از «کفّ یهودیه» تا «وتوی آمریکایی»؛ تداوم تاریخی نقض عهد در پرتو تحلیل راهبردی

زینب رضانژاد کلائی دکتری تاریخ و سیره پیامبر اعظم صل الله علیه و آله و سلم و همکار علمی دانشنامه زن مسلمان پژوهشگاه مطالعات اسلامی جامعه الزهرا (س)، یادداشتی با عنوان «از «کفّ یهودیه» تا «وتوی آمریکایی»؛ تداوم تاریخی نقض عهد در پرتو تحلیل راهبردی» در ویژه نامه نخبگانی "دفاع رمضان، بعثت مردم" منتشر کرد.
در منظومه فکری قرآن کریم و متون اصیل اسلامی، «نقض عهد» فراتر از یک لغزش اخلاقیِ گذرا، به مثابه‌ی سیره‌ای ساختاری و ذاتی در رفتارشناسی سیاسی بنی‌اسرائیل تبیین شده است. خداوند متعال در آیات متعددی، از جمله آیه ۱۳ سوره مائده، با عبارت شریفه «فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ...»، پیوند ناگسستنی میان پیمان‌شکنی و طرد الهی را ترسیم نموده است. این بینش تاریخی، در کلام امیرالمؤمنین علی (ع) تجلی عینی می‌یابد؛ آنجا که حضرت پس از جنگ جمل، از بیعت مجدد با مروان بن حکم امتناع ورزیده و با استناد به سابقه خیانت او، فرمودند: «إِنَّهَا كَفٌّ یهُودِیةٌ لَوْ بَایعَنِی بِكَفِّهِ لَغَدَرَ بِسَبَّتِه»(نهج البلاغه حکمت ۷۳). این تعبیر عمیق، نشانگر آن است که در این الگوی رفتاری، ظاهرِ وفاداری (بیعت با کف دست) تنها پوششی فریبنده برای خیانتِ محتوم (غدر با پشت دست) است و اعتماد به چنین پیمانی، خطایی راهبردی محسوب می‌شود.
در عصر حاضر، این الگوی تاریخی در کنشگری سیاسی ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی بازتولید یافته است. در این پارادایم، اسرائیل به عنوان مجری عملیاتی صهیونیسم و آمریکا به عنوان حامی استراتژیک آن، وارثان مکتب پیمان‌شکنی هستند. شواهد تاریخی گواه آن است که رژیم صهیونیستی از بدو تأسیس، قطعنامه‌های متعدد شورای امنیت سازمان ملل (نظیر قطعنامه‌های ۲۴۲، ۳۳۸ و ۱۷۰۱) قطعنامه ۲۴۲: آتش بس بین اعراب و اسرائیل قطعنامه ۳۳۸: آتش بس در خاورمیانه و قطعنامه ۱۷۰۱: که خواستار توقف کامل خصومت‌ها بین اسرائیل و حزب الله و خروج نیروهای اسرائیلی از لبنان بود را نادیده انگاشته و ایالات متحده نیز همواره با ابزار «وتو» یا حمایت‌های دیپلماتیک، مانع اجرای عدالت بین‌المللی شده است. این هم‌افزایی، نمونه‌ای بارز از «تعهد ظاهری به قوانین» و «خیانت باطنی به روح عدالت» است.جنگ اخیر غزه (۲۰۲۳-۲۰۲۴) قوّت بخش و تقویت کننده این تحلیل است. علیرغم مذاکرات طولانی در قاهره و دوحه با میانجی‌گری قطر، مصر و آمریکا، و حتی تصویب قطعنامه ۲۷۳۵ شورای امنیت در ژوئن ۲۰۲۴، رژیم اسرائیل با تفسیرهای مغرضانه و اقدامات نظامی ادامه‌دار، از جمله حمله به رفح در مه ۲۰۲۴، تمامی توافقات را نقض کرد. در این معادله، آمریکا نقش تسهیل‌کننده‌ی خیانت را ایفا نمود؛ جایی که زبان دیپلماتیک وعده‌ی آرامش و کمک‌های بشردوستانه می‌داد (بیعت با کف دست)، اما ارسال تسلیحات سنگین و وتوی قطعنامه‌های آتش‌بس، واقعیتِ خونینِ خیانت به صلح را رقم می‌زد (غدر با پشت دست).
جمع بندیبنابراین، نقض عهد در اینجا یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه «تاکتیک سیاسی» حاکم بر جریان صهیونیسم و حامی غربی آن است. این رویکرد ثابت می‌کند که در پارادایم فکری مقاومت، نمی‌توان به وعده‌های کتبی یا شفاهی بازیگرانی که سود خود را در بی‌ثباتی می‌بینند، اعتماد کرد. تأیید نهایی این راهبرد را می‌توان در ادبیات نوین رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) جستجو کرد؛ ایشان با هوشمندی راهبردی، به جای اصطلاح رایج و فریبنده‌ی «آتش‌بس»، از مفهوم دقیق‌تر «سکوت صحنه نبرد» بهره بردند تا بر ماهیت موقت و تاکتیکی توقف درگیری‌ها، بدون اعتماد به نیات دشمن، تأکید ورزند.#ویژه_نامه_دفاع_رمضان_بعث_مردم#دفاع_رمضان#جامعه‌_الزهرا
12:54 - 2 اردیبهشت 1405

42٫8k بازدید