شد همین مُشت گره کرده مناره قد کشید

شعر زیبای ناصر دوستی، شاعر زنجانی در رثای رهبر شهید انقلاب منتشر شد.
به گزارش خبرگزاری فارس از زنجان، شعر زیبای ناصر دوستی، شاعر زنجانی در رثای رهبر شهید انقلاب منتشر شد.خصم فانی شد ولی من جاودان برخاستم سربلند از این بلا و امتحان برخاستم «در لگدکوب حوادث جان دیگر یافتم "ذکر گویان با نوای کاروان برخاستم پرگشودم ازدل آوارها تا بی کران پرکشیدم از زمین تا آسمان برخاستم اشک ها و آه هایم را به چاهی ریختم سرکشیدم داغ را با کهکشان برخاستم بغض هایم را فرو خوردم میان شعله هامثل یک ققنوس از آتش فشان برخاستم گرچه صدها زخم کاری در دلم جاکرده بودبا وجود زخم های بی امان برخاستم شد همین مُشت گره کرده مناره قد کشید از دل آوار با صوت اذان برخاستم آهِ من خاکستری های خزان را زد به همدر بهاران مثل یک رنگین کمان برخاستم من به جان خود خریدم دردهایت را وطنزخم پشت زخم خوردم خسته جان برخاستم مثل خورشید جماران شد طلوعم بی‌غروب مثل ماهی از بُلندای جهان برخاستم قد کشیدم مثل سروی تا بلندِ آسمان در کنار جمکران تا بی کران برخاستم سایه ای اُفتاد بر روی سرم در جمکران با ندای صاحب عصر و زمان برخاستم آمد آن مُنجی دلم وا شد دلم آرام شد آمد و گفت از مزار بی نشان، برخاستم آشیان عشق را دبو و ددان آتش زدندسوختم از داغِ مرغ آشیان برخاستم دست بر پهلو به یاد مادر اُفتادم که بود در دلم داغ شکسته اُستخوان برخاستمتا به مقتل زد گُریزی روضه خوانِ مُنتقمدم گرفتم پای سوز روضه خوان برخاستم از لبان تشنه ام آیات قرآن می چکید روضه خواند از خیزران، من با فغان برخاستم پبر بودم که مرا فیض شهادت شد نصیب دست اعجاز خدا رو شد جوان برخاستم نام من با سربلندی ها گره خورده، چو سرو باز هم در آخر این داستان برخاستم
18:50 - 10 تیر 1405
فرهنگ
استان ها
زنجان