آمریکا در تعقیب چشم اسفندیار ایران

از همین‌جا، جنگ وارد فاز تازه‌ای شد؛ جنگی خاموش‌تر، فرسایشی‌تر و پیچیده‌تر. جنگی که صدای انفجارش کمتر شنیده می‌شود اما اثرش مستقیم بر زندگی مردم می‌نشیند.

افسانه اسفندیار و آشیل

می‌گویند اسفندیار، قهرمان افسانه‌ای ایران زمانی که زرتشت او را در آب مقدس فرو برد تا رویین‌تن شود، تنها یک لحظه غفلت کرد؛ لحظه‌ای کوتاه اما سرنوشت‌ساز. اسفندیار هنگام فرو رفتن در آب، چشم‌هایش را بست و آب به چشمانش نرسید. همین شد که تمام بدنش از گزند مصون ماند، جز چشمانی که آسیب‌پذیر شد. در آن سوی جهان نیز آشیل، قهرمان افسانه‌ای یونان سرنوشتی شبیه اسفندیار داشت. مادرش او را از پاشنه پا گرفت و در رود افسانه‌ای استیکس فرو برد تا شکست‌ناپذیر شود؛ اما همان نقطه‌ای که در دستان مادر باقی مانده بود، بعدها به مشهورترین ضعف تاریخ اسطوره تبدیل شد؛ «پاشنه آشیل».
تاریخ، میدان نبردِ قدرت‌هاست؛ اما سرنوشت جنگ‌ها را همیشه شمشیرها تعیین نمی‌کنند، گاهی یک نقطه‌ضعف پنهان، امپراتوری‌ها را به زانو درمی‌آورد. هر قدرتی هرچقدر هم بزرگ، جایی دارد که اگر دشمن آن را پیدا کند، مسیر نبرد تغییر می‌کند. این قانون فقط درباره انسان‌ها نیست؛ دولت‌ها، تمدن‌ها و امپراتوری‌ها هم پاشنه آشیل دارند. دشمنان همیشه پیش از حمله، به دنبال همان نقطه می‌گردند؛ جایی که بتوان از دل آن، یک ملت را فرسوده کرد. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.
۲ MB

آمریکا در تعقیب چشم اسفندیار

در جنگ تحمیلی سوم، آنچه برای آمریکا و ترامپ رخ داد، صرفاً یک ناکامی نظامی نبود؛ فرو ریختن یک تصور بود. تصورِ پیروزی سریع. تصورِ فروپاشی آسان ایران. ترامپ گمان می‌کرد می‌تواند در سه روز، با یک عملیات برق‌آسا، فناوری هسته‌ای و موشکی ایران را نابود کند، ساختار سیاسی کشور را به آشوب بکشاند، نسخه‌ای شبیه سناریوی ونزوئلا را پیاده کند، جزایر راهبردی ایران را اشغال کند و حتی رؤیای تجزیه ایران را کلید بزند.اما جنگ آن‌گونه که در اتاق‌های فکر واشنگتن طراحی شده بود، پیش نرفت. روزها گذشت. هفته‌ها گذشت. و هرچه زمان جلوتر رفت، هزینه‌ها سنگین‌تر شد.
پایگاه‌های آمریکا در منطقه زیر فشار قرار گرفتند. متحدان واشنگتن با ناامنی و بحران روبه‌رو شدند. تنگه هرمز به نقطه اضطراب بازار جهانی انرژی تبدیل شد. قیمت نفت بالا رفت، ذخایر مهمات استراتژیک آمریکا تحلیل رفت و مهم‌تر از همه، هیبت شکست‌ناپذیر آمریکا ترک برداشت. رسانه‌های آمریکایی از جنگی سخن گفتند که نه‌تنها دستاوردی نداشت بلکه واشنگتن را وارد فرسایشی پرهزینه کرده بود.
ترامپ وقتی فهمید در میدان نظامی به دیوار سخت ایران خورده، مسیر نبرد را تغییر داد. تمرکز بر «تنگه هرمز» آغاز شد؛ پروژه‌ای با عنوان آزادی تنگه هرمز که قرار بود گره راهبردی منطقه را به سود آمریکا باز کند. اما این پروژه نیز در نهایت به تعلیق رسید؛ تعلیقی که بیش از هر بیانیه‌ای، بوی اعتراف به شکست می‌داد.
اینجا بود که یک تحلیل عمیق‌تر در واشنگتن شکل گرفت: ایران را نمی‌توان صرفاً از مسیر نظامی شکست داد. نه فقط در میدان جنگ بلکه در میدان سیاسی و اجتماعی نیز، ایران برخلاف محاسبات اولیه فرو نریخت. بنابراین اگر شمشیر کارساز نیست، باید به دنبال همان «چشم اسفندیار» رفت. و آن نقطه، اقتصاد است: «امروز دشمن روی اقتصاد کشور ما متمرکز شده. از نظر دشمن، اقتصاد کشور یک نقطه‌ی ضعفی است که [او] میتواند با تکیه‌ی بر آن نقطه‌ی ضعف، مقاصد سوء خودش را در مورد کشور عزیز ما و در مورد جمهوری اسلامی اِعمال بکند.» ۱۳۹۵/۰۸/۲۶
رهبر شهید انقلاب

جنگ آمریکا علیه سفره‌های مردم

از همین‌جا، جنگ وارد فاز تازه‌ای شد؛ جنگی خاموش‌تر، فرسایشی‌تر و پیچیده‌تر. جنگی که صدای انفجارش کمتر شنیده می‌شود اما اثرش مستقیم بر زندگی مردم می‌نشیند. آمریکا فهمید اگر نتواند از مرزها عبور کند، باید از سفره‌ها عبور کند. تحریم، محاصره دریایی، فشار حداکثری، جنگ ارزی و عملیات روانی، همه قطعات یک پازل شدند؛ پازلی برای خسته کردن جامعه. هدف این جنگ فقط کاهش درآمد نفتی نیست؛ هدف، تغییر روحیه یک ملت است: «دشمنان ما این را صریحاً میگویند که میخواهیم فشار اقتصادی بیاوریم تا وضعیت مردم سخت بشود و مردم وادار به اعتراض بشوند در مقابل دولت و در مقابل نظام اسلامی» ۱۳۹۴/۰۱/۰۱
آن‌ها می‌خواهند اتحاد اجتماعی را فرسوده کنند. می‌خواهند میان «مقاومت» و «تسلیم» شکاف سیاسی ایجاد کنند. می‌خواهند گرانی و فشار اقتصادی را به خیابان‌ها بکشانند و نارضایتی را به آشوب تبدیل کنند. چون می‌دانند اگر این سه ضلع کامل شود، آن‌گاه می‌توان پروژه‌های بزرگ‌تر را آغاز کرد؛ از جنگ داخلی تا فشار خارجی هم‌زمان. در این مسیر، ابزارها نیز متنوع است: محاصره دریایی برای به صفر رساندن فروش نفت. تحریم‌های ثانویه برای بستن راه تبادلات مالی. فشار بر ارز برای ایجاد التهاب دائمی در بازار و در کنار همه این‌ها، عملیات رسانه‌ای گسترده برای تشدید اضطراب و ناامیدی. این دیگر فقط جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران نیست؛ جنگ علیه «زندگی روزمره مردم» است.

اقتصاد، خط مقدم نبرد علیه آمریکا

اما درست در همین نقطه، معادله می‌تواند تغییر کند. تاریخ نشان داده ملت‌هایی که نقطه‌ضعف خود را بشناسند، می‌توانند آن را به نقطه قدرت تبدیل کنند. همان‌طور که دشمن تلاش می‌کند روی زخم بنشیند، یک ملت نیز می‌تواند زخم را درمان کند: «اینک که جمهوری اسلامی ایران بعد از بیش از چهل‌وهفت سال مجاهدت، با تکیه به فضل الهی در نبرد نظامی با دشمنانِ پیشرفت و تعالی خود، بخشی از توانمندی چشمگیر خود را به جهانیان ثابت کرده است، در مرحله‌ی جهاد اقتصادی و فرهنگی نیز باید آنان را ناامید کرده و شکست دهد.» ۱۴۰۵/۰۲/۱۱
امروز، میدان اصلی نبرد فقط مرزها و پایگاه‌های نظامی نیست؛ میدان واقعی، اقتصاد و معیشت مردم است. اگر در میدان نظامی، سرباز پشت لانچر می‌ایستد؛ در میدان اقتصاد نیز مدیر، مسئول، تولیدکننده و حتی مردم بخشی از خط مقدم هستند. این جنگ، فرماندهی می‌خواهد؛ آرایش جنگی می‌خواهد؛ تصمیم‌های سریع، دقیق و عادلانه می‌خواهد. مردم سختی جنگ را می‌فهمند. می‌دانند بخشی از فشارها، طبیعت هر نبرد بزرگی است. اما آنچه انتظار دارند، رها نشدن بازارها، مقابله با تبعیض، جلوگیری از اسراف‌ها در سطح کشور و شنیدن یک نقشه روشن برای دفاع از زندگیشان است. جامعه وقتی تاب‌آوری پیدا می‌کند که احساس کند میان مردم و مسئولان، یک سنگر مشترک وجود دارد.
اقتصاد در شرایط عادی شاید با بروکراسی و روندهای کند هم حرکت کند اما در شرایط جنگ اقتصادی، زمان اهمیت دیگری پیدا می‌کند. اینجا تعلل، خودش یک شکست است. جهاد اقتصادی، فقط یک شعار نیست؛ یعنی مدیریتی که شب و روز نشناسد، یعنی تصمیمی که منافع مردم را بر هر مصلحت دیگری مقدم بداند، یعنی ساختن امید در میانه فشار: «با تنبلی، با بی‌حالی، کم‌انگیزگی، مسئله‌ی اقتصاد کشور حل نخواهد شد. کار جهادی باید انجام بگیرد، مدیریّتهای جهادی باید بر مسائل اقتصادی کشور احاطه داشته باشند.» ۱۳۹۸/۰۱/۰۱

تولد ایرانِ رویین‌تن در دل بحران

آمریکا مانند مگسی است که بر زخم می‌نشیند؛ اما اگر زخم درمان شود، مگس جایی برای ماندن پیدا نمی‌کند: «مگس روی زخم می‌نشیند؛ زخم را خوب کنید، زخم را نگذارید به وجود بیاید. ما اگر مشکل داخلی نداشته باشیم، نه این شبکه‌ها میتوانند اثر بگذارند، نه آمریکا میتواند هیچ غلطی بکند.» ۱۳۹۶/۱۰/۱۹
و شاید اکنون، ایران در همان لحظه تاریخی ایستاده باشد؛ لحظه‌ای که باید انتخاب کند آیا «چشم اسفندیار» باقی خواهد ماند یا به نقطه‌ای برای تولد یک قدرت تازه تبدیل می‌شود. اگر ملتی بتواند هم‌زمان در میدان نظامی بایستد، در میدان اقتصاد دوام بیاورد و در میدان اجتماعی اتحاد خود را حفظ کند، دیگر فقط یک کشور مقاوم نیست؛ به الگویی تازه از قدرت تبدیل می‌شود. قدرتی که نه بر پایه شکست‌ناپذیری افسانه‌ای بلکه بر پایه آگاهی، همبستگی و توان عبور از بحران ساخته شده است.
و شاید معنای واقعی «ایرانیِ رویین‌تن» همین باشد؛ ملتی که پاشنه‌آشیل خود را شناخته، برای درمانش برخاسته و با جهاد اقتصادی، اجازه نداده زخمِ سفره‌های مردم به دروازه نفوذ دشمن تبدیل شود. ملتی که فهمیده است همان‌گونه که در میدان نظامی می‌توان پیروز شد، در میدان اقتصاد نیز می‌توان با اتحاد، مجاهدت و ایستادگی، زخم‌ها را ترمیم کرد و دشمن را ناکام گذاشت: «ایران عزیز، همچنان که در پی سالها تلاش در جایگاه یک قدرت نظامی ظاهر شده، ان‌شاءالله و به فضل الهی، مسیر عبور به‌سوی قلّه‌های پیشرفت و تعالی را خواهد پیمود. و این البته با دعای خیر و وِساطت سرورمان عجّل‌الله‌ تعالی فرجه‌الشریف هر چه سریعتر و بهتر صورت خواهد پذیرفت، بِاِذن‌ِالله تعالی.» ۱۴۰۵/۰۲/۱۱
15:32 - 24 اردیبهشت 1405
خط رهبری

3 بازنشر8 واکنش
40٫9k بازدید



11 پاسخ

@user1772388771122 ساعت پیش
در پاسخ به
از زمانی که بچه بودم هر سال سخنرانی نوروزی رهبری گوش میدادم می تونم بگم شعار هیچ سالی از نظر اقتصادی محقق نشد دولت های مختلف هم آمدن و رفتند فقط وضعیت بدتر شد . این نشان دهنده اینکه مشکل از خود نظامه .

@Alirezarezaei122 ساعت پیش
در پاسخ به
در برخورد با افراد به نظرممشکل ما اینه که اهل افراط و تفریط هستیمدر مورد قدرت مان یا اغراق می کنیمیا خودمان را دست کم می گیریم.یا خیلی امیدواریم یا ناامید.بعد این دو دیدگاه هم دیگر را تشدید می کنند کامنت های فارس را ببنید

@Alirezarezaei122 ساعت پیش
در پاسخ به
مهمترین محور و عرضه جنگ ایران۱. وحدت و مدیریت اختلافات است۲. اقتصاد به معنی تولید کالاها و کاهش وابستگی به دلار

@user17091012419388395212 ساعت پیش
در پاسخ به
عزیز الان قدرت مطلق اقتصادی دنیا چین است و قدرت مطلق تولید انرژی دنیا هم ایران است ایران الان معادل روزی ۱۰ میلیون بشکه نفت انرژی تولیدمیکند که ۶۰ درصدش قاچاق و تباه میشود ۵ ساله میشه این مقدار را دوبرابر کرد معادل خروجی تنگه هرمز ۷۰‌درصد این انرژی را بده چین ۲۰ ساله ایران را میکند المان

@user1778561070272 ساعت پیش
در پاسخ به
با سازماندهی جانفدایان می توان مصرف انرژی را طی 7 روز 30 درصد کاهش داد. کاهش ضایعات در کشاورزی را به کمتر از 5 درصد رساند.قیمت های کالاهای اساسی را کنترل کرد.احتکار را از بین برد.جانفدا معجزه ایی برای جهش کشور است.

@Vahid63ja2 ساعت پیش
در پاسخ به
واقعیت تلخ اینه که گرانی مردم رو به سمت صرفه جویی اجباری کشونده است.

@user1773043852962 ساعت پیش
در پاسخ به
توسعه صنعت نرم افزار و آی تی به تنهایی خودش می تونه 80درصد تا 2برابر درآمد نفتی ایران درآمد ارزی واشتغال پایدار ایجاد کنه با آماربالای فارغ التحصیلان درکشور چرا دولت هیچ برنامه ای برای تغییر اقتصاد با محوریت فروش نفت درطی این همه سال نداره؟ بماند حداقل امکانات لازم این مشاغل رو هم نمی تونه ایجاد کنه

@user1751669830711 ساعت پیش
در پاسخ به و
تصویر نمایه‌ی ‌farshad3530‌
farshad3530

@Farshad300  •  16 ساعت پیش

به تمام ادارات ابلاغ شود تا جلوی در آنها این موارد سنگ فرش یا نقاشی شود ، تا زمانی که مسئولان می‌خواهند ،وارد محل کار خود شوند ،جز یاد خدا و خدمت به بندگان خدا ،کار دیگه ای به ذهنشان نرسد.
ایده و راهکار

ایده‌ای برای یادآوری مسئولیت‌پذیری به مدیران در ورودی ادارات

در ورودی ادارات، کارهایی که نباید انجام شود و توجه به خدمت‌رسانی به مردم ثبت و جانمایی شود تا همواره مقابل دید مسئولان باشد. ایجاد تصویر یا نقاشی و سنگ فرش یا سنگ نوشته ای زیر پا و جلوی در ورودی سازمان ها و ادارات به عنوان زیر پایی ،تا هر روز مسئولان با عبور از آن ،به مضامینی که باید از آنها پرهیز کنند ،توجه کرده و به آنها یادآوری شود. انسان فراموشکار است و این خصلت و ذات بشر است که ،نیاز به این دارد که ،همیشه چیزهایی به او یادآوری شود ،تا همیشه یاد خدا باشد ، و بداند برای چه منظوری به این دنیا وارد شده است ؟و در آینده با کجا خواهد رفت؟ به خصوص مسئولان و تصمیم گیران و کسانی که با ارباب رجوع و تعداد زیادی از آحاد مردم سر و کار دارند و تصمیماتشان بر کیفیت و کمیت جمعیت زیادی ،اثر گذار است . اهمیت آن تا به آنجا است ،که هر آنچه می‌گوییم و انجام می‌دهیم (رفتار و کردار مان) ، همان توشه اخروی ما می‌شود و هیچ مال و ثروتی با ما به آن دنیا منتقل نمی‌شود جز خدمت به مردم و اخلاق نیکو و عمل صالح. جلوی در هر اداره و سازمان و ارگان ،زیر پایی یا تصویر هایی با مضمون های زیر ، گذاشته یا کشیده شود ، تا مسئولان هر روز از روی آن عبور کنند و به آنها یادآور شود ،که چه چیزهایی را باید موقع ورود روی آن پا بگذارند ، و از آن پرهیز کنند ،تا در دو دنیا عاقبت بخیر شوند .انشالله مضامینی مانند : گرانی ،تورم ، قیمت دلار ، رانت،ثروت اندوزی .اختلاس،وعده توخالی ،شعار بی عمل ،دروغ ، ریا ،تملق و چاپلوسی ،فقر ،جهل ،پست و مقام ، وابستگی به دنیا ،تکبر و غرور ،سودجویی ، خشم و غضب ، منافع شخصی و گروهی و دلبستگی به بیگانه ، رشوه ،بد دهنی ،عصبانیت و حقوق و پاداش های نجومی ... به تمام ادارات ابلاغ شود تا جلوی در آنها این موارد سنگ فرش یا نقاشی شود ، تا زمانی که مسئولان می‌خواهند ،وارد محل کار خود شوند ،جز یاد خدا و خدمت به بندگان خدا ،کار دیگه ای به ذهنشان نرسد. یا حق

کلیه مسئولان و تصمیم گیران، کلیه کسانی که با ارباب رجوع سر و کار دارند، تمام ادارات و سازمان ها از بیمه و بانک تا غیره...

0
100
گزارش از مطالبه

@Meysam11 ساعت پیش
اگر مردم برخورد با بی عدالت و مبارزه واقعی با مفاسد رو ببینن میان پای کار وگرنه حرف های قشنگ فقط شعار خواهد بودنمونه بی عدالتی تعرفه های فجیع بهداشت و درمان که پزشکیان به هم صنف هاش تقدیم کرده و کمر مردم رو میشکنهاین دست فرمون به ضرر همس

تصویر نمایه‌ی ‌وطند زنده باد‌
@user1776669718331 ساعت پیش
در پاسخ به
در حال حاضر می‌شود شناورهای که متعلق به دشمن نیستند را با دریافت عوارض ولی بدون هیچ تعهدی اجازه خروج داد با این شرط که عبور از محاصره دریایی آمریکا بعهده خود شناور است هم پول درآورد و هم توپ را در زمین آمریکا انداخت آمریکا هم یا اجازه خروج می‌دهد یا مسئولیت بسته شدن تنگه گردن می

تصویر نمایه‌ی ‌9**0371‌
@user17091005460961893931 ساعت پیش
در پاسخ به
تصویر نمایه‌ی ‌9**0371‌
9**0371

@user1709100546096189393  •  2 روز پیش

مطالبه

درخواست ثبت فاجعه مدرسه شجره طیبه میناب به تقویم

در روز ۹ اسفند با حمله ی آمریکا ی کودکش و جنایتکار به مدرسه ی شجره طیبه در شهرستان میناب، ۱۶۸ کودک بی گناه به شهادت رسیدند. تقاضا می گردد این روز در تقویم ملی ایران ثبت گردد.

پیگیری از افراد مرتبط

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه