برای مقابله با استراتژیِ «مرد دیوانه» ترامپ چه باید کرد؟
«خط رهبری» در این یادداشت به قلم خانم ثمانه اکوان، تحلیلگر و کارشناس مسائل آمریکا به بررسی ابعاد گوناگون تقابلِ سیاستهای دولت ترامپ با ایران اسلامی و تحلیلِ رویکرد و راهکارهای مؤثر برای مواجهه کارآمد با این توطئهها پرداخته است.
تهدید، ابزارِ مهمِ سیاست خارجیِ ترامپ و جمهوریخواهان
هر زمان در ایالات متحده آمریکا انتخابات ریاستجمهوری برگزار شده و نتایج آن مشخص میشود یکی از سؤالاتی که در مجامع نخبگانی و رسانهای و بخشی از افکار عمومی مطرح میشود این است که پیروزی کدام نامزد انتخاباتی از کدام یک از احزاب سیاسی آمریکا برای ایران و مردم کشورمان بهتر است؟ اما نگاهی به تاریخچه روابط دو کشور پاسخی تقریباً یکسان را برای تمام ادوار گذشته به ذهن متبادر میسازد: «هیچکدام».نگاهی به عملکرد دو حزب دموکرات و جمهوریخواه و نحوه برخورد رؤسای جمهوری که از این دو حزب در رأس ایالات متحده قرار گرفتند، نشانمیدهد نه دولت دموکرات، توانسته رابطه ایران و آمریکا را بهتر از قبل سازد و نه دولت جمهوریخواه به نفع کشورمان بوده است. بر اساس همین تاریخچه است که یک نظریه سیاسی برای تحلیلگران حوزه بینالملل به وجود آمده است: دو حزب دموکرات و جمهوریخواه، هر دو در تعیین راهبردها و اهداف سیاسی در مقابل ایران، یکی هستند اما استراتژی هر کدام برای رسیدن به این اهداف، متفاوت است. گاهی رئیسجمهور جمهوری خواهی بر سر کار میآید که با بستن شمشیر از رو، تهدید به جنگ و تغییر نظام سیاسی در ایران میکند و گاه مستأجر کاخ سفید از حزب دموکرات، سودای گفتگو و معامله با ایران را در سر دارد اما خودش مهمترین و بدترین تحریمهای اقتصادی، جنگهای پنهان و در سایه را علیه منافع ایران در پیش میگیرد.
با روی کار آمدن ترامپ از حزب جمهوریخواه در سال ۲۰۱۶، این سؤال بار دیگر و با رویکردی جدید مطرح شد. اوبامای دموکرات که بارها با ایران گفت و گو کرده، روابط را به حدی رساند که با رئیسجمهور کشورمان بهصورت تلفنی گفتگو کرد و توافق موسوم به برجام را در کارنامه خود به یادگار گذاشت، در نهایت به رئیس جمهوری تبدیل شد که بزرگترین تحریمهای اقتصادی را علیه کشورمان به اجرا گذاشت و به بهانه مذاکرات هستهای، بخشهای اقتصادی کشور را به وابستگی بیش از حد به سیاست خارجی تشویق کرد. برجام اجرایی شد اما از گشایشهای اقتصادی خبری نبود و وزیر امور خارجه دموکرات اوباما کشور به کشور سفر میکرد و میگفت که هنوز شرایط برای معامله اقتصادی با ایران فراهم نیست و نباید این تفکر به وجود آید که برداشته شدن تحریمهای بینالمللی بهمعنای آزاد بودن معامله با ایران است.
نامزدی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا این گمانه را به وجود آورد که شاید یک «غیر سیاستمدار» با انگیزههای اقتصادی و سابقه تجارت بینالملل، بهتر بتواند به مسئله تحریمهای اقتصادی علیه ایران سامان دهد. با این حال ترامپ نیز نشان داد، در عمل تفاوتی با گذشتگان خود ندارد. او با خروج از برجام، بازگرداندن تحریمهای آمریکایی و افزایش چند برابری تحریمها بار دیگر در عمل اثبات کرد که رؤسایجمهور آمریکا چه دموکرات و چه جمهوریخواه، تمایلی به بهبود رابطه با کشورمان ندارند و حتی اگر در دوران انتخابات ریاست جمهوری نیز بیان کنند که بهدنبال راهی برای بهبود روابط هستند، در عمل چیز تازهای برای عرضه در بازار روابط سیاسی بین دو کشور ندارند. بعد از ناامیدی از ترامپ «بیزینس من» و چالشهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی که او برای کشورمان به وجود آورد، بار دیگر جو بایدن دموکرات که معاون اوباما نیز بود، با شعار بازگرداندن و احیای برجام بر سر کار آمد اما در نهایت او نیز به افزایش تحریمها دست زد و پیکر نیمه جان برجام در اتاق احیا را نشانه رفت.
در واقع سیاست اصلی حزب جمهوریخواه در طول بیش از چهار دهه گذشته رویارویی با ایران از طریق ایجاد رعب و هراس و تهدید به حمله نظامی و تلاش برای انزوای سیاسی و اقتصادی ایران بوده است و تلاش حزب دموکرات، استفاده از ظرفیت ایجاد شده برای انزوای بیشتر اقتصادی و سیاسی ایران از طریق تحریمهای اقتصادی و انزوای سیاسی از طریق اتهام زنیهای حقوق بشری و مقابله با فعالیتهای منطقهای و دفاعی و هستهای ایران با مذاکره بوده است.
مشکل آمریکا با ما، خود ما هستیم
از همین رو بود که رهبر انقلاب از سالهای پیش تاکنون بارها بر این مسئله تأکید کردهاند که بین جمهوری خواه و دموکرات بر سر نوع برخورد با ایران و هدف قرار دادن مردم و نظام سیاسی کشورمان هیچ تفاوتی وجود ندارد. هدف اصلی و راهبرد کلان آنها در قبال ایران در طول بیش از چهار دهه گذشته، همچنان تغییرناپذیر باقی ماندهاست و در خوشبینانهترین حالت این هدف بر «مهار ایران بهعنوان یک قدرت مستقل و اثرگذار در منطقه» تأکید دارد.
در این زمینه حضرت آیتالله خامنهای تأکید دارند که آمریکاییها جدای از بحث جمهوری اسلامی اساسا با استقلال ایران مشکل دارند: «بسیاری از مسائل ما با آمریکا اساساً قابل حل نیست، علّت هم این است که مشکل آمریکا با ما، خود ما هستیم یعنی خود جمهوری اسلامی مشکل این است.... با قطع نظر از نظام، با استقلال کشور هم مشکل دارند؛ یعنی اگر فرض کنیم یک نظامی غیر نظام جمهوری اسلامی هم سر کار بود و بنا بود مستقل باشد، اینها با آن مشکل داشتند.» ۲۲/۰۳/۱۳۹۶
این نقلقول تأکید میکند که دشمنی آمریکا با ایران جنبهای ایدئولوژیک و استراتژیک و بنیادین دارد که به تغییر دولتها و احزاب آمریکا وابسته نیست. رهبر انقلاب همواره تأکیدا دارند که عُمق دشمنیِ دولت آمریکا علیه ایران را باید دید و مسئله را درست فهمید: «عمق دشمنی آمریکا با ایران و با جمهوری اسلامی است. دشمنی، دشمنیِ عمیق است، دشمنیِ سطحی نیست. مخالفت بر اساس و بر محور مسئلهای مثل مسئلهی اتمی نیست، این را همه فهمیدهاند؛ بحث، فراتر از اینها است. بحث این است که اینها با نظامی که در این منطقهی حسّاس سر بلند کرده، ایستاده، قد برافراشته، رشد کرده... عمیقاً مخالفند. مسئلهی آنها این است که این نظام اسلامی و جمهوری اسلامی نباید باشد؛ نهفقط این نظام نباشد، [بلکه] آن مردمی که این نظام را حمایت میکنند یعنی ملّت ایران هم منفور سران حکومتهای آمریکایند.» ۰۲/۰۳/۱۳۹۷
با توجه به بیانات رهبر معظم انقلاب میتوان به صراحت بیان کرد که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ این دو حزب آمریکایی با رویکردهای مختلف، اهداف یکسانی را دنبال کردهاند: تضعیف جمهوری اسلامی بهعنوان یک قدرت مستقل و مخالف سلطه آمریکا، تضعیف توان اقتصادی کشور، تلاش برای براندازی از طُرق گوناگون، جلوگیری از گسترش نفوذ ایران در منطقهی غرب آسیا و در نهایت مهار توان دفاعی و موشکی ایران و جلوگیری از پیشرفت در حوزههای مختلف از جمله فناوری هستهای بوده است.
با ترامپ چه کنیم؟
حالا که در انتخابات پر از شگفتی سال ۲۰۲۴ ترامپ دوباره رأی آورده و تبدیل به چهل و هفتمین رئیسجمهور ایالات متحده شده، ایران باید سیاستهایش را بر مبنای چه شناختی از او تنظیم کند؟ سؤال اصلی در اینجا این است که آیا ترامپ سال ۲۰۲۴، همان ترامپ سال ۲۰۱۶ است و آیا سیاستهایش در مقابل ایران همان سیاستهای پیشین است؟ با توجه به سخنرانیهای و شعارهای تبلیغاتی که دونالد ترامپ در دوران انتخابات ریاست جمهوری داشت، پیش بینی میشود که ترامپ ۲۰۲۴ بسیار خشنتر از ترامپ سال ۲۰۱۶ است و همچنان سعی دارد سیاست «مرد دیوانه» را در پیش بگیرد تا به اهداف خود در صحنهی بینالملل دست یابد. او در طول چهار سال اول دوران ریاست جمهوری نیز تلاش کرد با استفاده از این سیاست که از «نیکسون» فراگرفته بود، خود را فردی دیوانه نشان دهد که در صورتی که به اهدافش نرسد، دست به هر کاری میزند و انتظار هر عکسالعملی را از او باید داشت.
او در مدت کوتاهی که تا آغاز دوره ریاستجمهوری باقی مانده بود توانست با استفاده از همین سیاست کاری کند که رئیسجمهور مکزیک و نخستوزیر کانادا برای افزایش نیافتن تعرفههای تجاری با آمریکا به دیدار او در عمارتش در مارالاگوی فلوریدا بشتابند. او تهدید کرده بود که بهدلیل گسیل شدن سیل مهاجران از مرزهای مکزیک و کانادا بهسمت آمریکا، تعرفه ۲۵ درصدی برای تجارت با این کشورها در نظر میگیرد و به همین دلیل رؤسای دو کشور برای دیدار با او و رایزنی در این خصوص، بهسرعت راهی آمریکا شدند و یا با او تماس تلفنی گرفتند. او در عین حال کشورهای عضو بریکس را تهدید کرده است که اگر ارزی غیر از دلار را برای تبادلات تجاری بین خود معرفی کنند، تعرفه ۱۰۰ درصدی بر کالاهایشان میگذارد. این تهدیدها البته در مقابل ایران به تهدیدات دیگری تبدیل میشود.
از سوی دیگر به نظر میرسد سیاست ترامپ از یک سوء تلاش برای مذاکره با ایران بر سر فعالیتهای هستهای و منطقهای کشورمان باشد و فشارها نیز همچنان ادامه خواهد داشت.نگاهی به اقدامات قبلی ترامپ در مقابله با ایران و مواضعی که تاکنون مطرح کرده و البته همراهیای که با صهیونیستها و دشمنان ایران دارد، نشانمیدهد تدابیر و راهکارهای خاصی باید در عرصهی سیاست خارجی و توانافزایی داخلی مدنظر قرار گیرد که برخی از آنها به شرح زیر است:
۱. عدم شرطیسازی اقتصاد کشور به تحولات سیاست خارجی و مشخصا مواضع و سیاستهای دولت آمریکا ۲. تمرکز بر تقویت توان داخلی و کاهش آسیبپذیری در برابر فشارهای خارجی۳. ایجاد روابط راهبردی با قدرتهای جهانی و منطقهای برای توازن قدرت۴. پرهیز از امید واهی به تغییر رفتار آمریکا و تأکید بر اصول استقلال و عزت ملی
البته برای پیگیری هر کدام از این اهداف، باید عملیاتهای اجرایی و «پدافندی – آفندی» خاصی طراحی کرد که بتوان در دوره چهار ساله ریاست جمهوری ترامپ که پیشبینی میشود سیاستهای مقابله با ایران بهصورت جدیتری دنبال شود، بههیچوجه سیگنال ضعف به دشمن فرستاده نشود.
نسخه کارآمد برای ناکام گذاشتنِ ترامپ
از سوی دیگر ضروری است که در بُعد داخلی برخی سیاستهای ایجابیِ کارآمد برای حرکت موثر به سوی اهداف دنبال شود که در ادامه به این موارد اشاره میشود:
الف- تلاش برای کاهش آسیب پذیری اقتصادی و پیگیری جدیتر اقتصاد مقاومتیبرای رسیدن به هدف اول، باید به ابعاد عملیاتی و الزاماتِ تحققِ اقتصاد مقاومتی پرداخت. رهبر انقلاب در دوران اول ریاستجمهوری ترامپ، با اشاره به سیاستهای فشار حداکثری آمریکا، اقتصاد مقاومتی را بهعنوان یک راهبرد حیاتی مطرح کردند.
ایشان در چند سخنرانی مختصات اصلی این نوع اقتصاد را مطرح کردند. بهعنوان نمونه، حضرت آیت الله خامنهای در سخنرانی روز ۱۹ دی ۱۳۹۹ تأکید کردند: «ما باید اقتصادمان را جوری تنظیم و برنامهریزی کنیم که با وجود تحریم هم بتوانیم کشور را بخوبی اداره کنیم؛ این را من بارها تکرار کردهام، الان هم باز میگویم. ما فرض کنیم تحریم برداشته نخواهد شد... ما باید اقتصاد کشور را جوری برنامهریزی کنیم که با رفتن و آمدن تحریم و با بازیگریهای دشمن، در امر اقتصاد کشور دچار مشکل نشویم. [این] همان سیاست «اقتصاد مقاومتی» است که این باید بشدّت و با جدّیّت دنبال بشود.»
ایشان همچنین در تاریخ ۱۰ مرداد سال ۱۳۹۹ بار دیگر اقتصاد مقاومتی را تنها راه برای مقابله با سیاستهای فشار اقتصادی آمریکا دانستند و فرمودند: «تحریم قطعاً قابل علاج است امّا علاجش عقبنشینی نیست. علاجش چیست؟ علاج تحریم فقط و فقط تکیه بر تواناییهای ملّی است. باید این تواناییها را هر چه داریم نگه داریم، دنبال کشف تواناییهای جدید باشیم -که قطعاً هم تواناییهای ما زیاد است- و به آنها تکیه کنیم و آنها را اِحیا کنیم، جوانهای خودمان را وارد میدان بکنیم و ارکان اقتصاد مقاومتی را -یعنی درونزایی و برونگرایی- [دنبال کنیم.]»
مختصات و الزاماتِ اصلی اقتصاد مقاومتی از منظر رهبر معظم انقلاب در چهار محور خلاصه میشود: استفاده از ظرفیت داخلی، استقلال از اقتصاد جهانی، مقاومت در برابر تحریمها و مبارزه با فساد و ترویج بهرهوری. لازمهی رسیدن به اهداف اقتصاد مقاومتی تنوع بخشی به منابع درآمدی کشور در جهت کاهش وابستگی به صادرات نفتیِ تحریمپذیر، توسعهی تجارت با کشورهای همسو، اصلاح نظام بانکی و مالی داخلی جهت ایجاد شفافیت مالی برای مقابله با فساد و آسیبپذیری در برابر تحریمها، همکاریهای اقتصادی منطقهای و حضور فعال و پر رنگ در اجلاسها و سازمانهای همکاری اقتصادی مانند شانگهای، اتحادیه اقتصادی اوراسیا، بریکس و توسعه روابط اقتصادی با همسایگان است.
ب- ارتقای قدرت دفاعی و بازدارندگیتقویت توانمندیهای نظامی، ظرفیتهای فعالیتهای سایبری و ایحاد اتحادهای امنیتی منطقهای مهمترین راهها برای جلوگیری از اثر بخش بودن برنامههایی است که ترامپ برای امنیت ایران و همچنین منطقه دارد.
تقویت توانمندیهای نظامی، شامل توسعه فناوریهای موشکی، پهپادی و دفاع هوایی برای افزایش بازدارندگی در برابر تهدیدات نظامی احتمالی، میتواند این پیام را برای طرف آمریکایی بفرستد که ایران برای هر تهدیدی آماده است. همچنین ایجاد ائتلافهای امنیتی منطقهای میتواند نشان دهد که امنیت ایران با امنیت کل منطقه گره خورده و همین مسئله بازدارندگی بیشتری برای کشور به ارمغان خواهد آورد. از همین روست که در فاصله سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ که ترامپ در آمریکا در قدرت قرار داشت و درگیری و چالش نظامی با ایران را نیز آغاز کرده بود، رهبر انقلاب بهصورت مکرر به مسئله افزایش توان دفاعی کشور پرداختند. ایشان در دیدار فرماندهان نیروهای مسلح در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ تأکید کردند که «قدرت نظامی، مایهی اقتدار است. میبینید، دربارهی مسائل موشکی چه جنجالی در دنیا راه میاندازند، که ایران موشک دارد، ایران موشک دقیق دارد. بله، ما موشک داریم، موشک دقیق [هم] داریم؛ موشک ما هدف را از فاصلهی چند هزار کیلومتری با فاصلهی چند متری قادر است بزند؛ این را با قدرت به دست آوردیم، با قدرت حفظ میکنیم، با قدرت افزایش خواهیم داد؛ انشاءالله. با این هم چون مایهی اقتدار کشور است مخالفند، با آن دعوا دارند، غیظ و غضب دارند. میبینید چه میکنند در دنیا.»
رهبر انقلاب در روز ۲۶ مهر سال ۱۳۹۶ نیز خاطرنشان ساختند: «دشمن، با اقتدار جمهوری اسلامی مخالف است؛ هرچه عنصر و مایهی قدرت در جمهوری اسلامی است، دشمن با آن مخالف است. ما باید علیرغم دشمن، سعی کنیم عناصر قدرت را در داخل جمهوری اسلامی افزایش بدهیم.»رهبر معظم انقلاب در طول این مدت، همواره بر غیر قابل مذاکره بودن توان دفاعی کشور و ضرورت آمادگی دائم برای رویارویی با تهدیدات غرب و بهویژه آمریکا تأکید کردهاند و اخیراً نیز تصریح کردند: «هر وقت ما بر اثر سوء سیاست زمامداران کشورمان، از رفتن بهسمت ابزارهای قدرت رویگردان شدیم، دشمن بر ما مسلط شد.» ۱۴۰۳/۰۸/۰۶
ج- مدیریت دیپلماسی و روابط بینالمللتقویت روابط با قدرتهای جهانی، همکاری با کشورهای مستقل و استفاده از ظرفیت نهادهای بینالمللی و مدیریت دیپلماسی از دیگر راهکارهایی است که میتواند عاملِ ناکارآمدی هر برنامهی ضد ایرانی در دولت جدید ترامپ شود. مدیریت صحیح دیپلماسی شامل دیپلماسی فعال برای دخیل بودن ایران در حل و فصل مسائل مهم بینالمللی و پرهیز از مذاکره از موضع ضعف نیز هست. همان طور که رهبر انقلاب بارها اشاره کردهاند، مذاکره با آمریکا از موضع ضعف، تنها به افزایش فشارها منجر خواهد شد. در این رویکرد به رفتار مذاکراتیِ دشمن که توأم با بدعهدی، نفاق، دروغگویی و عدم پایبندی به تعهداتش است کاملا توجه داشت و مضرات چنین مذاکره و توافقی برای منافع ملی و پیشرفت کشور کاملا مورد توجه قرار میگیرد. در این زمینه نیاز است برخی موضعگیریها و فضاسازیهای سادهلوحانه یا جهتدار براساس رویکرد توجه به منافع ملی و بازخوانی تجربیاتی همچون برجام مورد نقد و روشنگری قرار گیرد.
د- توجه به افکار عمومی و مقابله با جنگ روانی و رسانهای آمریکایکی از بازوهای مهم جنگ ترکیبی علیه ملت ایران، استفاده از رسانه و بهخصوص رسانههای غیررسمی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی مردم و همچنین ایجاد دو قطبیهای اجتماعی - سیاسی در جامعهی ایران است. از همین رو در دورهای که پیشبینی میشود ایران چالشهای جدیتری با دولت آمریکا و متحدان منطقهایاش از جمله رژیم صهیونیستی داشته باشد، باید به نقش رسانهها و جنگ رسانهای توجه جدی و ویژه شود. ضروری است سواد رسانهای در بین مردم افزایش یابد و کمپینهای رسانهای برای مقابله با گمراه ساختن مردم در فضای مجازی شکل گیرد. استفاده از رسانهها و شبکههای اجتماعی برای خنثیسازی تبلیغات منفی و حملات رسانهای علیه ایران از جمله اقداماتی است که باید با هوشمندی بیشتری مد نظر قرار گیرد. رهبر معظم انقلاب در ۱۹ اسفند سال ۱۳۹۴ فرمودند: «یکی از هدفهای دائمی جبههی دشمن -که در رأسش هم آمریکا است- از اوّل انقلاب تا امروز این بوده است که یک دوقطبیِ خطرناک بین مردم و نظام بهوجود بیاورد؛ درست عکس آن چیزی که جمهوری اسلامی بر اساس آن بنا شده است؛ یعنی آمیختگی کامل نظام با مردم.»
ایشان همچنین در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۲ فرمودند: «از دوقطبیهای کاذب بپرهیزید. در کشور مدام دوقطبی درست میکنند: طرفدار زید، طرفدار عمرو؛ طرفدار فلان فکر، طرفدار [فلان]؛ این حرفها چیست! آن کسانی که مبانی شما را، اصول شما را، دین شما را، انقلاب شما را، ولایت فقیه را، این چیزها را قبول دارند، برادر شما هستند، حالا گیرم یک اختلافسلیقهای هم با شما داشته باشند. یکی از چیزهایی که انسان واقعاً باید از آن شِکوه کند و گله کند، بعضی از اظهارات در این فضای مجازی است؛ سر یک چیز بیخود، این به آن میپرد، آن به این میپرد! پرهیز کنید.»
در نهایت، تاریخچهی روابط ایران و آمریکا در چهار دههی گذشته نشان داده است که رؤسای جمهور آمریکا چه دموکرات و چه جمهوریخواه، در اهداف استراتژیک خود برای مهار ایران و تضعیف موقعیت آن بهعنوان یک قدرت مستقل منطقهای، یکسان عمل کردهاند. با وجود تفاوت در روشها، سیاستهای واشنگتن همواره مبتنی بر تقابل ایدئولوژیک و استراتژیک و خدشه بر منافع ملی و رفاه ایرانیان بوده است. ترامپ در سال ۲۰۲۴ با رویکردی چالشزا ادامهی سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران را در دستور کار قرار داده و ایران برای مواجهه با این شرایط، نیازمند تقویت اقتصاد مقاومتی با اتکاء به ظرفیتهای داخلی، ارتقای توان دفاعی، اتحادهای منطقهای و جهانی و هوشیاری در عرصهی جنگ رسانهای و شناختی است.#خط_رهبری #آمریکا #ترامپ #مذاکرات #مذاکره #اقتصاد #اقتصاد_مقاومتی #عملیات_روانی #برجام 18:23 - 17 بهمن 1403