دردسرهای این مرد و امضایش!
آمریکا در فیلیپین جنایت عجیبی رقم زد. همه افراد بالای ده سال باید به قتل میرسیدند؛ چرا؟ چون ممکن بود توان حمل سلاح داشته باشند!
گروه جامعه؛ نعیمه جاویدی: کدام ایرانی است که از امضای ترامپ خاطره خوشی داشته باشد؟ اولینبار وقتی یکجانبه تصمیم گرفت از برجام خارج شود، با تفاخر رد امضایش را روی یک کاغذ انداخت. همانها احساس کردیم این خطخطیها پای هر برگه، تفاهمنامه، سند و توافقنامه بیفتد یک چیز را در ذهن تداعی میکند؛ آمریکا غیر قابل اعتماد است حتی اگر قول بدهد و پای آن را امضا کند! امضا نماد تعهد و تضمین است در روبرویی با آمریکا اما تضمینی وجود ندارد. امضاهای آمریکایی رد خونینی در تاریخ داشته است. تصویرسازی و عکسها در فضای مجازی این روزها سعی میکنند این خلقوخوی آمریکایی را بهتر نمایش دهند. چندتایی را با هم مرور میکنیم؛ عکس روایتهایی که تاریخ را بالا و پایین میکند تا با ادبیاتی مستند، چهره واقعی آمریکا را به تصویر بکشد.
از پسر کوچک تا مرد چاق!بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی (ناگاساکی) دو عملیات اتمی بود که در زمان جنگ جهانی دوم «هری ترومن» رئیسجمهور وقت آمریکا، علیه امپراتوری ژاپن دستورش را داد و امضاء کرد. دو بمب اتمی به فاصله ۳ روز بر روی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی انداخته شد. صبح ششم اوت ۱۹۴۵ میلادی، ساعتی هواپیمای آمریکایی بمب اتمی معروف به «پسر کوچک» را بر سر مردم بیگناه هیروشیما ریخت. همان سال، بمب دیگری معروف به «مرد چاق» هم بر سر مردم شهر «ناکازاکی» فرود آمد. آمریکا شبیه قاتل زنجیرهای است که سفارش قتل میگیرد و جنازه تحویل میدهد. خوی استعماری آمریکا تصور ادبی آدم را از کلمات هم به هم میریزد؛ «پسر کوچک» و «مرد چاق» پیش از ادبیات جنگافروزانه آمریکایی، معنای دیگری در ذهن مردم جهان داشتند.
حمله به بهانه القاعده بدتر از القاعده!آمریکا همیشه به غرب آسیا به دیده طمع نگاه کرده، با آغاز سال ۲۰۰۰ میلادی اما این روحیه آشکار شد. سال ۲۰۰۱ میلادی بود که پای تجاوز سربازان چکمهپوش آمریکا به افغانستان باز شد و تا ۲۰۱۴ ادامه داشت. به چه بهانهای؟ حمله «القاعده» به نیویورک و واشنگتن در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱. همچنین ادعاهای واهی ایجاد امنیت، آموزش برای مدارس، پیشرفت اقتصادی و... اینجا هم آمریکا حرفهای بسیاری گفت و امضا کرد نتیجه اما چه شد؟ افغانستان ویران شد. تولید مواد مخدر با حضور آمریکا که در قامت کارتل مواد مخدر ظاهر شد، ۴۰ برابر افزایش پیدا کرد. طبق آمار، بیشتر مردم افغانستان در نظرسنجی رسمی و فراگیر اعلام کردهاند که آمریکا را بهعنوان «اشغالگر» میشناسند.
تعظیم به قاتل هموطنان!آمریکا در جریان عملکرد استعماری، تخریبگر و تحقیرکننده خود کارهای عجیب زیادی انجام میدهد؛ از شستوشوی مغزی سربازان متجاوزش گرفته تا ایجاد روحیه خود تحقیری و تشکر سران کشورهای ویرانشده به دست آمریکا از آمریکا! سال ۲۰۰۷ بود؛ چند روز پیش از مرگ «پاول تیبتز»، خلبان و عامل اصلی بمباران اتمی ژاپن که مدالهای فراوانی دریافت کرد و پای لوحهای افتخار بسیاری به او امضا شد، به خبرنگاری گفت که هر شب راحت میخوابد و از جنایت خود در ژاپن حتی پشیمان هم نیست! همین چند وقت قبل بود که «سانائه تاکایچی»، نخستوزیر ژاپن، به یادبود خلبان پرتابکننده بمب اتم در هیروشیما ـ قاتل هموطنانش ـ ادای احترام کرد! این میوه همان آمریکاییسازی جهان است؛ قبول تهاجم، احترام و تقدیس آن!
امضا؛ آیینه شخصیت ترامپ!«گرافولوژی» یا تحلیل دستخط، روش روانشناختی جالبی است که این روزها موردتوجه قرار دارد. این شیوه، ارتباط میان سبک نوشتار و ویژگیهای شخصیتی افراد را بررسی میکند. با تحلیل شیب نوشته، فشار قلم، نوع اتصال حروف و چیدمان نوشته، نکاتی را مطرح میکند. یکی از بنامترین چهرههای این حوزه با تحلیل امضای ترامپ حرفهای جالبی میزند. قدبلند و عمودی خطوط نشانه لجاجت، سرسختی و تمایل شدید ترامپ به کنترل امور است. زاویهدار و سخت بودن حرکات قلم میگوید که انعطافناپذیری و روحیه سلطهگر دارد. اتصال کامل حروف نشان میدهد که به نظر میآید او در حال انجام یک مأموریت است. حروف بزرگ و اغراقشده هم نماد غرور و خودبزرگبینی هستند. بررسی همین ویژگیها کافی است تا حدی پی به احوال مشوش او بهعنوان نماینده آمریکا در عالم سیاست برد. این تحلیل به دنیای سیاست آمریکایی قابلتعمیم است.
همه ده ساله ها را بکشید!اما ردپای خونین آمریکا در «فیلیپین» هنوز حرفها برای گفتن دارد. می ۱۹۹۲ میلادی، در آخرین ماههای قتل و غارت آمریکا در این کشور، جنایت جنگی رقم خورد. سرتیپ «جیکوب اچ. اسمیت» به ۳۱۵ تفنگدار دریایی آمریکا دستور داد تا همه افراد بالای ده سال را بکشند. به چه دلیل؟ چون توانایی حمل سلاح در خصومتهای واقعی دارند؛ یعنی ممکن است، فقط ممکن است و شاید سلاح حمل کنند! این جنایت در نامه یک سرباز آمریکایی بهتر توصیف شده است: «احتمالاً سنگدل شدهام، چون وقتی اسلحه را روی افراد با پوست تیره نشانه گرفته و ماشه را میکشم، به خودم افتخار میکنم.» میبینید! دستور و امضاهای آمریکایی تا بوده بوی خون و خیانت میدهد.
صلح آمریکایی تا صلح قلابی!یکی از شیوههایی که تحلیلگران مسائل بینالمللی ترامپ را به آن میشناسند، تکنیک «صلح قلابی» است. آمریکا به مفهوم صلح نگاه ابزاری و سلطهجو دارد با همین رویکرد هم پای آن امضای موقت میزند. از تحلیل رفتار سیاسی آمریکا به دست میآید که آنها از ادبیات «صلح سازی» بیشتر استقبال میکنند تا «برقراری» و «حفظ» صلح. این عمد برای تأکید عاملیت آمریکاست. سخنرانی سیاسیون این کشور هم حاکی از این بوده که صلح، امری چالشی، سخت و هزینهساز است؛ به عبارت ساده، صلح زمانی ارزش دارد که قلاب کسب سود باشد. بارها پیشآمده ترامپ ادعا کرده آزادی و امنیت را به فلان کشور برگرداندیم؛ مدت کوتاهی بعد، همان امنیت در حد کلام هم باقی نمیماند مانند آنچه در ونزوئلا، سوریه یا لیبی اتفاق افتاد. این صلح به سبک آمریکاست.
قیمت تاج و تخت؛ سرخپوستان غلتان در خون!تاریخ خوب میداند چه بگوید؛ آنچه درباره کشف آمریکا توسط کریستف کلمب به خورد افکار عمومی جهان داده شد با واقعیت و هویت این سرزمین و بومیانش تطابق ندارد. حملات آمریکا به سرخپوستان بومی این سرزمین تا سال ۱۹۰۰ ادامه داشت. در مجموع آنها حدود ۱۰۰ میلیون سرخپوست را به قتل رساندند تا خاک زادگاه بومیان را بهعنوان کشور جدید آمریکا تصاحب کنند. به هر قتل و قیمتی! آمریکا کمتر از ۲۵۰ سال قدمت دارد. آمریکا سرمایه تمدنی ندارد. با همین رویکرد به هر کشوری پا میگذارد، نشانههای تمدنی و مالکان اصلی را به خاک و خون میکشد.
آمریکا؛ بازنده مقابله تمدنی!یکی از بهترین شیوههای مقابله با آمریکا، مقابله تمدنی است؛ اما چرا؟ در جهانی که آمریکا به هیچ حرف و سند پایبند نیست و بهراحتی و یکجانبه تصمیم میگیرد باید از پتک و اهرم تمدن استفاده کرد تا این بدعهد نوظهور را خجالت داد. الواح هخامنشی بیش از ۲۵۰۰ سال قدمت دارند. هنر فرش دستبافت ایران؛ فرش پازیریک بیش از ۲۵۰۰ سال اصالت دارد. درحالیکه عمر فرش قرمز هالیوودی «کن» حدود ۱۰۴ سال نوشته شده. ترامپ در حالی سعی میکند گلفبازی را سیاسی و رسانهای کند که آمریکایی شده این ورزش قدمتی ندارد. چوگان ایرانی اما دستکم ۲۵۰۰ سال پیشینه دارد. ۲۶۰۰ سال قبل مردم ایران برای طهارت از آفتابه استفاده میکردند در حالی که آمریکای ۲۵۰ساله ایران را با حرف، امضا و ادوات جنگی تهدید میکند. آمریکا در مقایسه تمدنی حرفی برای گفتن ندارد.
دروغگو نه؛ دروغگوی حرفه ای!هانا آرنت» فیلسوف سیاسی برجسته قرن بیستم، دو شیوه جدید دروغگویی را در دنیای سیاست امروزی معرفی میکند. نوع اول؛ دروغ به سبک «روابطعمومی» است. نوع دوم دروغگویی اما تازهتر ابداع شده؛ دروغ حل مسئله حرفهای. این یعنی برای پرتکردن افکار عمومی از موضوع یک دروغ هدفمند میگویند تا آن را منطقی جلوه دهند درست مانند امضاها و مملکتداری آمریکاییها!
از توییت تا اتهام های جعلی!دروغگویی به شیوه آمریکایی شیوهای است که آمریکا بارها از آن استفاده که نه سوءاستفاده کرده است. به مدرسه میناب به بهانه حمله به مقرهای نظامی حمله میکند. افکار عمومی جهان علیه او میشورد. دروغ بعدی را میگوید. اینکه ایران خودش میناب را زده است! دروغی که حتی نظامیان و سیاسیون قبلی آمریکا دربارهاش میگویند: «این ادعا فراتر از حماقت محض است!» نیویورکتایمز مینویسد بقایای موشکهایی که مدرسه میناب را هدف قرار داده، نشانههای موشک کروز آمریکا را دارد. یعنی امضای آمریکا پای این کشتار است. آمریکا ادعا میکند، ایران به نحوی این موشک را به دست آورده است درصورتیکه قوانین سفتوسخت آمریکایی مبادله موشکها به کشور غیر و سوم را تنها با موافقت خود آمریکا مجاز میداند. این حلقه همان حلقههای پشتسرهم دروغگویی حرفهای آمریکایی است. این دروغها برای وابستهسازی و تخدیر افکار عمومی استفاده میشوند. از پشت کلمات یک توییت گرفته تا امضا و قولهای جعلی آمریکایی!
آمریکا با چشمان بسته...اولین نکتهای که در عکاسی پرتره، توجه بینندگان را جلب میکند «چشمان» موضوع عکاسی است. مردم به طور طبیعی تمایل به برقراری ارتباط چشمی دارند. چشمان بازتابی از ذات واقعی اشخاص، فاشکننده هویت فرد هستند. زمانی که عکس قاتلان و خلافکاران منتشر میشود معمولاً چشمانشان با یک نوار پوشانده میشود. این هم به حفظ هویت فرد کمک میکند هم در لایه دوم و مفهوم محور؛ مانع از نشر شرارت میشود. حالا که جنگافروزیهای ترامپ، اقتصاد جهان را به دردسر انداخته گرافیستها افول اقتصادی آمریکا را با طرح یک دسته دلار لوله شده که کش روی چشمان تصویر روی پول را پوشانده است. تصویرگران همچنین سودا و طمع ترامپ به نفت غرب آسیا را جذاب تصویر کردند. با استفاده از بشکههای نفت، اجزای چهره او را کشیدند. نفتی که شعلهور شده نماد بحران انرژی است که سر ترامپ را به باد میدهد.
آمریکا و جاسوسی برای صدام!آمریکا تا کنون سه بار جنگ تحمیلی علیه ایران راه انداخته است. جنگ اول؛ جنگ رژیم بعث عراق با ایران، طولانیترین جنگ متعارف در قرن بیستم میلادی و دومین جنگ طولانی این قرن بعد از جنگ ویتنام و ۸ساله بود. در ظاهر ایران با صدام میجنگید اما در واقع، تحریم اقتصادی آمریکا علیه ایران، عراق را حمایت میکرد. ماهوارههای آمریکا تصاویر نبرد و اطلاعات راهبُردی نظامی را روزآمد به ایستگاههای آمریکا منعکس میکردند. ایستگاههای ردیابی هم تمام مکالمات نیروهای مسلح ایران را ثبت میکردند و در اختیار ارتش صدام حسین میگذاشتند. تشکیل شورای همکاری خلیجفارس و ایجاد یک نیروی نظامی امنیتی در خلیجفارس با نظارت و رهبری آمریکا هم حضور نظامی این کشور را در منطقه مشروعیت میبخشید تا در صورت تضعیف عراق و برتری ایران، آمریکا کفه ترازو را به نفع عراق سنگین کند. بااینحال ایران پیروز این میدان شد.
آتش بس نام دوم شکست آمریکایی...در دو جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و رمضان آمریکا دوباره پشت سر رژیمی دیگر پنهان شد؛ رژیم غاصب اسرائیل. طولی نکشید اما نقاب و همدستی بیش از حد عیان شد. اینجا بود که هیچ دروغی به کمک آمریکا و همدستش نیامد. در هر دو نبرد اما با وجود حجم حملات و ترورها، ایران به پیروزی نزدیک شد و دستیافت. دسیسه امپریالیستی اما باید جنگ باخته را برده یا دستکم مساوی نمایش میداد تا افکار عمومی مردمش را هدایت کند. برای همین آتشبس مطرح شد. تنها چند ماه پس از آتشبس جنگ ۱۲ روزه بود که جنگ رمضان با وقاحت بیشرمانه حمله به بیت رهبری و مدرسه شجره طیبه میناب آغاز شد و پس از مدتی دوباره به آتشبس کشیده شد. حالا هم کشمکش بر سر مذاکره فرمایشی و توهم بازگشایی تنگه هرمز به خواست آمریکا، این کشور را به مضحکهای باروحیه استعمارگر تبدیل کرده است.
20:06 - 27 اردیبهشت 1405