چرا سخنگو اینگونه سخن میگوید؟
ایا با اتهام زنی وحدت خلق می شود؟سخنان اخیر مهاجرانی، نه یک لغزش زبانی، که نشانهای از یک الگوی رفتاریِ راهبردی در دولتِ فعلی است. برای درکِ علت، باید به چهار سطح روانی، سیاسی، رسانهای و هویتی توجه کرد:۱. سرخوردگی و تخلیهی هیجانیمهاجرانی، بهعنوان سخنگوی دولتی که با سه بحرانِ همزمان (تورم، سقوط دلار، شکست دیپلماسی انفعالی با دشمن) روبهروست، در موضعی دفاعی-تهاجمی قرار گرفته است. او نمیتواند پاسخِ شفافی به وضعیتِ اقتصادی بدهد؛ بنابراین، او ناخودآگاه به «تخلیهی هیجانی»روی میآورد؛ یعنی با حمله به یک «دشمنِ فرضی» (جبههی پایداری)، فشارِ روانیِ ناشی از ناتوانیِ خود را کاهش میدهد. این، یک مکانیسمِ دفاعیِ روانشناختیِ است که همه بلد هستیم: «به جایِ حلِ مسئله، مسئله جدیدی خلق و اشوب بساز». او در واقع، با این رفتار، به دنبال تغییرِ کانونِ توجه از بحرانهایِ درونی به یک «تهدیدِ بیرونیِ» ساختهشده است.۲. انحرافِ افکار از بحرانِ اقتصادیدولت در شرایطی قرار دارد که نرخِ دلار در مدتِ کوتاهی به ۲۰۰ هزار تومان رسیده، تورم مهارنشدنی است و وعدههایِ رفعِ تحریم، محقق نشده است. در این وضعیت، پاسخگوییِ شفاف به معنای پذیرشِ شکست است. بنابراین، مهاجرانی با طرحِ دوگانهی «سربازِ نظام» (ظریف) در برابر «نافهم از منافع» (پایداری)، سعی دارد دستورِ کارِ رسانهای را از «اقتصاد» به «وحدت و انشقاق» تغییر و افکار عمومی را منحرف کند. راهبردی که در آن، به جای پاسخ به «چرا دلار گران شد؟»، میپرسند «چه کسی وحدت را میشکند؟». او بهخوبی میداند که نقدِ اقتصادی، پاسخِ روشنی ندارد، بنابراین نقد را به سمتِ «دشمنِ درونی» هدایت میکند.در قهوه تلخ میگفت کیه در میزنه؟ این همان تکنیک است.
۳.هماهنگیِ هدفمند با جریانِ خاصسؤالِ خبرنگار درباره ظریف در ظاهر تصادفی به نظر میرسد. اما فراموش نکنیم این، یک سناریویِ از پیشطراحی شدهی رسانهای است <یک بازی مرسوم> که در آن، یک سؤالِ بهظاهرِ مردمی، بستری میشود برایِ اعلامِ موضعِ رسمیِ دولت. مهاجرانی نیز با پاسخِ تند خود، بهجایِ آرامکردنِ فضا، بر دوقطبیسازی دامن میزند؛ چرا که در ادبیاتِ سیاسی، «دشمنتراشی» یکی از مؤثرترین روشها برایِ جذبِ حامیانِ متعصب و منحرفکردنِ توجه از ناکارآمدیهاست. او با این کار، پایگاهِ اجتماعیِ خود را تحکیم میبخشد و در عین حال، از پاسخگویی به مطالباتِ بحقِّ اقتصادی طفره میرود.۴.بازتعریفِ دوست و دشمنمهاجرانی با این سخنان، نشان میدهد که برایش مرزِ «دوست و دشمن» با آنچه در اندیشهی امام و رهبری ترسیم شده، تفاوتِ اساسی دارد. در نگاهِ انقلابی، «سربازِ نظام» کسی است که در برابرِ دشمن ایستاده باشد؛ نه کسی که برجامِ سراسر ضرر و با کنوانسیون خزر اب و خاک را رایگان بخشیده باشد. او با این جابهجاییِ مفاهیم، در واقع به دنبال بازتعریفِ «خود» و «دیگری» در نظامِ سیاسی است؛ بازتعریفی که در آن، منتقدانِ واقعیِ انقلاب، «دشمن» و حامیانِ تفاهم با غرب، «سرباز» معرفی میشوند. این، یک انحرافِ ایدئولوژیک است که در بلندمدت، هزینههایِ سنگینی برایِ انسجامِ ملی خواهد داشت.
جمعبندی نهاییمهاجرانی، از سرِ ناتوانیِ راهبردی، ناچار شده است به ابزارهایِ روانی دفاعی و رسانهایِ انحرافی پناه ببرد. او نه در مقامِ یک سخنگویِ ترازِ نظام، که در مقامِ یک سرخوردهی سرشکسته از مسیرِ رفته، به دنبالِ تخلیهی فشارِ روانیِ خود بر مردم و ایجادِ دو قطبیِ کاذب است. اما مردمِ ایران، با بیش از ۴۷ سال تجربهیِ سیاسی، این بازی را بهخوبی تشخیص میدهند. آنچه امروز جامعه از سخنگویِ دولت انتظار دارد، پاسخِ صریح به «دلارِ ۲۰۰ هزار تومانی» و «تورمِ افسارگسیخته» است؛ نه اتهامزنیِ جناحی که خود، بزرگترین سهم را در شکافِ ملی دارد. راهِ عزت، نه در «سربازِ نظام» خواندنِ خائنان، که در بازگشت به منطقِ امام خمینی (ره) است که فرمود: «ما با آمریکا مذاکره نمیکنیم مگر از موضعِ قدرت.» تا زمانی که این اصلِ راهبردی نادیده گرفته شود، رفتارهایی از این دست، تکرار خواهد شد که هدف نا امید سازی مردم از داشتن مسئول خوب است و هزینهیِ آن را ملتِ شریفِ ایران خواهد پرداخت.
16:04 - 5 شهریور 1405