ناگفته‌های شاعر زنجانی از رهبر شهید

سر سفره افطار که با حضرت آقا با هم نشسته بودیم، فضا واقعاً یه حال و هوای دیگه داشت. ما (شاعران) اون‌قدر مجذوب آقا و اون فضای معنوی حضرت آقا شده بودیم که کلاً افطار رو فراموش کرده بودیم. شاید نزدیک نیم ساعت همین‌جوری فقط نگاهش می‌کردیم و انگار زمان برامون ایستاده بود...
به گزارش خبرگزاری فارس از زنجان، «در لگدکوب حوادث جان دیگر یافتم، چون غبار از زیر پای کاروان برخاستم» غزلی است که رهبر شهیدمان سروده است و از جمله اشعار شناخته‌شده ایشان به شمار می‌رود.این را یادآور شدم که از علاقه رهبر شهید به شعر و ادبیات بگویم، اینکه علاقه رهبر شهید به شعر و ادبیات از سال‌های نوجوانی و جوانی شکل‌گرفته و در طول زندگی ایشان تداوم‌یافته است. انس با کتاب، مطالعه آثار برجسته ادبی و سرودن شعر، موجب شد تا ایشان نگاهی عمیق به جایگاه ادبیات و زبان فارسی داشته باشند.در نگاه رهبر شهید، شعر تنها یک هنر نیست، بلکه ابزاری برای انتقال اندیشه، حفظ هویت فرهنگی و تقویت تمدن ایرانی ـ اسلامی است. بر همین اساس، ایشان همواره بر پاسداشت زبان فارسی تأکید داشته‌اند. دیدارهای مستمر با اهالی ادب نیز نشان‌دهنده اهمیت ویژه شعر و ادبیات در منظومه فکری ایشان و نقش آن در پویایی فضای فرهنگی کشور است.«ناصر دوستی» از شاعران آئینی استان زنجان است که به‌عنوان چهره هنر انقلاب اسلامی در سال ۱۴۰۲ معرفی شد، او که از سال ۱۳۹۲ تاکنون در جشنواره‌ها و کنگره‌های ملی، بین‌المللی و منطقه‌ای حضور داشته‌ است، آخرین باری که توفیق حضور در دیدار با رهبر شهید را پیدا کرده است، به سال ۱۴۰۴ بازمی‌گردد، همین موضوع بهانه‌ای برای گفت‌وگو با این شاعر آئینی و از شاعران شناخته‌شده کشورمان شد. در ادامه، ناصر دوستی شاعر آئینی شهرمان از خاطرات و ناگفته‌های خود از آخرین دیدار با رهبر شهید سخن می‌گوید که مشروح این گفت‌و‌گو در ادامه می‌آید.
باورم نمی‌شد که قراره برم دیدار آقااز آقای دوستی درباره آخرین دیدار با رهبر شهیدمان را می‌پرسم، از چگونگی حضورش در آخرین دیدار شاعران با رهبر شهید، می‌گوید؛ «آخرین دیدار به سال قبل برمی‌گردد، ماه رمضان بود و هم‌زمان با میلاد امام حسن(ع). البته قبل از اون هم یک بار این اتفاق خوب برام افتاده بود، توی کنگره شعر خلیج فارس که دانشگاه علامه طباطبایی برگزار کرده بود، مقام برتر گرفتم و همون‌جا اسمم برای اولین بار به بیت رهبری معرفی شد.خب سال گذشته هم توفیق شد من هم در اون جمع باشم. قبلش در قزوین کنگره شعر مقاومت برگزار شده بود و آقای غزوه و آقای انصاری‌نژاد از مدعوین مراسم بودن. همون‌جا آقای غزوه وقتی جایزه رو بهم دادن گفتن شعرت خیلی خوب بود، خوشم اومد، بعد هم پیشنهاد دادن اسمت برای شعرخوانی دیدار شاعران با رهبر ثبت بشه. وقتی کارت دیدار اومد، راستش اصلاً باورم نمی‌شد که قراره برم دیدار آقا.تو جلسه رسمی اسمم تو لیست شعرخوان‌ها بود، ولی فرصت نشد قرائت کنم. اما تو جلسه خصوصی و سر سفره افطار شرایط فرق داشت. حدود سه چهار متر بیشتر با حضرت آقا فاصله نداشتم. شاعران یکی یکی شعرهاشون رو می‌خوندن، تک‌بیت یا رباعی. من هم رباعی خودم رو خوندم و همون‌جا با واکنش‌های «آفرین» و «احسنت» آقا روبه‌رو شدم، لحظه‌ای که واقعاً برای من خیلی ارزشمند و فراموش‌نشدنی بود.
محو تماشای رهبر شهیدسر سفره افطار که با هم نشسته بودیم، فضا واقعاً یه حال و هوای دیگه داشت. ما اون‌قدر مجذوب آقا و اون فضای معنوی حضرت آقا شده بودیم که کلاً افطار رو فراموش کرده بودیم. شاید نزدیک نیم ساعت همین‌جوری فقط نگاه می‌کردیم و انگار زمان برامون ایستاده بود.حضرت آقا با لبخند چند بار گفتند: «اذان گفته شده، افطاری‌تون رو باز کنید… چرا افطار نمی‌کنید؟ بفرمایید افطار کنید، حالا ما هم اینجاییم.»بعدش تازه به خودمون اومدیم و شروع کردیم به افطار کردن. واقعاً شما تصور کنید همچین شخصیتی روبه‌روی شما نشسته، اون هم سر سفره افطار… این دیدار برام یکی از قشنگ‌ترین و به‌یادموندنی‌ترین خاطره‌ در حوزه شعر و ادبیات.اون چفیه و انگشتری هم که اون روز به من هدیه داده شد، برام مثل یه موهبت الهی بود.البته یک کتاب هم از آثار خودشون هدیه دادند، اگر اشتباه نکنم «شرح صحیفه سجادیه» بود. واقعاً خیلی برام ارزشمنده.»
«نجابت»، مهم‌ترین توصیه آقا به شاعراندرباره اشراف و تسلط حضرت آقا بر شعر و ادبیات با آقای دوستی سخن به میان آوردم و سوال کردم که معمولاً حضرت آقا بیشتر روی چه موضوعاتی در سرودن شعر به شاعران تأکید داشتند که می‌گوید: «ایشون اول از همه، شعر رو بین هنرها به‌عنوان برنده‌ترین و قوی‌ترین زبان معرفی می‌کردند. توی دیدارهایی که بود، همیشه حضرت آقا به شعر و ادبیات اهمیت ویژه‌ای می‌دادند، البته این‌طور نبود که به بقیه هنرها بی‌توجه باشند، نه، به همه هنرها نگاه خاصی داشتند، ولی به نظرم نگاهشون به شعر و ادبیات یک جور نگاه ویژه‌تر و عمیق‌تر بود.مثلاً یکی از نکاتی که برای من خیلی ارزشمند بود و از محضر ایشون یاد گرفتم این بود که همیشه تأکید می‌کردند «نجابت در شعر باید رعایت بشه». این موضوع رو مدام به شاعران تذکر می‌دادند. همچنین روی متانت شعر هم خیلی تأکید داشتند، اینکه شعر باید عفیف باشه، سالم باشه. نکته دیگه‌ای که به چشم من خیلی می‌اومد این بود که به شعر جوان توجه ویژه‌ای داشتند. معمولاً وقتی غزل‌ها یا شعرها قرائت می‌شد، نگاه و توجه ایشون بیشتر روی شعر جوان‌ها بود و برایشون اهمیت خاصی قائل بودند.جالب‌تر اینکه ایشون فقط شنونده نبودند. اگر نکته‌ای یا ایرادی در شعر وجود داشت، خیلی سریع تذکر می‌دادند، چه از نظر وزن، چه از نظر دستور زبان. حتی گاهی خودشون هم همون‌جا اصلاحش می‌کردند.»آقا بداهه شعر می‌گفتیادم هست در همون آخرین دیدار، یک شاعر عرب‌زبان در محضر آقا شروع به شعرخوانی کرد. حضرت آقا هم همون‌جا فی‌البداهه یک بیت به شعر شاعر عرب زبان اضافه کردند. این موضوع واقعاً نشون می‌داد که چقدر حضرت آقا به شعر و ادبیات اشراف دارند و چقدر نگاهشان دقیق و مسلط است.
یا حتی تو همون آخرین دیدار، سر سفر افطار هم که شاعران معمولاً تک‌بیت یا رباعی می‌خوندن، یادمه یکی از شاعران یک مصرع رو قرائت کرد و مصرع دومش رو پیدا نمی‌کرد که چی بگه تا کاملش کنه.همون‌جا حضرت آقا راهنمایی کردند و گفتند که برای تکمیل این مصرع باید از خود همون مصرع کمک بگیری. بعد هم بلافاصله خود ایشون یک مصرع گفتند که کاملاً مکمل اون مصرع اول شد.این حجم از تسلط و آگاهی واقعاً قابل توجه بود، اینکه در لحظه وارد متن شعر شدند و حتی یک بیت بداهه اضافه کردند، حضرت آقا در بداهه گویی هم تبحر داشتند و این برای من خیلی شگفت‌انگیز بود.»
بغضی که به شعر تبدیل شداز آقای دوستی درباره حس و حالش وقتی خبر شهادت حضرت آقا رو شنیدند هم پرسیدم و گفت: «من از همون شب یه حال خاصی داشتم، یه جور دلتنگی و غریبی سنگینی روی دلم بود. راستش اطلاع موثقی هم نداشتم، فقط تماسی که با داییم داشتم به ایشون می‌گفتم نه، حضرت آقا مشکلی براشون پیش نیومده، سالم هستن، خیالتون راحت باشه، فقط دعا کنید برای آقا.بغض می‌کند و یک مکثی کوتاهی می‌کند و ادامه می‌دهد؛ ولی سر سفره سحر بودیم، دم‌دمای اذان بود که خبر رسمی و موثق از طریق رسانه اعلام شد.اون روزی که خبر اعلام شد، یکی از مسئولان گروه سرود با من تماس گرفت. راستش حال و روزم اصلاً خوب نبود، برای هیچ چیزی تمرکز نداشتم. توی همون تماس گفتند که ما همین الان برای رهبر شهید شعر می‌خواهیم.همین تماس یه جورایی باعث شد اون حال و هوای سنگین از حالت سکوت دربیاد و این زبان قاصر دوباره باز بشه. همون‌جا شروع کردم به سرودن شعر برای رهبر شهید که بعد هم قرائت شد.»همدلی شاعران در سوگ امین‌الشعرافردای اون روز هم، ما یک گروهی در یکی از پیام‌رسان‌ها داریم که اعضاش از شاعران مطرح کشور هستند، هر کدوم در واکنش به شهادت رهبر شهید به شکل رباعی برای رهبر شهید شعر سرودیم. در واقع می‌شه گفت شاعران خودشون کار رو به دست گرفتند و همون روز آثار خوبی در وصف این واقعه خلق شد. چون حضرت آقا با تخلص «امین‌الشعرا» هم شناخته می‌شدند و بین شاعران محبوبیت ویژه‌ای داشتند، یه جور همدلی شکل گرفت و همه دست‌به‌دست هم دادیم تا آثار فاخر و درخور تولید بشه.فکر می‌کنم همون جریان باعث شد چندین کتاب هم از همین شعرها و سروده‌ها درباره حضرت آقا جمع‌آوری بشه.»
غزلی که در ۱۰ دقیقه سروده شداز آقای دوستی درباره شعرش که اخیراً در وصف رهبر شهید سروده بود پرسیدم همان شعری که یک مصرعش از سروده حضرت آقاست: «در لگدکوب حوادث جان دیگر یافتم» و بعدش هم خودش ادامه داده بود: «ذکرگویان با نوای کاروان برخاستم». ازش خواستم بیشتر درباره شکل گرفتن این شعر توضیح بده، گفت: «یه پویشی بود که جهاد دانشگاهی استان زنجان راه انداخته بود. اونجا یه بیت از حضرت آقا رو گذاشته بودن و گفته بودن شاعرا بیان برای اون بیت ادامه بنویسن، در واقع یه جور پویش تک‌بیتی بود.همون لحظه که اون بیت رو دیدم، یه حال خاصی بهم دست داد. انگار واژه‌ها و مصرع‌ها تو ذهنم شروع کردن به جوشیدن. اصلاً حس می‌کردم شعر خودش داره شکل می‌گیره. باورش شاید سخت باشه، ولی این غزل اخیر رو در وصف شهادت حضرت آقا در حدود ده دقیقه نوشتم.از همون مصرع حضرت آقا الهام گرفتم و بعدش بقیه مصرع‌ها خیلی سریع و بداهه پشت سر هم اومد. انگار فقط باید نوشته می‌شد، نه اینکه ساخته بشه.»انشالله مراسم وداع و تشییع حضور دارید؟ « بله، به دعوت حوزه هنری تهران برنامه برای روز یکشنبه هست و باید حتماً حضور داشته باشم، اسمم هم برای شعرخوانی توی این مراسم اعلام شده و حتماً باید اونجا باشم.»
و اما ببینید
۳ MB
وقتی رهبر شهید به مصرع پایانی «ما مدعیان صف اول بودیم / از آخر مجلس شهدا را چیدند»، بغضی در صدایشان می‌نشیند و اشک در چشمانشان حلقه می‌زند، اما روزگار نشان داد که گاهی شهدا را نه از آخر مجلس که از صدر مجلس برمی‌گزینند. شهادت مبارک آقا جان راهت ادامه دارد.#بدرقه_آقای_شهید_ایران#شهادت#رهبر_شهید#شعر#شاعران#ناصر_دوستی
09:27 - 12 تیر 1405
کتاب و ادبیات
استان ها
زنجان