ترامپ و پایان دیپلماسی سنتی در واشنگتن
در واشنگتن، آنچه زمانی قلب تپنده دیپلماسی آمریکا محسوب میشد، اکنون به نهادی کماثر و حاشیهای شباهت یافته است. گزارش منتشرشده در نشریه آتلانتیک تصویری نگرانکننده از وضعیت وزارت خارجه ایالات متحده ارائه میدهد.
گروه بین الملل خبرگزاری فارس، طبق تحلیل نشریه آتلانتیک وزارت خارجه آمریکا به جایی تبدیل شده است که تصمیمهای بزرگ سیاست خارجی دیگر از مسیرهای تخصصی و بوروکراتیک عبور نمیکنند، بلکه در حلقهای محدود پیرامون دونالد ترامپ شکل میگیرند.
عبور از ساختارهای رسمیدر دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، سازوکار سنتی سیاستگذاری—متکی بر مشورتهای بینسازمانی، تحلیلهای منطقهای و بررسیهای کارشناسی—بهتدریج کنار گذاشته شده است. بهجای آن، رویکردی شخصیسازیشده و مبتنی بر اعتماد فردی جایگزین شده است؛ الگویی که در آن افرادی چون جارد کوشنر و استیو ویتکاف نقشهای محوری در مذاکرات حساس بینالمللی ایفا میکنند.منتقدان معتقدند این تمرکز قدرت، گرچه ممکن است در ظاهر «چابک» به نظر برسد، اما خطر حذف صدای کارشناسان حرفهای و کاهش کیفیت تصمیمگیری را در پی دارد. حذف لایههای بررسی و مخالفت داخلی، احتمال خطای راهبردی را افزایش میدهد—بهویژه در بحرانهای پیچیدهای مانند جنگ اوکراین، غزه یا پرونده هستهای ایران.
فرهنگ انباشت تجربه—که زمانی سرمایه اصلی سیاست خارجی آمریکا بود—جای خود را به سیاستورزی مبتنی بر نزدیکی شخصی به رئیسجمهور داده است.حتی جایگاه مارکو روبیو نیز نمادی از این تمرکز است؛ وزیری که همزمان مسئولیتهای چندگانه بر عهده دارد و بیشتر در کاخ سفید حضور دارد تا در ساختمان وزارت خارجه. چنین الگویی، بیش از آنکه نشاندهنده هماهنگی نهادی باشد، از تمرکز بیسابقه قدرت حکایت دارد.
بیاعتمادی متحدانگزارش همچنین به نگرانی متحدان آمریکا اشاره میکند. سفیران خارجی در واشنگتن از دشواری دسترسی به تصمیمگیران اصلی سخن میگویند و بسیاری ناچار شدهاند برای فهم مواضع رسمی آمریکا به کانالهای غیررسمی یا حتی رسانهها متوسل شوند. این وضعیت، فرسایش تدریجی اعتماد به آمریکا را به همراه دارد.
در چنین فضایی، دیپلماسی از یک فرآیند نهادمند به شبکهای از روابط شخصی و واسطهها تبدیل شده است؛ الگویی که اگرچه ممکن است در کوتاهمدت «بردهای سریع» تولید کند، اما در بلندمدت ثبات و پیشبینیپذیری سیاست خارجی را تضعیف میکند.دیپلماسی بهمثابه نمایشرویکرد معاملهمحور ترامپ—که بیش از هر چیز بر نتایج سریع و خبرساز تأکید دارد—به گفته منتقدان، سیاست خارجی را به صحنهای برای نمایش موفقیتهای مقطعی بدل کرده است. اما دیپلماسی کلاسیک، برخلاف معاملات تجاری، نیازمند صبر، اعتمادسازی و تداوم نهادی است.آتلانتیک یک پرسش اساسی مطرح می کند و آن این که: آیا تمرکز قدرت در دستان حلقهای محدود، میتواند جایگزین سازوکارهای پیچیده اما آزموده دیپلماتیک شو یا آنکه تضعیف نهادها در نهایت هزینهای سنگین برای جایگاه جهانی آمریکا به همراه خواهد داشت؟در نهایت، آنچه تحلیل این رسانه ترسیم میکند، نه صرفاً تغییر در سبک مدیریت، بلکه دگرگونی در فلسفه سیاست خارجی ایالات متحده است—حرکتی از دیپلماسی نهادی به دیپلماسی شخصی؛ مسیری که آینده آن همچنان محل تردید و مناقشه است.
12:18 - 6 اسفند 1404