بعثت سرخ عاشوراییان
ایران اسلامی، رهبرانی دارد که دعای قنوتشان احیاگری برای شریعت بوده و شهیدانی دارد که چون امام حق، مرگ باعزت را به زندگی با ذلت ترجیح داده و عطشان به شهادت رسیدهاند.
فارس - خط رهبری: همه چیز برای فراموشکردن روز عاشورا فراهم بود. واقعه کربلا از آن نوع رخدادهایی است که اگر با معیارهای مادی سنجیده شود، باید در همان سالهای نخست از حافظهها حذف میشد. تصور کنید عدهای غریبانه، در بیابانی کشته شده، زنان و کودکانشان به اسارت گرفته شده، پیکرهایشان دور از وطن به خاک سپرده شده، سرهای بریدهشان بر فراز نیزه منزلبهمنزل گردانده شده، شبکههای رسانهای دشمن علیهشان تبلیغات بسیار کرده، امام حق را خارجی دانسته، هزاران سرباز، پایکوبان و هلهلهکنان خبر پیروزی خود را به سراسر بلاد رساندهاند و به طمع کیسههایی پر از زر، راهی دارالحکومه شدهاند تا مزد غلبه شمشیر بر خون را دریافت کنند. پس از آن نیز فاجعه حرّه رخداده و مدینه به آتش کشیده شده است. با کدام قاعده مادی جور در میآید چنین حادثهای، آوازهاش در تمام زمانها، در گوشهگوشه جهان بپیچد، میلیونها نفر بر مصیبتش بگریند، جریانهای بیداری و نهضتهای عدالتخواه، مسیر حرکت خود را در آینه آن بازشناسند و مصلحان رسالت خود را از آن الهامگرفته و به پا خیزند؟
یک حلقوم بریده چگونه کلمات را تلفظ کرده که هزار و چهارصد سال پس از اداء جمله «هل من ناصر»ش اشکها بر گونه میلغزد، مشتها گره میشود، ارادهها برانگیخته شده و جانها به لب میرسد برای لبیک گفتن به مردی که در روز واقعه همگان صدایش را شنیدند اما اجابتش نکردند. حسین ابن علی با یارانی که آنان را اصحاب وفا میخواند چگونه نامیرا شد و به حقیقتی زنده در تمام اعصار بدل گشت؟ پاسخ را باید در یک واژه جست: خلوص. حرکت سیدالشهدا، حرکتی خالصانه، مخلصانه و منزّه از هر شائبه قدرتطلبی، منفعتجویی و مصلحتاندیشی بود. او نه برای فتح جغرافیا که برای احیای حقیقتی عظیم خروج کرد. «کار امام حسین علیهالصّلاةوالسّلام، از کارهایی است که یکسرسوزن ناخالصی در آن نیست؛ لذا شما میبینید این جنس ناب، تا کنون مانده است و تا ابد هم خواهد ماند.» ۱۳۷۲/۱۰/۲۶
حسین علیهالسلام با مهجه قلب و اخلاص باطنش معجزهای به وسعت همه تاریخ رقم زد؛ با خون او آگاهی معنا گرفت، مسئولیت زاده شد، طلب اصلاح در جان مردم ریشه دواند و مقاومت به سبک زندگی مبارزان و حقطلبان تبدیل شد. عاشورا روزی برای بیداری فطرتهای خفته و آزادی ارادههای در بند کشیدهشده، بود. اگر پیامبر با آیه «اقرأ» تاریخ را به تفکر فراخواند و بعثت عقل را رقم زد، امام حسین علیهالسلام با «فَیاسُیُوف خُذینی» دین اسلام را حفظ کرد و اندیشه حق را پابرجا نگهداشت. او با برگزیدن شهادت خویش، راهی را آغاز کرد که هیچگاه پایان نمیپذیرد و ما، فرزندان همین مکتبیم. در انقلاب اسلامی ایران هم جوهر خلوص مایه ماندگاری آن شده است و امام بزرگوار ما، مظهر خلوص بود. ما در گذر از سختترین لحظات و دشوارترین غربالها ایستادن خود را از عاشورا وام گرفتیم و سر خم نکردیم و هیهات سر دادیم که ذلت را نپذیریم. پس راهی که میرویم و جنگی که میکنیم، در امتداد همان بعثت خون است. مگر نه آنکه ثارالله در قتلگاه به خون غلتید تا بندگان را از جهالت و سرگردانی برهاند؟ پس بنگر که خون او چگونه در رگهای حیات آفرینش ما جاری است و این قدمهای روان شده به سمت قله حاکمیت حق، چگونه بر راه او استوار است و این سرها چگونه تمنای بریده شدن در مقتل عشق را دارند و از جان میگذرند تا تنها یک لبیک برای هل من ناصر امام داشته باشند.
بعثت امروز خود را، ایرانیان از خون سرخ عاشوراییان دارند. رهبران ما بیعتنکردن با یزید را، «إنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاح» را، سرنگونکردن طاغوت و در هم شکستن اراده شیطانی مستکبران را بار دیگر تحقق بخشیدند. ایران اسلامی، رهبرانی دارد که دعای قنوتشان احیاگری برای شریعت بوده و شهیدانی دارد که چون امام حق، مرگ باعزت را به زندگی با ذلت ترجیح داده و عطشان به شهادت رسیدهاند. آن مشت گرهکرده در خیابان کشور دوست، جلوهای از همان دست وفادار به ولایت بود. خامنهای شهید با اندیشه خود سنتهای الهی را احیا کرد و با خونش حرارتی در قلبها ایجاد کرد که فطرتها بیدار شود و عزمها جزم شود و انسانها برای نجات از مجموعه عوامل بدبختی تلاش کنند تا جهان مبتلا به تمطع و تبزیر را از دست سلطهگران نجات دهند. پس عاشورا هنوز ادامه دارد و کربلا همیشه پابرجاست و در این عصر، هرکس وظیفهای بر دوش دارد. سهم اصحاب وفاداری است، سهم راویان جهاد تبیین، سهم علمداران برافراشتن پرچم و سهم ما مقاومت و خونخواهی. این نصرت ما است برای دین خدا و سهمی است که برای اعتلای کلمه حق داریم.+ با نگاهی به کتاب در آغوش نیل
18:06 - 4 تیر 1405