نمازی به شیرینی یک روز عید

انگار خنده هایش مُسری بود، خانم های اطرافش هم با او می خندیدند و قربان صدقه‌اش می‌رفتند و درد و بلایش را بر سر دشمنان اسلام می کوبیدند.
خبرگزاری فارس، رشت؛ ام سلمه فرد: در میان انبوه جمعیت، دخترک ریز جثه‌ای نشسته بود که گویی در لابلای چادرهای نماز زنان، گم شده بود. با چشمانی پر از اشتیاق، مدام می‌پرسید: «چقدر دیگه مونده تا نماز شروع بشه؟» خانم‌هایی که در اطرافش بودند با نگاه‌های محبت‌ آمیز، قربان صدقه‌ اش می‌رفتند و درد و بلای دخترک را بر سر دشمنان اسلام می کوبیدند.دخترک قرآن کوچکی در دست داشت، تا در این فرصت اندک باقی مانده تا اقامه نماز، چند سوره کوتاه را بخواند. دلش به تندای دل گنجشکی می تپید. سجاده اش را با دقت مرتب کرد، آماده بود تا خود را در لحظه های مقدس نماز غرق کند. وقتی نماز آغاز شد، به آرامی گفت: «نیت کنم نماز عید؟»به او گفتم: «بله عزیزم، ۲ رکعت نماز عید فطر» امید در چشمانش می‌درخشید و قنوت برایش انگار به وقفی بی‌پایان تبدیل شده بود، اما شور و شوقی که در وجودش موج می‌زد، او را به ادامه دادن ترغیب می‌کرد. بعد از پایان نماز با خوشحالی گفت: «خیلی راحت بودا، کاش می‌تونستیم همیشه نماز عید بخونیم، اینجا رو هم خیلی دوست دارم، حس آرامش داره، انگار مثله فرشته ها بال دارم و میتونم چشمامو ببندم و تو آسمون پرواز کنم.»

بازم فکر می کنم روزه دارم

یکی از خانم‌ها شکلاتی را به او تعارف کرد. او با لبخندی دلنشین شکلات را گرفت و گفت: « وای همش فکر می‌کنم هنوز ماه رمضانه، می‌ترسم چیزی بخورم و روزه‌ م باطل بشه.» و بعد دستش را جلوی دندان هایش گرفت و خندید، خنده هایش مُسری بود، خانم های اطرافش هم با او می خندیدند و باز هم قربان صدقه‌اش می‌رفتند و درد و بلایش را بر سر دشمنان اسلام می کوبیدند.اینجا، در این لحظه و در این مکان، عشق به ایمان و شور و شوق در دل یک دختر کوچک، صحنه ای از امید و وحدت را به تصویر کشید.

دلم برای نماز جماعت مدرسه تنگ شده

انگار دست و دل دخترک به جمع کردنِ سجاده کوچکش نمی رفت. در رفتارش احساس تعلق و ارتباط عمیق با این فضا وجود داشت. تا آخرین لحظه نشست و ذکر گفت، گویی دلش نمی‌خواست این لحظه‌ها به پایان برسد. سپس آرام آرام راهی رفتن شد، اما با ناراحتی گفت: «از زمانی که به خاطر جنگ اسرائیل، مدرسه‌م تعطیل شده، دلم برای نماز جماعت مدرسه خیلی تنگ شده، من همیشه دعا می کنم که خدا اسرائیل رو نابود کنه چون که نمیزاره من با دوستان برم مدرسه. آخه من هر روز نماز جماعت می‌خوندم، کلی هم ستاره از خانم معلم گرفته بودم.»
تا همین چند دقیقه پیش، با خودم فکر می کردم که بنا بر وظیفه‌ دینی ام آمده‌ام، تا پس از یک ماه روزه‌داری و بندگی، نمازم را بخوانم و پرونده ماه رمضانم را کامل کنم و با خیال راحت ببندم، اما وقتی شور و شوق بچه‌های کوچک را می‌دیدم که چگونه مشتاقانه به بندگی پرداخته‌اند و با تمام وجود قلب‌هایشان را به معبودشان تقدیم می‌کنند، حقیقتاً شرمنده شدم.این دختر کوچک، با دل پاک و عشق به خدا، می تواند، آدم های اطرافش را به یاد ارزش واقعی نماز جماعت و ارتباط عمیق با خدا بیاندازد. گاهی ما آدم ها بزرگ‌ترین درس‌ها را از کوچک‌ترین‌ها می‌آموزیم.

نماز عید فطر امسال

امروز نماز عید فطر در خیابان مصلی رشت، بسیار باشکوه برگزار شد. حضور چشمگیر مردم بابصیرتی که در همه صحنه ها آگاهانه، حاضر می شوند، که نشان دهنده‌ی روحیه‌ای قوی و عزمی راسخ برای ایستادگی و مقاومت در برابر چالش‌ها و مشکلات است و یادآوری می‌کند که اتحاد و تکیه بر قدرت ایمان، می‌تواند منجر به شکوفایی و صلابت ملی شود.
11:56 - 1 فروردین 1405

0 بازدید