راز خودرویی که همیشه یک جای کارش میلنگد
تولید محصولات پیچیده، همیشه به کمبود فناوری گره نخورده است؛ گاهی چالش اصلی، ناتوانی در کنار هم قرار دادن فناوریهاست. به همین دلیل است که خودرویی با دهها قطعه و فناوری، هنوز هم به کیفیت مطلوب نمیرسد؛ چالشی که گریبان بسیاری از محصولات پیچیده کشور را نیز گرفته است.
گروه علم و پیشرفت خبرگزاری فارس؛ وقتی به برتری نظامی و فناوری کشورهای توسعهیافته نگاه میکنیم و محصولات فناورانه آنها را موشکافانه بررسی میکنیم، متوجه میشویم که این کشورها بر یک مسئله اساسی غلبه کردهاند و آن مدیریت و مهار پیچیدگی بسیار بالای فناوریهای پیشرفته است. برای درک اینکه چرا برخی فناوریها هنوز در ایران توسعه نیافتهاند، ابتدا باید بدانیم «پیچیدگی» دقیقا به چه معناست و چه نقشی در شکلگیری و توسعه فناوریهای پیشرفته ایفا میکند.عسگر سرمست رئیس اندیشکده اقتصاد دانشبنیان در گفتوگو با فارس، خودرو را به عنوان یک سیستم مثال زده و میگوید: «فرمان، موتور و سایر اجزای ماشین همگی در تعامل با یکدیگر عمل میکنند تا خودرو بتواند حرکت کند و به سرعت مطلوبی که مدنظر راننده است برسد. اما اگر تنها یکی از این اجزا، حتی در حالی که سایر بخشها بهدرستی کار میکنند، دچار اختلال شود، آیا خودرو همچنان قادر خواهد بود عملکرد مورد انتظار را داشته باشد؟ پاسخ منفی است. نقص در عملکرد تنها یک جزء میتواند کل سیستم را از رسیدن به هدف خود بازدارد.
پیچیدگی یک سیستم دقیقاً به همین معناست. یک سیستم ممکن است از اجزای متعددی تشکیل شده باشد که هرکدام وظیفه مشخصی را بر عهده دارند، اما کافی است تنها یکی از این اجزا بهدرستی عمل نکند تا کل سیستم از کار بیفتد یا عملکرد آن بهشدت مختل شود.ماهیت پیچیدگی نیز در همین نکته نهفته است. در بسیاری از فناوریهای پیشرفته، دستیابی به موفقیت ۹۰ درصدی کافی نیست؛ حتی ۹۹ درصد یا ۹۹.۹ درصد موفقیت نیز ممکن است پاسخگو نباشد. پیچیدگی زمانی معنا پیدا میکند که همه اجزا باید با بالاترین سطح دقت، هماهنگی و اطمینان در کنار یکدیگر کار کنند، زیرا نقصی کوچک در یک بخش میتواند کل سیستم را زمینگیر کند.»
داشتن قطعات به معنای ساختن یک محصول پیشرفته نیست
پیچیدگی دقیقا از همینجا آغاز میشود. در کشور ما وقتی صحبت از تولید یک محصول پیشرفته به میان میآید، معمولا به اجزای تشکیلدهنده آن نگاه میکنیم و میگوییم هر کدام از این بخشها را در اختیار داریم یا توان ساخت آنها را داریم. برای مثال، درباره خودرو گفته میشود که موتور، بدنه، شاسی و بسیاری از قطعات دیگر را میتوانیم تولید کنیم؛ پس چرا هنوز نمیتوانیم خودرویی با کیفیت و استاندارد بالا بسازیم؟ پاسخ در خودِ پیچیدگی نهفته است. مسئله صرفا در اختیار داشتن اجزا نیست، بلکه در نحوه تعامل و هماهنگی آنها با یکدیگر است. چالش اصلی این است که بتوانیم برهمکنش میان همه بخشها را بهگونهای طراحی و مدیریت کنیم که در کنار هم یک سیستم یکپارچه، پایدار و باکیفیت را شکل دهند.سرمست توضیح میدهد: «وقتی برهمکنش اجزا را نادیده میگیریم، فکر میکنیم صرفِ کنار هم قرار گرفتن این اجزا باعث میشود ماشین حرکت کند. بله، ممکن است حتی خودرو حرکت هم بکند، اما اتفاقی که امروز در صنعت خودروسازی شاهد آن هستیم رخ میدهد؛ یعنی افت کیفیت محصول، چون روی برهمکنش اجزا بهدرستی کار نشده است. در دنیا برای حل این مسئله مفهومی به نام «مهندسی سیستم» شکل گرفته است. مهندسی سیستم وظیفه ساخت موتور، شاسی، چراغ یا سایر اجزا را بر عهده ندارد، بلکه مسئول مدیریت هماهنگی و بهاصطلاح فنی، یکپارچهسازی (Integration) اجزای یک سیستم است.
به این معنا که همه تیمهایی که روی بخشهای مختلف یک سیستم کار میکنند، باید بر اساس استانداردهای مشترک با یکدیگر هماهنگ باشند تا خروجی یک بخش بتواند بهدرستی به ورودی بخش دیگر تبدیل شود. این اجزا و تیمها باید با یکدیگر همگام و بهاصطلاح یکپارچه (Integrated) شوند. مدیریت این هماهنگی و یکپارچگی، وظیفه مهندسی سیستم است.»اگر این رویکرد را نداشته باشیم، قادر به ساخت محصولات پیچیده نخواهیم بود، اگر هم بتوانیم چنین محصولاتی را تولید کنیم، این کار با صرف زمان بسیار طولانی و هزینههای سنگین انجام خواهد شد. متأسفانه این مسئله یکی از چالشهای جدی است که با آن مواجه هستیم.
چرا تیمهای فناور بهتنهایی نمیتوانند محصول پیچیده بسازند؟
در حوزه فناوری و نوآوری نیز وضعیت به همین شکل است. بسیاری از شرکتها نیازها و تقاضاهای فناورانهای دارند که پاسخ به آنها مستلزم تولید محصولی متشکل از چندین جزء و همکاری بیش از یک تیم فناور است. با این حال با وجود اینکه بسیاری از این اجزا و حتی تیمهای مورد نیاز در کشور وجود دارند، کمتر شاهد شکلگیری همکاری مؤثر برای ساخت آن محصول هستیمسرمست میگوید: «دلیل این مسئله آن است که این تیمها یا از ظرفیتها و توانمندیهای یکدیگر اطلاع ندارند، یا استاندارد و سازوکار مشترکی برای همکاری و هماهنگی میان خود تعریف نکردهاند.در دنیا برای حل این مسئله، استانداردها و پروتکلهایی تعریف شده است. همچنین شرکتهای بزرگ نقش هماهنگکننده را بر عهده میگیرند؛ به این صورت که یک شرکت بزرگ چارچوبها و پروتکلهای مشخصی را تعیین میکند و تیمها و اجزای مختلف را در کنار یکدیگر قرار میدهد تا در نهایت محصولی با فناوری و پیچیدگی بالا تولید شود.»اگر شرکتها خودشان نتوانند این نقش را ایفا کنند، معمولاً از شرکتهای مشاور تخصصی کمک میگیرند. این شرکتها در قالب مشاور پروژه در کنار تیمهای سازنده قرار میگیرند و به هماهنگی میان آنها کمک میکنند. تیمهای فناور که مسئول طراحی و ساخت هر یک از اجزای محصول هستند، با هدایت این مشاوران فعالیت میکنند تا اجزای مختلف بهدرستی در کنار یکدیگر قرار گیرند.همچنین اگر یک تیم قرار باشد تنها بخشی از یک سیستم بزرگتر را توسعه دهد، باید دقیقاً بداند نقش آن بخش در کل سیستم چیست و محصول نهایی چه نیازمندیها و الزامات فنی را باید برآورده کند. این تیم باید بتواند فعالیت خود را با سایر اجزا و تیمهای درگیر هماهنگ کند.
تعیین این الزامات، چارچوبها و دستورالعملهای هماهنگی، وظیفه شرکتهای مهندسی سیستم است.اگر بتوانیم این حلقه را در زیستبوم نوآوری کشور شکل دهیم، از دو مسیر امکانپذیر است. سرمست این دو مسیر را توضیح میدهد: «مسیر نخست این است که شرکتهای بزرگ وارد عمل شوند؛ شرکتهایی که خودشان این دانش و فناوری را در اختیار دارند و شاید آن را در محصولات خود به کار گرفتهاند، اما میتوانند این ظرفیت را به کل زیستبوم فناوری و نوآوری کشور گسترش دهند.مسیر دوم، ورود نهادهایی مانند معاونت علمی، وزارت علوم و سایر مجموعههای فعال در حوزه فناوری و نوآوری است. همانطور که در سالهای گذشته توسعه شرکتهای کارگزار فناوری با هدف ایجاد ارتباط و همافزایی میان بازیگران زیستبوم مورد حمایت قرار گرفت، اکنون نیز باید زمینه شکلگیری و توسعه شرکتهای مشاور پروژه با تخصص مهندسی سیستم فراهم شود. این شرکتها باید مورد حمایت قرار گیرند تا بتوانند در پروژههای ساخت داخل و طرحهای تولید بار اول حضور پیدا کنند و نقش هماهنگکننده و یکپارچهساز را بر عهده بگیرند.»با این کار میتوانیم مهندسی سیستم را که یک فناوری نرم و توانمندساز است، در زیستبوم نوآوری کشور نهادینه کنیم و زمینه تولید بسیاری از محصولات با پیچیدگی بالا را فراهم آوریم. چراکه در بسیاری از موارد، مواد اولیه، تیمهای تخصصی و حتی بخش قابل توجهی از فناوری مورد نیاز را در اختیار داریم. حتی در مواردی که بخشی از فناوری در داخل موجود نباشد، بهواسطه این رویکرد دقیقاً مشخص خواهد شد که کدام جزء یا فناوری در زنجیره توسعه محصول وجود ندارد و باید برای آن انتقال فناوری انجام شود یا آن بخش بهصورت هدفمند تأمین گردد؛ نه اینکه کل محصول را وارد کنیم.
چرا توسعه فناوری به مهندسی سیستم نیاز دارد؟
از این منظر، دو مسیر پیش روی نظام نوآوری کشور قرار دارد و به گفته سرمست مهندسی سیستم یکی از حلقههای مهم و مفقوده در مسیر دستیابی به اقتصاد دانشبنیان و پاسخگویی به تقاضاهای فناورانه است. این موضوع بهویژه با توجه به آسیبهایی که در پی جنگ اخیر به بخشی از صنایع کشور وارد شده، اهمیت بیشتری پیدا میکند. بازسازی این زیرساختها و تجهیزات نیازمند همکاری همزمان چندین تیم تخصصی است و اگر بخواهیم زمان بازسازی را به حداقل برسانیم، ناگزیر باید از ظرفیت مهندسی سیستم و شرکتهای مشاور فعال در این حوزه برای ایجاد هماهنگی و یکپارچگی میان اجزای مختلف پروژهها بهره بگیریم.#فناوری_نظامی#فناوری_پیچیده#خودروسازی 08:51 - 21 خرداد 1405