تبدیل آئین سنتی چهارشنبهسوری به ناهنجاری عظیم فرهنگی
آئین سنتی چهارشنبهسوری که میبایست منشأ سرمایه فرهنگی، و مادی ما باشد، امروزه به علت کمتوجهیها، ترقههای ویرانگر و گوش خراش جایگزینش شده است.
به گزارش خبرگزاری فارس از اردبیل، مردم ایران با اقوام مختلف و آداب و رسوم متفاوت و در عین حال ریشههای مشابه، آمیزهای از هنر معنوی خویش را در جهان به عرصه نمایش گذاشتهاند. آداب و رسومی که نقش بسیار فعالی در زندگی اجتماعی ما داشته و میراثی است از پدران و مادران و در کل نیاکانمان، که امروزه نقش و نگار وزینی را به زندگی ما داده است.اندیشمندان را اعتقاد بر این است که آداب و رسوم ترکیبیافته مردم ایران بسیار هنرمندانه، و مانند درختی است که دارای یک ریشه، با شاخ و برگهای متفاوت میباشد. این فرهنگ و آداب و رسوم، متفاوت از بعضی ملتهای مختلط، مانند کاشی کنار هم قرار نگرفتهاند. بلکه ترکیب اقوام ما سالیان سال است که با هم آمیختگی بیشتری یافته، و در جغرافیای مشخصی در کنار هم به گذران امور خویش پرداختهاند.این موضوع نقطه عطف و پتانسیل قوی در جامعه ایرانی میباشد که در صورت بهرهبرداری درست از این میراث معنوی میتوانیم با پذیرش جامعه جهانی، به کشوری تأثیرگذار در عرصهی بینالمللی تبدیل شویم. و همچنین این میراث معنوی (یادگار نیاکانمان)، میتواند سر منشأ میراث مادی و عامل توسعهیافتگی ما نیز باشد.آتش بزرگترین دستآورد بشریکی از این میراث معنوی ما جشن آتش آخر سال میباشد. آتش از چندین منظر در زندگی اجتماعی بشر، نقش داشته، و اولین آن بر میگردد به کشف آتش در زندگی بشر که عاملی بوده بر یکجانشینی، و گسترش تمدن.
اندیشمندان را اعتقاد بر این است با کشف آتش، زندگی بشر طعم دیگری به خود گرفت، یکجانشینی شکل گرفت، پخت و پز شروع شد، انسان از خامخوری، به نوع غذاهای فرهنگی روی آورد و این مسأله در توسعه ذهن بشر بسیار تأثیرگذار بود، و از این به بعد مراحل رشد تمدن بشری سرعت بیشتری به خود گرفت، و زندگی متمدن امروزی پدید آمدبا کشف آتش و یکجانشینی مادران خانهنشین شدند، و از این کشف بزرگ مواظبت کردند و این پدیده زمینهایی شد برای به وجود آمدن دوران کشاورزی، که انسانها با قرار گرفتن در مسیرهای مناسب آب، از تمدن نوظهور خویش بهرهای فراوان بردند.این میراث مختص یک ملت نیست و کشف آن میتواند براساس تئوری وحدت روانی بشر در نقاط مختلف دنیا شکل گیرد. و از این مناطق به دیگر نقاط دنیا اشاعه (Diffusion) یابد، از یونان باستان گرفته (نماد بازیهای المپیک) تا وجه تسمیه آذربایجان (او دلار یوردو) سرزمین آتش، نشان از نقش و اهمیت آتش میباشد. و نشان از کشف اولیه آتش در این نقطه از ایران میباشد.مفهوم آتش در فرهنگ عامه آذربایجاناستفاده از واژه اوجاق، به مفهوم خانه پدری است، و همچنین وجود اوجاق در خانهها نشان از آبادی خانه و ادامه نسل بود، دعای (اوجاقئن یانار اولسون)، در گذشته به آرزوی داشتن روزی فراوان و همچنین فرزند و اولاد اطلاق میشد.
و یا در نکوهش فردی واژه (اوجاقئن سؤنر اولسون)، نشان از کاربرد بیشتر مفهوم آتش، و رسوخ آن در قالب آداب و رسوم در زندگی مردمان ساکن در این مناطق و قویاً نشاندهنده تمدن چندین هزار ساله در این مناطق از جامعه ایرانی است و این زمانی تبدیل به فرصت در جامعه ما میشود که به دور از هر گونه نگرش منفی به دیگر قومیتها با هدف اشاعه فرهنگ خویش در جهان کوشا باشیم و با قبول تکثر فرهنگی جامعه، یک الگوی ایرانی و اسلامی به دنیا عرضه کنیمکاربرد اصلی آتش به عنوان میراث معنوی ما، آتش چهارشنبهسوری است. این رسم در هفته آخر هر سال، با رمز پاکی و سوزاندن تمام پلیدیهای زندگی گذشته، ما را وارد زندگی نو میکند. و این میراث نیکان ما، از چندین منظر قابل تأمل میباشد، اول نشاندهنده اهمیت آتش در زندگی اجتماعی بشر است دوم، موجب به وجود آمدن مکانهای مقدس (اوجاق) آتشگاه شده، و در ادامه با آمیختن آن به فرهنگ شیعی و اسلامی، و تقارن آن با جشن عید غدیر و انتخاب حضرت علی(ع) به عنوان جانشین پیامبر، و نیز نشانگان قیام مختار ثقفی در خونخواهی امام حسین(ع) و یاران وی در عاشورا است.یکی از زیباترین تجلی این اثر معنوی در هفته آخر سال، بنام (اود چرشنبهسی، یا آلوو چرشنبهسی) جمع شدن اقوام و اعضاء خانواده در منزل بزرگ قبیله یا خانواده و ادای احترام به آنها است و در این مراسم افراد خانواده با پریدن از روی آتش میگفتند: «آغئرلئغئم، بوغورلوغوم بوردا قالسئن» یعنی خستگی و نخوت و غرورم همینجا بماند.
و یا میگفتند: «باش آغرئم دیش آغرئم بوردا قالسئن» یعنی سردرد و دندان درد و.. همینجا بماند، و جملات زیبای دیگر که با این رفتار، پلیدی و درد و مرض را از خود دور میکردند و به استقبال سال نو میرفتند. و یا دختران دمبخت با پریدن از روی آتش، آرزوی سال خوشبختیشان و رفتن به خانه بخت را داشتند. و به قول استاد شهریار میگفتند:«قئزلار دییر آتئل ماتئل چرشنبه آیینه تکین بختیم آچئل چرشنبه»جای خالی متولیان فرهنگی در فرهنگسازی مناسباما این آتش با تمام قداستش، همچون خیل عظیم میراث معنوی ما به فراموشی سپرده شده، آتشی که میتوانست در جذب و جلب توریسم و کسب احترام به خویشتن، منشأ سرمایه فرهنگی، و مادی ما باشد، امروزه این فرهنگ قوی، به علت کمتوجهیها، جایگزینش ترقههای ویرانگر و گوش خراشی شده که توسط مردم و جوانان ما بدون هیچگونه ملاحظهای مورد استفاده قرار میگیرد و علاوه بر دود شدن میلیاردها تومان از سرمایه مادی خانوادهها و کشور، موجب انواع جراحات بدنی، نقص عضو، و حتی مرگ این عزیزان را به دنبال دارد.سال جدیدی که قرار است خانوادهها در کنار هم به شادی بپردازند تبدیل به عزا برای بعضی از این خانوادهها میشود. این مسأله برآیند بیتوجهیهای مردم، مسئولین، و سازمان میراث فرهنگی، به این امر مهم در جامعه است.
چرا که اگر این میراث معنوی ثبت، و به شکل نوین توسعه و گسترش مییافت، و به بیانی دیگر برنامهریزی فرهنگی بر روی داشتههای معنوی خویش اعمال میکردیم امروز حتما" شرایط از آنچه که هست بهتر میبودبه عقیده فرهنگشناسان و برنامهریزان فرهنگی، ممکن است با برنامهریزی به هر آنچه که مطلوب جامعه است نرسید، ولی بدون داشتن برنامهریزی فرهنگی، خیلی داشتهها را به راحتی میتوان از دست داد.به گونهای که در سالهای اخیر آمار بسیار نگرانکنندهای از نحوه برگزاری، و صدمات ناشی از این برنامه توسط مردم در نقاط مختلف کشور دیده میشود که نشان از تهیشدگی ما از هویت خویشتن است. بهواقع فرهنگ بومی به عنوان حلقه مفقود شده ما در جامعه، اگر به فراموشی بیشتری سپرده شود سالیان سال وقت، انرژی و سرمایه عظیم اجتماعی برای ترمیم آن نیاز است که مطمئنا" این مهم همراه با خسارات جبرانناپذیری برای جامعه و نسل بشر خواهد بود.انتهای پیام/2122/ش30/ظ1004.
21:45 - 19 اسفند 1394