راه ادامه دارد
آن روزها که راه را نشانمان میدادید، برایمان گفتید این نبرد در هر دورهای شکل خودش را دارد. روزی میدان، میدان شمشیر و نیزه بود؛ امروز ممکن است میدان، میدان رسانه، اقتصاد، روایت و یا ذهنها باشد.
فارس - خط رهبری: امسال میان موج زائران اربعین که از شهرها و کشورهای مختلف آمدهاند، عکسهای شما بیش از سالهای گذشته به چشم میخورد؛ بر دیوار موکبها، کنار پرچمها، روی دستها و در قابهایی که در امتداد جاده قرار گرفتهاند. شاید جسم شما دیگر در میان ما نباشد، اما تصویرتان، همراه این جمعیت، قدمبهقدم به سوی کربلا میرود.
کنگره جهانی شیعیانبیش از پنجاه سال پیش، در سال ۱۳۵۲، از اربعین با عنوان «کنگره جهانی شیعیان» یاد کردید؛ کنگرهای بدون سالنهای رسمی، بدون دعوتنامه و بدون تشریفات؛ اما با زمانی مشخص، مکانی معلوم و شرکتکنندگانی که با وجود تفاوتهای بسیار در زبان و فرهنگ و ...، در کنار هم راه میروند و هدفی واحد دارند و به یک نقطه واحد میرسند. آن روز، هنوز از جادههای مملو از زائر، از میلیونها قدم و از موکبهایی که شبانهروز به مردم خدمت میکنند، خبری نبود؛ دستکم نه به گستردگی امروز؛ اما شما از همان روزگار، معنای آن را فهمیده بودید.آنروز گفتید شیعیان، با همه فاصلههایشان، روحی واحد دارند؛ مانند دانههای تسبیحی که شاید از هم دور باشند، اما رشتهای مشترک آنها را کنار هم نگه میدارد و حال که بیش از پنج دهه از صحبتتان میگذرد، آن تصویر پیش چشم ماست! آنچه روزی از آن بهعنوان «کنگره» سخن گفته بودید، حالا روی جاده راه میرود؛ با میلیونها زائر، با پرچمهایی از کشورهای مختلف و دلهایی که با وجود تفاوت زبان و ملیت، یک نام را صدا میزنند «حسین»
حرکت اربعین، عالم را میگیردشاید به همین دلیل بود که وقتی از آینده اربعین سخن میگفتید، آن را محدود به یک کشور یا یک مراسم نمیدیدید. گفته بودید: «این حرکت اربعین عالم را میگیرد» و این جمله، فقط پیشبینی بیشترشدن جمعیت نبود. «گرفتنِ عالم» یعنی پیام حسین علیهالسلام از مرزها عبور کند؛ نه با اجبار، بلکه با حقیقتی که در خود دارد. یعنی نام حسین، فقط در کتابهای تاریخ یا بین شیعیان باقی نماند؛ بلکه به تجربهای زنده تبدیل شود و انسانهای آزادهی جهان را، با هر زبان و ملیتی، گرد مفهوم آزادگی، عدالت و ایستادگی در برابر ظلم جمع کند.امروز وقتی پرچم کشورهای مختلف را در مسیر مشایه و کنار هم میبینم، آن جمله برایم معنای روشنتری پیدا میکند. اربعین دیگر در مرزهای گذشتهاش نمانده است. هر سال، انسانهای بیشتری نام حسین را میشنوند و از دور و نزدیک، خودشان را به این اجتماع عظیم میرسانند.
کارزاری که ادامه داردیادم است یکبار در تفسیر جملهی «اِنّی سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم وَ حَربٌ لِمَن حارَبَکُم اِلى یَومِ القِیامَه» عاشورا را از یک واقعه تاریخی فراتر بردید. گفتید «اِلى یَومِ القِیامَة» یعنی کارزار میان جبههی حسینی و جبههی یزیدی، تمامشدنی نیست. زمان عوض میشود، ابزارها تغییر میکنند و نامها جای خود را به نامهای دیگر میدهند؛ اما دو جبهه همچنان روبهروی هم ایستادهاند. یکسو، جبههای که در برابر ظلم میایستد و برای عدالت و کرامت انسان تلاش میکند؛ و سوی دیگر، جبهه جور و تجاوز؛ جبههای که حق ملتها را نادیده میگیرد و قدرت را برای تحمیل ارادهی خود میخواهد.جبههی حسین علیهالسلام، جبههی مقابله با ظلم و ستم بود. راه حسین علیهالسلام راه ایستادن در برابر ظلم است؛ راه تسلیمنشدن در برابر زور است و راه شناختن جبههی حق و نترسیدن از هزینه ایستادن برای آن است...
حَربٌ لِمَن حارَبَکُم در زمانه ماآن روزها که راه را نشانمان میدادید، برایمان گفتید این نبرد در هر دورهای شکل خودش را دارد. روزی میدان، میدان شمشیر و نیزه بود؛ امروز ممکن است میدان، میدان رسانه، اقتصاد، روایت و یا ذهنها باشد. گاهی دشمن با قدرت نظامی میآید؛ گاهی با تهدید و فشار. گاهی حقیقت را هدف میگیرد و گاهی امید مردم را. اما اصل کارزار باقی است.شما به ما یاد دادید که «حَربٌ لِمَن حارَبَکُم» همیشه به معنای سلاح به دست گرفتن نیست. گاهی معنایش درست اندیشیدن است؛ گاهی درست سخن گفتن؛ گاهی شناختن دقیق دشمن و راهی که باید پیمود. گاهی دفاع از حقیقت با زبان و قلم است و گاهی حفظ امید در روزهایی که دشمن میخواهد مردم را خسته و مردد کند. مقاومت یعنی انسان بداند در کدام جبهه ایستاده و وقتی حق به یاری نیاز دارد، راه را گم نکند.
ما از عاشورا آموختهایم که بایستیمامروز، وقتی ایران در برابر آمریکا و فشارها و دشمنیهای آن ایستاده است، معنای این فراز از زیارت عاشورا برای ما روشنتر میشود. ما فهمیدهایم که قدرتِ ظالم، دلیل حقانیت او نیست؛ همانطور که سختی و فشار، دلیل دستکشیدن از راه حق نیست. مردم ایران سالهاست در برابر تهدید و فشار ایستادهاند؛ نه از سر علاقه به جنگ، بلکه از سر نپذیرفتن زور و دفاع از استقلال، عزت و حق خود. ما این ایستادگی را از شما و از امام حسین علیهالسلام آموختهایم.راه ما، همان راهی است که از عاشورا آغاز شده و تا امروز ادامه یافته است؛ راهی که در آن، انسان در برابر ظلم بیطرف نمیماند و مسئولیت خود را میشناسد. شاید به همین دلیل است که اربعین، برای ما فقط راهرفتن در مسیرهای مشایه نیست. هر قدمِ ما یک تجدید عهد است! عهدِ ایستادن در کنار حق؛ عهدِ تسلیمنشدن در برابر ظلم؛ و عهدِ ادامهدادن راهی که از عاشورا تا امروز امتداد یافته است.
راهی که بعد از شما ادامه داردامسال، عکسهای شما در جاده بیشتر دیده میشود. شما نیستید، اما اندیشهای که سالها درباره اربعین و عاشورا گفتید و یادمان دادید، در این مسیر جریان دارد. تصویر مردی که سالها پیش، وقتی این حرکت هنوز چنین گسترده و شناختهشده نبود، از اجتماع بزرگ شیعیان سخن گفت و افق حرکتی را دید که امروز میلیونها نفر در آن قدم میزنند.شما هیچگاه در این مسیر قدم برنداشتید اما رد نگاهتان را میشود در امتداد جاده دید؛ قدم به قدم و لحظه به لحظه! در جوانی که برای نخستینبار راهی شده، در خانوادهای که اربعین را به قرار هر ساله خود تبدیل کرده و در موکبی که بینامونشان به زائران خدمت میکند.زائران تصویر شما را با خود حمل میکنند نه برای آنکه جای خالیتان را پر کنند، که هیچ تصویری جای صاحبش را نمیگیرد؛ بلکه برای اینکه بگویند بعضی نگاهها، از زمان خود جلوترند و بعضی اندیشهها، حتی پس از رفتن صاحبشان، در میان مردم به حرکت ادامه میدهند.راه ادامه دارد، آقا جان؛ قدمها ادامه دارند.و آنچه شما سالها پیش در افق دیده بودید، امروز در برابر چشم جهان، راه میرود.
19:09 - 13 مرداد 1405