پروتکل سه‌گانه زرسالاران یهود برای تغییر در سبک زندگی جامعه

سبک زندگی غربی با تصمیم‌گیری زرسالاران یهود با محوریت فحشا، منکر و بغی شکل‌گرفته است، در پروتکل‌های لابی صهیونیست تصمیم گرفته شده، باید این گناهان آرام آرام به منکر، یعنی گناهان آشکار منتهی و درنهایت به بغی یا ستمگری در جامعه ختم شوند بعد به‌راحتی می‌توان به جامعه ضعیف بغی و ستم کرد و صدای آن جامعه در نخواهد آمد.
خبرگزاری فارس چهارمحال‌ و بختیاری| جامعه اسلامی برای موفقیت بیشتر در برابر دشمنان خود نیازمند به‌کار بستن اصول و قواعدی است که رعایت آن باعث افزایش انسجام اجتماعی و برطرف شدن مشکلات می‌شود و در مقابل برای مصون‌ماندن از آسیب‌ها نیازمند پرهیز و دوری از اموری است که سلامت جامعه را به خطر می‌اندازد. إِنَّ اللَّهَ يَأمُرُ بِالعَدلِ وَالإِحسانِ وَإيتاءِ ذِي القُربىٰ (آیه ۹۰ سوره نحل)خدا از سرِ مهربانى و مصلحت، به برقرارى عدالت در جامعه، به خيرخواهى براى مردم و به بخشش به قوم‌وخويش فرمان مى‌دهد.
در آیه فوق، خداوند متعال به سه اصلی که رعایت آن لازم است (عدل، احسان و رسیدگی به نزدیکان) و سه امری که پرهیز از آن لازم است (فحشا، منکر و ستمگری) اشاره می‌کند.عدل بدین معناست که هر چیزی در جای خود قرار گیرد به‌عنوان مثال اگر ثروتمندان مالیات قانونی ثروت خود را بپردازند و این مالیات به شکل درست در بین نیازمندان توزیع شود تا حد زیادی مشکلات اقتصادی برطرف می‌شود. در برخی شرایط لازم است علاوه بر رعایت عدالت، افراد جامعه به احسان روی‌آورند و فراتر از وظایف شرعی و قانونی خود، به یکدیگر توجه کنند؛ مانند شرایط امروز جهان اسلام که مردم مظلوم غزه و لبنان به کمک دیگران احتیاج دارند طبعاً در چنین شرایطی لازم است علاوه بر عدالت به موضوع احسان نیز توجه شود.البته در مصادیق احسان، احسان به نزدیکان از اولویت بیشتری برخوردار است. اگر افراد جامعه، هریک خود را در برابر خویشاوندان مسئول بداند، شاید دیگر فقیری در جامعه باقی نماند؛ چون معمولاً در همه خانواده‌ها در کنار افراد فقیر افراد ثروتمندی هم وجود دارند که توجه هر یک از آنان به فقرای فامیل خود به زدودن فقر از کل جامعه کمک شایانی خواهد کرد. در مقابل گناهان پنهانی (فحشا) و آشکار (منکر) و ستم به دیگران (بغی) از اموری است که باید جامعه اسلامی از آن بپرهیزد. اصولاً انحطاط جامعه از گناهان پنهانی آغاز و سپس به گناهان آشکار کشیده می‌شود و در نهایت به بغی و ستم بر دیگران می‌انجامد. جامعه‌ای که سبک زندگی مجاهدانه را در پیش گرفته است، باید مراقب باشد که گرفتار فحشا و منکر نشود تا از تجاوز و ستم افراد به یکدیگر مصون بماند.
در آینه کلام بزرگاندر این آیات نمونه‌ای از جامع‌ترین تعلیمات اسلام در زمینه مسائل اجتماعی و انسانی و اخلاقی بیان شده است. چه قانونی از «عدل» وسیع‌تر و گیراتر و جامع‌تر تصور می‌شود؟ عدل، همان قانونی است که تمام نظام هستی بر محور آن می‌گردد. آسمان‌ها و زمین و همه موجودات با عدالت برپا هستند (بِالْعَدْلِ قامَتِ السّماواتُ و الأرض).جامعه انسانی که گوشه کوچکی از این عالم پهناور است نیز نمی‌تواند از این قانون عالم شمول برکنار باشد و بدون عدل به حیات سالم خود ادامه دهد.عدل به معنای واقعی کلمه آن است که هر چیزی در جای خود باشد. بنابراین هرگونه انحراف، افراط، تفریط، تجاوز از حد، تجاوز به حقوق دیگران برخلاف اصل عدل است.
۳ MB
یک انسان سالم کسی است که تمام دستگاه‌های بدن او هر یک کار خودش را بدون کم و زیاد انجام دهد اما به‌محض اینکه یک یا چند دستگاه در انجام‌وظیفه کوتاهی کرد یا در مسیر تجاوز گام نهاد، فوراً آثار اختلال در تمام بدن نمایان می‌شود و بیماری حتمی است. کل جامعه انسانی نیز همانند بدن یک انسان است که بدون رعایت اصل عدالت، بیمار خواهد بود؛ اما ازآنجاکه عدالت با همه قدرت و شکوه و تأثیر عمیقش در مواقع بحرانی و استثنایی به‌تنهایی کارساز نیست، بلافاصله دستور به احسان را پشت سر آن می‌آورد. به تعبیر روشن‌تر در طول زندگی انسان‌ها مواقع حساسی پیش می‌آید که حل مشکلات به کمک اصل عدالت به‌تنهایی امکان‌پذیر نیست، بلکه نیاز به ایثار و گذشت و فداکاری دارد که با استفاده از اصل (احسان) باید تحقق یابد. فی‌المثل، دشمن غداری به جامعه‌ای حمله کرده است و یا طوفان و سیل و زلزله بخشی از کشوری را ویران نموده اگر مردم در چنین شرایطی بخواهند در انتظار آن بنشینند که مثلاً مالیات‌های عادلانه و سایر قوانین عادی مشکل را حل کند امکان‌پذیر نیست. اینجاست که باید همه کسانی که دارای امکانات بیشتر از نظر نیروی فکری و جسمانی و مالی هستند دست به فداکاری بزنند و تا آنجا که در قدرت دارند. ایثار کنند، وگرنه دشمن جبار ممکن است کل جامعه آن‌ها را از بین ببرد یا حوادث دردناک طبیعی جمع کثیری را به‌کلی فلج کند. در کل جامعه انسانی نیز این دو حالت باید حاکم باشد وگرنه جامعه سالمی نیست.در اخبار اسلامی و همچنین گفتار مفسران در فرق میان این دو، یعنی عدل و احسان بیانات مختلفی دیده می‌شود که شاید غالباً به آنچه در بالا گفتیم بازمی‌گردد.
در حدیثی از امام علی علیه‌السلام می‌خوانیم: العدل الانصاف والاحسان التفضل، عدل آن است که حق مردم را به آن‌ها برسانی و احسان آن است که بر آن‌ها تفضل کنی. این همان است که در بالا اشاره شد. بعضی گفته‌اند عدل ادای واجبات و احسان انجام مستحبات است؛ بعضی دیگر گفته‌اند عدل توحید است و احسان ادای واجبات. طبق این تفسیر عدل به اعتقاد اشاره می‌کند و احسان به عمل؛ بعضی گفته‌اند عدالت هماهنگی ظاهر و باطن است و احسان آن است که باطن انسان از ظاهر او بهتر باشد؛ بعضی دیگر عدالت را مربوط به جنبه‌های عملی دانسته‌اند و احسان را مربوط به گفتار؛ ولی همان گونه که گفتیم بعضی از این تفسیرها با تفسیری که در بالا آوردیم هماهنگ است و بعضی دیگر نیز منافات با آن ندارد و قابل‌جمع اما مسئله نیکی به نزدیکان، وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبى، درواقع بخشی از مسئله احسان است، با این تفاوت که احسان در کل جامعه است و از ایتاء ذي القربی در خصوص خویشاوندان و بستگان که جامعه کوچک محسوب می‌شود و با توجه به اینکه جامعه بزرگ از جامعه کوچک‌تر یعنی جامعه فامیلی ترکیب شده، هرگاه این واحدهای کوچک‌تر از انسجام بیشتری برخوردار گردند، اثر آن در کل جامعه ظاهر می‌شود و درواقع وظایف و مسئولیت‌ها به‌صورت صحیحی در میان مردم تقسیم می‌گردد چراکه هر گروه در درجه اول به ضعفای بستگان خود می‌پردازد و از این طریق همه این‌گونه اشخاص زیرپوشش حمایت نزدیکان خود قرار می‌گیرند.
در بعضی از احادیث اسلامی می‌خوانیم که منظور از ذِي الْقُرْبَى نزدیکان پیامبر، یعنی امامان اهل بیت‌اند و منظور از وإيتاء ذي القربی ادای خمس می‌باشد. این تفسیر هرگز نمی‌خواهد مفهوم آیه را محدود کند، بلکه هیچ مانعی ندارد. آیه به مفهوم وسیعش باقی باشد و این قسمت نیز یکی از مصادیق روشن آن مفهوم عام محسوب گردد؛ بلکه اگر ما ذِي الْقُرْبَى را به معنای مطلق نزدیکان اعم از نزدیکان در فامیل و نسب و یا نزدیکان دیگر بدانیم آیه مفهوم وسیع‌تری پیدا می‌کند که حتی همسایگان و دوستان و مانند آن را شامل می‌شود هرچند معروف در معناى ذِي الْقُرْبي خویشاوندان است.مسئله کمک به جامعه‌های کوچک یعنی بستگان و خویشاوندان از آن نظر که از پشتوانه عاطفی نیرومندی برخوردار است، ضمانت اجرایی بیشتری خواهد داشت.کمتر مسئله‌ای است که در اسلام به اهمیت عدالت باشد زیرا مسئله «عدل» همانند مسئله «توحید» در تمام اصول و فروع اسلام ریشه دوانده؛ یعنی همان‌طور که هیچ یک از مسائل عقیده‌ای و عملی، فردی و اجتماعی، اخلاقی و حقوقی از حقیقت توحید و یگانگی جدا نیست، همچنین، هیچ یک از آن‌ها را خالی از روح عدل نخواهیم یافت.
۳ MB
پیرامون این تعبیرات سه‌گانه (فحشا)، (منکر) و (بغی) نیز مفسران سخن بسیار گفته‌اند اما آنچه مناسب‌تر با معنای لغوی و قرینه مقابله این صفات با یکدیگر به نظر می‌رسد آن است که فحشا اشاره به گناهان پنهانی، منکر اشاره به گناهان آشکار و بغی هرگونه تجاوز از حق خویش و ظلم و خودبرتربینی نسبت به دیگران است.بعضی از مفسران گفته‌اند سرچشمه انحرافات اخلاقی سه قوه است. قوه شهوانی و غضبی و نیروی وهمی شیطانی اما قوه شهوانی انسان را به لذت‌گیری هرچه بیشتر می‌خواند و غرق در فحشا و زشتی‌ها می‌کند. قوه غضبیه انسان را به انجام منکرات و آزار مردم وا می‌دارد اما قوه وهمیه شیطانیه حس برتری‌طلبی و ریاست‌خواهی و انحصارجویی و تجاوز به حقوق دیگران را در انسان زنده می‌کند و او را به این اعمال وامی‌دارد.خداوند با تعبیرهای سه‌گانه فوق نسبت به طغیان این غرایز هشدار داده و با یک بیان جامع که همه انحرافات اخلاقی را دربر می‌گیرد به راه حق هدایت نموده است.این آیه منشور جهانی اسلام است که امام باقر آن را در خطبه‌های نمازجمعه می‌خواندند و به گفته فیض کاشانی در تفسیر صافی اگر در قرآن همین یک آیه بود کافی بود که بگوییم قرآن تبیان کل شیء است. اوامر و نواهی این آیه در همه ادیان بوده و هرگز نسخ نشده است. «عدل» درباره چیزی است که تساوی آن با بصیرت درک شود و «عدل» درباره چیزی است که تساوی آن با حس درک شود. «عدل»مساوات در جزاست ولی (احسان) زیاد کردن پاداش است.
«عدل» در نظام آفرینش رمز پایداری آن است. بالعدل قامت السماوات والارض و در نظام تشریع سرلوحه دعوت همه انبیاست. «احسان» کلمه مبارکی است که شامل خدمات مالی، فکری، فرهنگی، عاطفی می‌شود. عدل و احسان در کنار هم جاذبه دارد وگرنه مقررات خشک دل‌ها را التیام نمی‌دهد، «بامر بالعدل والإحسان».در احسان رسیدگی به بستگان و صله رحم اولویت دارد: «وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى».امر به معروف بر نهی از منکر مقدم است و عدل بر احسان: (يَأْمُرُ بِالْعَدلِ وَالْإِحْسَانِ... وينهى).
امام زمان مجری عدالت است ایشان عدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد کرد؛ نه آن هم این عدالتی که مردم عادی می‌فهمند که فقط قضیه عدالت در زمین برای رفاه مردم باشد بلکه عدالت در تمام مراتب انسانیت انسان اگر هر انحرافی پیدا کند، انحراف عملی، انحراف روحی، انحراف عقلی، برگرداندن این انحرافات را به معنای خودش این ایجاد عدالت است. صدر انسان اگر اخلاقش اخلاق منحرفی باشد از این انحراف وقتی به اعتدال برگردد این عدالت در او تحقق پیدا کرده است. اگر در عقاید یک انحرافاتی و کجی‌هایی باشد برگرداندن آن عقاید کج به یک عقیده صحیح و صراط مستقیم این ایجاد عدالت است. در عقل انسان در زمان ظهور مهدی موعود که خداوند ذخیره کرده است او را از باب اینکه هیچ‌کس در اولین و آخرین این قدرت برایش نبوده است و فقط برای حضرت مهدی موعود بوده است که تمام عالم را، عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد و آن چیزی که انبیا موفق نشدند به آن با اینکه برای آن خدمت آمده بودند خدای تبارک و تعالی ایشان را ذخیره کرده است که همان معنایی که همه انبیا آرزو داشتند، لکن موانع اسباب این شد که نتوانستند اجرا بکنند و همه اولیا آرزو داشتند و موفق نشدند که اجرا بکنند به دست این بزرگوار اجرا بشود.
تعریف عدالت از دیدگاه شهید مطهری۱. موزون بودن و تعادل هر اجتماع متعادل نیازمند کارهای فراوان اقتصادی، سیاسی، فرهنگی قضایی و تربیتی است و از آنجا که عالم هستی موزون و متعادل است این کارها باید میان افراد تقسیم شود. برای هریک از آنها نیز باید به‌قدر لازم کارگزار گماشته و بودجه و نیرو صرف شود. در غیر این صورت امکان برپایی عالم هستی وجود ندارد و در این نظم تناسب و حساب معین نیز نیست؛ چنان که حدیث نبوی اشاره می‌کند بالعدل قامت السموات والارض. مقابل عدل در این معنا بی‌تناسبی است نه ظلم، چون بحث عدل به معنای تناسب در برابر بی‌تناسبی در نظر کل نظام عالم است. در حالی که عدل در مقابل ظلم به دنبال ملاحظه هر جزء حقوق فردی مطرح می‌شود. همچنین عدل به معنای تناسب و توازن در نظام عالم از شئون خداوند حکیم است.۲. تساوی و نفی هرگونه تبعیض مقصود از عدالت در اینجا رعایت تساوی در زمینه استحقاق‌هایی است که افراد از آن برخوردارند و این رفع تبعیض با ملاحظه تفاوت‌های بین افراد است.۳. رعایت حقوق افراد و عطا کردن حق به ذی‌حق: عدل در این معنا در برابر ظلم پایمال کردن حق دیگران قرار گرفته است و آنچه همواره باید در قوانین بشری به معنای عدالت اجتماعی رعایت شود و همگان آن را محترم بشمارند همین معناست. پس ظلم به معنای تجاوز به حریم و حق دیگری از سوی خداوند محال است؛ چون او مالک علی‌الاطلاق است و هیچ چیز در مقایسه با او اولویت ندارد.
۴. رعایت قابلیت‌ها در افاضه وجود و عدم امتناع از افاضه و رحمت الهی به آنچه امکان وجود یا کمال است. در اینجا عادل بودن پروردگار نزد حکمای الهی به این است که به هر موجودی در نظام تکوین میزانی از کمالات وجودی را که قابلیت و ظرفیت دارد اعطا می‌کند و پروردگار از موجودی که استحقاق و قابلیت دارد منع فیض نمی‌کند. ذکر این نکته ضروری است که این معنا از عدل صرفاً در حوزه کلامی کاربرد دارد.زندگی با محوریت عدالت کافی نیستما همیشه وقتی می‌خواهیم زندگی ایده‌آل و خوب را برای خودمان و جامعه تعریف کنیم می‌گوییم که آن زندگی خوب است که محورش عدالت باشد. اما قرآن زندگی خوب را زندگی نمی‌داند که فقط عدالت حرف اول و آخر را بزند بلکه یک مدل زندگی دیگر را معرفی می‌کنند. در مدل زندگی که خدا معرفی می‌کند عدالت یک بخش ماجراست اما همه ماجرا نیست. شاید عدالت بتواند نظم و برابری را در جامعه برقرار کند اما چیزی فراتر از عدالت لازم است تا دل‌ها را به یکدیگر نزدیک کند و انسان‌ها را به اوج انسانیت برساند. عدالت به معنای قرار گرفتن هر چیز در جای خود حداقل نیازهای یک جامعه را برآورده می‌کند اما احسان است که به زندگی گرما و معنا می‌بخش؛ بنابراینن خداوند متعال می‌فرماید «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ و ایتای ذی القربی»، «خداوند از سر مهربانی و مصلحت به برقراری عدالت در جامعه خیرخواهی برای مردم و بخشش به قوم و خویش فرمان می‌دهد»
عدالت پایه است و احسان سقف زندگی قرآنیعدالت ممکن است کارگری را به حقوقش برساند، اما احسان است که او را به زندگی امیدوار می‌کند. برای مثال اگر ثروتمندان فقط به پرداخت مالیات قانونی اکتفا کنند عدالت برقرار شده است؛ اما وقتی از دارایی خود برای حمایت از نیازمندان بپردازند احسان اتفاق می‌افتد. همین احسان است که گره‌های کور مشکلات اجتماعی را باز می‌کند و فقر و تنگدستی را کاهش می‌دهد؛ بنابراین اگرچه عدالت ضروری است، کافی نیست. عدالت پایه است و احسان سقف زندگی قرآنی.خانواده اولین صحنه اجرای عدالت و احسان
۵ MB
اگر در محیط خانواده زن و شوهر فقط به دنبال برقراری عدالت باشند به این معنا که خانم و آقا به دنبال حقوق مشخص خود باشند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ این زندگی ماندگار و شیرین خواهد بود؟ نه محبت و گذشت که مصداق‌های احسان هستند خانواده را به مأمنی آرامش‌بخش تبدیل می‌کنند. برای مثال حدود هجده میلیون زن خانه‌دار در ایران هستند و سه شیفت کار می‌کنند. اگر بخواهیم حداقل پنج میلیون تومان برای هر شیفت به مادران حقوق بدهیم در هر ماه باید حدود ۶۷۰ هزار میلیارد تومان حقوق به زن‌های خانه‌دار بپردازیم. مادران ما فراتر از حق احسان می‌کنند این یعنی احسان. بیچاره می‌شدیم اگر مادران و همسران می‌خواستند با عدالت در خانواده تعامل کنند چرخ زندگی نمی‌چرخید.
جامعه‌ای بر پایه عدالت و احساندر سطح جامعه عدالت همان قوانینی است که نظم را برقرار می‌کند مانند توزیع منصفانه منابع پرداخت حقوق یا قضاوت عادلانه، اما احسان باعث ایجاد انسجام و پیوند میان افراد جامعه می‌شود. اگر هر فرد به نزدیکان خود احسان کند و درباره آنان مسئولیت‌پذیر باشد، بسیاری از مشکلات اجتماعی رفع می‌شود. قرآن کریم نیز به این نکته اشاره دارد که احسان به ذوی القربی خویشاوندان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.این کار علاوه بر اینکه وظیفه‌ای دینی است به از بین بردن فقر و ایجاد پیوندهای محکم‌تر در جامعه کمک می‌کند. روایت شده است امام صادق یک کیسه طلا به من دادند و فرمودند: آن را به فلان آقا از بنی هاشم برسان و نگو که چه کسی آن را فرستاده است. کیسه را به آن مرد رساندم. او بعد از دریافت کیسه طلا گفت خدا دهنده این کیسه زر را پاداش خیر دهد هر سال این پول را برای من می‌فرستد و من تا سال آینده با آن زندگی می‌کنم ولی جعفر صادق با دارایی فراوانش به من کمک نمی‌کند.
دوری از موانع اخلاقی سه‌گانه فساددر کنار تأکید بر عدالت و احسان خداوند در این آیه از سه امر خطرناک بازمی‌دارد فحشا، منکر و بغی. سبک زندگی غربی با تصمیم‌گیری زرسالاران یهود با محوریت فحشا، منکر و بغی شکل گرفته است. این‌ها موانع اصلی در مسیر جامعه سالم‌اند. فحشا به معنای گناهان پنهان یا به معنای زشتی بزرگ، ریشه‌ای‌ترین عامل انحطاط اخلاقی است. در پروتکل‌های لابی صهیونیست تصمیم گرفته شده، باید این گناهان آرام آرام به منکر، یعنی گناهان آشکار منتهی و درنهایت به بغی یا ستمگری در جامعه ختم شوند. در سبک زندگی غربی برای اینکه جامعه را ضعیف کنند فحشا و منکر ترویج می‌شود. بعد به راحتی می‌توان به جامعه ضعیف بغی و ستم کرد و صدای آن جامعه در نخواهد آمد.سبک زندگی مجاهدانه نیاز امروز جوامع اسلامیدر جهانی که با بحران‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روبه‌رو هستیم، جوامع اسلامی باید به سمت سبک زندگی مجاهدانه حرکت کنند. این سبک زندگی علاوه بر رعایت عدالت و احسان به پاک‌سازی جامعه از گناهان پنهان و آشکار نیز توجه دارد برای مثال، امروز مردم مظلوم غزه و لبنان در شرایطی هستند که نه تنها به عدالت نیاز دارند، بلکه احسان جهانی مسلمانان می‌تواند آنان را از مصائب روزمره‌شان نجات دهد. در عرصه سیاست نیز عدالت پایه‌ای‌ترین وظیفه هر حکومت است؛ اما حکومت موفق علاوه بر عدالت، باید به احسان هم توجه کند. سیاست‌مداری که تنها به اجرای قوانین بسنده کند ممکن است منافع عمومی را حفظ کند اما دل‌ها را جذب نخواهد کرد. تاریخ نشان داده است رهبرانی که به مردم عشق می‌ورزیدند و فراتر از قوانین به فکر خدمت بودند، ماندگار شدند.
13:10 - 25 اسفند 1403

3 بازنشر2 واکنش
39٫1k بازدید



3 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌احمد بابایی‌
@ahemajnoon25 اسفند 1403
در پاسخ به
گزارش مستند و تحلیلی خوب و بسیار مفیدی بود . کاش ما مسلمانان مخصوصا مسئولین ما بیشتر دقت کنند

@user170910024278959528925 اسفند 1403
در پاسخ به
سلام این مقاله بسیار عالی تمام شد!