از «ایران قوی» تا «اسلام تمدنساز»
آیا ایران و اسلام دو قطب متضاد با یکدیگرند؟ پاسخ آیتالله خامنهای به این سوال را در این مطلب بخوانید.
ارتش توحیدی باید برای اسلام بجنگد یا وطن؟
فارس - خط رهبری: دوگانه اسلام یا وطن، سؤال یکی از رزمندگان در یکی از روزهای سخت جنگ تحمیلی ۸ ساله بود. سؤالی که از بسیجی دلاور و عالمِ جبههها، آیتالله خامنهای پرسیده شد. فردی که از سوی امام خمینی(ره) به منظور رصد منطقه و تبیین پارهای مسائل برای رزمندگان به جبهه اعزام شده بود.
پرسشی که به ظاهر ساده بود، اما عمق آن به قلب منظومهی فکری انقلاب اسلامی نفوذ میکرد. پاسخ چنین بود: «بابا! وطن با اسلام امروز یکیست. روی هم قرار گرفتهاند. اگر غیر از این بود، جای سؤال و جای جواب داشت. اما امروز، وطن شما یعنی ایران عزیز، با اندیشه اسلام یعنی مایهی اصلی انقلاب، هر دو با هم قفل شدند، منطبق شدند. شما اگر بخواهید از انقلاب اسلامی ایران دفاع کنید اما از ایران دفاع نکنید؛ میشود؟»
البته پیشتر از این، یعنی در اوایل انقلاب عدهای ملیت و اسلامیت را در مقابل هم قرار میدادند: «از اوّل انقلاب، گروهی سعی میکردند گرایش به ملّیّت را و نام ایران را و بزرگداشت ایران را در مقابل گرایش اسلامی و انقلابی قرار بدهند و تفکیک کنند بین مسئلهی ملّیّت و مسئلهی اسلامیّت.» ۱۴۰۲/۰۷/۰۵
آن روز نیز پاسخ همین بود: «اسلامیّت و ایرانیّت دو قطب متضاد نیستند، یک حقیقتند. هر کسی طرفدار اسلام شد، هر کسی سرباز اسلام شد، از هر ارزشی ــ از جمله ارزش میهن و وطن ــ به طور طبیعی دفاع میکند. حُبُّ الوَطَنِ مِنَ الایمَان؛ این از ایمان است.» ۱۴۰۲/۰۷/۰۵
این جملات، کلید فهم منظومهی فکری امامین انقلاب بود؛ منظومهای که در آن «ایران» و «اسلام» نه در تقابل، بلکه منطبق بر هم برای تحقق هدفی والا معنا مییابند. هدفی که با انقلاب اسلامی در ایران آغاز و با تشکیل جمهوری اسلامی ایران پی گرفته شد. آن هدف چه بود؟
اسلام، آرمان و مقصد نهایی
جمهوری اسلامی از ابتدا با آرمانی فراتر از مرزهای جغرافیایی متولد شد؛ هدف، «احیای تمدن درخشان اسلامی» و «ایجاد الگویی زنده و کارآمد برای جامعه بشری» بود. تمدنی که برای رسیدن به آن باید از مراحل نظامسازی، دولتسازی و جامعهسازی اسلامی عبور کرد. حال سؤال این است: این آرمان بلند چگونه محقق میشود؟ آیا میتوان بدون یک پایگاه قدرتمند، تمدنی نوین ساخت؟
ایران، بستر و پایگاه تمدنساز
پاسخ رهبری به این پرسش، کاملاً بدیع و عملیاتی است. ایران به عنوان کشوری با تمدن کهن، ظرفیتهای عظیم و مردمی انقلابی، باید به پایگاه اصلی این نهضت تبدیل و برای اقتدار و قدرتمند شدنش تلاش شود و اگر بر خلاف این اندیشیده شود بدین معناست که درک درستی از نظریه نظامسازی اسلامی حاصل نشده است. در واقع همانطور که اسلام بهعنوان ایدئولوژی و قانون اساسی نظام، همواره نقش «چارچوب» و «قطبنما» را دارد و تمامی حرکات در درون این چارچوب معنا مییابد؛ «قدرت ملی» نیز بالی برای تحقق «اهداف والای اسلامی» خواهد بود.
هویت ملی، مکمل هویت اسلامی
بدینترتیب، هویت ملی مکمل هویت اسلامی است. این دو هویت، مانند ریشه و ساقهی یک درخت تمدنی هستند. هویت اصیل ایرانی با پیشینهی فرهنگی و علمی، بستر محکمی برای رشد و گسترش ارزشهای اسلامی فراهم میکند. این یک تقابل نیست، بلکه یک تکامل و تعالی است و چه هویتی میتوانست همچون هویت ملت ایران به شایستگی زمینهساز چنین تمدنی قرار گیرد: «از اوّل بُروز اسلام تا امروز، شما کدام ملّتِ دیگر را سراغ دارید که در زمینهی علوم مختلف، در زمینهی فلسفه، در زمینهی فقه، در زمینهی علوم گوناگون، به قدر ایرانیها به اسلام خدمت کرده باشند؟»۱۴۰۱/۱۰/۱۹
مردم ایران؛ ستونهای اصلی تمدن
«زیرساخت اصلی هر تمدّنی، منابع انسانی است دیگر؛ یعنی آن که میتواند یک تمدّن را محتمل کند و ممکن کند و تحقّق ببخشد، عبارت است از نیروی انسانی.» ۱۴۰۱/۰۲/۲۱ در واقع کلید این موفقیت، مردم هستند. مردمی که علاوه بر ظرفیتهای عظیم اقلیمی و قومیتی، بهرهمند از استعدادها و مهارتهای لازمند. تا به امروز نیز این مردم بودند که ظرفیتها را ایجاد کردند. ملت ایران با انقلاب، با دفاع مقدس، با علمآموزی و تولید خلاقیت، ظرفیتهای «ایران قوی» را بوجود آوردند. مردم پای کار آمدند و مقاومت کردند. در سختترین تحریمها و توطئهها، پای انقلاب و نظام ایستادند و در مسیر تعالی علم و معنویت کوشیدند. از همینرو امام خمینی رحمهالله فرمودند: «ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله - صلی الله علیه و آله – و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی - صلوات الله و سلامه علیهم - میباشند.» صحیفه امام خمینی رحمهالله، جلد ۲۱، ص۴۱۰
تمایز ایران، از شعار تا عمل
اینجاست که تمایز اساسی ایران با دیگران آشکار میشود: «از میان همهی ملّتهای زیر ستم، کمتر ملّتی به انقلاب همّت میگمارد؛ و در میان ملّتهایی که بهپاخاسته و انقلاب کردهاند، کمتر دیده شده که توانسته باشند کار را به نهایت رسانده و بهجز تغییر حکومتها، آرمانهای انقلابی را حفظ کرده باشند. امّا انقلاب پُرشکوه ملّت ایران که بزرگترین و مردمیترین انقلاب عصر جدید است، تنها انقلابی است که یک چلّهی پُرافتخار را بدون خیانت به آرمانهایش پشت سر نهاده و در برابر همهی وسوسههایی که غیر قابل مقاومت به نظر میرسیدند، از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کرده و اینک وارد دوّمین مرحلهی خودسازی و جامعهپردازی و تمدّنسازی شده است.» (بیانیه «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران) آری، بسیاری تنها در شعار به اسلام میپردازند، اما ایران، اسلام را به الگوی عملی حکمرانی تبدیل کرده است. این مدل، برای زنده ماندن و الهامبخش بودن، نیازمند یک کشور قدرتمند، مستقل و پیشرفته است.
اقتدار ایران، سنگری برای اسلام
بنابراین، هر تأکید رهبری بر «ایران قوی» ادامهی همان منطق دفاع مقدس است. ایران قوی برابر است با اسلام قوی. هر قدم برای قدرتمند کردن ایران، سنگری برای اسلام ناب خواهد ساخت. از سوی دیگر ایران ضعیف برابر است با اسلام ضعیف. یک ایران وابسته به راحتی توسط استکبار تحت فشار قرار میگیرد و الگوی حکومت دینی را بیاعتبار میکند. اما «آن روزی که شما آن قدر قوی بشوید که دشمن مأیوس بشود، آن روز میتوانید یک آسودگی و آسایش خاطری پیدا کنید. باید سعی کنیم قوی بشویم. باید دشمن را مأیوس کرد.» ۱۴۰۱/۱۰/۲۲
این نگاه، یک نگاه کاملاً منطقی، عقلانی و انقلابی است که آرمانگرایی را با واقعنگری در هم میآمیزد. تخریبگران یا از درک این منطق استراتژیک عاجزند، یا عامدانه میخواهند این انطباق بین آرمان و پایگاه را از هم بگسلند.
18:36 - 11 آذر 1404