دکترین راهبردی رهبر انقلاب برای امنیت منطقه‌ای

رهبر انقلاب، آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای: «نظام جمهوری اسلامی بدون اینکه بخواهد سلطه و استعماری را در منطقه راه بیندازد، برای اتّحاد و رابطه‌ی متقابل گرم و صمیمانه با همه‌ی همسایگان آمادگی کامل دارد.» ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
فارس - خط رهبری: در جغرافیای پرالتهاب غرب آسیا، مرزها دیگر فقط خطوطی روی نقشه نیستند؛ هر مرز، می‌تواند به سکوی پرش یک بحران یا به دیوار بازدارنده‌ی یک تهدید تبدیل شود. در چنین میدانی، "همسایگی" یک مفهوم صرفاً جغرافیایی نیست، بلکه یک معادله‌ی پیچیده از امنیت، مسئولیت و انتخاب است. اینجاست که پرسش اصلی شکل می‌گیرد: وقتی خاک یک کشور به مبدا تهدید علیه کشوری دیگر تبدیل می‌شود، آیا هنوز می‌توان از بی‌طرفی سخن گفت؟

پایان توهم بی‌طرفی

روایت از جایی آغاز می‌شود که زیرساخت‌های حیاتی ایران هدف قرار گرفتند؛ حملاتی که نه صرفاً به یک نقطه بلکه به ستون‌های پایداری یک کشور نشانه رفتند. پاسخ به چنین حملاتی در منطق راهبردی، نمی‌تواند محدود به واکنش‌های نمادین باشد: «در هجوم اخیر، بعضی از پایگاه‌های نظامی مورد استفاده قرار گرفت که طبعاً ما همان‌طور که هشدار صریح داده بودیم و بدون اینکه تعرّضی به آن کشورها صورت دهیم، صرفاً همان پایگاه‌ها را مورد حمله قرار داده‌ایم. از این پس باز هم بناچار این کار را ادامه خواهیم داد؛ گرچه همچنان معتقد به لزوم دوستی بین خود و آن همسایگانمان می‌باشیم.» ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
در همین چارچوب، برخی نقاط در کشورهای منطقه مورد اصابت قرار گرفتند؛ نقاطی که نه به‌عنوان کشور همسایه، بلکه به‌عنوان بستر عملیاتی تهدید علیه ایران و خاک آمریکا تعریف شده بودند. از برخی تاسیسات و پایگاه‌هایی در حاشیه خلیج فارس گرفته تا زیرساخت‌هایی که در عمل، نقش پشتیبانی و تسهیل‌گری برای حملات علیه ایران را ایفا می‌کردند، همگی در یک تعریف مشترک قرار می‌گرفتند: مشارکت در یک زنجیره‌ی دشمنی علیه ملت ایران.
در این میان، مسئله صرفاً حضور آمریکا و سگ هارش در برخی کشورهای همسایه نیست؛ بلکه پرسش مهم‌تر، نحوه‌ی مواجهه‌ی دولت‌های میزبان با این حضور است. وقتی پایگاه‌های نظامی آمریکا به سکوی عملیات علیه ایران تبدیل می‌شوند و نه‌تنها با مخالفتی جدی مواجه نمی‌شوند بلکه نشانه‌هایی از همراهی و تسهیل نیز دیده می‌شود، آن‌گاه معادله از میزبانی فراتر رفته و به مشارکت نزدیک می‌شود. در چنین شرایطی، پاسخ ایران نیز از یک واکنش صرف به یک اقدام در چارچوب بازدارندگی فعال تبدیل می‌شود.
این منطق، صرفاً یک برداشت سیاسی یا احساسی نیست؛ بلکه در بستر حقوق بین‌الملل نیز قابل تبیین است. بر اساس اصول پذیرفته‌شده، هیچ کشوری حق ندارد اجازه دهد سرزمینش به‌عنوان مبدا حمله علیه کشور دیگر مورد استفاده قرار گیرد. اصل "عدم مداخله" و نیز قاعده‌ی منع استفاده از زور، تنها متوجه دولت مهاجم نیست، بلکه شامل دولت‌هایی نیز می‌شود که آگاهانه یا ناآگاهانه، بستر چنین اقداماتی را فراهم می‌کنند. در چنین وضعیتی، مفهوم "دفاع مشروع" نیز وارد میدان می‌شود؛ حقی که به کشور هدف این امکان را می‌دهد تا برای دفع تهدید، نه‌فقط به منبع مستقیم بلکه به زنجیره‌ی پشتیبانی آن نیز پاسخ دهد؛ به‌ویژه زمانی که تهدید، مستمر و سازمان‌یافته باشد.

امنیت و تعامل: دو بال یک سیاست منطقه‌ای

ایران در عین آنکه نشان داده در برابر هرگونه تعرض به امنیت و زیرساخت‌هایش پاسخ خواهد داد، همزمان بر سیاست تعامل سازنده با همسایگان نیز تاکید کرده است: «ما با پانزده کشور همسایگی خاکی یا آبی داریم و همیشه مایل به ارتباط گرم و سازنده با همه‌ی آنان بوده‌ایم و هستیم.» ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
این دو، نه متناقض بلکه مکمل یکدیگرند؛ چرا که تعامل پایدار، بدون امنیت معنا ندارد و امنیت نیز بدون درک متقابل و همکاری منطقه‌ای، شکننده خواهد بود. در همین چارچوب، کشورهای همسایه ایران باید به این نکته توجه بکنند: ضرورت پایان دادن به تبدیل سرزمین کشورهای منطقه به پایگاه‌های تهدید. ادامه‌ی این روند، نه‌تنها امنیت ایران بلکه ثبات کل منطقه را در معرض خطر قرار می‌دهد. سیاست اصولی ایران، گسترش روابط با همسایگان است اما این سیاست، یک شرط روشن دارد: هیچ کشوری نباید به مبدا خصومت و تهاجم علیه ملت ایران تبدیل شود.
این گزاره، در واقع صورت‌بندی یک دکترین روشن است. دکترینی که می‌گوید: همسایگی، امتیاز است، نه سپر برای تهدید. به بیان دیگر، نزدیکی جغرافیایی اگر با مسئولیت همراه نباشد، می‌تواند به عاملی برای افزایش تنش تبدیل شود. از همین رو، پیام ایران به همسایگانش، پیامی دو وجهی اما شفاف است: درهای تعامل باز است، اما مسیر تهدید، بی‌پاسخ نخواهد ماند. ایران همواره نشان داده که درک عمیقی از اهمیت سیاست همسایگی دارد؛ سیاستی که می‌تواند به‌جای تولید بحران، بستر ثبات و هم‌افزایی منطقه‌ای را فراهم کند. در همین چارچوب، ایران همواره دست دوستی را به سمت همسایگان خود دراز کرده است، به شرطی که این دست با دستِ متقابلِ حسن نیت پاسخ داده شود.
قاعده روشن است: همکاری با دشمنان ایران و تبدیل شدن به حلقه‌ای از زنجیره تهدید، با روح همسایگی سازگار نیست. اگر این اصل رعایت شود، همسایگی می‌تواند به یک سرمایه راهبردی مشترک تبدیل شود؛ سرمایه‌ای که نه‌تنها امنیت بلکه توسعه و آینده‌ای باثبات‌تر را برای کل منطقه تضمین خواهد کرد: «آنچه بنده در بیانیه نخستین در مورد دیدگاه و سیاست نظام در باب مراوده با کشورهای همسایه ذکر کرده‌ام، امری جدی و واقعی است. ما جُدا از عنصر همسایگی، عناصر معنوی دیگری که در صدر همه اشتراک در تدین به دین مبین اسلام است و همچنین وجود مَشاهد مشرفه و اماکن مقدسه در بعضی از آن و حضور ایرانیانِ زیادی بعنوان ساکن و شاغل در بعضی دیگر و قومیت مشترک یا همزبانی یا منافع راهبردی مشترک بخصوص در مقابل جبهه استکبار در بعضی دیگر که هر یک به تنهایی در جای خود میتواند تحکیم‌کننده روابط حسنه باشد، را سراغ داریم.» ۱۴۰۴/۱۲/۲۹

امنیتِ عاریتی یا امنیتِ بومی

باید پذیرفت که منطقه‌ی ما، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف مفهوم امنیت است. امنیتی که نه بر پایه‌ی حضور نیروهای بیگانه بلکه بر اساس همکاری درون‌منطقه‌ای شکل بگیرد. تجربه نشان داده هر جا که خاک یک کشور به سکوی عملیات علیه دیگری تبدیل شده، آتش آن دیر یا زود به همان خاک نیز بازگشته است. انتخاب با کشورهای منطقه است: یا نقش پل‌های ارتباطی را ایفا کنند یا به ناخواسته، به حلقه‌هایی از زنجیره‌ی بحران تبدیل شوند. ایران، نه آغازگر تنش بلکه پایان‌دهنده‌ی بی‌پاسخ‌ماندن تهدیدهاست.
سیاست همسایگی تا زمانی معنا دارد که همسایگی، به سکوی خصومت تبدیل نشود. در غیر این صورت، مرزها از خطوط تعامل عبور کرده و به خطوط پاسخ بدل خواهند شد؛ پاسخی که نه از سر انتخاب بلکه از سر ضرورت برمی‌خیزد: «این کشورها باید تکلیف خود را با متجاوزین به وطن عزیزمان و قاتلین آحاد مردم ما معلوم کنند. من توصیه میکنم هر چه زودتر آن پایگاه‌ها را تعطیل کنند؛ چون لابد تابه‌حال فهمیده‌اند که ادّعای برقراری امنیّت و صلح از سوی آمریکا دروغی بیش نبوده است. این امر باعث میشود تا با ملّتهای خودشان که عموماً از همراهی با جبهه‌ی کفر و رفتار تحقیرآمیز آن ناراضی هستند، پیوند بیشتری پیدا کرده و بر ثروت و قدرتشان افزوده شود.» ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
آینده، نه در شعارها بلکه در انتخاب‌ها رقم می‌خورد. کشورهای همسایه امروز در برابر یک تصمیم تاریخی ایستاده‌اند: یا همان مسیر خطای گذشته را ادامه دهند و به امنیت آمریکایی تکیه کنند؛ امنیتی که در عمل، منابع و ثبات کشورهای غرب آسیا را صرف جنایت‌ها و وحشی‌گری‌های رژیم صهیونیستی می‌کند. یا راهی دیگر را برگزینند؛ راه امنیت منطقه‌ای، امنیتی برخاسته از درون، مستقل و متکی بر اراده ملت‌ها؛ مسیری که در آن، استقلال کشورها حفظ می‌شود و در سایه سیاست همسایگی، درهای توسعه و پیشرفت به روی منطقه گشوده خواهد شد.
این انتخاب، یک انتخاب ساده نیست؛ انتخاب میان تکرار فرسایش یا ساختن آینده‌ای متفاوت است. انتخاب با کشورهای غرب آسیاست: پیشرفت در سایه سیاست همسایگی و همکاری منطقه‌ای، یا ادامه راهی که امنیت را از بیرون می‌جوید. تاریخ به‌روشنی نشان داده است که امنیتِ عاریتی، نه پایدار است و نه قابل اتکا. آنچه می‌ماند، امنیتی است که از دل همسایگی، اعتماد و همکاری زاده شود.
21:13 - 2 فروردین 1405

0 بازدید