سیاهنمایی از روشنی: سلاح نرم دشمن در جنگ ادراکات
دشمن امروز کمتر با تهدید نظامی و بیشتر با تحریف معنایی میجنگد؛ یعنی با واژهها، تصاویر و روایتها. در این میدان، هر رسانه، هر شبکه اجتماعی و حتی هر گفتوگوی روزمره، بخشی از جبهه نبرد است.
فارس - خط رهبری: در عصر جنگ نرم و فضای رسانهای فراگیر، یکی از روشهای مؤثر برای کاهش انگیزه و کاهش امید در میان مردم سیاهنمایی است. روندی که در آن کاستیها، عقبماندگیها، ناتوانیها برجسته شده و دستاوردها، پیشرفتها، امکانات و ظرفیتها کمنمایی میشوند یا اصلاً بازنمایی نمیشوند. در این شیوه، صرفاً یک انتقاد وجود ندارد بلکه یک جهتگیری هدفمند است که میخواهد تصویر ذهنی مخاطب را نسبت به وضعیت کشور منفی کند، روحیه عمومی را تضعیف کند و اعتماد عمومی را نیز نشانه بگیرد.
دشمنان این ابزار را به کار میگیرند چون میدانند اگر ملتی در مسیر پیشرفت، از تصویرِ «ما میتوانیم» دور شود، از درون دچار رکود، یأس و سردی خواهد شد. وقتی مردمانی احساس کنند که «هرچه کردهایم کافی نیست» یا «این کشور نمیتواند»، آنگاه حرکت جمعی افت میکند. از این رو، برجستهسازی ضعفها و کاستیها در کنار حذف یا کوچکنماییِ موفقیتها، نقشهای برای از بین بردن اعتماد به نفس ملی است.
بنابراین وقتی رسانهها و شبکههای اجتماعی یا جریانهای فکری دائماً بر ناتوانی و بیاعتمادی تأکید کنند، در واقع در خدمت همان پروژه تضعیفِ امید هستند.
مصادیق کوچکنمایی دستاوردها و بزرگنمایی خللها
برای آنکه اهمیت این مسئله روشن شود، مرور چند مصداق نشان میدهد چگونه هم دستاوردها به کمترین وجه بازتاب مییابند و هم مشکلات تبدیل میشوند به نشانه بنبست کامل کشور.
رسانههای وابسته به قدرتهای غربی و شبکههای فارسیزبان معاند، سالهاست در محورهای مختلف این راهبرد را دنبال میکنند. در حوزه اقتصادی، آنها هر رشد یا پیشرفت را به حاشیه میرانند اما کوچکترین نوسان را بحران ملی معرفی میکنند. نمونه روشن آن، تحریف آمارهای رشد علمی و فناورانه کشور است. بر اساس گزارش یونسکو در سال ۲۰۲۳، ایران در میان ۲۰ کشور برتر تولید علم در جهان قرار دارد و رتبه نخست منطقه را حفظ کرده است. اما در روایت رسانههای غربی، همین دستاورد با عنوان انزوای علمی یا فرار نخبگان بازنمایی میشود.
در حوزه دفاعی، توسعه صنایع بومی و موشکی ایران بهعنوان تهدید معرفی میشود، نه دستاورد. همان رسانههایی که مسابقه تسلیحاتی غرب را نشانه قدرت میدانند، اقتدار دفاعی ایران را مایهی ناامنی منطقه میخوانند و توانمندی علمی جمهوری اسلامی ایران در حوزه تاسیسات صلحآمیر هستهای را مصداق جنگطلبی میخوانند.
در عرصه اجتماعی نیز، روایتهای رسانهای دشمن غالباً تکبعدی است. هر پدیده یا نارضایتی به عنوان نماد فروپاشی اجتماعی تصویر میشود؛ در حالی که صدها حرکت داوطلبانه، پیشرفت اجتماعی و مشارکت مردمی سانسور میشود.
یکی از روشنترین نمونههای این سیاهنمایی، در دوران همهگیری ویروس کرونا آشکار شد. از نخستین روزهای شیوع بیماری، بسیاری از رسانههای غربی با لحنی مغرضانه، وضعیت ایران را نه بهعنوان کشوری درگیر بحران جهانی بلکه بهعنوان نماد ناکارآمدی تصویر کردند. در حالیکه همان کشورها چند هفته بعد، خود با ابعادی بسیار گستردهتر از بحران مواجه شدند.
در اسفند ۱۳۹۸، شبکههایی مانند بیبیسی فارسی، ایران اینترنشنال و برخی روزنامههای اروپایی، با تیترهایی چون «ایران پنهانکاری میکند»، «مردم بیپناه در برابر حکومت» و «بحران انسانی در ایران»، فضایی روانی ایجاد کردند که هدف اصلی آن بیاعتبارسازی توان مدیریتی نظام بود. این در حالی بود که چند ماه بعد، رسانههای همان کشورها از فروپاشی نظام درمانی در ایتالیا، اسپانیا و ایالات متحده گزارش دادند، بیآنکه مشابه همان واژگان را برای دولتهای خود به کار برند.
این عملیات رسانهای با تمرکز انحصاری بر کمبودها و نادیدهگرفتن ابتکارات ملی در تولید تجهیزات، سازماندهی داوطلبان و اقدامات جهادی انجام میگرفت. از سوی دیگر بیاعتنایی به دستاورد بزرگ و سریع تولید واکسن داخلی «برکت» که ایران را در میان معدود کشورهای تولیدکننده واکسن قرار داد. در روایت رسانههای غربی، این پیشرفت یا به سکوت گذشت یا با تعبیرهایی چون «واکسنی نامطمئن» تخریب شد.
در همان زمان، سازمان جهانی بهداشت در چند گزارش رسمی (از جمله در نشست ۲۳ آوریل ۲۰۲۰) از «شبکه گستردهی مراقبت بهداشتی و واکنش سریع ایران» تقدیر کرد، اما این بخش از واقعیت هیچگاه در خروجی رسانههای غربی دیده نشد.
نقد راهحل میسازد، سیاهنمایی امید را میکشد
چنین رفتار رسانهای دقیقاً منطبق با همان الگوی جنگ شناختی است. جنگی که علیه اعتماد عمومی با سلاحهایی نرم رقم میخورد. چه بسیار سرمایه گذاریهایی که توسط رسانههای خارجی صرف بیاعتمادسازی و مکتوم کردن حقایقی روشن از نگاه مردم میشوند: «دشمنان ما در تبلیغات خودشان سعی میکنند وانمود کنند جمهوری اسلامی منزوی است. جمهوری اسلامی منزوی نیست؛ جمهوری اسلامی از آغاز پیدایش تا امروز در دل ملّتهای عالم جا داشته است. بله، هرجا تبلیغات باشد، سیاهنمایی باشد، سیاهکاری باشد، ممکن است یک حقیقتی مکتوم بماند، امّا برای مدّت محدودی مکتوم خواهد ماند.» ۱۳۹۴/۰۲/۳۰
سیاهنمایی، فقط ابزار رسانههای خارجی نیست؛ برخی رسانهها و تحلیلگران داخلی نیز گاهی در دام این شیوه میافتند. این اتفاق که گاه از سر دلسوزی صادقانه رقم میخورد و گاهی نیز غرضورزی سیاسی است، نتیجه یکسانی دارد و آن این است که اعتماد عمومی آسیب میبیند، امید اجتماعی کاهش مییابد و مسیر حرکت جامعه تحت تأثیر روایت منفی قرار میگیرد: «مبادا کسی دانسته یا ندانسته با اظهار نظر، حرف و یا نوشته خود به این خواست دشمن کمک کند.» 1390/07/27 «سیاهنمایی هنر نیست؛ اینکه برداریم همینطوری بیهوا، این دستگاه را، آن دستگاه را، این قوّه را، آن قوّه را بدون هیچ تمییزی محکوم کنیم؛ خب هر کسی، هر بچّهای هم میتواند سنگ دستش بگیرد شیشهها را بشکند، اینکه هنر نیست. هنر این است که انسان، منطقی حرف بزند، منصفانه حرف بزند.» ۱۳۹۶/۱۰/۰۶
آنچه عمدتاً رسانهها را گرفتار این آسیب میکند عدم درک تفاوت مهم بین نقد منصفانه و سیاهنمایی است: «انتقاد اگر میکنیم، منصفانه باشد؛ اینجور نباشد که مبالغه کنیم، تعمیم بدهیم، سیاهنمایی کنیم. سیاهنمایی یعنی همین «یک کلاغ چهل کلاغ»؛ این سیاهنمایی است.» ۱۳۹۶/۱۰/۱۹
جنگ امروز، جنگ ذهنها و واژههاست
درک درست از مفهوم سیاهنمایی، لازمه مقاومت در جنگ شناختی است. دشمن امروز کمتر با تهدید نظامی و بیشتر با تحریف معنایی میجنگد؛ یعنی با واژهها، تصاویر و روایتها. در این میدان، هر رسانه، هر شبکه اجتماعی و حتی هر گفتوگوی روزمره، بخشی از جبهه نبرد است.
اگر جامعه نسبت به واقعیتهای خود بیاعتماد شود، حتی بزرگترین موفقیتها نیز بیاثر خواهند ماند. سیاهنمایی، امید را میکُشد و امید، موتور حرکت هر ملت است: «دشمن در صدد است با انواع روشها از جمله سیاهنمایی، در سد مستحکم و حرکت امیدوارانه و مستمر ملت، اخلال ایجاد کند.» 1390/07/27
با نگاه منصفانه میتوان پذیرفت که مشکلات همواره وجود دارند. از جمله مشکلاتی در حوزه معیشت، اشتغال، فناوری، ساختارها و غیره. اما نباید این مشکلات به دستور کار انحصاری تبدیل شوند. دستور کار به این معنا که روایت غالب، روایت ضعف باشد. بنابراین باید متوجه بود که چنانچه مشکلات به روایت غالب بدل شوند، امید از بین میرود، نیروهای فعال در جامعه سرد میشوند و استعدادها خاموش میشوند. و این درست همان چیری است که دشمن میخواهد.
باید همواره متوجه این بود که سیاهنمایی دشمن فقط یک ابزار تبلیغاتی برای دشمن نیست؛ بلکه یک میدان جنگ برای اراده ملی و امید است. از این رو، مقابله با سیاهنمایی نه فقط مسئولیت رسانهها بلکه مسئولیت عمومی از نخبگان تا معلمان، از دانشگاهها تا خانوادهها است.#خط_رهبری #جنگ_شناختی #عملیات_روانی 19:30 - 10 آذر 1404