هیئتامنایی شدن مدارس؛ حل نامسئله!بحث هیئتامناییشدن #مدارس بار دیگر در کانون توجه سیاستگذاران آموزشی قرار گرفته است. مدافعان این طرح سه هدف اصلی را دنبال میکنند: حذف تنوع مدارس، تقویت مدارس دولتی و گسترش مشارکتهای مردمی. اما پرسش اساسی این است که آیا هیئتامناییشدن مدارس واقعاً میتواند این اهداف را محقق کند یا صرفاً به ایجاد یک ساختار اداری جدید منجر خواهد شد؟نخستین هدف، یعنی حذف تنوع مدارس، از همان ابتدا با ابهام جدی مواجه است. بخشی از تنوع موجود در نظام آموزشی نهتنها آسیب نیست، بلکه پاسخی به نیازهای متفاوت #دانشآموزان و شرایط گوناگون جغرافیایی و اجتماعی است.مدارس استعدادهای درخشان، استثنایی، عشایری و شبانهروزی نمونههایی از این ضرورت هستند. حذف یکسانسازانه این تنوع نهتنها به بهبود کیفیت آموزشی نمیانجامد، بلکه میتواند به #بیعدالتی آموزشی نیز دامن بزند.دومین هدف، تقویت مدارس دولتی است. پژوهشهای انجامشده نشان میدهد که مدارس هیئتامنایی در برخی شاخصها عملکرد بهتری نسبت به مدارس عادی داشتهاند؛ اما بررسیهای دقیقتر حکایت از آن دارد که این برتری بیشتر ناشی از انتخاب مدارس موفق برای هیئتامناییشدن بوده است، نه نتیجه مستقیم سازوکار هیئتامنایی. به بیان دیگر، هنوز شواهد محکمی وجود ندارد که نشان دهد این الگو به خودی خود موجب ارتقاء کیفیت مدارس دولتی میشود.سومین و مهمترین استدلال موافقان، توسعه مشارکتهای مردمی است. مشارکت مردم در آموزش یک ضرورت انکارناپذیر است؛ با این حال نظام آموزشی ایران هماکنون از دو سازوکار رسمی برای تحقق این هدف برخوردار است: «شورای مدرسه» و «انجمن اولیا و مربیان». هر دو نهاد در آییننامههای رسمی تعریف شدهاند و وظیفه جلب مشارکت خانوادهها، خیرین و جامعه محلی را بر عهده دارند. در چنین شرایطی این سؤال مطرح میشود که هیئت امنا چه کارکرد جدیدی را به این ساختارها اضافه میکند؟پاسخ این است که هیئت امنا تنها زمانی واجد معنای نهادی و کارکردی جدید خواهد بود که مرکز ثقل تصمیمگیریها را از درون مدرسه به بیرون آن منتقل کند.شورای #مدرسه به دلیل آنکه اعضای اصلی آن مدیر، معاونان، معلمان و نمایندگان اولیا هستند، ماهیتی درونمدرسهای دارد و تصمیمگیریهایش حول مسائل و اقتضائات داخلی مدرسه شکل میگیرد.اما هیئت امنا زمانی متفاوت از شورای مدرسه خواهد بود که بازیگران بیرونی مانند خیرین، چهرههای محلی، گروههای اجتماعی و جهادی، فارغالتحصیلان یا سایر افراد اثرگذار در آن نقش محوری پیدا کنند و جهتگیریهای مدرسه تحت تأثیر آنان قرار گیرد.جابهجایی مرکز ثقل تصمیمگیریها به بیرون مدرسه، پرسش مهمتری را پیش روی ما قرار میدهد: آیا تربیت، که از مهمترین وظایف حاکمیتی دولت و نیز «خیر عمومی» به شمار میرود، باید به شبکهای از تصمیمگیران متشتت محلی و خارج از مدرسه واگذار شود؟پاسخ سوال منفی است؛ اسناد بالادستی نظام تعلیم و تربیت به صراحت بر حفظ و تقویت «شأن حاکمیتی #آموزشوپرورش» تاکید داشته و نظام آموزشی را از ملوکالطوایفی شدن بر حذر داشتند. بنابراین هئیتامناییشدن تنها زمانی معنای کارکردی جدیدی خواهد داشت که از اساس معنای آن غلط باشد!شاید به جای افزودن ساختارهای جدید، بهتر باشد توجه سیاستگذاران بر توانمندسازی مدیران مدارس، ارتقاء کیفیت نیروی انسانی و تفویض اختیارات مؤثر به خود مدرسه متمرکز شود. مسئله اصلی آموزش و پرورش کمبود شورا و هیئت نیست؛ بلکه کیفیت حکمرانی در مدرسه است.✍️ محمد محمدشیرازی، فعال تعلیموتربیت ✔ رستا، رسانهٔ تعلیم و تربیت ایران
11:37 - 26 خرداد 1405