غرور و خودخواهی اصلیترین عامل ایجاد خشم است/ بررسی راههای کنترل خشم
کارشناس تعلیم و تربیت در یادداشتی اصلیترین عامل خشم را غرور، خودخواهی و خودپسندی دانست و نوشت: افراد مغرور، خودخواه و خودپسند، با کوچکترین بیاعتنایی و یا رفتار خلاف میل خود به شدت عصبانی و خشمگین میشوند.
به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد، محمدحسین صانعی کارشناس تعلیم و تربیت در یادداشتی به بررسی راههای کنترل خشم پرداخته است که متن آن به شرح زیر است: خشم یکی از هیجانهای پیچیدۀ انسان است که به خودی خود بد نیست، هم موجب کارهای مثبت میشود، همچون اثراتی که بر ورزشکاران، افراد نیکوکار و فداکار برای پیروزی، حمایت از بقا و حفظ کیان خانواده و افراد مظلوم دارد، و هم محرک کارهای بد و ناپسند است، همچون اثراتی که بر افراد شرور، ناهنجار و قلدر دارد. ما چون غالباً به چهرۀ زشت و بد خشم توجه میکنیم، به خشم نگاه منفی داریم، خشم را مذمت و نکوهش میکنیم و آن را خطرناک میدانیم. خشم در شکل دوم به اشکال عصبانیت، خشونت، کینه توزی، تنفر، تحریک، حسادت و در نهایت پرخاشگری « لفظی و فیزیکی » بروز و ظهور میکند و دارای علایمی مثل ضعف حافظه، تقلیل قوای فهم، ناتوانی در یادگیری مهارتهای جدید، بیارادگی و بیبرنامگی، اشتباه در تصمیمگیری، لرزش اندام، بالا رفتن فشارخون، پا به زمین کوبیدن، لگد زدن، فریاد زدن، تند شدن نبض، گیر دادن به زن و فرزند، سکوت، قهرکردن، گوشهگیری و انزوا، شکستن ظروف و اشیاء، خود زنی و حملهور شدن به دیگران است. راههای کنترل خشم خشم را همۀ افراد تجربه میکنند، یعنی گاهی همۀ افراد از کوره در میروند و تسلیم هیجانات میشوند، پس نباید متوقع باشیم انسانی هرگز دچار خشم نشود، همه افراد عصبانی و خشمگین میشوند ولی میزان خشم افراد در موقعیتهای یکسان با یکدیگر متفاوت است.
چه کنیم که بتوانیم خشم خود را به موقع کنترل کنیم؟ در ابتدا باید متذکر شوم که برای کنترل خشم و عصبانیت راه حل فوری و میان بر وجود ندارد ولی اگر خشم به موقع کنترل شود، میتواند بسیار خطرناک باشد، چون در زمان عصبانیت کنترل امور در اختیار فرد نیست و این خشم است که هدایت فرد را در دست میگیرد و فرد را به هر سوی که بخواهد، میکشاند، از این رو گفته میشود؛ ابتدای خشم و غضب، دیوانگی و آخرش ندامت، پشیمانی، ذلَت و خواری است شناخت ریشۀ خشم 1 - اصلیترین عامل خشم غرور، خودخواهی و خودپسندی است؛ افراد مغرور، خودخواه و خودپسند بهطور معمول تصورات ذهنی ایده آلی از خود دارند و به تبع آن بسیار پرتوقعاند، با کوچکترین بیاعتنایی و یا رفتار خلاف میل خود به شدت عصبانی و خشمگین میشوند و احساس میکنند هویت و اقتدارشان شکسته و حرمت شان مخدوش شده است. 2 - دومین علت خشم ناکام است، ناکامی با خشم و عصبانیت ارتباط مستقیم و بسیار نزدیک دارد، هر آنچه باعث ناکامی شود، آستانۀ تحمَل را پایین میآورد و خشم و عصبانیت را در فرد ایجاد میکند، منظور از ناکامی هم هر نیازی است که بهطور طبیعی برآورده نشود. عوامل ناکامی ممکن است نواقص بدنی، فقر، قوانین اجتماعی و یا افراد باشند. 3 - سومین عامل خشم اضطراب است، اضطراب زیاد سبب میشود فرد تحت فشار قرار بگیرد و با کوچکترین فشار کاری، تحصیلی و زندگی به سرعت به هم بریزد و حالت خشم و عصبانیت در او آشکار شود.
4 – چهارمین عوامل خشم عدم برآورده شدن انتظارات است، گاهی اوقات فرد انتظار دارد که همسرش از او حمایت کند و او نه تنها این کار را نمیکند، بلکه او را سرزنش هم میکند، انتظار دارد اقوام و دوستان در موردی خاص به او کمک کنند و آنها این کار را نمیکنند، این موارد هم خشم و عصبانیت را در فرد ایجاد میکند الف- راههای کمک به کنترل خشم دیگران 1- بهترین راه کمک به فرد خشمگین و عصبانی این است که خشم را با خشم جواب ندهیم، بلکه صبوری و بردباری پیشه کنیم تا فرد خشمگین به تعادل برسد و آرامش خود را بهدست آورد. البته اشتباه نشود، صبر و بردباری در مقابل فرد خشمگین و سکوت در برابر او به معنای تسلیم شدن نیست، بلکه به معنای تسلط داشتن بر شرایط روانی خود و کمک به کنترل شرایط خشم آلود است. معمولاً خشم با گذشت زمان کوتاهی بهخودی خود فروکش میکند و فرد آرام میشود وقتی فرد آرام و متعادل شد، باید به او کمک شود تا خودش راههای عقلانی حل مسأله را پیدا کند. 2- از آنجایی که خشم در اثر تکرار، به عادت تبدیل میشود، باید دو کار مهم انجام داد، فرد حساس و زود رنج را در شرایط و موقعیت تحریک کننده قرار ندهیم، و دیگر اینکه در لحظاتی که خشمگین است در مقابلش التماس نکنیم بلکه فقط سکوت با همراهی نسبی داشته باشیم تا خشم و عصبانیت او فروکش کند.
3- در مقابل فرد پر توقع، مقاومت و لجاجت نکنیم که او احساس کند هویت و اقتدارش شکسته شده و کسی او را درک نمیکند، بلکه باید در حد متعارف از او حمایت کنیم و به او احترام بگذاریم و کاری کنیم، وقتی آرام گرفت با یادآوری توانمندیهای بالقوه و بالفعلی که دارد، اعتماد به نفس او را بالا ببریم، چون اگر فردی از اعتماد به نفس بالا برخوردار باشد، به دیگران احساس نیاز نمیکند که از آنها متوقع کمک و احترام باشد 4- اگر عامل خشم و عصبانیت فرد اضطراب است، ابتدا باید هر گونه تنش، مشاجره و رقابت را از فضای عاطفی حاکم بر خانه دور کرد. در مرحله بعد از آنجا که اضطراب و عزت نفس با یکدیگر رابطۀ معکوس دارند، نباید با نیش، کنایه، سرزنش و تحقیر فرد، حرف زد، بلکه باید از نقاط مثبت فرد حرف زد و توانمندیهای او را مرتب یادآوری کرد تا فرد تواناییهای خودش را باور کند، اعتماد به نفسش ارتقاء یابد، امید به موفقیت در زندگی در او زنده شود و ترسهای مبهم از عدم موفقیت از ذهنش حذف شوند. ب – راههای غلبه بر خشم خود 1- با خودمان رو راست باشیم و مسؤولیت رفتارهای خود را بپذیریم، این عمل بزرگترین قدم به سوی رشد و شناخت خود است که نگاه به زندگی را تغییر میدهد، به اتفاقات بهصورت حق مدارانه و یک جانبه نگاه نکنیم، مسؤولیت بخشی از آنها را خود عهده دار شویم و سعی کنیم از تکرار اشتباهات خود پیشگیری کنیم چرا که این عمل موجب فروکش کردن خشم میشود.
2- اگر مغرور و خود پسند هستیم به مضرات آن توجه کرده و سعی کنیم آنها را بهخوبی بشناسیم، چون غرور مثل سوراخ پنهانی در بدنۀ کشتی میماند که تا کشتی را غرق نکند، آن را رها نمیکند اگر این صفت مذموم در وجود هر فردی رسوخ کند تا آبرو که شرف اصلی انسانیت اوست را نبرد و او را دچار ذلَت و خواری نکند، دست بردار نیست. 3- اگر گاهی عصبانی شدیم، سعی کنیم از عصبانی شدن، خشمگین نشویم و مرتب به خود نگویم، ای کاش خشمگین نمیشدم، چون این نوع نگاه به عصبانیت و سرزنش کردن خود از خشم حاصل نوعی دست به یقه شدن با خود است که نه تنها موجب کاهش و کنترل خشم نمیشود، بلکه باعث انزوا و گوشهگیری بیشتر میشود که بر میزان خشم میافزاید. 4- واقعی نگر باشیم و ذهنیت خود را به چالش بکشیم، گاهی احساس خشم به ما میگوید که اتفاقی درست نیست و در بیشتر موارد هم این احساس ناشی از تصورات ذهنی ما است و نه واقعیت، تصور کنید به مجلسی وارد میشویم، افراد حاضر در مجلس متمرکز بر موضوعی هستند و به ما خیلی توجه نمیکنند ما این کار آنها را به منزلۀ بیاحترامی به خود تلقی میکنیم و از این رفتار آنها عصبانی و خشمگین میشویم، در حالیکه واقعیت بیاحترامی نبوده است و سرگرمی و یا درگیری آنها باعث عدم توجه به ورود ما شده است. 5- همۀ ما یک انباری پر از خاطرات خشم و ناراحتی ذهنی را با خود حمل میکنیم، با کوچکترین اتفاق و مسأله جزیی که زمینه ساز عصبانیت باشد، خشم گستردهای را بروز میدهیم که در نگاه دیگران هرگز متناسب با عامل عصبانیت نیست.
توجه و شناخت به اینکه بسیاری از عصبانیتها و خشمهای ما ریشه در گذشتهها دارند، میتواند تا حد زیادی خشم ما را کنترل کند 6- بسیاری از ما به دلیل ترس از اینکه مبادا درخواست ما از سوی دیگران رد شود، درخواست و نیاز خود را صریح و شفاف با آنها در میان نمیگذاریم، در واقع ما ابتدا خودمان را رد میکنیم، آنگاه از دیگران عصبانی و ناراحتیم که چرا ما را درک نمیکنند و حدس نمیزنند که ما چه نیازهای داریم در حالیکه اگر ما درخواستها و نیازهای خودمان را صریح و شفاف با دیگران در میان میگذاشتیم، کمتر دچار عصبانیت و خشم میشدیم. 7- مسائل را شخصی سازی نکنید، نمونۀ بارز این رفتار را میتوانیم در نگاه عادی به خودمان مشاهده کنیم، ممکن است فردی رفتارش نسبت به ما عادی و بدون منظور باشد، ولی ما با توجه به برخی پیشینه ذهنی آن را توهین به خود تلقی کنیم، چنین برداشتی از رفتار دیگران مثل نمک پاشیدن بر روی خم کهنه است و چه بسا ما را به شدت عصبانی و خشمگین کند بنابراین باید برخی از باورها مثل کامل نبودن، عالی نبودن، خوب نبودن و موفق نبودن را از ذهن خود حذف کنیم و گرنه همیشه شاید فکر کنیم دیگران به کاستیها ما فکر و بر مبنای آنها در بارۀ ما قضاوت میکنند.
8- انتظارات و توقعات غیر واقعی یکی دیگر از علل خشم و مانع روابط منطقی و انسانی با دیگران است، موضوعی که متأسفانه امروز در زوجهای جوان زیاد دیده میشود، وقتی ما از طرف مقابل خود انتظار و توقع داریم که کمبودهای عاطفی و احساسی ما را بدون بیان کامل و توضیح تأمین و جبران کند، ناخواسته او را به شکست و خود را به ناامیدی و ناکامی و خشم میکشانیم پس باید از دیگران توقعات و انتظارات واقعی داشت، چون اگر از خودمان هم توقع و انتظار غیر واقعی داشته باشیم، خود را مجازات میکنیم و دچار خشم درونی ناخواسته میشویم 9- تفاوتهای فردی را به خوبی بشناسیم و به آنها احترام بگذاریم. وقتی تفاوتها به خوبی شناخته شوند، قابل احترام هستند. مشکل بسیاری از افراد این است که تفاوتها را به خوبی نمیشناسند و تصور میکنند که همه باید یک الگوی رفتاری داشته باشند بنابراین اگر تفاوتها به خوبی شناخته شوند و قابل احترام باشند موجب نشاط میشوند و افراد را به یکدیگر نزدیکتر میکنند.
10- خود انتقادی زیاد را رها کنیم، بسیاری از ما به یک صدای درونی از دوران کودکی عادت کردیم که دائم به ما میگوید، تو خوب نیستی، موفق نیستی، تو بد اخلاقی، صدایی که همیشه ما را نقد میکند و هیچ موفقیتی هم این صدا را خاموش نمیکند و ما هم چنان به این صدا عادت کردهایم که در اغلب موارد آن را با واقعیتها اشتباه میگیریم و نا خواسته زندگی خود را مسموم میکنیم، مانع روابط سالم با دیگران میشویم، در حالیکه اگر این صدا را بشناسیم و به تدریج از آن فاصله بگیریم، بسیاری از عصبانیتها و خشم حاصل از آنها فروکش میکند 11- با خشم رفیق شویم، بسیاری از ما از خشم نفرت داریم و همیشه چهرۀ زشت آن را در ذهن خود میبینیم، در حالیکه اگر با خشم و عصبانیت درونی خود دوست و رفیق شویم و بپذیریم که من تنها فرد عصبانی و خشمگین در جمع فامیل، دوستان و همکاران نیستم، دیگران هم گاهی چنین رفتارهایی را دارند، این حس به ما کمک میکند که تغییر عمیقی در فرایند زندگی خود ایجاد کنیم. هیچ نیازی نیست که از نظر اخلاقی کاملاً دگرگون بشیم و با جدیت بکوشیم که رفتارهای خلاف گذشته را از خود بروز بدهیم، کافی است در ابتدای امر در قالب شخصیت گذشتۀ خود رفتارهای بهتری داشته باشیم.
12- پذیرش اینکه ناکامی اختصاص به فرد خاصی ندارد و افراد زیادی کم و بیش دچار ناکامی شده اند به ما کمک میکند که خشم و عصبانیت خود را کنترل و تلاش کنیم موانع عدم کامیابی را از سر راه بر داریم و اگر هم توان برداشتن موانع را نداریم هدف خود را تغییر دهیم، به فعالیتهایی همچون ورزش، نقاشی، بازی شطرنج، گرافیک، طبیعت گردی و مجسمه سازی روی بیاوریم و از طریق آنها انرژیهای منفی را به مثبت تبدیل کنیم 13- عزت نفس با اضطراب ارتباط معکوس دارد، بنابراین برای کاهش خشم ناشی از اضطراب باید مرتب موفقیتهای خود در زندگی را یادآوری کنیم تا بدین ترتیب عزت نفس ما ارتقاء یابد، صدای منتقد درونی را خاموش کنیم و صدای ستایشگر دورنی را تقویت کنیم که مرتب نکات مثبت را برایمان یاد آور شود و در نهایت برای درمان ریشهای اضطراب با مشاوران و روان شناسان بالینی مشورت کنیم و از آنها مشاورت بگیریم و در صورت لزوم به روان پزشکان نیز مراجعه کنیم. انتهای پیام/ 70061.
11:11 - 8 مهر 1398