ما فقط به دنبال زنده ماندن نیستیم؛ فقط به دنبال اداره شدن نیستیم؛ فقط به دنبال سهمی بیشتر از سفره دنیا نیستیم. ما به دنبال «امام شدن» هستیم. به دنبال آن هستیم که الگویی برای ملتها شویم. به دنبال آن هستیم که به دنیا نشان دهیم انسان میتواند زیر پرچم خدا زندگی کند و اسیر فرعونهای زمانه نباشد.
خبرگزاری فارس؛ «وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ» (القصص: ۵)ما مىخواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روى زمين قرار دهيم.میخواهیم به یک سؤال اساسی و تاریخی پاسخ دهیم: ما اینهمه سختی، تحریم، فشار و مشقت را برای چه تحمل میکنیم؟ این همه ایستادگی، این همه هزینهدادن، این همه از دست دادن بهترین فرزندان این ملت، برای رسیدن به کدام نقطه است؟ آیا واقعاً ارزش دارد که ملتی دههها در برابر قدرتهای مسلط جهان بایستد و کوتاه نیاید؟پاسخ این سؤال در همین آیه نهفته است. ما فقط به دنبال زنده ماندن نیستیم؛ فقط به دنبال اداره شدن نیستیم؛ فقط به دنبال سهمی بیشتر از سفره دنیا نیستیم. ما به دنبال «امام شدن» هستیم. به دنبال آن هستیم که الگویی برای ملتها شویم. به دنبال آن هستیم که به دنیا نشان دهیم انسان میتواند زیر پرچم خدا زندگی کند و اسیر فرعونهای زمانه نباشد.
از روزی که انقلاب اسلامی فریاد زد «نه شرقی، نه غربی»، در حقیقت اعلام کرد که راه استکبار را برای اداره جهان قبول ندارد. اعلام کرد که انسان، کالا نیست. ملتها رعیت قدرتهای بزرگ نیستند. عدالت را نمیشود قربانی ثروت و زور کرد. همین بود که جبهه استکبار را به وحشت انداخت. دعوا از همان روز آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد.قرآن از این تقابل تاریخی پرده برمیدارد؛ تقابلی میان مستضعفان و مستکبران. میان آنان که میخواهند بندگان خدا را آزاد ببینند و آنان که حیات خود را در بردگی ملتها جستوجو میکنند. همانهایی که روزی فرعون بودند و امروز با چهرهای جدید ظاهر شدهاند. نامها عوض شده اما خوی استکباری همان است. دیروز با زنجیر و شلاق حکومت میکردند، امروز با تحریم، رسانه، جنگ شناختی و بمبهای چند تنی.رهبر شهید انقلاب به زیبایی این حقیقت را تبیین کردند که مشکل اصلی غرب با جمهوری اسلامی، اصلِ پیشرفت و استقلال ایران است. اگر ما در برابر آمریکا سر خم میکردیم، اگر صدایمان میلرزید، اگر حاضر بودیم سلطه آنان را بپذیریم، بسیاری از این فشارها وجود نداشت. دشمن با اصلِ موجودیت یک ملت مستقل مشکل دارد؛ ملتی که میخواهد روی پای خودش بایستد و دیگران را نیز به ایستادن دعوت کند.
امروز به برکت خون شهیدان و رهبر شهیدمان، در یکی از حساسترین پیچهای این نبرد تاریخی ایستادهایم. آمریکای جنایتکار، صهیونیسم جهانی و همه دنبالههای منطقهای آنان به خوبی میدانند که اگر جمهوری اسلامی از این میدان سربلند بیرون بیاید، معادلات منطقه برای همیشه تغییر خواهد کرد. آنان میدانند که دوران یکهتازیشان رو به پایان است و ملتهای منطقه دیگر حاضر نیستند زیر چکمههای آنان زندگی کنند.اما شاید این سؤال مطرح شود که این پیروزی چه سودی برای مردم دارد؟ آیا همه این حرفها صرفاً شعارهای سیاسی است؟پاسخ روشن است. اولین ثمره پیروزی، برای خود مردم ایران خواهد بود. آقا شدن ایران یعنی پایان بسیاری از ضعفهایی که سالهاست مردم را آزار میدهد. یعنی دیگر اجازه نداریم اقتصاد ضعیف داشته باشیم. اجازه نداریم در علم، فناوری، فرهنگ و آموزش به حداقلها قانع شویم.
اما اینجا یک حقیقت مهم وجود دارد. همانگونه که در میدان نبرد نمیتوان با دشمن مماشات کرد، در میدان ساختن کشور نیز نمیتوان با ضعفها و عقبماندگیها کنار آمد. ملت امامشونده، ملت مسئولیتپذیر است. ملتی که میخواهد الگو شود، حق ندارد به وضع موجود رضایت بدهد.ما بیش از چهار دهه است که هزینه این مسیر را میپردازیم؛ زیرا به آیندهای بزرگتر از امروز ایمان داریم. ما همچون کوه ایستادهایم؛ نه برای آنکه صرفاً بگوییم مقاومت کردیم، بلکه برای آنکه ایرانی بسازیم که بتواند الهامبخش ملتهای دیگر باشد. دشمن خارجی میخواهد این امید را نابود کند و غربزدههای مرعوب داخلی نیز گاهی همان هدف را با ادبیاتی دیگر دنبال میکنند.ما به دنبال ایران بدون آمریکا هستیم؛ نه از سر کینهورزی، بلکه به این دلیل که تجربه تاریخی نشان داده هر جا آمریکا حضور پیدا کرده، استقلال ملتها قربانی شده است. ما فریب لبخندهایی را که از پشت آن تکه تکه شدن کودکان مظلوم میناب به دست بیاید را نمیخوریم. فریب دستهایی را که از آن خون مردم بیگناه لبنون میچکد، نمیخوریم. تاریخ این حقیقت را بارها به ما ثابت کرده است.وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهيدا...خدای متعال میفرماید شما را امت وسط قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید. یعنی جامعهای که نمونه و الگو باشد. جامعهای که دیگران بتوانند به آن نگاه کنند و راه را پیدا کنند. اما چنین جایگاهی بدون امام و امت شکل نمیگیرد. برای الگو شدن، هم مردم لازماند و هم رهبری.
به لطف الهی امروز ایران هر دو بال را در اختیار دارد؛ مردمی مقاوم، بصیر و پایکار و رهبری حکیم که پرچم این مسیر را برافراشته نگاه داشته است. همین پیوند میان امت و ولایت است که همه محاسبات دشمن را به هم ریخته است. ما امروز بیش از هر زمان دیگری به قله نزدیک شدهایم. اما آن قله چیست؟رهبر شهید انقلاب سالها پیش پاسخ این سؤال را داده بودند. ایشان فرمودند که رفع محرومیتها، بیکاریها، تبعیضها و مشکلات اقتصادی هدف نهایی نیست؛ اینها موانع راهاند. هدف آن است که کشوری ساخته شود که بتواند برای جهان الگو باشد. آنچنان بالا بایستد که بتواند بر همه روشها و تمدنها نظارت کند و درستی و نادرستی آنها را نشان دهد.این همان وعده الهی است که مستضعفان را وارث زمین خواهد کرد. اما این وعده بدون هزینه محقق نمیشود. هیچ ملتی بدون عبور از گردنههای سخت به قله نرسیده است. هیچ امتی بدون مجاهدت، الگو نشده است.ما عاشق جنگ نیستیم. ما دلبسته خون و آتش نیستیم. ما از شنیدن صدای انفجار لذت نمیبریم. ما عاشق زندگیایم. عاشق دوستیایم. عاشق آرامش و امنیتیم. اما چه کنیم که گاهی راه صلح از میان میدان نبرد میگذرد. گاهی برای زنده ماندن باید ایستاد. گاهی برای حفظ امنیت باید هزینه داد.
جنگ مطلوب ما نیست، اما تسلیم شدن از جنگ هم بدتر است. کوچکترین عقبنشینی در برابر دشمنی که به چیزی جز سلطه راضی نیست، او را جریتر خواهد کرد. دشمن باید بداند با ملتی مواجه است که اهل معامله بر سر عزت خود نیست. این خطای محاسباتی باید از ذهن او پاک شود.الگوی ما ابراهیم بتشکن است. همان پیامبری که در برابر همه قدرتهای زمان خود ایستاد و اعلام کرد میان ما و جبهه شرک و استکبار، تا زمانی که به خدا ایمان نیاورید، مرزبندی وجود دارد. این مرزبندی از سر نفرت کور نیست؛ از سر دفاع از حقیقت و کرامت انسان است.ای ملت ابراهیمی ایران! شما در این سالها نشان دادهاید که میتوان در برابر زورگویان عالم ایستاد. میتوان نه ظالم بود و نه زیر بار ظلم رفت. میتوان در میدان مقاومت ایستاد و در عین حال برای آبادانی، پیشرفت، علم، فرهنگ و رفاه مردم جنگید.خداوند وعده داده است: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ». تاریخ نیز گواه این وعده است. در بدر، سیصد و سیزده نفر در برابر لشکری چند برابر ایستادند. امکانات اندک بود اما ایمان فراوان. پیامبر دست به دعا برداشت و وعده خدا را مطالبه کرد. نتیجه چه شد؟ پیروزیای که همه معادلات ظاهری را در هم شکست.
امروز نیز همان سنت الهی جاری است. خداوندی که مالک همه سپاههای آسمان و زمین است، وعده نصرت داده است. اگر در این مسیر استقامت کنیم، اگر یکدل و یکرنگ بمانیم، اگر گرفتار ترس و تردید نشویم، آینده از آنِ ملتهایی خواهد بود که برای خدا ایستادگی کردند.به فضل الهی، روزی خواهد رسید که هیمنه پوشالی استکبار فرو بریزد، ملتهای منطقه روی پای خود بایستند و ایران اسلامی به عنوان نمونهای از عزت، پیشرفت و عدالت بدرخشد. ما برای رسیدن به آن روز، تا فتح آخرین سنگرهای ضعف و وابستگی ایستادهایم و از این راه بازنخواهیم گشت.
تعبیر «مبعوث خواهد کرد» تعبیر کوچکی نیست. همانگونه که خداوند در مقاطع حساس تاریخ، انسانهایی را برای انجام مأموریتهای بزرگ برمیانگیخت، در حوادث معاصر نیز بارها مردم ایران را برای عبور دادن کشور از گردنههای دشوار مبعوث کرده است. اما اگر مردم مبعوث شدهاند، آیا مسئولان نیز نباید مبعوث شوند؟
آمریکا برای نابودی ایران روی این کارخانه فساد حساب باز کرده است
امروز آمریکا فقط تحریم نمیکند، سبک زندگی نیز صادر میکند. فقط فشار اقتصادی نمیآورد، مصرفزدگی را نیز ترویج میکند. فقط به دنبال کاهش درآمد ملتها نیست، به دنبال افزایش اسراف نیز هست. قرآن هشدار میدهد: «وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ، الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ». …
یک لحظه تفکر کنیم؛ مبادا طعمۀ آمادهتری برای آمریکا شویم
جامعهای که از درون دچار تفرقه و فرسایش شده باشد، حتی اگر امکانات مادی فراوانی هم داشته باشد، احساس قدرت و آرامش نخواهد کرد. دست خدا با جماعت است. تا وقتی کنار هم هستیم، تا وقتی دلهایمان به هم گره خورده است، دشمن نمیتواند کاری از پیش ببرد. خطر آنجاست که انسان از جمع جدا شود؛ چون انسانِ تنها، طعمۀ …