نسخه رهبر شهید برای حل معمای بنزین
ناترازی بنزین سالهاست یکی از مسائل مزمن اقتصاد ایران است؛ مسئلهای که هر بار با افزایش مصرف و فاصله گرفتن تولید از نیاز کشور، دوباره به صدر مسائل سیاستگذاری بازمیگردد.
فارس - خط رهبری: ناترازی بنزین سالهاست یکی از مسائل مزمن اقتصاد ایران است؛ مسئلهای که هر بار با افزایش مصرف و فاصله گرفتن تولید از نیاز کشور، دوباره به صدر مسائل سیاستگذاری بازمیگردد. سادهترین راهحلی که معمولاً در چنین شرایطی روی میز قرار میگیرد، افزایش قیمت بنزین است؛ راهحلی که اگر بدون مجموعهای از اصلاحات ساختاری اجرا شود، میتواند مستقیماً بر هزینههای زندگی مردم اثر بگذارد. اما مسئله ناترازی را نمیتوان صرفاً با یک متغیر قیمتی توضیح داد. از منظر رهبر شهید انقلاب، این مسئله مجموعهای از عوامل درهمتنیده دارد؛ از الگوی مصرف و کیفیت خودروها گرفته تا نحوه توزیع یارانه، قاچاق، ظرفیت پالایشگاهی و مشارکت بخش خصوصی.در این نگاه، حل ناترازی لزوماً به معنای انتقال هزینه آن به مردم نیست؛ بلکه پیش از هر چیز باید سراغ اصلاح ساختارهایی رفت که خود به تولید و تشدید ناترازی منجر میشوند.
نقطه آغاز؛ اصلاح الگوی مصرفرهبر شهید انقلاب بارها نسبت به مصرف بالای انرژی در کشور هشدار دادهاند و آن را یکی از ضعفهای جدی الگوی مصرف میدانند: «مصرف بنزین ما بالا است، مصرف گاز ما بالا است؛ مسرفانه عمل میکنیم. آب را هدر میدهیم، نان را دور میریزیم؛ این عیب بزرگی است؛ این را باید برطرف کنیم.» ۱۴۰۲/۰۱/۰۱اما در تحلیل مسئله مصرف، یک تفکیک مهم وجود دارد: سهم مردم و سهم دولت یکسان نیست. دولت خود یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی کشور است و بنابراین نمیتوان تمام بار اصلاح مصرف را بر دوش خانوارها گذاشت. از همین منظر، اصلاح مصرف باید از اصلاح عملکرد دستگاههای دولتی آغاز شود: «در مصرف برق، در مصرف حاملهای انرژی. خود دستگاههای دولتی بایستی بیشتر از همه صرفهجویی کنند؛ چون بزرگترین مصرفکننده خود دولت است، دستگاههای دولتیاند؛ بیشترین بنزین را دولت مصرف میکند، بیشترین برق را دولت مصرف میکند، و همینطور بقیّهی چیزها. به صرفهجویی عادت بدهید.» ۱۴۰۴/۰۱/۲۶این نگاه، مسئله ناترازی را از یک موضوع صرفاً مصرفی به یک موضوع مدیریتی تبدیل میکند؛ یعنی دولت هم باید در سمت تقاضا و هم در نحوه مدیریت منابع انرژی اصلاحاتی جدی ایجاد کند.
وقتی خودرو، بخشی از مسئله بنزین استیکی از متغیرهای مهم در سمت مصرف، کیفیت و میزان مصرف سوخت خودروهای داخلی است. نمیتوان از افزایش مصرف بنزین سخن گفت، اما سهم فناوری خودروها، استانداردهای تولید و بهرهوری پایین ناوگان را نادیده گرفت. رهبر شهید انقلاب نیز با انتقاد از وضعیت صنعت خودرو تصریح کردهاند: «این همه حمایت در این طول این سالها از صنعت خودرو در کشور شده، [اما] کیفیت خودرو خوب نیست، مردم ناراضیاند، درست هم میگویند، حق با مردم است؛ یعنی اعتراض مردم بهجا است. این صنعت نتوانسته رضایت مشتری را جلب کند.» ۱۴۰۰/۱۱/۱۰ بنابراین یکی از اقدامات پایهای برای کاهش ناترازی، کاهش مصرف سوخت در خودروهاست؛ نه از طریق محدود کردن مصرفکننده بلکه از طریق اصلاح محصولی که در اختیار او قرار میگیرد: «چرا نتوانیم اتومبیلی، خودرویی تولید کنیم که در صد کیلومتر مثلاً پنج لیتر بنزین لازم داشته باشد؟ دائم متوقّف بشویم در اتومبیلی یا خودرویی که مثلاً فرض کنید دوازده لیتر یا ده لیتر یا هشت لیتر مصرف میکند.» ۱۳۹۹/۰۲/۱۷
این پرسش در واقع متوجه توان سیاستگذاری و صنعتی کشور است: آیا میتوان انتظار داشت کشوری با وجود محدودیتهای علمی و اقتصادی، در حوزههای پیچیده فناوری پیشرفت کند اما در تولید خودروی کممصرف و باکیفیت همچنان با مشکل مواجه باشد؟ پاسخ رهبر شهید انقلاب به این مسئله روشن است: «چند سال قبل از این راجع به خودرو ــ که میگفتند مصرف بنزین خودروهای داخلی زیاد است ــ گفتم اگر در حال محاصرهی اقتصادی و محاصرهی علمی، جوان ایرانی میتواند آنجور موشکی تولید کند که دشمنش تعجّب میکند و میگوید من به احترام این کار بلند میشوم میایستم، خب میتواند خودرویی هم تولید کند که مصرفش کمتر باشد، تولیدش بهتر باشد. روی این کار کنیم، روی این تکیه کنیم.» ۱۴۰۴/۰۲/۲۰در نتیجه، اصلاح صنعت خودرو بخشی از سیاست انرژی است، نه موضوعی منفک از آن. هر لیتر بنزینی که به دلیل فناوری ناکارآمد خودروها بیشتر مصرف میشود، بخشی از همان ناترازی را بازتولید میکند.
مسئله فقط مصرف نیست؛ یارانه چگونه توزیع میشود؟وجه دیگر مسئله، نحوه توزیع یارانه انرژی است. یارانه بنزین بهصورت یکسان به همه مردم نمیرسد؛ کسی که خودروهای بیشتری دارد یا بیشتر از خودرو استفاده میکند، طبیعتاً سهم بیشتری از این یارانه دریافت میکند، در حالی که بخشی از خانوارها اساساً خودرو ندارند. بنابراین افزایش قیمت بنزین بدون اصلاح سازوکار توزیع، میتواند به معنای افزایش فشار بر بخشی از جامعه باشد که لزوماً بهره بیشتری از یارانه موجود نبرده است.رهبر شهید انقلاب مسئله را در چارچوب عدالت توزیعی مطرح کردهاند: «در مجموعهی کارهای ما یک رسومی، و اوضاعی وجود دارد که اینها باید اصلاح بشود؛ در زمینههای مختلف [هم هست]؛ و عمدتاً در زمینهی عدالت در توزیع امکانات کشور است؛ این امکانات باید واقعاً عادلانه توزیع بشود. الان در بعضی از بخشها حقیقتاً این جوری نیست. چه کسانی از نفت کشور، از بنزین، بیشتر استفاده میکنند؟ جمع مهمّی از مردم اصلاً از این یارانه هیچ استفاده نمیکنند. باید کاری کنیم که فاصلهی طبقات محروم با طبقات برخوردار کم بشود؛ یعنی هر چه ممکن است امکانات کشور عادلانه توزیع بشود.» ۱۴۰۰/۰۶/۰۶
از این منظر، مسئله اصلی فقط «قیمت بنزین» نیست؛ بلکه «سازوکار توزیع بنزین و یارانه آن» نیز باید اصلاح شود. هدفمندی یارانهها و سهمیهبندی بنزین را نیز میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد که در سالهای پیش مورد تایید رهبر شهید انقلاب قرار گرفت: «این هدفمندی یارانهها، کشور را به صرفهجوئی در مصرف حاملهای انرژی میکشاند. وقتی که تولید داخلی بنزین به قدر مصرف نیست، ما مجبوریم چه کار کنیم؟ باید بنزین را وارد کنیم؛ یعنی دست ملت ایران زیر کارد بدخواهان و دشمنان باشد. با این کار، صرفهجوئی شد.» ۱۳۹۱/۰۱/۰۱ «به نظر ما طرحهای «اقتصاد مقاومتی» جواب میدهد. همین مسئلهی سهمیهبندی بنزین. اگر چنانچه بنزین سهمیهبندی نمیشد، امروز مصرف بنزین ما از صد میلیون لیتر در روز بالاتر میرفت. توانستند این را کنترل کنند؛ که خب، امروز در یک حد خیلی خوبی هست. حتّی باید جوری باشد که هیچ به بیرون نیازی نباشد.» ۱۳۹۱/۰۵/۰۳
قاچاق؛ ناترازی در مرزهادر کنار اصلاح مصرف و توزیع، یک حلقه دیگر نیز وجود دارد: قاچاق سوخت. مقابله با قاچاق البته نباید به برخورد سادهانگارانه با مرزنشینانی تقلیل پیدا کند که ممکن است بخشی از معیشت خود را از این مسیر تأمین کنند. مسئله اصلی، شبکههای سازمانیافته قاچاق و منافذی است که امکان خروج گسترده سوخت یارانهای را فراهم میکنند. به همین دلیل، رهبر شهید انقلاب بر مقابله جدی و سازمانیافته با این پدیده تأکید کردهاند: «جلوگیری جدّی از قاچاق با روشهای جهادی و انقلابی. مسئلهی قاچاق خیلی مسئلهی مهمّی است و با شوخی شوخی و آهستهکاری و مانند اینها هم کاری پیش نمیرود؛ باید یک کار جهادی قاطعِ انقلابی کرد.» ۱۳۹۵/۰۳/۲۵
راهحل پایدار؛ تولید بیشتر و پایان خامفروشیبا این همه، اصلاح مصرف به تنهایی پاسخ کامل ناترازی نیست. در افق بلندمدت، کشور باید ظرفیت تولید فرآوردههای نفتی را نیز افزایش دهد. واردات بنزین برای کشوری با ذخایر عظیم نفت و گاز، نشانه وجود یک شکاف ساختاری میان منابع و نحوه بهرهبرداری از آنهاست: «ما که خودمان یکی از تولیدکنندگان بزرگ نفت دنیا هستیم، بنزین را وارد میکنیم»، این بسیار خبر بدی است؛ چرا این کار اتّفاق میافتد؟ ما چرا اصلاً نفت را خام صادر میکنیم؟ گاز را چرا تبدیل به محصول و الاِنجی نمیکنیم؟ نفت را چرا تبدیل به بنزین نمیکنیم که صادر کنیم؟ این یک سؤالی است؛ این بد استفاده کردن است. بنده از سالها پیش در دولتهای قبل، مکرّر بر روی مسئلهی پالایشگاههای داخلی و توسعهی پالایشگاهها و تولید محصولات گوناگونِ نفت تکیه کردهام؛ خب این کار انجام بگیرد.» ۱۳۹۷/۰۶/۰۷
این رویکرد در ادامه به فعالسازی صنایع پاییندستی و فاصله گرفتن از خامفروشی میرسد: «چرا ما باید بنزین وارد کنیم؟ یکی از چیزهایی که انسان گاهی وقتی فکر میکند، پیش خودش خجالت میکشد، وارد کردن بنزین است. جمهوری اسلامی با اینهمه نفت -که دائم پُزش را میدهیم پیش مردم و پیش دنیا که ما نفت و گازمان بر روی هم بزرگترین منبع نفت و گاز دنیا است که واقع قضیّه همین است- آن وقت بنزین وارد کنیم، یا گازوئیل وارد کنیم! [باید] کاری کنیم که نیاز به واردات گازوئیل و بنزین نداشته باشیم؛ فرآورده تولید کنیم، فرآورده را صادر کنیم. یا در زمینهی گاز، این صنایع پاییندستی پتروشیمی را فعّال کنیم.» ۱۳۹۵/۰۳/۲۵
دولت، بخش خصوصی و یک مسئله کلاندر نهایت، حل ناترازی بنزین را نمیتوان صرفاً به تصمیمی درباره قیمت یا حتی تولید محدود کرد. این مسئله به اصلاح همزمان مدیریت، فناوری، توزیع، مصرف، مقابله با قاچاق و توسعه ظرفیت تولید نیاز دارد. مهمتر اینکه اجرای چنین برنامهای صرفاً وظیفه دولت به معنای تصدیگری مستقیم نیست و ظرفیت بخش خصوصی نیز باید وارد میدان شود: «با اینهمه منابع زیرزمینی نفتی، بنزین وارد کنیم؟ این معنی دارد؟ معنایش همین است که ما در یک مسئلهی کلان دچار مشکلیم. مسئلهی برق همینطور. مسائل گوناگونی هست که مسائل کلان کشور است و ناترازی در این مسائل، کشور را رنج میدهد و مانع کارهای بزرگ متعدّدی میشود. بخش خصوصی ما میتواند در این زمینهها به معنای واقعی کلمه کمک کند. اگر ما اینها را تشویق کنیم، اگر ما به اینها کمک کنیم، اگر برنامهریزیِ درست انجام بگیرد، مطمئنّاً بخش خصوصی میتواند در این برنامههای کلان، هم فکر ارائه بدهد، هم عمل ارائه بدهد.» ۱۴۰۲/۱۱/۱۰
از کنار هم گذاشتن این بیانات میتوان به یک جمعبندی روشن رسید: ناترازی بنزین، مسئلهای نیست که تنها با افزایش قیمت حل شود. قیمت میتواند یکی از ابزارهای سیاستگذاری باشد اما پیش از آن باید ساختار تولید و مصرف اصلاح شود، خودروها کممصرفتر شوند، یارانه عادلانهتر توزیع شود، قاچاق مهار شود، ظرفیت پالایش و تولید فرآورده افزایش یابد و بخش خصوصی در این مسیر مشارکت کند. چنین نگاهی، به جای انتخاب میان «حل ناترازی» و «حفظ معیشت مردم»، تلاش میکند مسیر سومی را دنبال کند؛ مسیری که در آن اصلاح ساختارها، پیش از انتقال هزینه ناکارآمدیها به زندگی مردم قرار میگیرد.
17:23 - 27 مرداد 1405