یکبار برای همیشه؛ میدان یا دیپلماسی؟
در ساختار سیاستگذاری ایران، این دو همیشه به هم گره خوردهاند و بهعنوان دو ابزار در یک راه بزرگتر دیده میشوند. این راه همان مسیر کلیای است که اهداف سیاست خارجی کشور در آن تعریف میشود.
فارس - خط رهبری: حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب در پیام خود به مناسبت چهلم امام خامنهای بر ضرورت حضور و پشتیبانی مردم برای پیروزی نظام اسلامی بر دشمن در عرصهی مذاکرات تاکید کردند."خط رهبری" به همین مناسبت در این یادداشت به تحلیل نسبت میدان و دیپلماسی در چارچوب نگاه انقلاب اسلامی و اندیشهی رهبر شهید میپردازد.
میدان و دیپلماسی؛ دو بازوی یک مسیر
وقتی دربارهی سیاست خارجی ایران صحبت میکنیم، معمولاً اولین چیزی که ذهن را درگیر میکند این است که چرا همیشه از میدان و دیپلماسی بهعنوان دو بخش جدانشدنی یاد میشود. این دو واژه هرچند ظاهر متفاوتی دارند اما در ادبیات رسمی کشور و در سخنان رهبر معظم انقلاب، بارها کنار هم نشستهاند. جملهی معروف «میدان و دیپلماسی مکمل یکدیگرند» سالهاست که در تحلیلها، خبرها و گزارشهای مختلف تکرار میشود و برای بسیاری تبدیل به کلیدواژهای شده تا سیاست خارجی ایران را بهتر بفهمند.
در نگاه بیرونی، میدان و دیپلماسی شاید دو مسیر کاملاً جدا به نظر برسند. یکی مربوط به قدرت سخت، امنیت، توان دفاعی و حضور میدانی، و دیگری مربوط به مذاکره، گفتوگو، ارتباطات سیاسی و تعامل بینالمللی. اما در ساختار سیاستگذاری ایران، این دو همیشه به هم گره خوردهاند و بهعنوان دو ابزار در یک راه بزرگتر دیده میشوند. این راه همان مسیر کلیای است که اهداف سیاست خارجی کشور در آن تعریف میشود.
میدان چیست؟
در ذهن بسیاری میدان یعنی ابزارهای نظامی. اما مفهوم میدان در ایران گستردهتر تعریف میشود و شامل توان دفاعی، حضور منطقهای، شبکههای ارتباطی و فرهنگی، نفوذ نرم و تأثیرگذاری اجتماعی نیز میشود.این بخش از سیاست خارجی، قرار است امنیت کشور را حفظ کند، تهدیدهای احتمالی را کاهش دهد و فضای امنی ایجاد کند تا بخشهای دیگر سیاست از جمله دیپلماسی، بتوانند کار خود را انجام دهند. به بیان سادهتر، میدان پایهی سختِ سیاست خارجی است. همان چیزی که قرار است پشتوانهی تصمیمهای کلان باشد. قرار است بازدارندگی ایجاد کند در مقابل تهدیدات تا ماشین حکمرانی بتواند بدون خلل کار خود را مسائل داخلی و خارجی انجام دهد.
دیپلماسی چیست؟
در مقابل، دیپلماسی همان بخشی است که با گفتوگو، مذاکره، تلاش برای کاهش تنشها و ایجاد ارتباط با کشورها سروکار دارد. دیپلماسی یعنی ادارهی روابط خارجی از راه گفتوگو و توافق و در بستر حقوقی آن. وظیفهی وزارت خارجه و مجموعههای وابسته به آن نیز دقیقاً در همین بخش تعریف میشود. مذاکره، رایزنی، تنظیم توافقات و غیره، شرکت در نشستها و گروههای بینالمللی و مهمتر از همه انتقال مواضع رسمی کشور شامل وظایف این روی سکه میشود.
اما نکتهای که در ساختار جمهوری اسلامی بارها مورد اشاره قرار گرفته، این است که وزارت خارجه هرچند بهعنوان دستگاه تخصصی دیپلماسی نظرات کارشناسیاش موردتوجه است اما در نهایت مجری سیاستهای کلان نظام است که در سطوح عالی و بالادستی طراحی میشود. اما حالا این سوال مطرح میشود که تصمیمها در کجا گرفته میشوند؟
در ساختار سیاسی ایران، سیاست خارجی یکی از بخشهایی است که جهتگیریهای کلان آن در سطح بالادستی تعیین میشود. به زبان ساده مسیر اصلی، مرزها و اهداف، ابتدا در نهادها و مجامع عالی کشور طراحی و مشخص میشوند و سپس دستگاههایی مثل وزارت خارجه مسئولیت پیدا میکنند این تصمیمها را اجرا و مدیریت کنند و در صورت نیاز برای انتقال آن به دیگر کشورها سفرهای دیپلماتیکی را انجام دهند.
این چارچوب به صراحت در سخنان رهبر شهید انقلاب اسلامی مطرح شده است که وزارت خارجه مجری سیاست است و نه سازندهی سیاست: «این را هم همه بدانند که سیاست خارجی در هیچ جای دنیا در وزارت خارجه تعیین نمیشود. سیاست خارجی در همه جای دنیا مربوط به مجامع بالادستی وزارت خارجه است؛ مجامع بالادستی و مسئولین عالیرتبهی کشور هستند که سیاست خارجی را [تعیین میکنند]؛ البتّه وزارت خارجه هم در اینها مشارکت دارد، لکن این جور نیست که تصمیمگیری، تابع وزارت خارجه باشد؛ نه، وزارت خارجه مجری است؛ سیاستهای خارجی را [اجرا میکند]؛ اینجا در کشور ما هم همین جور است؛ در شورای عالی امنیّت ملّی که همهی مسئولین در آنجا حضور دارند، تصمیمگیری میشود و وزارت خارجه با شیوههای خودش بایستی آنها را عملی بکند و پیش ببرد.» ۱۴۰۰/۰۲/۱۲
همین ساختار باعث میشود میدان و دیپلماسی همواره با یکدیگر هماهنگ شوند؛ چون هر دو از یک منبع تصمیمگیری جهت میگیرند.
چرا میدان و دیپلماسی از هم جدا نیستند؟
اگر بخواهیم این سؤال را ساده توضیح دهیم، باید گفت یکی قدرت میسازد و دیگری زبانِ استفاده از قدرت.میدان با ایجاد بازدارندگی و تأمین و تولید امنیت و اقتدار، شرایطی را فراهم میکند که کشور بتواند با دست بازتر و برگهای برنده وارد مذاکره و دیپلماسی شود. از طرف دیگر، دیپلماسی با گفتگو و تعامل، کاری میکند که تأثیرات تلاشهای میدانی در سطح بینالمللی بازتاب پیدا کند و تبدیل به دستاورد سیاسی و حقوقی شود.
به عبارتی:این قدرت میدان است که به دیپلماسی وزن میدهد و درعینحال دیپلماسی نیز امکان تبدیل قدرت میدان به نتیجه و دستاورد سیاسی را فراهم میسازد. در واقع هیچکدام بدون دیگری کامل نیستند.
روندهای منطقهای
تحولات اخیر در روابط منطقهای، بهویژه مذاکرات با میانجیگری کشور پاکستان، نمونهای بارز از یک همافزایی راهبردی است. منطق حاکم بر این فرآیند، بر پایهی این اصل استوار است که میدان، وزن و اقتدار لازم را فراهم آورده و دیپلماسی، این دستاوردها را در قالب توافقات و مناسبات رسمی تثبیت مینماید.
آنچه در عرصههای میدانی رقم خورده، تأثیر مستقیم و غیرقابل انکاری بر شکلگیری چارچوب مذاکرات دیپلماتیک دارد. این تحولات، نه تنها به عنوان اهرم فشار عمل کرده، بلکه دستور کار و اولویتهای گفتوگوها را نیز بازتعریف نمودهاند. در همین راستا، دستیابی به آتشبسهای کوتاهمدت یا توقف موقت درگیریها، خود نتیجهی همافزایی میان تحولات میدانی و ورود مؤثر سازوکارهای دیپلماتیک تلقی میشود. این آتشبسها، به مثابه فرصتی هستند که دیپلماسی از آن برای پیگیری اهداف بلندمدتتر بهره میبرد.تحولات میدانی در عمل، میدان تغییر را ایجاد میکنند و این دیپلماسی است که این تغییرات را به رسمیت شناخته و در ساختارهای پایدارتر نهادینه میسازد. هنگامی که موازنه قدرت در میدان تغییر میکند، محورهای گفتوگوهای دیپلماتیک نیز ناگزیر به بازنگری و تطبیق با واقعیتهای جدید سوق داده میشوند.
مهمتر از میدان و دیپلماسی
نکتهی حائز اهمیت دیگر، نقش بنیادین مردم به عنوان زیرساخت اصلی این فرآیندهاست. مشارکت و حضور اجتماعی مردم، همراهی افکار عمومی، ثبات داخلی و پشتیبانی مردمی از نظام، هم ابزارهای قدرت در میدان محسوب میشوند و هم طبق فرمایش صریح رهبر انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، پشتوانهی لازم برای پیشبرد اهداف دیپلماتیک را فراهم میآورد. بدون این سرمایهی اجتماعی، اقتدار میدانی و اعتبار دیپلماتیک دستخوش تزلزل خواهد شد: «اگر بر فرض، ضرورتاً نوبت دوره سکوت صحنه نبرد نظامی رسیده باشد، وظیفه آحاد مردمی که امکان حضور در میادین و محلات و مساجد را دارا هستند، سنگینتر از قبل بهنظر میرسد. مسلّماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات مؤثر است.» ۱۴۰۵/۱/۲۰میتوان گفت، درک صحیح از رابطهی پویا و مکمل میان میدان، دیپلماسی و مردم، کلید فهم تحولات منطقهای و سیاست خارجی در دنیای امروز است.
رودخانهٔ پویای ایران
این عناصر، در کنار هم، رودخانهای را تشکیل میدهند که مسیر صلح و ثبات و امنیت و اقتدار پایدار را هدایت میکند. شاید بهترین مثال یک کشتی باشد. میدان مانند موتورخانه است، دیپلماسی مثل اتاق هدایت است و تصمیمگیر همانند ناخدای کشتی عمل میکند. موتورخانه انرژی میدهد، اتاق هدایت مسیر را تعیین میکند، و ناخدا تصمیم میگیرد کشتی کجا برود. هیچکدام بدون دیگری کار نمیکند. اگر قدرت موتور نباشد، کشتی حرکت نمیکند. اگر جهتدهی نباشد، کشتی سرگردان میشود. و اگر تصمیمگیری مشخص نباشد، هیچچیز پیش نمیرود.
و در نهایت آن چیزی که تضمین میکند کشتی به ساحل برسد یا نه مردماند. مردم با حضور در خیابان راه را برای حرکت موفق و روبهجلو و قدرتمند کشتی ایران باز کردهاند و همچنان نیز در میداناند.
16:03 - 22 فروردین 1405