبش را شنیدم، دلم لرزید. اشک در چشمانم جمع شد. همان‌جا با خودم گفتم چطور می‌شود این صدا را خاموش کرد؟ همان‌جا زیر لب گفتم خدایا اگر خطا کردم ببخش، اما این امانت را از من نگیر.»آن لحظه، نقطه عطف زندگی این خانواده شد. تصمیم گرفته شد که فرزندشان به دنیا بیاید؛ حتی اگر سختی‌ها بیشتر شود.در قرآن کریم نیز خداوند وعده داده است: «وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ» (اسراء، ۳۱) فرزندان خود را از ترس فقر نکشید؛ ما آنان و شما را روزی می‌دهیم.حمایت فرزند جوان از خانوادهدر این میان، محمد، پسر بزرگ خانواده، نقشی کلیدی ایفا کرد. پس از گذشت از شوک اولیه، او به مادرش گفت: «خانواده ما کوچک است، اما قلب ما بزرگ است. این بچه فرصتی است که خدا به ما داده است. من کمک می‌کنم.»محمد تصمیم گرفت پس از اتمام سربازی، در مغازه آپاراتی دوستش کار کند. درآمد کمی که از آن به دست آورد، برای خرید کتاب درسی، پر کردن یخچال و گذراندن ماه‌ها کمک کرد.این ایستادگی جوان، یادآور داستان امام جواد(ع) است که در سن یازده سالگی، پس از شهادت پدرش امام رضا(ع)، با توکل به خدا، مسئولیت امامت را پذیرفت. فرموده‌ای از امام جواد(ع) درباره فرزندان و مسئولیت‌پذیری می‌گوید: «الْأَوْلَادُ أَمَانَاتٌ وَالْأَمَانَاتُ مَظَاهِرُ الْإِيمَانِ»(فرزندان امانت‌اند و امانت‌ها، نمودهای ایمان هستند.)
تولد فرزندی که برکت آوردماه‌ها بعد، نوزادی با نام علی به دنیا آمد. نوزادی که بسیاری از اطرافیان تولدش را «بی‌حسابی» می‌دانستند. اما به گفته ناهید، از همان سال‌های بعد شرایط زندگی‌شان به‌تدریج تغییر کرد. همسرش دوباره کار ثابتی پیدا کرد، وضعیت مالی‌شان آرام‌آرام بهتر شد و خانواده توانست از روزهای سخت عبور کند.این خانواده که بیش از دو دهه مستأجر بودند، سرانجام پس از ۲۳ سال، و در یک سالگی علی، صاحب خانه شدند؛ اتفاقی که ناهید آن را «برکت حضور فرزند» در زندگی‌شان می‌داند.در اینجا، روایتی از امام جواد(ع) درباره فرزندان و برکت آنها به یاد می‌آید: «الْأَوْلَادُ نُورُ الْعَيْنِ وَرَحْمَةُ الرَّحْمَانِ» (فرزندان نور چشم و رحمت رحمانند.)
امیدآفرینی، فرزندآوری و جوانی جمعیتداستان این خانواده تنها روایت یک زندگی نیست؛ بلکه نمونه‌ای از امید و اعتماد به آینده در دل سختی‌هاست؛ در آموزه‌های دینی نیز بارها بر نقش فرزندان در گسترش رحمت و برکت الهی تأکید شده است.پیامبر اسلام(ص) می‌فرمایند: «تَزَوَّجُوا وَتَكَاثَرُوا فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» (ازدواج کنید و فرزند بیاورید که من در روز قیامت به کثرت شما بر امت‌ها مباهات می‌کنم.)تجربه‌هایی از این دست نشان می‌دهد که در بسیاری از خانواده‌ها، امید، تلاش و توکل می‌تواند مسیر زندگی را تغییر دهد و آینده‌ای روشن‌تر برای نسل‌های بعدی رقم بزند.در پایان، ناهید با لبخندی خسته ولی پر از امید می‌گوید: «اگر آن روز تصمیم دیگری می‌گرفتم، این خانه، این خنده علی و این آرامش امروز وجود نداشت. فرزندم برکت داشت، و خداوند وعده‌اش را انجام داد.»
شهادت امام جواد(ع) و درس‌های زندگیامروز که سالروز شهادت امام جواد(ع) است، این روایت یادآور می‌شود که گاهی گره‌های زندگی در سایه توکل به خداوند گشوده می‌شود.امام جواد(ع) که در سن کودکی به مقام امامت رسید، نشان داد که قدرت الهی می‌تواند از ظاهر ضعیف، قوی‌ترین انسان‌ها را بسازد.فرزندی که ناهید به دنیا آورد، نه‌تنها باری نبود، بلکه کلیدی بود بر دروازه برکت. #امید #سقط_جنین #فرزندآوری #جوانی_جمعیت
15:32 - 27 اردیبهشت 1405
خانواده
استان ها
قم





1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌زهرا میرزابابائی🎒🇮🇷‌
@Mirzababaee27 اردیبهشت 1405
در پاسخ به @S_keramati
💖