آخرین خداحافظی با همسر باردار و دختر نادیده
تابوت را در آغوش گرفته بود؛ گویی هنوز باور نداشت که در دل آن چوب سرد، هم همسر باردارش آرام گرفته و هم دختری که قرار بود روزی صدایش بزند «بابا». آن لحظه، وداع مرد با ۲ عشق زندگیاش بود؛ یکی دیده، یکی هرگز ندیده.
به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه، روز جمعه، هفتم فروردین ۱۴۰۵ خانه بابا غریب در محله مسکونی چقاگلان حافظیه شهر کرمانشاه، مانند همیشه شلوغ و پرفراز و نشیب بود. صدای خنده و بازی نوهها در فضای دلنشین خانه پیچیده بود؛ اما ناگهان، این صداها در هجوم سنگین و بیرحم موشکهای آمریکاییـصهیونی به سکوتی مرگبار بدل شد.لحظاتی بعد، آن خانه که زمانی به عنوان مأمنی سرشار از عشق و محبت شناخته میشد، به آوار و خرابهای بیروح تبدیل گشت.
در این حادثه غمانگیز، ۱۰ عضو از خانواده کهریزی به شهادت رسیدند، از جمله پدر خانواده، شهید غریب کهریزی، و پسرش، شهید مسعود کهریزی، که هر یک با دلی پر از امید و آرزو به این دنیای خاکی پا نهاده بودند. مریم کهریزی، دختر خانواده که بار دیگر در آغوش خود امیدی نو را به جهانیان معنا میبخشید، به همراه نوهها؛ عسل، هستی، نیهان کهریزی و پانیا امامی و همچنین مادر خانواده، خدیجه امیریان، به آسمان پرکشیدند. همچنین، زهرا رضائی همسر مسعود و نورسا ملاآقایی، نوه کوچک خانواده که هنوز در وجود مادرش، مریم، چشم به جهان نگشوده بود، در میان شهدا جا دارند.
امروز، قصهی مریم کهریزی با تمام روزهای دیگرش متفاوت بود. او باردار بود و در دلش دنیایی نو میپروراند. پدر و مادرش نام «نورسا» را بر او نهاده بودند، نامی که هنوز در افکار و قلبها زنده است. اما متاسفانه، نورسا قبل از آنکه چشمانش را به دنیای پر آب و رنگ باز کند، آغوش آسمان را به خود گشود.
همسر مریم، که اکنون از همهی افراد خانواده بیتابتر است، نمیدانست چگونه باید با زن و فرزندش خداحافظی کند. تابوت مریم را در آغوش گرفته و با دستی لرزان به چشمان عکس او میکشید. اشکهایش بر گونههایش میغلتید و درد و فقدان عمیقش را بیان میکرد. وداع جانسوز او با بانوی باردارش، لحظهای بود که میتوانست بر دل هر انسانی اثر بگذارد.
نورسا ملاآقایی، فرزند تو راهی شهیده مریم کهریزی، کوچکترین شهید این جنایت جنگی است. او که به همراه مادرش به آسمان پرکشید، دیگر فرصتی نداشت تا گام بر این زمین بگذارد، اما نامش در دلها باقی خواهد ماند.
داستان خانواده غریب کهریزی، نه تنها یک روایت از فقدان و غم، بلکه نمادی از ایستادگی و وفاداری در برابر ظلم و ستم است، یادآور این که عشق و ملت عشق ورزیده به سرزمین و خانواده، هیچ گاه خاموش نخواهد شد. این غم تلخ و داستان جانسوز، برای همیشه در تاریخ ثبت خواهد شد، تا نسلهای آینده بدانند که چگونه زندگیها قربانی جنایت و بیرحمی دشمنان صلح گشتند. خانواده کهریزی، با تقدیم جانهایشان، همچنان یادآور عشق، شجاعت و مقاومت در برابر تاریکی هستند.
19:09 - 10 فروردین 1405