🌿 *دلتنگی برای محمد(ص)، روشنایی همیشه*
گاهی دل آدم بیهوا میگیرد. نه از خاطرات تلخ، نه از غصههای روزمره، بلکه از یک دلتنگی عمیق که ریشهاش در آسمان است. دلتنگی برای محمد، کسی که با آمدنش تاریکیها عقب رفتند و دلها آرام گرفتند. کسی که نه فقط پیامآور بود، بلکه خودش پیام بود. نه فقط راه را نشان داد، بلکه خودش راه بود.این دلتنگی عجیب است. اشک میآید بیآنکه بدانی چرا. انگار نسیمی از جایی دور وزیده، یا برقی در دل شب زده، و تو را به یاد نوری انداخته که روزی در تاریکیها راهت را روشن کرده بود. نوری که نامش محمد بود، و مهرش هنوز هم در دلها جاریست.دل عاشق، حتی اگر بخواهد پنهان کند، نمیتواند. اشکها و آهها، خودشان گواهاند. و چه کسی را سرزنش کنیم وقتی عشق، خودش دلیل است؟ وقتی دل، بیاجازه میتپد برای کسی که هر لحظهاش، درس زندگی بوده. محمد، کسی که با لبخندش، دلها را نرم میکرد و با سکوتش، دلها را بیدار.این عشق، از آن جنس نیست که با لذتهای زودگذر بیاید و برود. این عشق، درد دارد، اما دردی شیرین. مثل مهمانی که بیخبر میآید، اما عزیز است. مثل نوری که از دور میتابد، اما دل را گرم میکند.و هر بار که دل میلرزد، انگار صدایی درونت میگوید: «برگرد، راه همینجاست.» راهی که محمد(ص) رفت، راهی که با مهر و صداقت و بزرگی ساخته شده. راهی که اگر از آن دور شوی، دلتنگیات بیپایان میشود.محمد(ص) برای ما فقط یک نام نیست. او نشانهایست از آنچه میتوانیم باشیم، اگر بخواهیم. اگر دل را به نور بسپاریم، اگر راه را از او بپرسیم، اگر عشق را از او یاد بگیریم.
11:16 - 31 مرداد 1404