خدا قوت و خسته نباشید ملت ایران

انتشار جزئیات اولیه از پیش‌نویس تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای میان ایران و آمریکا، فارغ از همه تحلیل‌های عجولانه و روایت‌های رسانه‌ای، یک واقعیت مهم را دوباره در برابر چشم‌ها قرار می‌دهد: معادله قدرت در این پرونده به‌طور جدی تغییر کرده و دست برتر در بسیاری از محورهای کلیدی، در اختیار ایران قرار گرفته است. در واقع این نتیجه یک ایستادگی فوق العاده اجتماعی، سیاسی و امنیتی است که در ماه‌های اخیر، خود را در قالب حضور مستمر مردم در صحنه، دیپلماسی عزت مندانه مردان دیپلمات ایرانی و رزم آوری شجاعانه نیروهای غیور مسلح کشورمان نشان داده است. این ایران جان، این جمهوری اسلامی ایران بباز نیست. این ایران می‌ایستد و دشمن و متجاوز را پشیمان می‌کند.این حضور شگفتانه مردمی و عملیات های غرور آفرین نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نشانه‌ای از یک ظرفیت بالقوه اجتماعی، سیاسی و ژئوپلیتیکی فعال بود که بالفعل شد و اجازه نداد سناریوهای فشار حداکثری و طراحی‌های ترکیبی دشمن به نتیجه برسد. در واقع، آنچه در میدان جامعه اتفاق افتاد، مکمل عملیات های نیروهای مسلح و مکمل دیپلماسی قهرمانانه دیپلمات‌هایمان بود و نهایتاً مکمل مستقیم آن چیزی بود که امروز در متن اولیه توافق دیده می‌شود.اگر به بندهای منتشرشده این پیش‌نویس نگاه کنیم، چند نکته اساسی به‌روشنی قابل مشاهده است:اول، پذیرش توقف درگیری‌ها و عقب‌نشینی از ادبیات جنگی در سطح منطقه‌ای، نشان‌دهنده تغییر موازنه‌ای است که پیش‌تر در آن، فشار یک‌طرفه علیه ایران طراحی شده بود.
دوم، تعهد به عدم مداخله در امور داخلی ایران و احترام به حاکمیت جمهوری اسلامی، خود یک عقب‌نشینی مهم از ادبیات پیشین فشار و خواسته تغییر رژیم است. این بند، در واقع به رسمیت شناختن یک واقعیت میدانی است؛ اینکه مسیر تحمیل اراده از بیرون بر ایران، کارکردی ندارد و این ایران است که تصمیم گیر نهایی است.سوم، در حوزه اقتصادی و تحریمی نیز نشانه‌هایی از تغییر جدی دیده می‌شود؛ از تعلیق تحریم‌های نفتی و پتروشیمی تا دسترسی ایران به منابع مالی بلوکه‌شده و حتی بحث بازسازی اقتصادی ایران توسط طرف مقابل. این موارد، اگر در چارچوب واقعی خود تثبیت شوند، بیانگر آن است که ابزار فشار اقتصادی نیز کارکرد سابق خود را از دست داده است و امروز دشمن مقهور و شکست خورده ناچار به دادن امتیازات اقتصادی هم شده است، چیزی که تا پیش از این خط قرمز آن‌ها قلمداد می‌شد.چهارم، حتی در سطح ژئوپلیتیک منطقه‌ای، مواردی مانند بازگشایی تنگه هرمز با ترتیبات ایرانی و تعهد به خروج نیروهای نظامی از پیرامون ایران، نشان‌دهنده تغییر جدی در سطح موازنه امنیتی و مناسبات قدرت در منطقه است. تنگه هرمز مدیریت ایرانی خواهد داشت و این مدیریت توسط طرف آمریکایی پذیرفته شده است و این یعنی سند پیروزی ایران در جنگ رمضان که همان تنگه هرمز بود، به نام ایرانیان زده شده است.اما نکته اساسی‌تر در این میان، فهم این واقعیت است که چنین نقطه‌ای بدون پشتوانه اجتماعی امکان‌پذیر نبود. ایستادگی مردم در ماه‌های اخیر، حضور مستمر در صحنه، و حفظ انسجام در لحظات حساس، همان عاملی بود که محاسبات طرف مقابل را دچار خطای جدی کرد.
دشمن تصور می‌کرد می‌تواند از طریق ترکیب فشار خارجی و فعال‌سازی شکاف‌های داخلی، ایران را به نقطه فرسایش برساند، اما آنچه رخ داد، خلاف این تصور بود. ایران در این مقطع، نه تنها دچار فروپاشی یا عقب‌نشینی اجتماعی نشد، بلکه توانست یک پیام روشن به طرف‌های مقابل مخابره کند: جامعه ایرانی در بزنگاه‌های تاریخی، ظرفیت همگرایی و ایستادگی خود را فعال می‌کند و آن چه که نهایتاً در تاریخ هم می‌ماند همین ایران است.بهرحال اکنون که نشانه‌های اولیه یک تفاهم در حال شکل‌گیری است، باید این واقعیت را صریح گفت که اگر این دستاوردها امروز در متن مذاکرات دیده می‌شود، بدون حضور مردم در صحنه و بدون خنثی شدن سناریوهای بی‌ثبات‌سازی، اساساً چنین سطحی از گفت‌وگو نیز شکل نمی‌گرفت. باید اعتراف کرد که هر مشت گره شده‌ای که شعار حمایت از ایران و انزجار از آمریکا و اسرائیل می‌داد به سان موشک‌های سجیل و خرمشهری بود که بر فرق سر موساد و آمان و سی آی ای فرود می‌آمد و این حضورها و این مشت‌ها و این قدم‌های ایرانی‌های با بصیرت بود که نهایتاً منجر به پذیرش شروط ایران و سندی بر پیروزی ایران و شکست محور عبری غربی شد.البته شاید با گذشت زمان جزئیات دقیق‌تر و فنی‌تر از این توافق نامه در دسترس عموم قرار گیرد اما فارغ از همه این مسائل که صد البته بسیار مهم و تاثیر گذار است خود روح و شکل کار که همان مصاحبه از سر استیصال ترامپ و برگشت دست از پا درازتر او از خواسته‌های حداکثری اش می‌باشد و همچنین همین که نهایتاً مجبور شدند تا شرایط ایران را بپذیرند خود نشان می‌دهد که در این میدان رویا رویی چه کسی تاب آوری بیشتری داشته است و دست چه طرفی پرتر بوده است.
بهرحال این ترامپ که ما امروز می‌بینیم اصلاً شبیه ترامپ قبل از زمان حمله و روزهای ابتدایی حمله نیست. گفتار درمانی‌های ترامپی دیگر کارساز نیست و عملاً ترامپ و رویای تسلط او بر ایران برای همیشه تاریخ به قهقرا رفت.نکته پایانی اینکه، شاید دقیق‌ترین تعبیر و تحلیل در این زمان حساس این باشد که:خدا قوت و خسته نباشید ملت ایران؛ شمایی که مردانه ایستادید و از خاک و ناموس و هویت ایرانی دفاع کردید. شمایی که نشان دادید که ایرانی جماعت در روزهای سخت و دشوار جنگ پشت هم دیگر است و هیچ گاه به اجنبی جماعت باج نمی‌دهد. شمایی که میدان و خیابان را ترک نکردید و لحظه‌ای در دل‌های خودتان شک و تردید راه ندادید. شمایی که جهانیان را انگشت به دهان گذاشتید. شمایی که امروز سرتان بالاست و آبروداری کردید و غرور آفرین بودید. شمایی که بعدهای تاریخ ازتان به عنوان مقاوم‌ترین‌ها و شجاع‌ترین‌ها یاد خواهند کرد. آنچه امروز در متن توافق دیده می‌شود، نتیجه ایستادگی شماست و سندی است بر شکست آمریکا، رویای آمریکایی و تمدن رو به زوال و افول آمریکایی و نوید بخش نابودی رژیم آپارتایدی صهیونیستی.
21:14 - 28 خرداد 1405

1 بازنشر2 واکنش
29٫4k بازدید



1 پاسخ

@Mr1380433 ساعت پیش
در پاسخ به
بله بله رژیم غاصب صهیونیستی غده سرطانی ازبین رفتنی ست و شیطان بزرگ آمریکای جهان خوار جنایتکار قلدر جمع جور خواهد کرد؛ازمنطقه غرب آسیا و امپراطوری آمریکا هم روبه زوال هست»