روایت ناگفته نویسنده «فرنگیس» از دست‌خط رهبر شهید

سال‌ها پیش، نویسنده‌ای از کرمانشاه تنها یک آرزو داشت؛ اینکه روایت زن شجاع گیلانغربی به دست رهبر انقلاب برسد. نمی‌دانست آن آرزو، روزی به دیداری ماندگار، جمله‌ای فراموش‌نشدنی و دست‌خطی تبدیل می‌شود که نام «فرنگیس» را در تاریخ ادبیات پایداری ماندگار خواهد کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه، امروز که پیکر رهبر شهید، از نجف اشرف به کربلای معلی و هم اکنون به مشهد مقدس رسیده و میلیون‌ها دلداده در امتداد مسیر بدرقه، آخرین سلام خود را زمزمه می‌کنند، هر کس او را به گونه‌ای به یاد می‌آورد؛ یکی با عکسی قدیمی، دیگری با دست‌خطی بر صفحه کتابی و کسی با خاطره دیداری که هنوز در ذهنش زنده است.در این روزهای وداع، به سراغ مهناز فتاحی، نویسنده کرمانشاهی کتاب «فرنگیس» رفتیم؛ کتابی که روایت ایستادگی فرنگیس حیدرپور، بانوی گیلانغربی در روزهای آغاز جنگ است و سال‌ها پیش، با تقریظ رهبر انقلاب بر صفحه نخستش، نامش در ادبیات دفاع مقدس ماندگار شد. فتاحی، امروز نه فقط از آن دست‌خط، که از دو دیدار به‌یادماندنی، نگاه دقیق رهبر به ادبیات و جمله‌ای می‌گوید که هنوز بعد از سال‌ها در ذهنش تکرار می‌شود: «کارتان عالی بود.»

سه سال برای «فرنگیس»؛ از دامنه‌های گیلانغرب تا دست‌خط رهبر انقلاب

مهناز فتاحی، نویسنده کتاب «فرنگیس» روایتش را از روزهایی آغاز می‌کند که سه سال تمام، زندگی‌اش با نوشتن این کتاب گره خورده بود.می‌گوید: «کتاب فرنگیس حاصل سه سال تلاش و تحقیق بود. در تمام این مدت سعی کردم کتاب به بهترین شکل ممکن نوشته و منتشر شود. خدا را شکر می‌کنم که این اتفاق افتاد.»او برای معرفی شخصیت اصلی کتاب، به روزهای نخست جنگ تحمیلی بازمی‌گردد؛ روزهایی که فرنگیس حیدرپور، دختر ۱۸ ساله گیلانغربی، در جریان حمله نیروهای بعثی، با تبر به یک سرباز عراقی حمله کرد، او را از پا درآورد و سرباز دیگری را به اسارت گرفت؛ روایتی که بعدها به یکی از ماندگارترین خاطرات دفاع مقدس تبدیل شد.
در بخشی از کتاب آمده است: «سرباز پاپتی داخل آب چشمه ایستاده بود. همین که خواست برگردد، تبر را بالا بردم و با تمام توان پایین آوردم؛ درست مثل وقت‌هایی که هیزم می‌شکستم...»اما ماجرا همان‌جا پایان نمی‌یابد. سرباز دوم که اسلحه در دست داشت، به جای شلیک، دستانش را بالا می‌برد و تسلیم می‌شود. پدر و برادر فرنگیس خود را به محل می‌رسانند، سرباز بعثی را تحویل نیروهای ایرانی می‌دهند و خانواده دوباره به مخفیگاهشان در دل کوه بازمی‌گردند.

من را پیش رهبر ببرید

فتاحی می‌گوید؛ هنگام نگارش کتاب، فرنگیس بارها تنها یک آرزو را با او در میان می‌گذاشت.«همیشه می‌گفت اگر می‌شود من را پیش رهبر ببرید. من هم به او می‌گفتم ان‌شاءالله اول کتاب تمام شود، بعد برای دیدار رهبر هم دعا می‌کنیم. اما راستش خودم همیشه نگران بودم که نکند هیچ‌وقت این آرزو محقق نشود.»با انتشار کتاب، استقبال مخاطبان فراتر از انتظار بود و «فرنگیس» عنوان کتاب سال دفاع مقدس را به دست آورد؛ اتفاقی که مسیر تازه‌ای را پیش روی نویسنده گشود.

رهبر حتی تندیس فرنگیس را هم می‌شناختند

فتاحی ادامه می‌دهد: «بعد از انتخاب کتاب به عنوان اثر برگزیده دفاع مقدس، با من تماس گرفتند و گفتند قرار است در دیداری با رهبر انقلاب حضور داشته باشیم. آن زمان هنوز کتاب تقریظ نگرفته بود.»او از آن دیدار، به عنوان جلسه‌ای صمیمانه یاد می‌کند. «در محضر رهبر درباره کتاب صحبت کردم. برایم جالب بود که ایشان شخصیت فرنگیس را به‌خوبی می‌شناختند؛ حتی اطلاع داشتند که تندیس او در پارک شیرین کرمانشاه نصب شده است.»نویسنده «فرنگیس» می‌گوید هنوز جمله رهبر را به خاطر دارد. «ایشان فرمودند: اگر کتاب خوبی باشد، حتماً بر آن تقریظ می‌نویسم.»همان جمله، امید تازه‌ای در دل او ایجاد کرد.

روزی که خبر تقریظ رسید

مدتی بعد، تلفن دیگری به صدا درآمد؛ این بار خبری متفاوت. «به من اطلاع دادند که رهبر انقلاب بر کتاب تقریظ نوشته‌اند و قرار است مراسم رونمایی برگزار شود.»اولین کسی که این خبر را شنید، خود فرنگیس بود. «به او زنگ زدم و گفتم یک خبر خیلی خوب دارم؛ رهبر انقلاب روی کتاب مطلب نوشته‌اند.»فتاحی می‌گوید فرنگیس با هیجان پرسید: «یعنی ایشان را هم می‌بینیم؟»«گفتم بله، قرار است با هم به دیدار رهبر برویم.»

وقتی رهبر شهید به «فرنگیس» گفت: کارتان عالی بود

سفر تهران، برای فرنگیس سراسر شور و انتظار بود. «تمام مسیر می‌خندید، ذوق داشت و لحظه‌شماری می‌کرد.»سرانجام نوبت دیدار رسید.فتاحی می‌گوید: «وقتی خدمت رهبر رسیدیم، به محض اینکه ما را دیدند، فرمودند: «خانم فتاحی، کارتان عالی بود». این جمله را دو بار تکرار کردند و گفتند: «خیلی کار خوبی کردید که این کتاب را نوشتید.»
۲ MB
کنار او، فرنگیس نیز با همان لهجه شیرین کردی، بارها خطاب به رهبر می‌گفت: «درد شما روی سرم.»

رهبری که برای کتاب وقت می‌گذاشت

فتاحی می‌گوید همان‌جا از رهبر انقلاب تشکر کرده است. «به ایشان گفتم از اینکه برای کتاب وقت گذاشتید و آن را خواندید، سپاسگزارم. اینکه رهبر یک کشور با این حجم از مسئولیت، کتاب می‌خواند، درباره آن نظر می‌دهد و برای نویسنده می‌نویسد، اتفاق کوچکی نیست.»او معتقد است تقریظ رهبر، تنها چند جمله در حاشیه یک کتاب نبود، بلکه توجهی عمیق به جریان ادبیات کشور محسوب می‌شد.
۷ MB

فرنگیس؛ بانویی که رهبر از او نام برد

فتاحی یادآوری می‌کند که رهبر انقلاب سال‌ها پیش، در سفر به گیلانغرب نیز از فرنگیس یاد کرده بودند. «ایشان در مهرماه سال ۱۳۹۰ در جمع مردم گیلانغرب فرمودند: در شهر شما یک بانوی مسلمان و شجاع توانست نیروی مهاجم را به خاک و خون بکشد؛ این را حفظ کنید، این افتخار را نگه دارید.»

خبری که باورش سخت بود

از او درباره لحظه شنیدن خبر شهادت رهبر می‌پرسم. چند لحظه سکوت می‌کند و بعد آرام می‌گوید: «اصلاً قابل باور نبود. فکر می‌کنم همه ما شوکه شده بودیم. اولین واکنش انسان در برابر چنین خبری، ناباوری است؛ مدام با خودت می‌گویی شاید خواب می‌بینم، شاید اشتباهی رخ داده باشد.»او می‌افزاید: «همیشه تصور می‌کردم اگر قرار باشد ایشان به شهادت برسند، در همان بیت خودشان، میان همان کتاب‌هایی که همیشه با آنها مأنوس بودند، خواهد بود. برای من و خیلی‌های دیگر، این اتفاق هنوز هم باورکردنی نیست.»

یک جمله برای رهبر شهید کم است

وقتی از او می‌خواهم اگر بخواهد احساسش را در یک جمله بنویسد، چه خواهد نوشت، لبخندی تلخ می‌زند و می‌گوید: «یک جمله برای ایشان کم است؛ برای توصیف ایشان باید یک دریا جمله نوشت.»سپس ادامه می‌دهد: «رهبر انقلاب، پدر ادبیات پایداری و مقاومت بودند؛ حتی فراتر از آن، بر همه شاخه‌های ادبیات اشراف داشتند. افتخار می‌کنم که ایشان را از نزدیک دیدم و افتخار می‌کنم که به کتاب من توجه کردند.»

حضورش را هنوز احساس می‌کنم

فتاحی می‌گوید: «هنوز حضور ایشان را احساس می‌کنم. حس نمی‌کنم از میان ما رفته باشند. نام، یاد و اندیشه‌شان ماندگار خواهد ماند.»

تقریظ‌ها فقط چند جمله نبودند؛ یک کلاس درس بودند

در پایان، از او می‌پرسم نویسندگان چگونه می‌توانند راه رهبر را با قلم ادامه دهند؟پاسخش، بیش از آنکه درباره یک کتاب باشد، درباره رسالت نویسندگی است. «رهبر انقلاب به قلم و ادبیات توجه ویژه‌ای داشتند. اینکه با وجود مسئولیت‌های فراوان، ادبیات ایران، ادبیات جهان و ادبیات مقاومت را با چنین دقتی دنبال می‌کردند، نشان می‌دهد این توجه کاملاً هدفمند بود.»او ادامه می‌دهد: «تقریظ‌هایی که بر کتاب‌ها نوشتند، فقط چند جمله تحسین‌آمیز نبود؛ هر کدام یک درس، یک کلاس آموزشی و یک نقشه راه برای نویسندگان بود. باید دوباره آنها را بخوانیم، درباره‌شان فکر کنیم و مسیر فرهنگی‌ای را که ایشان ترسیم کردند ادامه دهیم. باور داشتند که ملت با خرد، آگاهی، فرهنگ و ادبیات می‌تواند قدرتمند بماند؛ این همان میراثی است که باید حفظ شود.»
برای دسترسی سریع به خبر استان کرمانشاه، اخبار خود را از اینجا بخوانید.#رهبر_شهید #باید_برخاست #بدرقه_آقای_شهید_ایران #فرنگیس#گیلانغرب#مهناز‌ـ‌فتاحی
10:14 - 18 تیر 1405

0 بازدید