گاهی تحليل غلط، میتواند مسير تاريخ را عوض کند!
بايدها و نبايدهای قضاوت و تحليل درست از منظر رهبر انقلاب کدامند؟
اگر تحلیل درست نداشته باشیم...
فارس - خط رهبری: این روزها که در آتشبس و توقف موقت جنگ با رژیم صهیونیستی به سر میبریم، بازار تحلیلها و قضاوتها در رابطه با جنگ و عوامل داخلی و خارجی پیرامون جنگ، بسیار داغ است. عدهای براساس "دادههای قوی و متقن" و بر پایه "بیانات و منظومه فکری رهبری"، مسائل را تحلیل میکنند و عدهای هم براساس "دادههای بیسند و بیاعتبار" و بر پایه "افکار و سلایق شخصی" خودشان و فهم ناقص از صحنه جنگ و اوضاع کشور و جهان، تحلیلها و قضاوتهایی منتشر میکنند. در چنین شرایطی، تحلیلهای دسته اول که (نه صرف تکرار بیانات رهبری، بلکه) مبتنی بر مبانی فکری، منظومه فکری و روش تحلیل رهبر انقلاب صورت میگیرد، صحت و قرابت بیشتری به نظر معظّمٌله دارد، اما تحلیلها و قضاوتهای دسته دوم که متأسفانه طی چندسال اخیر در میان جریان انقلابی هم رواج و شیوع پیدا کرده و به کرّات هم، غلط بودن آنها به اثبات رسیده، جز تشویش اذهان، انحراف افکار عمومی، بدبینی و بیاعتمادی در مردم، نتیجهای نداشته و نخواهدداشت، و حتی ممکن است خطر ترویج آن تحلیلهای غلط، آثار سوء تاریخی بر جامعه بگذارد!
رهبر انقلاب در سالروز شهادت امام صادق (علیهالسلام) در ۱۴۰۲/۲/۴ به این نکته مهم اشاره کردند که تحلیل غلط از اوضاع، صبر نکردن، اعتراض بیخود، گاهی چه تأثیر خطرناکی بر سرنوشت جامعه اسلامی خواهد گذاشت. بخشی از این فرمایشات را مرور کنیم: «ببینید؛ وقتی که امام حسن مجتبی(علیهالسلام) صلح کردند با معاویه، یک عدّهای میآمدند گله میکردند و اعتراض میکردند. حضرت میفرمودند که: این، تا یک وقتی است، این موقّت است... در تقدیر الهی این موقّت است. تا کی؟ تا سال ۷۰. یعنی طبق همین روایت، سال ۷۰ هجری بنا است هر کس از اهلبیت در قید حیات است، قیام کند و حکومت را به دست بگیرد، و امامت واقعی تحقّق پیدا کند. بعد حضرت میفرمایند حادثهی کربلا، این بیاعتنایی مردم به مبانی دینی، این اِعراض آنها، اثرش این بود که این تقدیر الهی عقب افتاد تا سال ۱۴۰. سال ۱۴۰ زمان امام صادق (علیه السّلام) است. این را شیعه میدانست. یعنی خواصّ شیعه میدانستند... اینکه شما میبینید میآیند خدمت حضرت صادق و مدام میگویند آقا، چرا قیام نمیکنید، ناشی از این است که منتظرند؛ یک چیزی شنفتهاند، یک مطلبی به گوششان رسیده.
بعد دنبالهی همان روایت که سال ۱۴۰ را معین کردند، فرمودند: شما افشا کردید، خدا عقب انداخت. یعنی اگر شیعیان دهنشان قرص بود و افشا نمیکردند، شاید همان وقت قضیه تمام میشد؛ و شما ببینید تاریخ چقدر تغییر پیدا میکرد! اصلاً مسیر بشر یک مسیر دیگری میشد و امروز دنیا، دنیای دیگری بود. یعنی کوتاهیهای ما، یک جا دهنلقّیمان، یک جا کمک نکردنمان، یک جا اعتراض کردن بیخودیمان، یک جا صبر نکردنمان، یک جا تحلیل غلطی که از اوضاع میکنیم، گاهی تأثیر میگذارد! یعنی اینجور مسیر را عوض میکند؛ لذا خیلی باید مراقبت کرد.»
چگونه درست تحلیل کنیم؟
خب برای اینکه دچار تحلیلهای غلط و انحرافی نشویم، چه باید کرد؟ چگونه باید تحلیل و قضاوت کرد؟ آیا باید سکوت کرد تا رهبری اعلام موضع کنند؟ و ما همان را تکرار کنیم؟ آیا باید مانع ارائه تحلیلهای گوناگون، پیش از اعلام نظر رهبری شد؟ آیا باید هرکس هر آنچه در ذهن و تخیل خود، میپروراند، به زبان و قلم و رسانه بیاورد؟ ضابطه چیست؟ اصول و مبانی و روش تحلیل چیست؟ در این نوشتار، به اختصار، شاخصها و موارد مورد تأکید رهبر انقلاب در تحلیل و قضاوت و مواجهه با افکار عمومی را مطرح میکنیم.
۱. کلنگری (مشاهده مجموعه واقعیات باهم):
«واقعیتهایی وجود دارد که اگر ما این واقعیتها را در محاسبات خودمان نیاوریم، قطعاً در قضاوت اشتباه خواهیم کرد، در انتخاب راه هم اشتباه خواهیم کرد... یک لغزش این است که ما بخشی از واقعیتها را ببینیم، بخش دیگری را نبینیم؛ این، موجب خطاست؛ خطای در محاسبه را به دنبال خواهد داشت.» ۱۳۹۱/۵/۳واقعیت این است که جنگ، عرصهی زدوخورد است، هم میزنیم، هم میخوریم. در این جنگ 12 روزه، هم زدیم، هم خوردیم. منتها برآیند این زدوخوردها به گونهای بود که منجر به درخواستهای مکرر دشمن برای آتشبس شد. این یعنی پیروزی ما بر دشمن تا اینجای کار.
۲. لحظهشناسی:
«لحظه را باید شناخت، نیاز را باید دانست... شناسایی لحظه ها و انجام کار در لحظه نیاز، خیلی چیز مهمی است.» 1388/10/29 «انسجام ملّی، امروز از همیشه لازمتر است؛ همیشه لازم بوده، امّا امروز بیشتر از همیشه. اختلاف، یقهگیری، همیشه به ضرر است؛ امروز از همیشه مضرتر است.» ۱۴۰۴/۳/۲۱جنگ اخیر، یکی از کمنظیرترین مظاهر انسجام ملّی در کشورمان پس از حوادث سال 88 تاکنون بود، و اگر این انسجام نبود، از موشکها هم کار خیلی بزرگی ساخته نبود. لذا یکی از نیازهای این زمان، حفظ و تقویت اتّحاد و انسجام میان مردم با یکدیگر و با مسئولان و انسجام مسئولان باهم است. الان هرگز زمان پرداختن به دعواها و اختلافات پوچ سیاسی و... نیست. مبادا به بهانه نقد کردن، به اختلافات دامن بزنیم.
۳. تحلیل همزمان نقاط قوت و ضعف در مسائل:
«همهی نقاط قوت و ضعف را باید بدانیم. نقاط مثبت و منفی، هر دو هست، افتوخیز هست، اما حرکت ادامه داشته است... غلبه دادن نگاه منفی، خلاف واقع بینی است، موجب ناامیدی است. نقطه ی مقابلش هم همینجور است. یعنی غلبه دادن نگاه مثبت، این هم گمراهکننده است.» ۱۳۹۰/۵/۱۶مثلاً اگر فقط نقاط آسیبپذیر خود در تجهیزات جنگی و عملیات رسانهای را ببینیم، دچار یأس و ناامیدی میشویم، اما اگر در کنار آنها به برجستگیها و توفیقهای خود هم واقف باشیم، قدرت و دقت حملات خود به دشمن را نظاره کنیم، رشادتها و شجاعتها و دستاوردهای مهم و راهبردی را ببینیم و در تحلیل خود دخالت دهیم، از برآیند این دو، به یک تحلیل و قضاوت صحیح و واقعگرایانه میرسیم.
۴. توجه به شاخصها:
«قدرت تحلیل خوارج، ضعیف بود. یک آدم ناباب، یک آدم بدجنس، یک آدم زبان دار پیدا می شد و مردم را به یک طرف می کشاند، شاخص را گم می کردند... اگر شاخص را گم کردید، زود اشتباه می کنید.» ۱۳۷۰/۱/۲۶به لحاظ نظری و فکری، بخصوص در شرایط جنگی، به هیچ شخصی جز رهبر معظم انقلاب، نباید تکیه و استناد مبنایی و اساسی کرد، مگر آنکه آن شخص تحلیلگر نیز در چارچوب بیانات و منظومه فکری رهبری، طی طریق و تبیین کند. تحلیلها و قضاوتهای انبوه تحلیلگران مجازی، تریبونداران و... مادامی ارزشمند و قابل استناد است که مطابق با شاخص باشد، والّا فاقد اعتبار است. شاخص، همانا جهتگیری و منظومه فکری رهبر انقلاب است.
۵. اصلی و فرعی کردن مسائل:
«در بسیاری از اوقات، یک مسألهی اصلی در کشور وجود دارد که همه باید همّت کنند و به سراغ این مسألهی اصلی بروند، اما ناگهان میبینیم از یک گوشهای یک صدایی بلند میشود، یک مسألهی حاشیهای درست میکنند، ذهنها متوجه آن میشود... توجه شود مسائل حاشیهای، کانون توجه افکار عمومی قرار نگیرد.» ۱۳۹۰/۱/۱اکنون مسألهی اصلی کشور، جنگ است؛ مقابله با رژیم صهیونیستی و دنیای استکبار است؛ حفظ اتحاد و انسجام ملّی است. آن کسی که در این شرایط، به مسائل فرعی همچون دعواهای جناحی، نقد مسائل درجه چندم و... میپردازد، یعنی توان اصلی - فرعی کردن مسائل را ندارد و بهتر است وارد وادی تحلیل و قضاوت نشود.
۶. شناخت نقشه دشمن:
«بعضی هم دوستانِ نادانند، بعضی خودیهای غافلند. من از خودیها مصرّاً میخواهم قدری ذهن خودشان را باز کنند و فکر خودشان را به کار بیندازند؛ بفهمند امروز دشمن کیست، چه میخواهد و چه میکند - و نقشه دشمن چیست - عقل، این است. شما در جبهه جنگ باید بدانید که آیا این جهتی که تیراندازی میکنید، بمباران میکنید، همان جایی نیست که دشمن میخواهد بمباران شود؟ چرا شما کار دشمن را به عهده میگیرید!؟» ۱۳۷۷/۷/۱۵اگر نقشه دشمن را نشناسیم و نفهمیم، ممکن است تحلیل و قضاوتهایی بکنیم که کاملاً غلط است. وقوع جنگ امروز، نقشهی مدتها پیشِ دشمن است و ارتباطی با روی کار آمدن دولت آقای پزشکیان ندارد. اساساً مذاکرات غیرمستقیم مسقط انجام گرفت تا اتمام حجّت با افکار عمومی داخل و خارج انجام شود که ایران دنبال جنگ نیست. چه بسا اگر این مذاکرات انجام نشده بود، امروز شاهد همراهی افکار عمومی مردم خودمان و سایر ملّتها و دولتها نبودیم. نقشه دشمن این بود که در صورت مخالفت ایران با مذاکرات، یک اجماع بینالمللی علیه ایران بسازد. این را بدانیم.
۷. عدم پیشداوری و نگاه جانبدارانه:
«ما نسبت به دوستانمان، نسبت به دشمنانمان چه میگوییم؟ اینجا تقوا اثر میگذارد. ممکن است ما با یکی مخالف باشیم، دشمن باشیم؛ دربارهی او چگونه قضاوت میکنید؟ اگر قضاوت شما دربارهی آن کسی که با او مخالفید و با او دشمنید، غیر از آن چیزی باشد که در واقع وجود دارد، این تعدّی از جادهی تقواست.» ۱۳۸۹/۳/۱۴ «گاهى در دنیا یک اتّفاقى، حادثهاى پیش مىآید، و ما نمیتوانیم دربارهى آن حادثه به طور قاطع اظهار نظر کنیم. فرضاً حکومتى در یک کشور بر سر کار مىآید یا نزاعى بین دو جناح در جایى از دنیا درمیگیرد که گاهى دلایل کافى و شواهد روشنگر در دسترس قرار نمیگیرد و انسان نمیتواند دربارهى این قضیه قضاوت کند.» ۱۳۶۹/۱/۲روشن است که وقتی دادههای متقن، قوی و مستند نداریم، قادر به قضاوت دقیق نیستیم. نمونهاش قضاوتهای غلطی که عدهای راجع به تأخیر عملیات وعده صادق ۲ کردند و رهبر انقلاب در دیدار دانشجویان در اسفند ۱۴۰۳، خط بُطلان بر تحلیل و قضاوت آنها کشیدند. وقتی راجع به حقیقت یک مسألهای اطلاع دقیق نداریم، به واسطهی حُبّ و بغضهای سیاسی و جناحی، فوراً قضاوت و تحلیل نکنیم.
۸. پرهیز از رفتارهای قبیلهگرایانه:
«رفتار قبیلهای معنایش این است که تخطئه یا تأییدی که نسبت به کار کسی میکنم، ناشی نباشد از ماهیت عمل او؛ ناشی باشد از نحوهی ارتباط او با من. اگر از قبیلهی ما کسی کار خطایی انجام داد، راحت قابل اغماض باشد؛ اما از قبیلهی مقابل اگر همان کار را انجام داد، این قابل پیگیری و تعقیب میشود. کار خوب اگر از کسی که مربوط به قبیلهی ماست، انجام گرفت، قابل تحسین و تشویق باشد؛ اگر از قبیلهی دیگر بود، نه. رفتار قبیلهای این است. این رفتار، اسلامی نیست، انقلابی نیست.» ۱۳۹۰/۵/۱۶ فلان وزیر خارجه در یک موضعگیری، تعبیر مناسبی به کار نبرده. به اسم نقد و مطالبهگری، به او حمله میکنیم و خواستار اصلاح مواضع او میشویم! فرد دیگری از جریان همسو با ما مواضعی غلط اتخاذ میکند اما هیچ صدایی از ما بلند نمیشود. چون آقای وزیر از قبیله و جناح سیاسی ما نیست، به خاطر حرف غلطش به او حمله می کنیم و فلان کنشگر چون از قبیله و جناح سیاسی ماست، بر حرف غلطش سرپوش می گذاریم یا آن را توجیه میکنیم! چنین رفتاری، مصداق برخورد قبیلهگرایانه است.
۹. پرهیز از ایجاد ترس و یأس در مردم:
«یک عدهای البته همّتشان این است که توی دل مردم را خالی کنند؛ این نباید اتّفاق بیفتد... . در داخل اگر کسی در تحلیلی، در بیانی جوری حرف بزند که معنایش خالی کردن توی دل مردم باشد، این جُرم است و باید دنبال بشود.» ۱۴۰۳/۹/۲۱آن کسی که محصول و خروجی تحلیلش، ترساندن و ناامید کردن مردم است(به بهانه واقعبینی)، او نه واقعبین است، نه تحلیلگر مورد اعتماد؛ و ابداً تحلیلهای او را نباید مبنا قرار داد و منتشر کرد.
۱۰. پرهیز از مخرج مشترک با دشمن:
«مراقبت کنید دشمن نتواند از مطالبهی بحقّ شما سوء استفاده کند؛ هم در صورتبندی مسأله، هم در راه حلّی که ارائه میدهید، سعی کنید با دشمن، وجه مشترک و مخرج مشترک پیدا نکنید.» ۱۴۰۱/۲/۶دشمنی که در میدان جنگ نظامی شکست خورده، در میدان رسانه طوری وانمود میکند که پیروز شده! اگر مایی که متمایل به ادامه جنگ تا نابودی دشمن بودیم، دلیل و ریشهی قبول آتشبس را (به ناحق) ضعف و شکست خودمان و خیانت برخی مسئولان، تحلیل و قضاوت میکنیم، یقین بدانیم که در نقشه دشمن بازی میکنیم و با او مخرج مشترک پیدا کردهایم!
۱۱. پرهیز از لجاجت:
«مسلّماً لجاجت، گمراهی میآورد.» 1373/11/14 «یک حرفی را زده است، میخواهد پای این حرف بایستد، به خاطر اینکه ننگش میکند از حرف خودش برگردد؛ که فرمود "لعَنَ ا... اللِّجاج"، لعنت خدا بر لجاجت.» ۱۳۸۹/۸/۴عدهای طی یکسال اخیر به اسم انقلابیگری و آرمانخواهی، به طرزی ناجوانمردانه به فرماندهان مؤمن و غیور نیروهای مسلّح از جمله سردار باقری، سردار حاجیزاده و سردار سلامی و سردار رشید، تاختند. در ماجرای وعده صادق ۲ و ۳، آن عزیزان را متّهم به عقب نشینی غیرتاکتیکی، سازش، انفعال و... کردند. پس از آنکه این ستارههای درخشان آسمان جمهوری اسلامی به فیض شهادت نائل آمدند و با شهادتشان توسط اشقی الاشقیای زمان، صحت مسیر خود را امضا کردند، اما همچنان آن عده، بر سر مواضع کاملاً غلط خود هستند. طبیعتا چنین افراد لجوج و خودحقپنداری، هرگز برای ارائه تحلیل و خط فکری، قابل اعتماد نیستند.#خط_رهبری #تحلیل_سیاسی #قدرت_تحلیل #شناخت 17:55 - 12 مرداد 1404