دزدان دریایی کت و شلواری!

دزدی‌های دریایی اگرچه رنگ عوض ‌کردند و نقاب قانون بر چهره می‌کشیدند اما همچنان همان اهداف شوم استعمارگران را تأمین می‌کنند.

شبی که طلای یک امپراتوری در دریا ناپدید شد

فارس - خط رهبری: سپتامبر ۱۵۷۸، اقیانوس آرام، سواحل آمریکای جنوبی. دریا به همان اندازه که باید برای تجارت مطمئن باشد آرام بود؛ طوری که کشتی سنگین اسپانیایی با اطمینان از میان موج‌ها می‌گذشت. این تنها یک کشتی تجاری نبود؛ حاملِ ثروتِ یک امپراتوری بود. البته ثروتی که با استعمار سرزمین‌های دوردست، با جنگ و خشونت کسب شده‌ بودند. در شکمِ انبارهای این کشتی، شمش‌های طلا و نقره‌ای قرار داشت که از سرخ‌پوستان به تاراج رفته بود. اسپانیا سال‌ها این مسیر را برای خود «امن» کرده بود. اما چند ساعت بعد در میان مه، یک کشتی کوچک‌تر از دلِ تاریکی بیرون آمد، سریع‌تر و سبک‌تر. پرچمش اسپانیایی نبود و فرمانده‌اش فرانسیس دریک نام داشت. نبرد کوتاهی شکل گرفت. وقتی سیاهی و دود فرومی‌نشیند، محموله نقره و طلا از چنگ اسپانیا خارج می‌شود؛ بدون اعلام جنگ رسمی و بدون تشریفات دیپلماتیک. آنچه رخ داد، فقط یک غارتِ دریایی نبود؛ ضربه‌ای به قلب اقتصادِ امپراتوریِ رقیب بود.
دِریک، بعدها از مقدار نقره‌ای صحبت می‌کند که برای روزها سرگرمِ شمردن آن بوده‌اند. اما مهم‌تر از ثروتی که کسب کردند، روایتِ سیاست است: وقتی دریک به انگلستان بازمی‌گردد، مجازات نمی‌شود؛ پاداش می‌گیرد. ملکه الیزابت اول او را شوالیه می‌کند. اینجا همان نقطه‌ای است که فهمیدن نقش دزدان دریایی در قصه استعمار حیاتی می‌شود: «دزدی دریایی» اغلب همان کاری است که دولتی به طمع قدرت و ثروت دیگر سرزمین‌ها انجام می‌دهد و برای آن بهانه‌ای می‌تراشد و قهرمان می‌سازد. آن روز بریتانیا دلیل این حمله را چنین عنوان کرد: "آنچه ما از کشتی اسپانیا گرفتیم برای آن‌ها نبود بلکه این طلاها به‌زور از سرخ‌پوست‌ها گرفته شده است." البته ادعای بریتانیا درست بود.

چگونه اسپانیا با غارت ثروت قاره نو به یک ابرقدرت جهانی تبدیل شد؟

اسپانیا در قرن پانزدهم، با بهبود کشتی‌سازی (مانند کاراول‌ها) و فنون ناوبری، توانست سفرهای اکتشافی طولانی را آغاز کند. کشف آمریکا در همین راستا بود. بزرگترین عامل قدرت اسپانیا، حجم عظیم طلا و نقره‌ای بود که از معادن عظیم در آمریکای لاتین استخراج می‌شد. این ثروت، اقتصاد اسپانیا را تغذیه می‌کرد و امکان تأمین مالی ارتش‌های بزرگ و ناوگان دریایی قدرتمند را فراهم می‌کرد. استثمار بومیان آن سرزمین و کشت نیشکر و تنباکو و پنبه در آنجا هم از دیگر رفتارهای استعماری آن‌ها بود. در نهایت، اسپانیا توانست با بهره‌گیری از موقعیت جغرافیایی، منابع غنی قاره آمریکا، قدرت نظامی و دریایی و سازماندهی اداری، در قرون ۱۶ و ۱۷ میلادی یکی از بزرگترین امپراتوری‌های تاریخ را بنا نهد که گستره آن از آمریکا تا فیلیپین در آسیا کشیده شده بود. اما او تنها امپراتوری برخاسته از استعمار کشورها نبود. انگلیس نیز مانند اسپانیا باتکیه‌بر نیروی دریایی و استعمار، مسیر قدرت‌گیری را طی کرد.

از دزدی دریایی تا امپراتوری جهانی

روند اصلی به این شکل بود که انگلیس از دزدان دریایی و کاپیتان‌های مجوزدار مثل فرانسیس دریک استفاده می‌کرد؛ آن‌ها با اجازه‌ی ملکه، به کشتی‌های رقیب (از جمله اسپانیایی‌ها) حمله کرده و غنائم به‌ویژه طلا و نقره را به نفع انگلیس به دست می‌آوردند. این کار هم اقتصاد انگلیس را تقویت و هم نیروی اسپانیا را تضعیف می‌کرد. بعد از شکست اسپانیا (۱۵۸۸)، انگلیس سرمایه‌گذاری گسترده روی ناوگان کرد و با پیروزی‌هایی مثل نبرد ترافالگار (۱۸۰۵) به یکی از قدرت‌های برتر دریایی تبدیل شد. تسلط بر دریا باعث شد انگلیس مسیرهای حیاتی تجارت و انتقال نیرو به مستعمرات را در اختیار بگیرد. انگلیس اغلب سلطه را با ادعای «متمدن‌سازی» دیگر کشورها توجیه می‌کرد؛ توجیهی که پشت آن استثمار و سلطه بود. بدین‌ترتیب وسیع‌ترین امپراتوری تاریخ تا اوایل قرن بیستم شد.

ابزارهای استعماری هلند در عصر دریا

هلند در قرن‌های 16 و 17 به عنوان یکی از قدرت‌های دریایی و استعماری با سرمایه‌گذاری در ساخت ناوگان، به یکی از برترین قدرت‌های دریایی بدل شد. ساس‌کاپ و شرکت هند شرقی هلند، شرکت‌های تجاری مسلح و پیشرفته‌ای بودند که به عنوان ابزارهای اصلی استثمار و کنترل مناطق مختلف عمل می‌کردند. همچنین هلند با این شرکت به‌طور مستقل، مناطقی در جنوب شرقی آسیا (مثل اندونزی، مالزی و بخش‌هایی از هند و چین) را اشغال و مدیریت می‌کرد. هلندی‌ها با کنترل مستقیم مسیرهای تجاری در اقیانوس اطلس، آسیا و جنوب شرقی در تجارت ادویه، عاج، پنبه، مواد معدنی و سایر منابع استعماری فعال بودند. هلند مانند دیگر قدرت‌های اروپایی، برای توجیه استثمار از مفاهیمی مانند «توسعه تجارت و مبارزه با عمل‌گرایی اسپانیا و پرتغال» بهره می‌برد.

پیشگامان استعمار دریایی

اگر سرگذشت استعمار را ورق بزنیم، روشن می‌شود که پیش از اسپانیا و انگلیس، پرتغالی‌ها پیشگامان استعمار دریایی هستند. پرتغال در قرن 15 با اکتشاف مسیرهای دریایی جدید به شرق (مانند کشف مسیر هند توسط واسکو دا گاما) آغاز به کارکرد. پرتغالی‌هابه‌جای تسلط کامل بر سرزمین، بر ساخت قلعه‌ها و مراکز تجاری در سواحل آفریقا، آسیا و برزیل تمرکز کردند. آن‌ها با تسلط بر تنگه‌های استراتژیک (مانند تنگه هرمز) و بنادر مهم به کنترل تجارت ادویه و سایر کالاها می‌پرداختند. پرتغال اولین امپراتوری جهانی را پایه‌گذاری کرد و تأثیرات فرهنگی و زبانی ماندگاری در مناطق مختلف جهان به جا گذاشت. این سبک حکومت و کشورگشایی، قدرت‌های اروپایی دیگر را نیز به سمت استعمار دریایی سوق داد و دزدی دریایی و تجاوز به سرزمین‌های دیگر را در نظرشان زیبا جلوه داد. به عبارتی، دریا که روزی راهی بسوی اکتشاف و تجارت بود به سرعت به راهی برای تسلط و استثمار تبدیل شد.
اگرچه امپراتوری‌ها با همین سبک در غرب شکل گرفتند و زمینه‌ساز برخی پیشرفت‌ها در اروپا شدند، اما همه‌ی آن‌ها با غارت ثروت، معادن، منابع و ظرفیت‌های انسانی سرزمین‌های دیگر تبدیل به امپراتوری شده‌اند و به دلایل واهی، استعمار، دزدی‌های دریایی، کشتار و خشونت را موجه جلوه می‌دادند.

گریس ۱: نمادی از دزدی دریایی انگلیس با نقاب قانون

دزدی‌های دریایی اگرچه رنگ عوض ‌کردند و نقاب قانون بر چهره می‌کشیدند اما همچنان همان اهداف شوم استعمارگران را تأمین می‌کنند. در تاریخ ۴ ژوئیه ۲۰۱۹، تنگه جبل‌الطارق شاهد یکی از همان دزدی‌هایی بود که نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا با استناد به ادعای واهی نقض تحریم‌های اتحادیه اروپا مرتکب شد. آن‌ها نفت‌کش ایرانی «گریس ۱» را در آب‌های نزدیک به این تنگه توقیف کردند. رهبر شهید انقلاب این عمل را دزدی دریایی نامیدند و فرمودند: «حالا انگلیس خبیث -که واقعاً خُبث او واضح است- دزدی دریایی می‌کند، کشتی ما را در واقع می‌دزدند؛ در واقع این دزدی است. حالا معمولاً رفتارشان این جوری است که جنایت را می‌کنند، به جنایت خودشان می‌خواهند یک قالب قانونی بدهند، یک چیزی هم درست می‌کنند که بله، علّتش این بوده؛ امّا واقع قضیّه همین است که یک دزدی دریایی است» ۱۳۹۸/۰۴/۲۵ این در حالی‌ است که آن‌ها همچون گذشتگان خودشان در صدد سلطه و استعمار بیشترند.

دزدان دریایی کت و ‌شلواری

امروز نیز آمریکا به تأسی از دزدان دریایی تاریخ، به دزدی دریایی دست می‌زند و نفت‌کش‌ها و کشتی‌های تجاری ایران را تهدید می‌کند. این اقدام نه تنها نقض حقوق بین‌المللی است بلکه به‌وضوح نشان‌دهنده رویکردهای استعماری و استثمارگرایانه مدرن است. جالب است که دولت ترامپ نیز به این دزدی دریایی اعتراف کرده و به‌وضوح از اقداماتش در این زمینه دفاع می‌کند.
ترامپ می‌گوید توقیف کشتی‌ها توسط نیروی دریایی ایالات متحده تجارت بسیار سودآوری است و ایالات متحده اکنون به بزرگترین دزدان دریایی جهان تبدیل شده است: "این یک تجارت بسیار سودآور است. ما مثل دزدان دریایی هستیم."
۱ MB
این عبارت نشان‌دهنده نگاه استعماری و استثمارگرایانه‌ای است که در سیاست‌های آمریکا نسبت به کشورهای دیگر وجود دارد. این رفتارها ما را به یاد تلاش‌های دزدان دریایی گذشته می‌اندازد که با توجیهاتی مشابه، در پی غارت دریایی، ظلم، زورگویی و تسلط بر منابع دیگران بودند و این سیاست، خوی وحشی‌گرایانه آن‌ها را در طول تاريخ تا به امروز آشکار می‌کند: «سیاست و قدرت در غرب، در دولت‌های غربی اعمّ از آمریکا و اروپا، هم ظالم است، هم زورگو است، هم بی‌منطق است، هم زیاده‌خواه است. اینها هیچ منطقی سرشان نمی‌شود؛ با منطق واقعاً [بیگانه‌اند]. در باطن، سیاستمداران غربی آدم‌هایی هستند به معنای واقعیِ کلمه وحشی. تعجّب نکنید؛ بله، کت‌وشلوار می‌پوشند، کراوات می‌بندند، ادکلن می‌زنند، کیف سامسونت دستشان می‌گیرند، امّا وحشی‌اند.» ۱۳۹۸/۰۱/۰۱
منابع:کتاب سرگذشت استعمارمقاله استعمار از مرکز پژوهش‌های ایرانی اسلامی
17:10 - 14 اردیبهشت 1405

0 بازدید