روی نمایشگر کشتی اسرائیلی نوشته بود خلیج فارس!
طنین صدای مرد، آواز غرور ایرانی است آن هم روی عرشه کشتی اسرائیلی! کلماتش تلنگری جانانه میشود به جان هر کسی که با لکنت میگوید: خلیجفارس...
گروه جامعه؛ نعیمه جاویدی: مردی که چهرهاش پیدا نیست اما صدا و دلی قرص دارد از دل میدان، بی فوت وقت به ما خبر میدهد. میگوید که در پل فرماندهی کشتی اسرائیلی است. همان کشتی نافرمان که ایران در تنگه هرمز، توقیف کرده. کدام مرد؟ همان مردی که دلش در توازن احساس است. گویی کاری را انجام داده که همیشه انجام میدهد و چیزی را روایت میکند که پیچیده و دورازذهن نیست. یک اتفاق کاملاً معقول و معمولی است. شنونده اما هیجانزده، گوش میدهد درست مثل ما که اخبار لحظهای بهاصطلاح آتشبس و در واقع ادامه جنگ آمریکایی ـصهیونیستی را دنبال میکنیم. خوشبحالت مرد، چقدر تو آرامی. انگار لنگر انداختهای گوشهای از خلیج تا ابد فارس تا از سر آرامش این روایت را برای ما بگویی.
ویدئویی به دستمان رسیده که مردی با صدای محکم و بم از توقیف کشتی اسرائیلی در تنگه هرمز به دلیل رعایتنکردن قوانین ایران در این تنگه خبر میدهد. فیلم کوتاه است و مرد وارد جزئیات نمیشود اما روایت آنقدر جذاب و گویاست که پاسخ سؤالاتمان را میگیریم. او در پل فرماندهی کشتی است، نمایی از دریا و کشتی را نشانمان میدهد. میگوید صلابت و اقتدار این اقدام ایران به کنار و صحبتش را ادامه میدهد! مگر ما چیزی مهمتر از این اقتدار داریم؟ نداریم! پس چرا این طور گفت؟
باید صبور بود و به هیجان غالب تا جملات بعدی را که معلوم است، مهم خواهد بود را درست شنید. مرد، دستش را به سمت نمایشگر مسیریابی و فرماندهی کشتی میبرد. میگوید که این دستگاه کاملاً آمریکایی_اسرائیلی است. بعد خطوط روی نمایشگر را نشان میدهد به یک نقطه اشاره و با ضرب انگشت توجه ما را به آن جلب میکند. روی نمایشگر به زبان انگلیسی نوشته، «پرشین گلف» یعنی خلیجفارس. باید هم همین را مینوشت پس چرا این همهسال استکبار دروغ فروخت و نفرت خرید؟!
عجب! پس کشتی اسرائیلی به اینجا که میرسد، میگوید: « خلیجفارس» تمام این سالها اما منافعشان که هیچ کینه و ترس قدیمیشان از ایران حکم میکرد که شیادی کند. آمریکا و اسرائیل به کشورهای عربی که میرسیدند تحریکشان میکردند که اینجا خلیج عربی است. حتی در سایت ها و اخبارشان گاهی جسارت میکردند و مینوشتند خلیج عربی. کاسبی خودشان را داشتند و نفرتپراکنی میکردند.در میدان حقیقت، در واقعیت و زندگی اما میدانستند که اینجا کجاست؟ دروغ مفت را گران میفروختند اما خودشان روی دستگاههای مسیریابیشان ثبت کردهاند، خلیجفارس. بیچاره آن دولتهای عربی که دلشان به این غمازان دروغگو و سیاستبازان کثیف خوش بود. مال و اعتبارشان را حراج کردند تا روی سیاههای بنویسند خلیج عربی و به آنها بهعنوان اوراق مثلاً بهادار بفروشند. به حرف آن را حق امرای عرب بدانند و در عمل و در خفای خودشان هزار بار بگویند و بنویسند، خلیجفارس.
راوی متین و شجاع، خوب پته آمریکا و اسرائیل را روی آب می ریزد. حالا معلوم میشود وقتی میگوید صلابت و اقتدار ایران در توقیف کشتی به کنار یعنی چه؟! یعنی این است واقعیت ذات دروغگویان. بعد از خود ما هیچکس بهاندازه آمریکا و اسرائیل باور ندارد که اینجا خلیج تا ابد فارس است. جملهای هست که میگوید: یکی خودم، میدانم چه کسی هستم و دیگری دشمن خوب میداند من چه کسی هستم. قصه، قصه اصالت ایران و مأموریت آخرالزمانی آن است.روای نادیده! تو چقدر حال ما را خوب فهمیدی و حق احساسمان را در لحظهای که از پل فرماندهی این عجز اسرائیلی_آمریکایی را نمایش میدادی، ادا کردی. میپرسی کی؟ همان وقت که انگشت اقتدار ایران را روی صفحه نمایشگر میکوبیدی و میگفتی اینجا نوشته خلیجفارس... تو خوب نقابشان را کنار زدی که اینها با خلیج عربی کاسبی میکنند و به واقعیت که میرسند مینویسند، میخوانند و صدا میزنند، خلیجفارس!
22:15 - 15 اردیبهشت 1405