خسارت محض برجام نباید تکرار شود
«خط رهبری» ابعاد کلیدی موضع مذاکراتی رهبر معظم انقلاب دربارهی ضرر محض بودن مذاکره با آمریکا را تبیین میکند.
دیکته آمریکایی!
گروهی از افراد مذاکره با آمریکا را تنها راه عبور از فشارهای خارجی و کلیدی برای گشایش اقتصادی کشور میدانند. به باور آنان، هیچ راهحلی جز مذاکره با آمریکا نیست. اما تجربههای گذشته نشان دادهاند که هر بار صحبت از مذاکره با واشنگتن به میان میآید، پرسشهای جدی درباره سود و زیان آن شکل میگیرد: «در وضع کنونی مذاکرهی با دولت آمریکا اولاً هیچ کمکی به منافع ملی ما نمیکند، هیچ سودی برای ما ندارد، هیچ ضرری را هم از ما دفع نخواهد کرد.» ۱۴۰۴/۰۷/۰۱
در نگاه دقیقتر، آنچه «مذاکره» نامیده میشود با نوع برخورد طرف مستکبر آمریکایی، عملا ابزاری برای تحمیل ارادهی دولت آمریکا است: «طرف آمریکایی پیشاپیش نتیجهی مذاکرات را معین کرده خودش. یعنی بنشینیم پشت میز مذاکرهی با آمریکا و نتیجهی گفتگوهایی که با آنها خواهیم کرد این باشد که حرفی که او گفته باید انجام بگیرد، اینکه دیگر مذاکره نیست، این دیکته است، این تحمیل است.» ۱۴۰۴/۰۷/۰۱ علاوه بر این مذاکره مشکل اقتصاد و تحریم را هم حل نکرده است.
خسارت محض برجام نباید تکرار شود
ایران در طول سالهای گذشته ثابت کرده که با اصل مذاکره مشکلی ندارد. از پرونده هستهای گرفته تا سایر موضوعات، تهران همواره آماده بوده است پای میز گفتوگو بنشیند؛ اما گفتوگویی که بر پایه عقلانیت، منطق و احترام متقابل استوار باشد و تأمین کنندهی منافع ملی باشد. مسئله اصلی اینجاست که آمریکا مذاکره را نه بهعنوان راهحلی منطقی بلکه بهعنوان ابزاری برای گرفتن امتیازات یکطرفه تعریف میکند. در نگاه واشنگتن، مذاکرهی موفق آن است که همانند پروندهی لیبی بدون نیاز به جنگ و هزینه، همه ابزارهای قدرت طرف مقابل از دستش خارج شود: «طرف مقابل امروز اینجوری حرف میزند، میگوید مذاکره کنیم و از مذاکره این در بیاید که ایران غنیسازی نداشته باشد، حالا این غنیسازی را گفته، چند روز قبل از این معاونش اعلان کرد که ایران بایستی موشک هم نداشته باشد.» ۱۴۰۴/۰۷/۰۱
چنین نگاهی به وضوح در سیاستهای عملی آمریکا علیه ایران نمایان است. برجام، نمونه بارز این ماجراست؛ توافقی که ایران همه تعهداتش را مو به مو در آن انجام داد اما در مقابل، آمریکا بهراحتی از آن خارج شد و هیچ هزینهای هم نپرداخت. این تجربه نشان داد که از نظر سیاستمداران آمریکایی، مذاکره اساساً یک فرایند یکطرفه است: ایران باید پایبند باشد اما آمریکا خود را مجاز میداند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند: «ما یک قراردادی با آمریکاییها بستیم که اسمش در داخل کشور ما، برجام است. ما همهی کارهایی که باید انجام میدادیم را انجام دادیم، او تحریمها را برنداشت، قولهایی که داده بود هیچ کدام را انجام نداد. اصلاً بکلی خارج شد از برجام و رد کرد. تجربهها را فراموش نکنیم.» ۱۴۰۴/۰۷/۰۱
آمریکا میخواهد ابزارهای قدرت ایران را بگیرد
بر همین اساس کارشناسان و تحلیلگران هشدار میدهند که پذیرش چنین مدلی از مذاکرهای، میتواند به نابودی تدریجی ابزارهای قدرت ایران منجر شود. از حوزههای موشکی و هستهای آغاز میشود اما پایان ندارد و به حوزههای اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی کشیده خواهد شد. نتیجه آن چیزی جز تسلیم کامل نخواهد بود؛ تسلیمی که در نهایت امنیت ملی را به خطر میاندازد و حتی خطر جنگی بزرگتر از گذشته را پررنگتر میسازد. در شرایطی که همه ابزارهای بازدارندگی از بین رفته باشد، دشمنان ایران از جمله آمریکا و رژیم صهیونی کوچکترین تردیدی برای اعمال فشارهای سختتر به خود راه نخواهند داد.لذا عقل و تجربه میگوید سخن گفتن از مذاکره با آمریکا نهتنها گرهی از مشکلات باز نمیکند بلکه خود میتواند به تهدیدی علیه منافع و امنیت ملی بدل شود.
علاج در قوی شدن است
راه پیش روی ایران، نه در باز کردن مجدد مسیر تجربهشدهای است که جز خسارت محض چیزی در پی نداشت بلکه در تقویت توان داخلی و تکیه بر مؤلفههای قدرت ملی است. تنها از این مسیر است که تهدیدهای بیرونی بیاثر میشوند.راه آینده روشن است: ایران باید قویتر شود. قدرت ملی، اقتصادی و نظامی و علمی است که میتواند سایه جنگ را از سر کشور دور نگه دارد و امنیت پایدار برای مردم به ارمغان بیاورد. در معادلات پیچیده منطقهای و جهانی، تنها کشورهایی که مقاومت کرده و خود را توانمند ساختهاند، توانستهاند جایگاه واقعی خویش را حفظ کنند.برای ایران نیز، راهی جز این باقی نمانده است: «راه علاج پیشرفت کشور قوی شدن است، باید قوی بشویم، قوی شدن نظامی لازم است، قوی شدن علمی لازم است، قوی شدن دولتی و ساختاری و سازمانی لازم است. جز این راهی وجود ندارد.» ۱۴۰۴/۰۷/۰۱#خط_رهبری #ایران_پیروز #ایران_قوی #مذاکره #آمریکا 23:15 - 1 مهر 1404