غیرت روستاییان برای بازسازی پل ریلی امین‌آباد

وقتی دیدیم پل را زدند از محل کارمان مرخصی گرفتیم و به محل آمدیم تا برای بازسازی سریع پل کمک کنیم، اتفاقا به تخصص ما نیاز داشتند ایستادیم و کمک کردم تا پل روپا شود و مسیر ریلی باز شود.
به گزارش خبرگزاری فارس از زنجان؛ آن روزها ترامپ خیال کرده بود می‌تواند زیرساخت‌های ایران را نشانه برود. غافل از اینکه آب در هاون می‌کوبد. شاید بشود یک پل را زد، اما هرگز نمی‌شود اراده یک ملت را از پا درآورد؛ ملتی که هزاره‌هاست دشمنان بزرگ و کوچک در برابرشان زانو زده‌اند.هجدهم فروردین بود؛ پل ریلی «امین‌آباد»، در 20 کیلومتری زنجان، همان پلی که مرکز را از طریق ریل به شمال غرب و غرب متصل می‌کند، هدف قرار گرفت و تخریب شد.مسئولان و متخصصان راه‌آهن اعلام کردند که بازسازی پل 15 روز تا یک ماه طول می‌کشد، اما مردمی که غیرتشان پیش از هر مهندسی به میدان آمد، کاری کردند که این پل تنها در چهار روز دوباره سر پا بایستد و به چرخه خدمت برگردد.در کنار متخصصان، اما روایت‌های دیگری هم هست؛ نجواهایی از جنس ایثار، خاطراتی که هر کدامشان یک حماسه است.اکبر تیموری یکی از اهالی روستای امین‌‍‌آباد روایت می‌کند: وقتی رسیدم، دیدم آقای محرم‌علی خالقی افتاده بود. آمبولانس داشت می‌آمد. پیکر بی‌جان، موتور واژگون، چراغ‌های شکسته، کلاهی که از آن لحظه روی زمین مانده بود.صدایش می‌لرزد و ادامه می‌دهد: شهید خالقی، پسرش این بالا گاو و گوسفند داشت. پدر برایش ناهار آورده بود؛ برگشتنی زدندش و شهید شد.اکبر تیموری در مورد ماجرای کمک به ساخت پل راه‌آهن می‌گوید: من و رفیقم سلیمان بیات و پسرخاله‌ام بهزاد بیگدلی، ساعت چهار از شرکت مرخصی گرفتیم. آمدیم که سری بزنیم. دیدیم آرماتورها ریخته و کارگران خسته‌اند، نه از بلد نبودن، بلکه از کار بی‌امان.

ما ملت ایرانیم

گفتم: بیایید کمک کنیم به این بنده خدای خسته. همه با غیرت آمدند. ساعت چهار و نیم دست به دست هم دادیم و شروع کردیم، هشت و نیم شب تمامش کردیم و آرماتورها را انداختیم بالا.نگاهی به پل می‌اندازد و آه عمیقی می‌کشد: واقعاً اگر از این پل بگویم، کم گفته‌ام. روزی چهار بار از اینجا رد می‌شدیم. ساعت را با قطار تنظیم می‌کردیم. شب‌ها اینجا بودیم. باغمان نزدیک بود، حیوانات را می‌آوردیم اینجا آب بدهیم. زیر سایه‌اش استراحت می‌کردیم، ناهار درست می‌کردیم، چای می‌آوردیم برای کارگرهای راه‌آهن.ما شش نفر بودیم، همه از اهالی امین‌آباد. همکار بودیم، با هم مرخصی گرفتیم و آمدیم. برای خدا، برای رهبر شهید، برای رزمنده‌ها. ما ایرانی‌ایم، غیرت داریم به حول و قوه الهی، چهار روزه پل را راه انداختیم.انگیزه‌امان کشورمان بود. به قول سردار سلیمانی: ما ملت ایرانیم، ملت شهادتیم. وظیفه بود، باید کمک می‌کردیم.صدایش محکم‌تر می‌شود: شنیده بودیم پل زده شده اما مرخصی نداشتیم. آن روز آمدیم و دیدیم بچه‌ها خسته‌اند. گفتم اجازه دهید ما کار را انجام بدهیم. ما بی‌مدرک بین‌المللی آرماتوربندی بلدیم. سمنان، کیش، اصفهان، همه‌جا کار کرده‌ایم.«وقتی شنیدیم پل را زدند، ناراحت شدیم. من که کلی خاطره داشتم، بغض گلوم را گرفت. چرا این پل را زدند؟ همیشه راه ما بود... اما الحمدالله با کمک بچه‌ها تمومش کردیم به کوری ترامپ و نتانیاهو.ما برای جان‌فدایی آماده‌ایم. ثبت‌نام کرده‌ام. بسیجی هستیم. همین که لب پر کنند، می‌رویم دهن ترامپ و نتانیاهو را می‌زنیم. فکر نکنند ایران بی‌کس است. ایران پر از بسیجی است. نزدیک سی‌وچند میلیون نفر جان‌فدا داریم.

برای پل خیلی ناراحت شدم

سلیمان بیات یکی دیگر از اهالی اما از زاویه دیگری می‌گوید: ساعت یک و ده دقیقه بود که پل را زدند. یک ربع بعد رسیدم. دیدم پل از کار افتاده... از ته دل ناراحت شدم. خدا شاهد است بغضم گرفت.او هم از شرکت «آناکیمیا منگنز» مرخصی گرفت و آمد: ساعت چهار و نیم رسیدیم. آرماتورها ریخته بود، بچه‌ها خسته بودند. ماندیم تا هشت و نیم شب. بستیم، انداختیم بالا. بتنش را شب ریختند.از انگیزه‌اش می‌پرسم، سه چیز را رو می‌کند: خدا، کشور، شهدا؛ همینجا یکی شهید شد، به خاطر رهبر شهیدمان.بغض دوباره می‌ترکد: این پل مال روستای ماست. هر روز ده، دوازده بار از اینجا رد می‌شدیم. از بچگی اینجا بزرگ شده‌ایم. وقتی زدندش اشکم درآمد.لبخند تلخی می‌زند و ادامه می‌دهد: دشمن فکر می‌کند با زدن پل به هدفش می‌رسد؟ نه به خدا. هیچ کاری از دستش برنمی‌آید. زورش به پل رسیده نمی‌تواند جلوی رزمندگان بایستد زیرساخت‌ها را می‌زند. زورش را روی پل، جاده، راه‌آهن خالی کند.بهزاد بیگدلی، پسرخاله اکبر تیموری، آخرین جمله را می‌گوید:تقریباً از همان روز اول که پل زده شد، همه مردم، مخصوصاً اهالی امین‌آباد، ناراحت بودند؛ ناراحتی‌ای که با هیچ کلمه‌ای نمی‌شود بیان کرد.گفتنی است، سی و پنج متر از عرشه و صد و پنجاه متر از خطوط ریلی آن توسط دشمن آمریکایی–صهیونیستی تخریب شد، اما به همت غیورمردان این سرزمین، تنها در چهار روز دوباره روی خط ایستاد و به چرخه حمل‌ونقل بازگشت.
13:20 - 19 اردیبهشت 1405

0 بازدید