«بیستون» کوهی که عظمت ایران را بر دل جهان حک کرد
در دل صخرههای سترگ بیستون، شکوه تاریخ جاودانه شده است. این دیار کهن، با کتیبههای رازآلود و افسانههای پرشکوه، گواهی بر عظمت پادشاهان و ایستادگی زمان است. هر سنگ این سرزمین، روایتی از عشق، قدرت و افتخار را در سینه دارد.
به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه، محوطه تاریخی و فرهنگی بیستون، یکی از ارزشمندترین میراثهای جهانی ایران، در دامنه کوهی به همین نام در استان کرمانشاه قرار دارد. این مجموعه که در سال 1385 (2006 میلادی) به ثبت میراث جهانی یونسکو رسیده، با داشتن آثار بینظیری چون کتیبه داریوش بزرگ، مجسمه هرکول، و نقشبرجستههای تاریخی، نهتنها نمادی از تمدن کهن ایران است، بلکه بهعنوان یکی از مهمترین قطبهای گردشگری غرب کشور، سالانه هزاران گردشگر داخلی و خارجی را به خود جذب میکند.
مرتضی گراوند باستانشناس کرمانشاهی در معرفی این اثر جهانی به خبرنگار فارس، گفت: کتیبه بیستون، بزرگترین سنگنبشته جهان و یکی از مهمترین اسناد تاریخی هخامنشیان، شرح پیروزی داریوش بزرگ بر گوماته و سرکوب شورشیان را به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی روایت میکند. این اثر که در ارتفاع 78 متری از سطح زمین حکاکی شده، بهتنهایی گواهی بر عظمت و قدرت امپراتوری هخامنشی است.علاوه بر کتیبه داریوش، محوطه بیستون میزبان آثاری از دورههای مختلف تاریخی است؛ از غارهای پارینهسنگی مانند غار شکارچیان که یادگار سکونت انسانهای اولیه در زاگرس است، تا مجسمه هرکول متعلق به دوره سلوکیان، نقشبرجستههای اشکانی و کاروانسراهای صفوی. این تنوع تاریخی، بیستون را به یک موزه روباز تبدیل کرده که هر گوشهاش داستانی از گذشته ایران را بازگو میکند.
غارهای بیستون
غارهای بیستون از نظر باستانشناسی ارزش بینظیری دارند، زیرا اطلاعات ارزشمندی درباره زندگی انسانهای اولیه، آبوهوا و محیط زیست منطقه در دوران پارینهسنگی ارائه میدهند. تحلیل استخوانهای حیوانات نشان میدهد که در آن زمان، زاگرس پوشیده از جنگلهای باز و مراتع بوده و گونههایی مانند بز کوهی، گوزن و گرگ در آن فراوان بودند. این دادهها به دانشمندان کمک میکند تا تغییرات اقلیمی و الگوهای مهاجرت انسان را بهتر درک کنند. همچنین، غارهای بیستون بهعنوان بخشی از محوطه ثبتشده در میراث جهانی یونسکو، گواهی بر تداوم حضور انسان در این منطقه از پیش از تاریخ تا دوران معاصر هستند. این غارها، که زمانی خانه انسانهای اولیه بودند، اکنون مقصدی برای پژوهشگران و گردشگرانی است که به دنبال ریشههای بشریت میگردند.
غار شکارچیان
غار شکارچیان: این غار، واقع در بخش شرقی کوه بیستون، یکی از معروفترین مکانهای باستانشناسی پیش از تاریخ در ایران است. کاوشهای انجامشده توسط کارلتون کون، باستانشناس آمریکایی، در دهه 1940 میلادی، ابزارهای سنگی، استخوانهای حیوانات و بقایای آتش را در این غار آشکار کرد. این یافتهها به دوره پارینهسنگی میانی (حدود 200 هزار تا 40 هزار سال پیش) تعلق دارند و نشاندهنده زندگی شکارچیانی است که از حیواناتی مانند گوزن، بز کوهی و اسب وحشی تغذیه میکردند. ابزارهای سنگی یافتشده، از جمله تراشهها و تیغههای ساده، گواهی بر مهارت ابتدایی انسان در ساخت ابزار است.
غار مر تاریک
غار مر تاریک: این غار نیز در نزدیکی غار شکارچیان قرار دارد و شواهدی از دوره پارینهسنگی پسین (حدود 40 هزار تا 12 هزار سال پیش) در آن کشف شده است. بقایای استخوانی و ابزارهای پیشرفتهتر، مانند نوک پیکانهای سنگی، نشان میدهد که انسانهای این دوره در شکار و استفاده از منابع طبیعی مهارت بیشتری پیدا کرده بودند. نام «مر تاریک» (به معنای غار تاریک) به عمق و تاریکی طبیعی این غار اشاره دارد که احتمالاً بهعنوان پناهگاهی امن استفاده میشده است.
غار مر خر
غار مر خر: این غار، که در بخش دیگری از کوه بیستون واقع شده، حاوی آثاری از دوره میانسنگی (حدود 12 هزار تا 8 هزار سال پیش) است. کشف سفالهای ابتدایی و بقایای گیاهان خوراکی در این غار، نشاندهنده انسان از زندگی شکارچی-گردآورنده به مراحل اولیه کشاورزی و استقرار است. این یافتهها، بیستون را به حلقهای مهم در زنجیره تکامل زندگی بشر در منطقه زاگرس تبدیل میکند.
در زير كتيبه داريوش هخامنشی، آثاری از يک صفه به بلندی يک و نيم متر، ده و نيم متر طول و هفت متر عرض وجود دارد كه بهصورت خشکهچین با سنگهای نتراشيده ساخته شده است. راهرويی به عرض يک و نيم متر و طول هفت متر اين صفه را به دو بخش تقسيم كرده است.در انتهای اين راهرو اتاقی به ابعاد 15/6×5/3 متر قرار دارد كه دو طرف آن را شكاف كوه و انتهای آن را ديواری به عرض يک و نيممتر و طول پنج و نيم متر مسدود میکند در جلوی صفه، دو پله برای دسترسی به آن از سنگهای نتراشيده ايجاد شده است. پژوهشگران آلمانی اين صفه را بهعنوان نيايشگاهی از دوره ماد معرفی کردهاند.
بیستون در دوره هخامنشی؛ کتیبه و نقش برجسته داریوش
در دامنه كوه بيستون در فاصله اندكی از جاده قديم كرمانشاه - همدان و در مقابل سراب بیستون، يكی از مهمترین و معتبرترين نقش برجستههای دوره هخامنشی حجاری شده است كه در 502 پیش از میلاد به فرمان داريوش اول پادشاه مقتدر هخامنشي ايجاد شد. اين سنگنگاره 6 متر طول و2/3 متر عرض دارد. کتیبههای اين اثر به سه زبان فارسي باستان، ایلامی نو و اکدی يا بابلي نو به خط ميخی نگاشته شده است.داريوش در كتيبه بيستون ابتدا به معرفی خود و خاندانش میپردازد و سپس واقعه قتل گئومات را شرح میدهد، آنگاه شرح جنگهایی كه بر ضد حكام و بزرگان شورشي پرداخته و در پايان هر كس كه اين كتيبه را محو كند نفرين مینماید. كتيبه بيستون طولانیترین كتيبه فارسي باستان در جهان است كه میتوان اطلاعات مفيدي درباره وسعت امپراطوري داريوش، اسامي كهن مکانهای جغرافيايی و وقايع تاريخی اوايل زمامداری داريوش اول از آن استخراج نمود. بدون شک اين كتيبه معتبرترين سند تاريخي زمان داريوش اول است كه بدون هيچ تحريفی به ما رسيده است زيرا بيانگر وقايعي است كه در آغاز حكومت داريوش رخداده و تا حدودي سرنوشت فرزندان كوروش را روايت میکند و آشفتگیهای ناشی از جنگ طولانی دوران كمبوجيه، تلاش برای اصلاح موقعيت سياسی و سركوب شورشهای برپا شده توسط يک حكومت مقتدر را به نمايش میگذارد.
بیستون در دوره سلوکی؛ نقش برجسته هرکول
در 300 متری شرق كتيبه داريوش و در كنار جاده قديمی همدان– كرمانشاه، پیکره انسانی لميده بر صخرهها؛ حجاري شده است، كه او را هركول میدانند. در اين اثر شخص نيرومندي بهصورت کامل برهنه، با مو و ريـشي مجعد بر روي پوسـت شيري در حال استراحت است. اين شخص هركول، سرشناسترین، پرآوازهترین و ملیترین قهرمان اسطورهای يونان باستان است كه معمولاً او را در آثار هنری بهصورت برهنه نشان میدادند. اين پهلوان يونانی با حمله اسكندر مقدونی به ايران توسط یونانیها به اساطير و باورهای ايرانيان وارد گرديد و معادل بهرام يا ورثرغنه خدای پيروزی ايرانيان است.هركول بر سکویی به طول 214 سانتیمتر و عرض 76 سانتیمتر زير سايه درختی لميده است.وی در این نقش جامي در دست دارد. علاوه بر این نقشبرجسته دارای کتیبهای به خط یونانی است که مهمترین بخش حجاری و در واقع شناسنامه اين شخصيت است و نشان میدهد كه اين مجسمه و نقشبرجسته ها به يادبود هركول پرآوازهترین قهرمان اساطيری يونان باستان در بيستون و در سال 148 پيش از میلاد ساخته شده است.
بیستون در دوره اشکانیان (پارتها)، نقش برجسته مهرداد دوم
در پايين نقشبرجسته داريوش اول، نقشبرجستهای در قابی مستطيلی به طول 73/6 متر و عرض 24/3 متر بر كوه بيستون نقر شده كه متعلق به مهرداد دوم شاهنشاه مقتدر اشكانی است كه از سال 123 پیش از میلاد تا 87 پیش از میلاد بر امپراطوری وسيعی حكم میراند.اين نقشبرجسته، قديمیترين نقشبرجسته دوره اشكانی است كه در حدود سال 100 پیش از میلاد ايجاد شده است. در این نقشبرجسته، در برابر مهرداد دوم چهار نفر از ساتراپهای محلی به ترتيب اهميت و جايگاهشان در پشتسرهم ايستادهاند. درحالیکه نيم رخشان بهطرف مهرداد است و نيمی از صورت مهرداد نيز بهطرف آنهاست و یکدست خود را به حالت احترام بال بردهاند. مهرداد نيز دست راست خود را به حالت احترام بال برده است.كتيبهای كه بر روی اين نقشبرجسته حک شده، در واقع افراد واقع در صحنه را به ما میشناساند كه به زبان و خط يونانی است. اين نقشبرجسته در حقيقت واگذاری قدرت از طرف مهرداد را به هر يک از اين بزرگان نشان میدهد. متأسفانه قسمت مهم نقشبرجسته مهرداد دوم در قرن دوازدهم هجری قمری برای ايجاد وقفنامه شيخ علی خان زنگنه صدراعظم شاه سليمان صفوي از بين رفته است. خوشبختانه طرح اوليه اثر از روي طرح شخصي به نام «گر لوت» كه در دوره صفوي و قبل از تخريب نقشبرجسته كشيده شده، قابلبازسازی و مطالعه است.
نقش برجسته گودرز
نقشبرجسته پیروزی گودرز دوم در قسمت شرقی نقشبرجسته مهرداد دوم و در روي همان صخره، نقشبرجستهای به طول 44/5 متر و عرض 1/3 متر از دوره اشكاني حجاري شده است كه پيروزي گودرز دوم بر مهرداد يكي از شاهزادگان اشكاني كه در دربار «گالوديوس» امپراطوری روم پرورشیافته است را نشان میدهد. نقشبرجسته گودرز دوم نمايانگر سه سلحشور زرهپوش است، شاه در وسط درحالیکه توسط نيكه - الهه بالدار پيروزی - تاج بر سرش گذاشته میشود، با نیزهای پهن به مهرداد رقيب خويش و مدعي تاجوتخت اشكاني حمله میکند. اين نقشبرجسته داراي کتیبهای به خط و زبان يوناني است كه در آن گودرز با عنوان شاه شاهان پسر گيو و مهرداد فقط با عنوان مهرداد پارسي معرفي شدهاند. قدرت نفوذ فرهنگ يوناني در اين نقشبرجسته از استفاده از زبان يوناني و نقش نيكه الهه پيروزی يونانيان مشخص میشود.
نقش برجسته بلاش
نقشبرجسته بلاش در دامنه كوه بيستون و در چهارصدمتری شمال شرقی نقشبرجسته گودرز، تختهسنگ چهارضلعی نامنظمی به بلندی 5/2 متر ديده میشود كه در سه وجه آن، نقوش حجاري شدهای با برجستگي كم قرار دارد.نقش مياني، بلاششاه اشكانی را به حالت تمامرخ نشان میدهد. او گردنبندی بر گردن و كمربندي به كمر دارد و نیمتنه سادهای كه از كمر به پايين چسبان است، با دامني گشاد بر تن دارد. بلاش ريشي توپي و سبيل تابداده و گيسواني بلند دارد كه سربندي اين موهاي بلند را تزيين كرده است. بلاش در دست چپ خويش پیالهای دارد و دست راستش را بهطرف آتشدانی دراز كرده و ظاهراً چيزي به داخل آن میریزد. بر بدنه آتشدان كتيبه در 9 خطبهخط پهلوي اشكاني كنده شده و متن آن بدين صورت است.اين تصوير بلاش شاه شـاهان پسر بلاش شاه شاهان، نوه...«به علت محو بودن انتهاي آن كتيبه معلوم نيست اين تصوير مربوط به كدام بلاش است؟ زيرا از اول میلادی تا قرن سـوم میلادی شـش پادشـاه با نام بلاش بر امپراطوری اشكاني فرمان راندند.در سمت چپ نقش بلاش و بر ضلع ديگر تختهسنگ، نقش شخصی به بلندی 163 سانتيمتر ديده میشود كه داراي لباسي همانند بلاش است. وي دست راست را بهطرف بالا گرفته و شیءای در دست ديگر دارد. در سمت راست نقش بلاش، بر ضلع ديگر نقش تختهسنگ، نقش شخص سومی حجاری شده است. اين شخص نيز همانند شخص قبلي گويي در حال حركت به سمت نقش بلاش است. وی نیمتنهای كه تا زانوانش میرسد بر تن دارد، كمربندي بر کمربسته و گردنبندی به گردن آويخته است. همانند نقوش ديگر در دست راست شیءای در دست دارد وليی دست چپ وی نامشخص است. برخي از باستانشناسان اين نقوش را مرتبط با صحنه نيايش میدانند كه از رایجترین موضوعات هنر اشكاني است.
بیستون در دوره ساسانی، بنای ناتمام ساسانی کاخ خسرو
روبروي فرهاد تراش و در حدفاصل کاروانسرای صفوي و سراب بيستون، بنای ناتمامی از دوره ساسانی قرار دارد. اين بنای مستطيلی با جهت شرقی– غربی ساخته شده كه از دو بخش شرقی و بخش غربی تشكيل شده است. اين دو بخش از طريق يک درگاهي با همديگر ارتباط دارند. بخش غربی در واقع حیاطخلوت مجموعه به شـمار میرود و ورودی اصلی بنا در شــرق بنا قرار دارد. ديوارهای بنای ناتمام ساسانی از سنگهای لاشهای و بلوکهای سنگی همراه با ملات گچ ساخته شده است.بر روی برخی بلوکهای سنگی اين بنا، علائمی از حجاران دوره ساساني ديده میشود. اين علائم يادآور مهرهای ساسانی است. کاوشهای باستانشناختی انجام شده توسط باستانشناسان ايرانی و آلمانی نشان داد اين بنا در دوره ساسانی بهصورت نیمهکاره رها شده و تنها ديوارهاي پيراموني آن ساخته شد. اين بنای ناتمام بعدها در ادوار اسلامی تكميل و مورداستفاده قرار گرفت.
فرهاد تراش
در دامنه كوه بيستون و در غرب نقشبرجسته داريوش اول، ديوارهای عظيم حجاري شده است كه در بين مردم به فرهاد تراش، فراتاش، فراي تاش و تخت فرهاد معروف است. اين ديواره بزرگترين صخره تراشخورده در ايران است كه عرضي در حدود 200 متر و ارتفاعی حدود 37 متر دارد. در دامنه اين ديواره يا صفحه تراشيده، يک سكوي خاكي قرار دارد كه در جلوي آن ديواري به طول صد و پنجاه متر و به ارتفاع چهار و نيم متر ايجاد شده است. اين ديوار با استفاده از بلوکهای سنگي تراشيده و لاشهسنگ به همراه ملات گچ ساخته شده است. بر روي برخي از بلوکهای سنگي علائم حجاران ساساني به اشكال مختلف ديده میشود. بر روي اين صفحه تراشيده، اثر قلمهای حجاران و گودیهای مخصوص قراردادن گوههای چوبي جهت برش سنگها ديده میشود.بر روی سكوی مقابل ديواره تراشيده شده، تعداد زيادی بلوک سنگی، ساقه ستون و پايه ستونهای نیمهکاره قرار دارد. برخي از ایرانشناسان همچون هرتسفلد فرهاد تراش را از آثار داريوش اول هخامنشي میدانند و معتقدند كه داريوش قصد داشته متن وصیتنامه اش را در اينجا نقر كند. جكسون آن را براي ثبت پیروزیهای بعدي داريوش مناسبتر دانسته است. بسياري از باستانشناسان متأخر معتقدند كه منظور از نقر اين صفحه نوشتن و نماياندن يک واقعه تاريخي مهم بوده كه توسط خسروپرویز پادشاه ساساني ايجاد شده است و از بلوکهای سنگي براي ساختن بناهاي ساساني مانند كاخ خسرو، پل بيستون، پل خسرو و سد بيستون استفاده کردهاند كه آنها نيز همانند فرهاد تراش ناتمام ماندهاند. مردم اين اثر را كار فرهاد كوهكن میدانند كه بهخاطر عشق شيرين زن ارمني خسروپرویز به اين كار سنگين تن داده است.
بیستون در ادبیات فرهنگ عامه
بیستون فراتر از یک محوطه تاریخی یا جاذبه گردشگری است؛ این مکان در قلب فرهنگ و ادبیات ایران جایگاه ویژهای دارد و بهعنوان نمادی از عشق، استقامت و تاریخ کهن شناخته میشود.در قسمت فوقانی اين سراب نقش برجسته داريوش، مجسمه هركول، نقش برجستههای اشكانی، غار شكارچيان، پرستشگاه مادی و بقايای شهر پارتی و در جنوب آن با فاصله اندكی بناهای كاخ ناتمام خسرو، كاروانسرای ايلخانی و كاروانسرای صفوی قراردارند. يک شاخه از آب سراب در نهر پرآبی به طرف كاروانسرای صفوی در غرب روان است و شاخه اصلی آن به طرف گاماسياب در جريان است كه به نهر سهراب معروف است.نام بیستون در اذهان مردم ایران، بیش از هر چیز با داستان عاشقانه و تراژیک «فرهاد و شیرین» گره خورده است، داستانی که ریشه در فرهنگ شفاهی کردی دارد و بعدها توسط شاعر بزرگ پارسیگو، نظامی گنجوی، در منظومه «خمسه» به اوج شکوه ادبی خود رسید.
داستان فرهاد و شیرین
در این روایت عاشقانه، فرهاد، سنگتراشی عاشقپیشه، دلباخته شیرین، بانوی زیباروی ارمنی میشود. خسروپرویز، پادشاه ساسانی که خود نیز عاشق شیرین است، برای دورکردن فرهاد از معشوقهاش، او را به مأموریتی غیرممکن میفرستد: تراشیدن کوه بیستون و ایجاد راهی در دل آن. فرهاد با عشقی بیوقفه و تلاشی خستگیناپذیر به کار مشغول میشود، اما وقتی خبر دروغین مرگ شیرین به او میرسد، از شدت اندوه تیشهاش را بر سرخود میکوبد و جان میسپارد. این داستان، که فرهاد تراش (دیواره عظیم صیقلخورده بیستون) را به تلاش عاشقانه فرهاد نسبت میدهد، نمادی از فداکاری و پایداری در عشق است.نظامی گنجوی در «خسرو و شیرین»، این افسانه را با زبانی شاعرانه و پراحساس به تصویر کشیده و بیستون را به مکانی مقدس در ادبیات عاشقانه پارسی تبدیل کرده است. ابیاتی چون «فرهاد که کوهکن بیستون بود / از عشق شیرین دلش خون بود» هنوز هم در میان مردم زمزمه میشود و گردشگران را به تأمل در عمق این داستان وامیدارد.
در فرهنگ عامه مردم منطقه، بهویژه کردهای کرمانشاه، بیستون نهتنها یادآور این داستان عاشقانه، بلکه مکانی با بار معنوی و اساطیری است.مردم محلی باور دارند که کوه بیستون، با عظمت و استواریاش، نگهبان تاریخ و هویت آنهاست. افسانههایی از حضور جنها و موجودات ماورایی در غارها و گوشههای پنهان کوه نیز در میان ساکنان رواج دارد که به رمزآلودگی این منطقه افزوده است.موسیقی کردی نیز بیستون را در ترانهها و آوازهای خود جاودانه کرده است. بسیاری از آوازهای محلی که با سازهایی چون تنبور و دف اجرا میشوند، به عشق فرهاد و شیرین و عظمت کوه بیستون اشاره دارند.این پیوند عمیق میان ادبیات، موسیقی و باورهای عامه، بیستون را به بخشی جداییناپذیر از هویت فرهنگی غرب ایران تبدیل کرده است.
بیستون در دوره اسلامی، کاروانسرای ایلخانی
بر روي كاخ ناتمام خسرو، بقاياي کاروانسرايی از دوره ايلخاني ديده میشود. اين کاروانسرا با لاشهسنگ، آجر و ملات گچ بر روی شالوده بنای ناتمام ساسانی ساخته شده است. ورودی بنا در جبهه شرقی بنا واقع است و بعد از آن راهرويی به ابعاد 5×3 متر قرار دارد. اين راهرو به يک حياط مركزي باز میشود كه در چهار طرف آن شصت و چهار اتاق مستطیلشکل و ایوانهایی ساخته شده است. در وسط حياط يک بناي مربعشکلی ساخته شده كه داراي محرابي در جهت قبله است. وجود اين محراب نیمدایرهای دال بر اين است كه اين فضاي كوچک بهعنوان مسجد مورداستفاده مسافران بوده است. در ضلع غربی حياط نيز ورودي ديگري در سمت جاده کاروانرویی كه از آنجا عبور میکرد، وجود داشته است. در دوره ايلخاني با استفاده از مصالح بومي و حتي مصالح بهجامانده از بناهای ساسانی اين بنا تكميل گرديد.
کاروانسرای شاه عباسی
بر سر راه قديمي كرمانشاه– همدان، در جنوب غربی روستای قديمي بيستون و درست در مقابل فرهاد تراش، کاروانسراي بيستون قرار دارد. اين کاروانسرا به فرم چهارایوانی و به سبک کاروانسراهای دوره صفوی ساخته شده است. اين کاروانسرا بر سر راه ارتباطي مهمی كه ايران را به عراق ارتباط میداده قرار دارد و طبق متون تاريخی برای اقامت زائران عتباتعالیات احداث شده است. هر چند بانی اوليه بنا مشخص نيست اما احداث آن احتمالاً به فرمان شاهعباس اول صفوي آغاز و بنا بر كتيبه موجود در سردر بنا به اهتمام شيخ علیخان زنگنه، صدراعظم شاه سليمان صفوي، به پايان رسيده است این کاروانسرا تا دوره قاجار مورداستفاده كاروانيان بود تا اينكه در اوايل دوره قاجار بر اثر زمینلرزه بخشی از آن آسيب ديد و بر اساس کتیبهای كه در سـر در بنا بهجامانده، کاروانسرا در زمان ناصرالدینشاه قاجار و به دستور آقاخان نوری و توسط حاجی جعفرخان معمارباشی اصفهاني مرمت شده است. عضدالملک در سفرنامه خويش آورده است كه اين مرمت موجب خرابی بيشتر کاروانسرا شد. در دوره پهلوی به دليل مورداستفاده قرارنگرفتن کاروانسرا، از اين بنا بهعنوان انبار غله استفاده گرديد و متناسب با اين كاربري جديد، تغييراتی در معماری اوليه بنا صورت گرفت. در حال حاضر بهعنوان هتل و با تغییر کاربری به فعالیت خود ادامه میدهد.
سراب بیستون
سراب بیستون اگر چنانچه گفته شده ايران را دروازه آسيا بدانيم بی شک كناره سراب بيستون يكي از اطراق گاههای مهم کاروانهایی است كه از اين دروازه میگذشتند. وجود اين سراب و شرايط طبيعي مناسب پيرامون آن از دليل مهم شکلگیری استقرارها در اين ناحيه از دوره پارینهسنگی تا دوران معاصر است.
10:41 - 6 فروردین 1404