بیچارگی و بدبختی ما در ندیدن یتیم‌خانه ایران...

یتیم‌خانه ایران گزارشی از بی‌چارگی و بدبختی دیروز و امروز ماست.
به گزارش خبرگزاری فارس، چند شب پیش برای دیدن اثر جذاب و بسیار عمیق یتیم‌خانه ایران به سینما رفتم.این فیلم گزارشی از بی‌چارگی و بدبختی دیروز و امروز ماست.در کم‌تر از یک صد سال گذشته در مملکت ما دو مرتبه قحطی بزرگ آمده است و هر دوبار بخشی از جمعیت ما مظلومانه از گرسنگی تلف شده‌اند. هر دوی این قحطی‌ها بعد از جنگ‌های جهانی اول و دوم و به دنبال حضور نیروهای بیگانه به ویژه انگلیسی در کشور بوده است.این حرف‌ها، کلی‌گویی‌هایی بود که ای کاش برای فرزندانمان حداقل به همین مقدار از فاجعه انسانی رخ داده در کشور عزیزمان، در دروس تاریخ سخن گفته شده بود.ای کاش کسانی که این قدر بحث از فتح ایران توسط اعراب و جنگ‌های صورت گرفته و نگرفته در یک هزار و اندی سال قبل برایشان جذابیت دارد و دائماً در مورد آن صحبت می‌کنند، در مورد کشتار حدود 40 درصد جمعیت ایران در قحطی بزرگ 1917-1919میلادی (1295-1297ش) توسط برنامه انگلستان سخن می‌گفتند.ای کاش همه فرزندان ایران به ویژه آنها که به عشق ایران دور قبر کورش طواف می‌کنند! می‌دانستند در همین سده‌ای که زندگی می‌کنند به واسطه اقدامات انگلیسی‌ها دو مرتبه در این کشور قحطی، وبا و طاعون آمده است و مجموعاً حدود نیمی از ملت ایران مظلومانه به قتل رسیده‌اند.این کاش کسانی که برای بودن و یا نبودن هولوکاست و کشته شدن یک یا 5 میلیون یهودی به دست هیتلر بحث می‌کنند یک بار هم از کشته شدن 8 تا 10 میلیون ایرانی توسط انگلیس‌ها صحبت می‌کردند.
از دو سال قبل که با ماجرای دو قحطی بعد از جنگ جهانی اول و دوم در ایران و جنگ‌های انگلیس در عراق و کشتار مردم این کشور توسط انگلیس‌ها و .. آشنا شدم، دائماً این حسرت بر دلم بود که چرا جوانان ما از این ماجراها خبر ندارند و در مدارس ما این داغ‌ها را بر دلمان ننشانده‌اند‌؟با خود می‌گفتم ای کاش این جوانانی که با نقل افسانه‌های هزاران سال قبل قلب‌هایشان به تپش درمی‌آید و می‌خواهند خود را فدای غیرت سلحشوران ایرانی یک هزار و اندی سال پیش کنند، از رشادت‌های دلیران جنوب و مبارزان جنگل در شمال در همان سال‌های قحطی مطلع می‌شدند و به عشق آنها اشک از چشمانشان جاری می‌شد.ای‌ کاش این جوانان از رشادت‌های مدرس و تشکیل دولت مستقل و نبردهای او و یارانش با اشغالگران خبر داشتند.ای‌کاش می‌دانستیم چه خون‌هایی داده‌ایم و داغشان جگرمان را می‌سوزاند.ای‌ کاش می‌دانستیم چه سلحشورانی داشته‌ایم و چگونه و با چه خیانت‌هایی باقرخان‌های تنگستانی‌، رئیس‌علی‌ها، میرزاکوچک‌خان‌ها، خیابانی‌ها، مدرس‌ها، حاج‌آقا نورالله‌ها و... در نبرد با انگلیس‌ و عمالش به شهادت رسیدند.و صدها ای‌ کاش‌های دیگر...اما تا کی می‌خواهیم سر در برف کنیم و مظلومیت‌های این مردم را به فراموشی بسپاریم و تا کی باید این رنج‌ها بر این مردم تحمیل شود.فیلم یتیم‌خانه ایران برای به تصویر کشیدن گوشه‌ای از مظلومیت این مردم ساخته می‌شود اما کسی حاضر نیست آن را به نمایش درآورد. از سفارت انگلستان به نمایش آن اعتراض می‌شود، همه تمام تلاش خود را می‌کنند تا این فیلم دیده نشود.
کلاً 30 سینما در تمام کشور آن را به فروش می‌گذارند اما با چه وضعیتی؟ در قم دو سینمای مطرح دارد که یکی فقط روزهای پنجشنبه و جمعه ساعت 2 ظهر و دیگری هم که یک مجموعه سینمایی با چندین سینمای متوسط است فقط یک سانس یک سینما آن هم ساعت 4 عصر را به این فیلم اختصاص می‌دهداین وضعیت 2 سینما که ما خبر داشتیم بقیه را نمی‌دانم!بدبختی ما اینجاست که ملت هم انگار نمی‌خواهد خود را بشناسد، انگار نمی‌خواهد گذشته خود و آنچه از ظلم‌ها بر او رفته است را بداند و به فرزندانش نشان دهد.این ملت نباید بداند چه بر او رفته است تا بار دیگر آماده شود برای پذیرش ظلم‌های دیگر.ملتی که تنها می‌خواهد فیلم‌های fun ببیند و خوشحال باشد باید آماده غم‌های جدید باشد.بدبختی ما اینجاست که فیلم‌سازان ارزشی خود را با دستمال بی‌اعتنایی خود خفه می‌کنیم.انتهای پیام/3154/ی/.
یتیم خانه ایران
یتیم‌خانه ایران
15:56 - 17 آذر 1395

0 بازدید