گفتوگوی تفصیلی| عواملی که مانع مهاجرت نخبگان میشود
نخبه حوزه امنیت آبی که در دیدار با رهبر انقلاب سخنرانی کرد، مهمترین عواملی را که موجب میشود یک نخبه به جای مهاجرت، در کشورش بماند و به مردم خدمت کند، تشریح کرد.
گروه علم و پیشرفت خبرگزاری فارس؛ یازدهم مهرماه، نخبگان در دومین روز از همایش ملی نخبگان به دیدار رهبر رفتند. در این دیدار هفت نخبه با موضوعات مختلف به ایراد سخنرانی پرداختند. همانطور که میدانید یکی از معضلات کشور در سالهای اخیر بحران آب است که باید هم این مسئله در قوانین در نظر گرفته شود و هم در اجرا بهدقت، آن قوانین پیادهسازی شود. حجت میانآبادی، یکی از سخنرانان دیدار رهبر انقلاب با نخبگان بود که محور اصلی سخنان وی امنیت آب بود. میانآبادی در گفتوگو با خبرنگار فارس در ارتباط با دیدار نخبگان با رهبری و سخنرانی خود توضیحاتی داد که در ادامه میخوانید.
فارس: لطفا در مورد تحصیلات و تجارب علمی خود بگویید.میانآبادی: من دانشآموخته مدیریت منابع آب از دانشگاه صنعتی دلفت هلند هستم. رشته تخصصی من هیدرو پلتیک و دیپلماسی آب بود که بعد از آن هم به مدت یک سال پژوهشگر مهمان برنامه دیپلماسی آب مشترک بین دو دانشگاه در آمریکا بودم. از سال 1395 به کشور برگشتم و بعد از آن با یک وقفه کوتاه در دانشگاه مشغول خدمت در این حوزه دانشی هستم.
حس موثربودن در سیستم نخبه را جذب میکند
فارس: نظرتان در مورد دیدار نخبگان و استعدادهای برتر علمی با مقام معظم رهبری چیست؟میانآبادی: موردی که میخواهم بگویم آقا هم در سخنان خود بهتفصیل اشاره کردند مهمترین عوامل موثر در مهاجرت نخبگان بود که درک مشترک کمتری وجود دارد . این که چرا یک نخبه دوری از وطن و غربت را انتخاب کرده و مهاجرت میکند. همه فکر میکنند که اولین مسئله آن اقتصادی است. هرچند مسائل اقتصادی در چند سال اخیر ضریب مهاجرت را افزایش داده است اما باید توجه کرد که حس مفیدبودن و موثربودن در سیستم است که نخبه را جذب میکند. مثالی که میشود زد این است که سیستمهای غربی مثل چرخدندههای یک ساعت هستند و در این چرخدندهها سایزهای مختلفی وجود دارند و در واقع افراد با چرخدندههای مختلف وجود دارند اما هنر اصلی مدیریت آن سیستم این است که هر چرخدنده در جای خود قرار میگیرد و نقش خود را بهاندازه تواناییاش ایفا میکند. بالاخره حداقل یک نظم ظاهری و کاری در سیستم حاکم است اما در کشور ما چون مدیریت به سبک سیستمی نیست، ما کلی چرخدنده با ابعاد بسیار عالی داریم اما عملا در سیستم چون کسی نیست از ظرفیت چرخدندهها استفاده کرده و آن را در جایگاه خود قرار دهد، نتیجه این میشود که یا چرخدنده برعکس میچرخد یا مثلا 10 چرخدنده در سیستم نمیتوانند کار کنند چون یک چرخدنده کوچک اداری یا دولتی که باید بچرخد تا کل این چرخدندهها بتوانند بچرخند تا کل سیستم راه بیفتد، آن چرخدنده تصمیم گرفته نچرخد یا زنگ زده است.
نخبه ما با هر میزان نخبگی و دانشی که دارد وقتی به خارج از کشور میرود باتوجهبه ظرفیتی دارد سریع شناسایی میشود و در جایی قرار داده میشود که بیشترین سودش برای آن سیستم خارج از کشور و کمترین آوردهاش برای فرد است اما حس میکند موثر است و از ظرفیتی که دارد به نحو مناسب استفاده میشود. این حس دیدهشدن و موثر بودن و استفاده بودن از ظرفیت و توانایی در آن سیستمها از بزرگترین عواملی است که باعث رغبت به مهاجرت میشود. اینجا افرادی که در حوزه این مسائل کار میکنند چون خود دچارش نیستند گاهی میبینیم که دلایل مهاجرت یا ناامیدی نخبگان را درک نمیکنند. بزرگترین گلهمندی نخبگان این است که چرا صدای ما را کسی نمیشنود و مسائل ما را نمیبیند.پس دیدار با مقام معظم رهبری این ویژگی را دارد که اولا حس دیدهشدن را میدهد و میتوان گفت یک نوع روغنکاری سیستم زنگزده اداری و بروکراسی و دولتی ما است و هرازگاهی این دیدارها مثل روغنکاری است؛ حالا این روغنکاری تا چه میزان میچرخاند، گله و شکایت دیروز رهبری به مسئولین بود که باید پیگیری کنید تا سیستم بچرخد.
نخبه اگر بداند که موثر است نیازی به مهاجرت نمیبیند
فارس: حمایت همیشگی و ویژه رهبر معظم انقلاب از نخبگان را چطور ارزیابی میکنید؟میانآبادی: حمایتی که آقا از نخبگان دارند اولین حمایتی که در این یک دهه رخ داده این بوده که مسائل نخبگان را به اولویتهای سیاستگذاری و مسائل کشور تبدیل کردهاند. بدون شک اگر دغدغه آقا نبود مسئله نخبگان تا این سطح به اولویت جامعه و مسائل سیاستگذاری تبدیل نمیشد اما نکتهای که رهبری هم گفتند این است که شعارها پیگیری و اجرا شود.سیاستگذاری سه مرحله طراحی، اجرا و پایش دارد. رهبر معظم انقلاب در طراحی و دستور کارگزاری واقعا خیلی بیشتر از سطح توقع نخبگان انجام دادند. خود ایشان هم به لغو نشدن این دیدار بعد از اتفاقات اخیر به دلیل اهمیت مسئله نخبگان اشاره کردند. حقیقتا بعد از اتفاقات اخیر و عملیات شب قبل از دیدار، من مردد بودم قرار است جلسه با ایشان برگزار میشود یا خیر. این یعنی حمایت شخص رهبری و یعنی نخبگان برای ما و کشور در اولویت است. درک این مسئله برای من جالبتوجه بود که همین درک بزرگترین گمشده نخبگان است. حس این که ما توانایی و اثربخشی نخبگان را باور داریم. بسیاری از نخبگان و دانشجویان فرهیخته ما حقیقتا با جانودل کار میکنند. نخبه اگر بداند که موثر است نیازی به مهاجرت نمیبیند.
فارس: کدام بخش از سخنان رهبر انقلاب در دیدار با نخبگان برای شما جذاب بود؟میانآبادی: آن بخش از صحبتها که درک کرده بودند که گمشده نخبهها چیست. من کمتر مسئولی دیدهام که بفهمد گمشده نخبه لزوما طرح سربازی و وام و استخدام در دستگاه اجرایی نیست. اگر نخبگان را کارمند کنیم با این بروکراسی اداری، نخبگی او را نابود کردهایم. ایشان تأکید داشتند که ظرفیت نخبگی را بشناسیم.بقیه موارد بحث جهش علمی و خیزش مجدد علمی هم خیلی پررنگ بود. جذابترینش هم این بود که ایشان بهمحض شروع خیلی صریح اولین جملهای که گفتند تأکید بر پیگیریکردن بود که این مطالبی را که میگویید پیگیری کنید که به کجا رسیده است.
فارس: لطفا از صحبتهای خود در حضور رهبری توضیحاتی بفرمایید.میانآبادی: مسائلی که من در دیدار نخبگان با رهبر انقلاب اشاره کردم در حوزه امنیت آبی بود. باتوجهبه این که محور اصلی صحبتهای من در حوزه امنیت و عدالت آبی بود، در این حوزه مسائل آبی را باتوجهبه چالشهای داخل کشور و هم شرایط بدخیم منطقه از لحاظ سیاسی، اجتماعی و اقلیمی داریم و مسائل را به دودسته امینت آبی در مقیاس و فراملی تقسیمبندی کرده و در چهاربند ارائه کردم.اولی مسئله بازتعریف دکترینهای امنیت آبی است (دکترین مجموعهای از باورها، رَهنمودها و آموزههای توصیفی است که نقش راهنما و چهارچوب را دارد). ما باتوجهبه چالشهای سیاسی اجتماعی، اقتصادی و بهویژه اقلیمی بسیاری از سیاستهای آبی ما در حال حاضر برگرفته از دکترینهای امنیت آبی دهه هشتاد میلادی است که در دنیا بهشدت منسوخ شده است. برایناساس ما اگر بخواهیم با چالشهای نوظهور سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و اقلیمی آب در کشور مواجهه کنیم و یک بازدارندگی در قدم اول و یک امنیت پایدار در قدم دوم ایجاد کنیم بدون شک نیاز به بازتعریف این دکترینها داریم.مشابه آن اتفاقی که در اتفاقات اخیر جنگ غزه داشتیم؛ دکترینهای بازدارندگی ما نیاز به یک بازبینی دارد با توجه به ظاهرا نفوذ شدیدی که در لبنان رخ داد دیگر با آن دکترین 2006 ظاهرا نمیشود با اسرائیل جنگید. این مثال را برای آن عرض کردم که اهمیت دکترینها به ذهن بنشیند.
بخش زیادی از مشکلات آبی ما فنی و مهندسی نیستند
الان سیاستهای آبی ما منبعث از دکترینهای امنیتی دهه هشتاد میلادی هستند که بدون شک دیگر پاسخگوی چالشهای امنیت آبی ما در 1403 تا 14010 نخواهند بود.نکته دوم بحث نگاه فنسالاری به مسئله آب است. (نگاهی که نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باید بهوسیله صاحبان فن اداره شود) تمام شواهد و مستندات علمی نشان میدهد مشکل اصلی آب در کشور ما فنی و مهندسی نیست بلکه مشکل اصلی مسئله حکمرانی و سیاستگذاری است. مطالعات متعدد در ایران این مسئله را ثابت کرده است اما وقتی سراغ مجموعه فعالیتهای علمی میرویم، میبینم مثلا اگر یکی دستگاهی بسازد که دو لیتر بر ساعت آب تولید کند نوآوری علمی محسوب میشود اما اگر کسی در حوزه حکمرانی سیاستگذاری کاری کند که مثلا میلیونها مترمکعب در حوزه زایندهرود یا کارون با استفاده از راهکارهای سیاستی یا حکمرانی یا اجتماعی بهبود پیدا کند علم حساب نمیشود. من نام این معضل را فنسالاری زدگی در حوزه آب نامیدهام. معاونت علمی و مرکز تحولات پیشرفته ریاستجمهوری و وزارت نیرو علم را فقط فنی و مهندسی میدانند درحالیکه بخش زیادی از مشکلات آبی ما مشکلات و مناقشات اجتماعی هستند که ما در نقاط کشور داریم. مسائل سیاسی و هیدروپلیتیکی با کشورهای همسایه از جمله افغانستان، مسائل سیاستی و حکمرانی ما هستند. این مسائل با این که اولویت اصلی مسائل هستند، نه برای وزارت نیرو و نه برای نهادهای علمی مثل معاونت علمی و نه برای مجموعههای رسانهای ما و حتی دانشگاهی اولویت علمی قرار نگرفته است؛ لذا من در سخنرانی خود از معاونت علمی خواهش کردم که علم را در حوزه آب فقط به مسائل فنی محدود نکنند که خطای فاحشی است.
عدالت در سیاستگذاری آب حتی در برنامه هفتم نیامده است
مسئله سوم مطرح شده، بحث مهم عدالت در سیاستگذاری بود که گمشده این مسئله است. از اواسط دهه نود مطالعات ما مبتنی بر در داخل کشور و پارادایمهای نوین (چارچوب اندیشه و فلسفه فکری حاکم) آبی صورت گرفت. اشاره میکند که در پارادایمهای نوین آبی مهمترین رکن نیل به امنیت آبی، عدالت آبی است که گمشده اصلی است که رهبر از شهریور 1400 بحث پیوست عدالت را مطرح کردند. شش برنامه توسعه قبلی و حتی برنامه هفتم در حوزه آب، هیچ نگاه و دغدغهای نسبت به مسئله عدالت در سیاستگذاری آب ندارد.
تعارض منافع، دلیل بسیاری از شکستهای سیاستهای آبی در کشور است
مسئله بعدی مطرحشده، تعارض منافع بود که بسیار جدی است و دلیل عدم موفقیت بسیاری از سیاستهای آبی در کشور ما وجود تعارض منافع چه در حوزه طراحی سیاست و چه در حوزه اجرا و پایش سیاست است. به همین دلیل است که وقتی میبینیم بالغ بر 100 تا 200 هزار میلیارد تومان پول فقط برای منطقه کوچکی مانند سیستان خرج و تخصیص داده شده است و ما هنوز نتوانستهایم امنیت آبی را در یک منطقه کوچکی مانند سیستان ایجاد کنیم. علیرغم این که معادل کل بودجه عمرانی کشور را فقط برای نقطه سیستان و فقط برای آب اختصاص دادیم هنوز احصا نشده است. تعارض منافع گمشده بزرگ ما است که نمیگذارد عدالت آبی که رهبر مطالبه کردند اجرا شود. متأسفانه این مسئله هم خیلی کم موردتوجه است.بحث آخر مطرحشده، هم مسائل آبهای فرامرزی ایران و دیپلماسی بود که تأکید کردم در دو دهه گذشته متأسفانه دیپلماسی ما فقط به مذاکره ختم شده است و ابزارهای نوین دیپلماسی آب، قدرت نرم دیپلماسی آب در دو دهه اخیر به جد در وزارت نیرو و بعد از آن در وزارت خارجه مورد غفلت جدی قرار گرفته است.دو پیشنهاد عملیاتی هم برای این قضیه داشتیم. یکی این که باتوجهبه این که منطقه خاص است، بحث آب، انرژی و کریدورها را با مفهوم جدید به نام دیپلماسی همبست در نظر بگیریم. پیشنهاد دیگر نیز استفاده از ظرفیت سازمانهایی مثل همکاریهای اسلامی بود.
فارس: واکنش رهبر به مباحث شما چه بود؟میانآبادی: ایشان در صحبتهای خود بهطورجدی به امنیت آبی اشاره کردند و به گفتند این موارد از طریق مجموعه دفتر ایشان از سازمانها و نهادهای متولی که اشاره شده حتما پیگیری میشود.
فارس: چه انتظاری از دولت و معاونت علمی و بنیاد ملی نخبگان برای رسیدن نخبهها به جایگاه واقعی خود دارید؟میانآبادی: من بهصورت کلان انتظار دارم همانطور که رهبر هم اشاره کردند، معاونت علمی شاید در خیلی از موارد مخصوصا در بزرگترین خواسته و گمشده نخبگان که حس موثر بودن، نتواند نقش مستقیم ایفا کند اما آن چیزی که در جلسه هم رهبر مطرح کردند، معاونت علمی میتواند نخ تسبیح این ماجرا باشد.نکته دوم این است که معاونت علمی میتواند رابطی برای ایدههای سیاستی خبرگان و نخبگان با دستگاههای سیاستی و اجرایی باشد. متأسفانه ارتباط نخبگان با دو مجموعه دستگاه سیاستی که کار سیاستگذاری میکند و اجرایی بسیار سخت و قفل شده و زنگزده است. معاونت علمی میتواند پل اتصال ایدههای سیاستی و نوآورانه (نه صرفا به معنای فنی و فناوری) بین نخبگان و دستگاههای سیاستی و اجرایی باشد. معاونت علمی حداقل میتواند با آن اعتبار و مقبولیت و مشروعیتی که دارد میتواند آن حلقه واسط را ایجاد کند.
باید بازتعریفی در نگاه به علم صورت بگیرد
نکته بعدی این است که بازتعریفی در نگاه علم ما صورت بگیرد. ما در حوزه فناوری، پیشرفتهای چشمگیری داشتیم اما اگر پای صحبت همه دلسوزان کشور بشینیم، اذغان داریم یکی از بزرگترین مشکلات کشور، عدم پیشرفت مناسب علم در حوزه علومانسانی است. متأسفانه ما مجموعههای نوین علمی را صرفا مهندسی یا پزشکی در نظر میگیریم. بچههای علوم انسانی که تحولخواه در حوزه علوم مدیریت، سیاستگذاری، حکمرانی و سایر علوم وابسته به علومانسانی هستند، هیچ جایگاه و حس قرابت چشمگیری را بهاندازه مهندسها با معاونت علمی یا مرکز همکاریهای تحولات و پیشرفت ریاستجمهوری ندارند. لازم است اگر عنوان کار این افراد برچسب علمی دارد، یک بازتعریفی از کلمه علم و فعالیت علمی داشته باشند.
ضرورت افزایش بازدارندگی در کشور
فارس: نخبگان کشور ما در صنعت دفاعی توانستند یک عملیات خوب در دفاع از امنیت کشور انجام دهند؛ نظر شما در خصوص این دستاورد نخبگان دفاعی که دقیقا شب قبل از دیدار بود، چیست؟میانآبادی: ما در غرب آسیا که قرار داریم مهمترین ابزار ایجاد صلح در منطقه، ایجاد موازنه قدرت است. ما بایک رژیم ددمنش تروریست کودککش بهتماممعنا رهاشده مواجه هستیم که با کمال تأسف حمایت بیچون و چرای خارج از تمام عرفها و قواعد بینالمللی را توسط کشورهای غربی و آمریکا دارد.برای ایجاد نظم و صلح در این منطقه هیچ راهی جز موازنه قدرت وجود ندارد. اقدام ایران را من یک اقدام بسیار موثر برای برقراری و ایجاد موازنه قدرت و صلح میدانم که ما شاهد برقراری صلح و امنیت و بازگشت صاحبان اصلی سرزمین فلسطین در حوزه آب و خاکش باشیم.قطعا اقدام شب گذشته برای ایجاد امنیت و بهویژه صلح در منطقه از نگاه دانشمندان لازم و ضروری بود. امیدوارم در بُعد داخلی هم با افزایش توان بازدارندگی تمام نگرانیهایمان را از وحشیگری و عدم پایبندی رژیم کودک کش به عرف و قوانین بینالمللی رفع کنیم چرا که ما با رژیمی مواجه هستیم که منطق نداشته و خوی وحشیگری دارد.
07:28 - 14 مهر 1403